) و فاطمه(س) و راه ائمه‏7 امروز همان راه امام خمينى است. (9)

روز به روز، نور اسلام و معنويت فاطمه زهرا(س) آشكارتر خواهد شد. (10)
پى‏نوشتها:


1- ستودگان و ستايشگران، سخنان مقام معظم رهبرى، ص‏37.
2- همان، ص‏39.
3- همان، ص 41.
4- همان، ص 42.
5- همان.
6- همان، ص‏43.
7- همان، ص 44 روايت نقل شده از بحارالانوار، ج‏43، ص 11.
8- همان. ص‏46.
9- همان، ص‏47.
10- همان، ص‏46. <?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:349.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:350.txt">سرنوشت دردناك زنان در طول تاريخ‏</a><a class="text" href="w:text:351.txt">ولادت پرشكوه فاطمه(س)‏</a><a class="text" href="w:text:352.txt">محبت فراوان پيامبر(ص) نسبت به فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:353.txt">فاطمه(س)‏ در كنار پدر</a><a class="text" href="w:text:354.txt">فاطمه(س)‏ همسر وفادار امير مؤمنان(ع)</a><a class="text" href="w:text:355.txt">فاطمه(س) بعد از رحلت پيامبر(ص)</a><a class="text" href="w:text:356.txt">فدك در طول تاريخ‏</a><a class="text" href="w:text:357.txt">يك محاكمه تاريخى‏</a><a class="text" href="w:text:358.txt">حدود و مرزهاى فدك!</a><a class="text" href="w:text:359.txt">ماجراى غم‏ انگيز فدك‏</a><a class="text" href="w:text:360.txt">عوامل سياسى غصب فدك‏</a><a class="text" href="w:text:361.txt">نتيجه‏ گيرى‏</a><a class="text" href="w:text:362.txt">حماسه بزرگ‏</a><a class="text" href="w:text:363.txt">اسناد و مدارك خطبه‏</a><a class="text" href="w:text:364.txt">محورهاى هفتگانه خطبه فاطمه زهراء(س)</a><a class="text" href="w:text:365.txt">بخش نخست‏ توحيد و صفات خداوند و هدف آفرينش‏</a><a class="text" href="w:text:366.txt">بخش‏ دوم‏ مقام والاى پيامبر(ص) ، ويژگيها و اهداف او</a><a class="text" href="w:text:367.txt">بخش سوم‏ اهميت كتاب اللّه و اسرار و فلسفه احكام‏</a><a class="text" href="w:text:368.txt">بخش چهارم‏ بيان موضع خود در برابر نظام حاكم‏ </a><a class="text" href="w:text:369.txt">بخش پنجم‏ طوفانى كه بعد از پيامبر(ص) برخاست‏</a><a class="text" href="w:text:370.txt">بخش ششم‏ داستان غصب فدك</a><a class="text" href="w:text:371.txt">بخش هفتم‏ استمداد از طايفه «انصار»</a></body></html>نام کتاب : برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س)

نويسنده: آيت الله مكارم شيرازىمقام معنوى فاطمه زهرا (س) در كلام مقام معظم رهبرى 
- من از جنبه هاى معنوى و روحى و الهى آن بزرگوار (حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام ) حرفى نمى توانم بزنم . من كوچك تر از اين هستم كه آن چيزها را درك كنم ، حتى اگر كسى هم بتواند درك بكند نمى تواند آن چنان كه حق اوست او را توصيف و بيان كند. آن جنبه هاى معنوى يك عالم جداگانه اى است . (109)
- اين چه دانش والايى است ؟ اين چه معرفت و حكمت بى نظيرى است كه خداى متعال به يك زن در سنين جوانى مى بخشد؟ اين مقام معنوى حضرت زهرا عليهاالسلام است . اين مسائل معنوى تا حدود زيادى به فضايل علمى ارتباط پيدا مى كند. ارتباط پيدا مى كند به آن چه كه از تلاش ‍ فاطمه زهرا عليهاالسلام ناشى مى شود. (110)
- عبادت فاطمه زهرا عليهاالسلام يك عبادت نمونه است .
حسن بصرى كه يكى از عباد و زهاد دنياى اسلام است ، درباره فاطمه زهرا عليهاالسلام مى گويد: به قدرى دختر پيغمبر صلى الله عليه و آله عبادت كرد و در محراب عبادت ايستاد كه تورمت قدماها پاهاى آن بزرگوار از ايستادن در محراب عبادت ورم كرد. (111)
پايان سرنوشت دردناك زنان در طول تاريخ‏

بسم اللّه الرحمن الرحيم‏

«كانت مريم سيدة نساء زمانها اما ابنتى فاطمة فهى سيدة نساء العالمين من الاولين و الاخرين»:

«مريم بانوى زنان عصر خود بود، اما دخترم فاطمه بانوى همه زنان جهان از اولين و آخرين است».

