حكام ، ج 2، ص 105.
69- فاطمه زهرا از ولادت تا شهادت ، ص 234.
70- وسائل الشيعه ، ج 4، ص 1023.
71- فلاح السائل ، ص 279.
72- بحارالانوار، ج 85، ص 336.
73- تسبيحات حضرت زهرا (س )، ص 26.
74- سفينة البحار، ج 1، ص 593.
75- اصول كافى ، ج 2، ص 536.
76- معانى الاخبار، ص 193.
77- فلاح السائل ، ص 280.
78- جامع آيات و احاديث نماز، ج 2، ص 54.
79- امالى الطوسى ، 402.
80- فلاح السائل ، ص 165.
81- احقاق الحق ، ج 24، ص 250.
82- بيت الاحزان ، ص 176.
83- كشف الغمه ، ج 2، ص 62.
84- احقاق الحق ، ج 6، ص 33.
85- الوافى ، ج 7، ص 571.
86- كنزالعمال ، ج 12، ص 339.
87- مجموعه ورام ، ج 2، ص 108.
88- اعيان الشيعه ، چاپ جديد، ج 1، ص 316.
89- همان ، ص 137.
90- بحارالانوار، ج 41، ص 46.
91- احتجاج ، ج 1، ص 134.
92- بحارالانوار، ج 2، ص 892.
93- نهج الحياة ، ص 271.
94- نهج الحياة ، ص 270.
95- ذخائر العقبى ، ص 53.
96- زندگانى حضرت زهرا عليهاالسلام ، ص 928.
97- رياحين الشريعة ، ج 2، ص 101.
98- رياحين الشريعة ، ج 1، ص 108.
99- رياحين الشريعة ، ج 1، ص 113.
100- زن در آينه جلال و جمال ، ص 42.
101- رياحين الشريعة ، ج 2، ص 101.
102- بحارالانوار، ج 43، ص 66.
103- مسند فاطمه ، ص 415.
104- صحيفة فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ص 164.
105- صحيفه فاطمه زهرا عليهاالسلام ، ص 144.
106- صحيفه نور، ج 16، ص 125.
107- صحيفه نور، 6، ص 185.
108- صحيفه نور، ج 19، ص 278.
109- سخنرانى مقام معظم رهبرى در تاريخ 25/9/71.
110- سخنرانى مقام معظم رهبرى در تاريخ 25/9/71.
111- سخنرانى مقام معظم رهبرى در تاريخ 25/9/71.

 
عوامل سياسى غصب فدك‏

گرفتن «فدك» از بانوى اسلام فاطمه زهرا(س) مسأله ساده‏اى نبود كه تنها مربوط به جنبه مالى باشد، بلكه جنبه اقتصادى آن تحت الشعاع مسائل سياسى حاكم بر جامعه اسلامى بعد از رحلت پيامبر(ص) بود، در حقيقت موضوع «فدك» را نمى توان از ساير حوادث آن عصر جدا نمود، بلكه حلقه‏اى از يك زنجير بزرگ، و پديده‏اى است از يك جريان كلى و فراگير!

براى اين غصب بزرگ تاريخى عوامل زير را مى‏توان بر شمرد:

1- وجود فدك در دست خاندان پيامبر(ص) يك امتياز بزرگ معنوى براى آن‏ها محسوب مى‏شد، و اين خود دليل بر مقام و منزلت آن‏ها در پيشگاه خدا و اختصاص نزديكى شديد به پيامبر(ص) به شمار مى‏آمد، به خصوص اينكه در روايات شيعه و اهل سنت چنانكه در بالا گفتيم آمده است كه به هنگام نزول آيه «و آت ذالقربى حقه» پيامبر(ص) فاطمه(س) ‏ را فراخواند و سرزمين «فدك» را به او بخشيد.

روشن است وجود «فدك» در دست خاندان پيامبر(ص) با اين سابقه تاريخى سبب مى‏شد كه مردم ساير آثار پيامبر(ص) مخصوصاً مسأله خلافت و جانشينى آن حضرت(ص) ‏ را نيز دز اين خاندان جستجو كنند، و اين مطلبى نبود كه طرفداران انتقال خلافت به كسان ديگر بتوانند آن را تحمل كنند.

2- اين مسأله از نظر بعد اقتصادى نيز مهم بود، و روى بعد سياسى آن اثر مى‏گذاشت، چرا كه على(ع) ‏ و خاندان او اگر در مضيقه شديد اقتصادى قرار مى‏گرفتند توان سياسى آن‏ها به همان نسبت تحليل مى‏رفت، و به تعبير ديگر وجود فدك در دست آنان امكاناتى در اختيارشان قرار مى‏داد كه مى‏توانست پشتوانه مسأله ولايت باشد، همانگونه كه اموال خديجه0س) ‏ پشتوانه‏اى براى پيشرفت اسلام در آغاز نبوت پيامبر اسلام(ص) ‏ بود.

در همه دنيا معمول است هرگاه بخواهند شخص بزرگ، يا كشورى را منزوى كنند او را درمحاصره اقتصادى قرار مى‏دهند كه در تاريخ اسلام در داستان «شعب ابوطالب» و محاصره شديد اقتصادى مسلمين از سوى مشركان قريش آمده است.

