‏سلمه يكى از همسران رسول خدا(ص) گوشه ردا را بالا زد خواست‏خود را به آنان ملحق كند، پيامبر(ص) عبا را از دست او كشيد و فرمود: تو خوب هستى ولكن جزء اينها نيستى. (12)

اين حديث علاوه بر اينكه مقصود از اهل بيت را در نظر پيامبر(ص) و قرآن مجيد مشخص مى‏كند، عصمت زهراى مرضيه را نيز ثابت مى‏كند.
8- در مباهله

پيكر اجتماع هر گاه دچار افراد منحرفى مى‏شود كه رستگارى انسانها را به خطر مى‏اندازند، انبياء كه طبيبان الهى هستند، به وسيله «نفرين‏» يا «مباهله‏» اقدام به نجات جامعه انسانى مى‏كنند. در باره پيامبر نيز واقعه‏اى تاريخى در اين‏باره روى داده است:

مسيحيان سرزمين يمن كه نشانه رسالت را در وجود پيامبر(ص) مشاهده كردند، به عناد و شب‏پرستى خود، اصرار ورزيدند و از قبول آيين حق روى برگرداندند. پيامبر پيشنهاد مباهله داد و آنان پذيرفتند، چون موعد مقرر فرا رسيد، دلهره سراپاى وجودشان را فرا گرفت‏بناگاه مشاهده كردند پيامبر(ص) پديدار گشت و حسن(ع) در كنار، حسين(ع) در آغوش و زهرا و على پشت‏سر حضرت. رو كرد به همراهان و فرمود: هرگاه نفرين كردم، شما آمين بگوييد.

«عاقب‏» سرپرست ترسايان با ديدن انوار پنجگانه حقيقت را متوجه شد و احساس كرد نفرين اينان يعنى نابودى كليسا. رو به همراهان خود كرد و گفت: من چهره‏هايى را مشاهده مى‏كنم كه اگر از خدا بخواهند كوه را از جاى بركند دعاى آنان مستجاب است و تا قيامت نصرانيى بر روى زمين باقى نخواهد ماند.

آنان نيز كه خود چنين احساسى در دل داشتند، از مباهله دست‏برداشتند. (13)

زمخشرى مى‏گويد: آوردن اين افراد دليل است كه آن حضرت واقعا قصد مباهله داشت نه آنكه صرف تهديد بود، چرا كه عزيزترين افراد و پاره‏هاى جگر و محبوبترين افراد را در معرض خطر احتمالى قرار داد. (14)

9- دوستداران فاطمه(س)

از بيانات بزرگان دين آموخته‏ايم كه دين چيزى جز محبت نيست و آيين الهى تولى و تبرى است. على(ع) مى‏گويد: روزى رسول خدا(ص) دست امام حسن و امام حسين(ع) را گرفته و فرمود: كسى كه من و اين دو و پدر و مادر اين دو را دوست‏بدارد، در روز قيامت‏با من در يك درجه خواهد بود. (15)

ب) ازدواج
1- جهيزيه

عايشه و ام‏سلمه نقل مى‏كنند: رسول خدا(ص) به ما دستور داد، جهيزيه فاطمه(س) را براى رفتن به خانه على(ع) آماده سازيم.

بنا به فرمان رسول الله(ص) ابتدا سطح خانه را از خاكهاى نرم زمين بطحاء پوشانديم و پس از آن، دو بالش تهيه كرديم و آن دو را با دست‏خود، از ليف خرما پر كرديم. آنگاه غذايى از خرما و كشمش ترتيب داديم. آب گوارايى نيز آماده كرديم، چوبى در يك طرف خانه گذاشتيم كه لباسها و مشك آب را بدان بياويزند. ما هيچ عروسى را بهتر از عروسى فاطمه(س) نديديم. (16)
2- هديه پيامبر، به مناسبت ازدواج

على(ع) مى‏فرمايد: رسول خدا(ص) پارچه‏سفيد رنگى از پشم به من و زهرا مرحمت فرمود و ما خود را به آن پارچه آراستيم. و بعد از اين به منزل ما تشريف آورد و بالشتى كه از نوعى گياه پر شده بود و مشك آبى به ما عنايت كرد. (17)
3- هديه فاطمه(س) به على(ع)

هديه سبب انس و الفت است پس چه بهتر كه اين امر بين خود عروس و داماد رسم باشد، تا لحظات زندگى را شيرين و زن و مرد و محيط خانه سبب آرامش گردد.

على(ع) نقل فرمود: فاطمه اطهر(س) هديه‏اى (فرشى) به مناسبت ازدواجمان تقديم كرد كه تا آن هنگام فرش ما منحصر به يك پوست گوسفند بود. (18)
4- فاطمه(س) در منزل على(ع)

دختران شخصيتهاى بزرگ، چه بسا كار كردن در منزل شوهر را براى خود ننگ به حساب آورند و اين احساس ناشى از كوچك شمردن كار و احساس شخصيت كاذب در خود است. اما كدام شخص با عظمت‏تر از وجود رسول گرامى اسلام است و كدام زن متشخص‏تر از فاطمه(س)؟!