(پيامبر اكرم(ص)‏)

* * *

زنان در طول تاريخ سر گذشت دردناكى داشتند، و از آنجا كه از نظر جسمانى نسبت به جنس خشن، - مردان - كمى ضعيفتر بودند، زورگويان و ظالمان در طول تاريخ سعى داشتند شخصيت انسانى آن‏ها را به همين دليل لگد مال كنند، و چه جناياتى كه در اين راه نكردند، مخصوصاً در محيط عربستان و در عصر جاهليت (هر چند تمام دنيا در آن زمان در جاهليت فرو رفته بود) بيش از همه جا شخصيت زن پايمال شده بود.

تا آنجا كه زن را همچون كالائى مبادله مى‏كردند.

سهمى از ارث مردان براى آن‏ها قائل نبودند.

تولد دختر را ننگ مى‏پنداشتند، و چنانكه مى‏دانيم دختران را زنده به گور مى‏كردند وعجب اينكه حتى قوانين طبيعى را در اين زمينه ناديده گرفته و مى‏گفتند «بچه‏هاى دختران ما فرزندان ما نيستند فرزندان ما تنها بچه‏هاى پسران ما مى‏باشند و اين شعر از آن زمان بر اساس همين تفكر به يادگار مانده است:

بنونا، بنوابنائنا و بناتنا

بنوهن اينا الرجال الاباعد! اما اسلام كه براى ارزشهاى انسانى والهى گام به ميدان گذارده بود سخت با اين تفكر جاهلى به مبارزه برخاست وبراى احياى شخصيت از دست رفته، زن قيام كرد:

از طريق موعظه و اندرز و آموزشهاى فرهنگى .

از طريق وضع قوانين به نفع زنان و شركت دادن آن‏ها در مسائل مختلف، و سرانجام از طريق شدت عمل در مقابل كسانى كه حاضرنبودند در برابر اين حقايق تسليم شوند.

در حديث آمده است:

«اسما بنت عميس» همسر «جعفربن ابى طالب» با شوهرش از حبشه بازگشت و به ديدن همسران پيامبر آمد، يكى از سوالاتى كه مطرح كرد، اين بود: آيا چيزى از آيات قرآن درباره زنان نازل شده است؟ آن‏ها اظهار بى اطلاعى كردند!

«اسما» به خدمت پيامبر آمد عرض كرد اى رسول خدا جنس زن گرفتار خسران وزيان است؟ (و شايد حق داشت اين سخن رابگويد چون سالها از مبدأ وحى دور مانده بود و گمان مى‏كرد اصولى كه بر جامعه جاهليت حاكم بود بقايايش هنوز باقى مانده است).

پيامبر فرمود چرا؟

عرض كرد به خاطره اينكه در اسلامقرآن فضيلتى درباره آن‏ها همانند مردان نيامده است!

با اينكه سال پنجم هجرت بود و هيجده سال از طلوع اسلام مى‏گذشت و درباره احياى شخصيت زن در قرآن و حديث مطالب فراوانى وارد شده بود، ولى باز براى تأكيد بيشتر آيه 35 سوره احزاب نازل شد. آيه‏اى كه در حقيقت بيانگر همه ارزشها است، ارزشهائى كه در زنان و مردان يكسان است، و از برترين موقعيت برخوردار مى‏باشد.

ارزشهاى كه در ده بخش خلاصه شده است:

مى‏فرمايد:

«ان المسلمين و المسلمات».

«والمؤمنين و المؤمنات».

«و القانتين و القانتات».

«والصادقين والصادقات».

«والصابرين و الصابرات».

«والخاشعين و الخاشعات».

«والمتصدقين و المتصدقات».

«والصائمين و الصائمات».

«والحافظين فروجهم والحافظات».

«والذاكرين اللّه كثيراً والذاكرات».

«اعداللّه لهم مغفره و اجراً عظيماً»:

«مردان مسلمان و زنان مسلمان».

«مردان باايمان و زنان باايمان».

«مردان مطيع فرمان خدا و زنان مطيع فرمان حق».

«مردان راستگو و زنان راستگو».

«مردان صابر و شيبا و زنان صابر و شكيبا».

«مردان با خشوع و زنان با خشوع».

«مردان انفاق گر و زنان انفاق گر».

«مردان روزه دار و زنان روزه دار».

«مردانى كه شرمگاه خود را نگاه مى‏دارند و زنان پاكدامن و با عفت».

«و مردانى كه بسيار به ياد خدا هستند و زنانى كه بسيار خدا را ياد مى‏كنند».

«خدا براى همه آن‏ها آمرزش و پاداش عظيمى فراهم ساخته است».

و به اين ترتيب اسلام آخرين سخن را در اين زمينه بيان كرد، و نشا