در تفسير سوره «منافقين» ذيل آيه:

«لئن رجعنا الى المدينة ليخرجن الاعزمنها الاذل».

به توطئه‏اى شبيه همين توطئه از سوى منافقين اشاره شده كه به لطف الهى در نطفه خفه شد، بنابراين تعجب نيست كه مخالفان بكوشند اين سرمايه را از خاندان پيغمبر اكرم(ص) بگيرند، و آن‏ها رامنزوى كرده و دستان را تهى سازند.

3- اگر آن‏ها حاضر مى‏شدند فدك را به عنوان ميراث پيامبر(ص) و يا بخشش و هديه آن حضرت به فاطمه زهرا(س) در اختيار آن حضرت قرار دهند راهى باز مى‏شد كه مسأله خلافت را نيز از آن‏ها مطالبه كند.

اين نكته را دانشمند معروف اهل سنت «ابن ابى الحديد معتزلى» در شرح «نهج البلاغه» به طرز ظريفى منعكس كرده است.

او مى‏گويد:

من از (استادم) «على بن فارقى» مدرس بغداد سؤال كردم: آيا فاطمه(س)‏ در ادعاى مالكيت «فدك» صادق بود؟

گفت: آرى.

گفتم: پس چرا خليفه اول فدك را به او نداد، در حالى كه فاطمه نزد او راستگو بود؟

او تبسمى كرد و كلام لطيف و زيبا و طنز گونه‏اى گفت، در حالى كه هرگز عادت به شوخى نداشت، گفت:

«لو اعطاها اليوم فدكاً بمجرد دعواه لجائت اليه غداً و ادعت لزوجها الخلافة و زحزحته من مكانه، و لم يمكنه لاعتذار و المدافعة بشيئى لانه يكون قد اسجل على نفسه بانها صادقة فيما تدعيه، كائنا ما كان، من غير حاجة الى بينة»:

«اگر ابى بكر آنروز «فدك» را به مجرد ادعاى فاطمه(س) ‏ به او مى‏داد، فردا به سراغش مى‏آمد و ادعاى خلافت براى همسرش مى‏كرد! و وى را از مقامش كنار مى‏زد، و او هيچگونه عذرى و دفاعى از خود نداشت، زيرا با دادن «فدك» پذيرفته بود كه فاطمه(س) ‏ هر چه را ادعا كند راست مى‏گويد، و نيازى به بينّه و گواه ندارد».

سپس «ابن ابى الحديد» مى‏افزايد:

«اين يك واقعيت است، هر چند استادم آنرا به عنوان يك مزاح مطرح كرد».

اين اعتراف صريح از دو دانشمند اهل سنت، شاهد زنده‏اى جهت «بار سياسى» داستان فدك است.

و اگر به سرنوشت اين قريه در طول تاريخ چند قرآن آغاز اسلام بنگريم كه چگونه دست به دست مى‏گرديد هر يك از خلفاء موضع خاصى در برابر آن داشتند اين مسأله روشنتر مى‏شود كه در بحث آينده به خواست خدا به آن اشاره مى‏كنيم.

1. (شرح ابن ابى الحديد) بر (نهج البلاغه) جلد 4 ص .78
برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازىنتيجه‏ گيرى‏

داستان غم انگير فدك و طوفانهائى كه اين روستاى ظاهراً كوچك را در طول تاريخ اسلام در برگرفته، به خوبى نشان مى‏دهد كه توطئه بزرگى براى كنار زدن اهل بيت پيامبر(ص) از متن حكومت و خلافت اسلامى و ناديده گرفتن مقام ولايت و امامت در جريان بود، توطئه‏اى حساب شده و در تمام ابعاد.

بازيگران سياسى از آغاز و مخصوصاً در عصر «بنى اميه» و «بنى عباس» سعى داشتند «اهل بيت» عليهم السلام را از هر نظر منزوى كنند، و هر امتيازى را كه ممكن است به پيروزى آن‏ها منتهى گردد از دستشان بگيرند، حتى آنجا كه شرائط ايجاب مى‏كرد از نام و عنوان آن‏ها استفاده مى‏نمودند ولى از بازگرداندن حقشان به آن‏ها مضايقه داشتند.!

مى‏دانيم در عصر «بنى عباس» و «بنى اميه» وسعت كشور اسلامى و حجم ثروت و ذخائر بيت المال به قدرى زياد بود كه در تاريخ جهان بى سابقه يا كم سابقه بود، و با اين حال روستاى فدك در برابر آن اصلا به حساب نمى‏آمد، اما باز ملاحظات شيطنت‏آميز به آن‏ها اجازه نمى داد كه اين حق را به صاحبانش بازگردانند و به بازى گرى با فدك پايان دهند.

داستان فدك در حقيقت ورقى است از تاريخ اسلام كه مقام و منزلت خاندان پيامبر(ص) را از يكسو، و مظلوميت آن‏ها از سوى ديگر، 