على(ع) فرمود: فاطمه(س) به قدرى مشك آب به دوش كشيد كه اثر بند مشك در گلوى فاطمه(س) باقى ماند و چندان دستاس كرد كه دستهاى فاطمه تاول زد و آن قدر زير ديگ را آتش كرد كه حرارت آتش رنگ لباسهايش را از بين برد. (19)

ماجراى تسبيحات حضرت زهرا(س) ناشى از زحمات طاقت‏فرساى فاطمه(س) بود. على(ع) كه از نزديك شاهد زحمات همسرش بود، در اين مورد مى‏فرمايد:

فاطمه از ناراحتى كه به سبب چرخاندن آسياب دستى در دست‏خود احساس مى‏كرد، نزد پدر آمد تا كنيزى براى يارى رساندن به او در خانه عنايت كند. رسول خدا(ص) در منزل تشريف نداشت زهراى مرضيه برگشت. عايشه جريان آمدن فاطمه(س) را به اطلاع پيامبر رساند. پيامبر بلافاصله به منزل ما آمد و فرمود: آيا مى‏خواهيد چيزى به شما بياموزم كه بهتر از تقاضاى شما باشد؟ در هنگام خواب 34 مرتبه تكبير،33 مرتبه سبحان‏الله و33 مرتبه الحمدلله بگوييد. (20)

ج) مناظرات فاطمه(س)

مهمترين مناظره فاطمه زهرا(س) مناظره‏اى سياسى بود كه جنبه اقتصادى نيز داشت. اين بحث‏بين آن حضرت و خليفه اول و دوم بود. در ظاهر اين مناظرات به مسائل مالى برمى‏گردد ولى در واقع مسائل خلافت و رهبرى مسلمين مد نظر بود چه آن جز علاقه و انس با خدا در دلش نبود و مسائل دنيوى هيچگاه براى آن حضرت نگرانى ايجاد نكرد.

فاطمه(س) به دنبال ارث پدر آمد، ولى خليفه اول جواب داد: پيامبر(ص) فرموده: ما پيامبران ارث باقى نمى‏گذاريم آنچه از ما باقى بماند صدقه است، يا در اختيار حاكم همان زمان است. آنگاه فاطمه بر خليفه اول غضب كرد و تا آخر عمر با او صحبت نكرد و بعد از پيامبر(ص) شش ماه زنده بود. (21)

جوابهايى كه از خود صحاح ششگانه در مورد سخن خليفه اول به دست مى‏آيد چنين به نظر مى‏رسد: اول: در بحث فضايل آن حضرت گذشت كه غضب فاطمه به معنى غضب رسول خدا(ص) است و اين احاديث مقيد به صورت خاصى نشده است. بنابراين رسول خدا(ص) غضبناك شد!!

دوم: به موجب احاديث وارده مقصود از اهل بيت و شان نزول آيه تطهير، حضرت زهرا(س) معصوم از گناه بود، پس چگونه چيزى را خواست كه مستحق آن نبود؟!

و سوم اينكه: بعد از اين تقاضاى حضرت زهرا(س) خليفه دوم اموال پيامبر(ص) در مدينه را در اختيار على(ع) و عباس قرار داد، ولى خيبر و فدك را نه. (22) اگر اموال پيامبران صدقه است و اين حكم غير قابل تغيير است او چگونه اين عمل را انجام داد؟

علماء شيعه جوابهاى مفصل از اين حديث داده‏اند از جمله شيخ مفيد كتاب مستقلى در اين مورد به نام «رسالة حول‏الحديث نحن معاشر الانبياء لانورث‏» تاليف نموده است.

د) در سوگ پدر

به همان مقدار كه بودن در كنار پدر براى صديقه كبرا روح‏بخش بود، فراقش طاقت‏فرسا مى‏نمود. ديدار پدر، نسيم بهارى بود كه جسم و جان فاطمه را شادى مى‏بخشيد و فراقش باد سموم‏خزان.

هنگامى كه بيمارى پيامبر خدا(ص) شدت گرفت و نفس گرم آن حضرت به سختى در جريان بود، فاطمه(س) با دلى رنجور در كنار بستر نشسته و با چشمانى اشك‏آلود چهره پدر را مى‏نگريست. پيامبر در آن حال به فاطمه فرمود:

دخترم ناراحتى من همين امروز است و بعد از اين، راحت مى‏شوم. چند لحظه بعد صداى مهربانش خاموش شد و كبوتر روحش به آشيانه‏اى كه قدسيان براى او تزيين كرده بودند پر كشيد. فاطمه(س) كه لبهاى ساكت پدر را ديد، با يك دنيا غم و 