ى و وجوب معرفة اللّه روى آن تكيه مى‏كنند.

2- اگر خداوند بندگان را به شكر نعمتهايش دعوت كرده، نه به خاطر نياز اوست، بلكه براى آن است كه بندگان از اين طريق شايستگى بيشتر كسب كنند و مشمول نعمتهاى افزونترى گردند (دقت كنيد).

3- بندگان از اداى حق شكر او عاجزند، چرا كه توفيق شكر گذارى او خود نعمت تازه‏اى است، و ابزار شكرش - فكر و دست و زبان - همه از نعمتهاى اويند، بنابراين جز اعتراف به عجز، كارى از آن‏ها ساخته نيست.

بنده همان به كه ز تقصير خويش‏

عذر به درگاه خداى آورد

ور نه سزاوار خداونديش‏

كس نتواند كه به جاى آورد

4- روح توحيد همان اخلاص است، پاك كردن كردن روح از غير خدا، و دل دادن در گرو محبت او، و سر نهادن بر فرمانش و خلاصه هر چه در مخالفت با او است به دست فراموشى سپردن و هر چه غير اوست به طاق نيسان زدن!

5- در حقيقت توحيد در سرشت آدميان از آغاز نهفته است، و اين نور الهى در اعماق جان همه انسانها مى‏درخشد، و هر كس در باطن خويش فرياد «اللّه اكبر» را مى‏شنود و به همين دليل به هنگام وزش طوفانهاى سخت زندگى و پاره شدن پرده‏هاى غفلت و بى خبرى از هر زمان آشكارتر مى‏درخشد، و هر كس را بى اختيار به سوى خود جذب مى‏كند و «لا اله الا هو» مى‏گويد.

6- نه كنه ذاتش با انديشه‏هاى ژرف درك مى‏شود كه:

«كلما ميز تموه باوهامكم فى ادق معانيه مخلوق مصنوع مثلكم مردود اليكم».

و نه بر كنه صفاتش كسى راه مى‏يابد.

بنابراين همه اعتراف كنيم كه:

«و ما عرفناك حق معرفتك»

تو را چنانكه حق معرفت تو است نشناختيم.

«ما عبدناك حق عبادتك»

و آن گونه كه شايسته عبوديت تو است پرستش نكرديم.

7- يكى از مسائل مهم در امر خلقت اين است كه در آغاز، ماده‏اى وجود نداشت كه خداوند اين جهان را از ماده‏هاى پيش ساخته‏اى بيافريند، بلكه آفرينش بعد از عدم محض صورت گرفت، و اين خلق مخصوص به ذات پاك خداوند است كه حتى تصور آن براى گروهى مشكل است.

8- مسأله مهم ديگر در آفرينش اين است كه صورتگران هميشه در تصوير و نقش آفرينى خود از امور طبيعى الهام مى‏گيرند، و گاه اشكال مختلفى را به هم مى‏آميزند و شكل جديدى را ابداع مى‏كنند، اما خداوند ابداع گرى است كه بدون هيچ طرح و الگوى قبلى، جهان را صورت بندى كرده و ترسيم نموده است.

9- بحث مهم ديگرى كه در اين بخش از خطبه تاريخى بانوى اسلام(س) آمده بى نيازى مطلق خداوند از همه چيز است.

بديهى است وجودى كه از هر نظر نامتناهى و بى پايان است نياز در ذات پاك او راه ندارد، چرا كه «نياز» دليل بر «كمبود» است و كمبود تنها در موجودات «ممكن» متصور است، نه ذات بى انتهاى حق.

10- و بالاخره مسأله مهم ديگرى كه در اين بخش مطرح شده مسأله «هدف آفرينش» است كه بانوى اسلام در عبارت كوتاهش آن را در چند جمله پر معنى خلاصه كرده است:

الف - آشكار ساختن حكمت بى پايان خداوند.

ب- دعوت بندگا به اطاعت او.

ج - نشان دادن قدرت نامحدود او.

د- فراخواندن بندگان به عبوديتش.

ه'- قوت بخشيدن به پيامبرانش.

اينها اهداف مختلى است كه حضرت زهرا(س) براى آفرينش بيان فرموده، و قابل توجه اينكه اين اهداف لازم ملزوم يكديگرند، وقتى كه بندگان آثار قدرت و حكمت پروردگار را در پهنه عالم هستى ديدند مجذوب طاعت او مى‏شوند، و به عبوديتش روى مى‏آوردند و مدارج كمال را مى‏پيمايند.

از سوى ديگر هنگامى كه پيامبران در سخنان خود بر نظام آفرينش عالم هستى تكيه كنند نفوذ بيشترى در قلوب انسانها مى‏يابند، و مسئله هدايت براى آن‏ها سهلتر و آسان‏تر مى‏شود (دقت كنيد).

به اين ترتيب: خداوند جهان را نيافريده تا «سودى» كند، بلكه هدف اين بوده كه بر بندگان «جودى» كند، او اراده كرده آن‏ها را در مسير هدايت پيش برد، و به جوار قربش فراخواند، و همواره در اين راه پيش روند و به موازات كسب شايستگيها از الطاف بى كرانش بهره بيشترى گيرند.

1. اربعين شيخ بهائى و بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 69، ص .293
2. اربعين شيخ بهائى و بحار الانوار، علامه مجلسى، ج 69، ص .292
3. مستدرك الوسائل، محدث نورى، ج 1، ص .16
برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازىبخش‏ دوم‏ مقام والاى پيامبر(ص) ، ويژگيها و اهداف او

متن:
«و اشهد ان ابى محمداً عبده و رسوله، اختاره و انتجبه قبل ان ارسله، و سماه قبل ان اجتبله، و اصطفاه قبل ان ابتعثه، اذ الخلائق بالغيب مكنونة و بستر الاهاويل مصونة، و بنهاية العدم مقرونة.

علماً من اللّه تعالى بمائل [بمآل‏] الامور، و احاطة بحوادث الدهور، و معرفة بمواقع المقدور.

ابتعثه اللّه اتماماً لامره و عزيمة على امضاء حكمه و انفاذاً لمقادير حتمه.

فرأى الامم فرقاً اديانه، عكفاً على نيرآن‏ها [و] عابدة لاوثانها، منكرة اللّه مع عرفانها.

فانار اللّه بمحمد [صلى اللّه عليه و آله‏] ظلمها، و كشف عن القلوب بهمها و جلى عن الابصار غممها.

و قام عن الناس بالهداية و انقذهم من الغواية و بصرهم من العماية.

و هداهم الى الدين القويم و دعاهم الى الطريق المستقيم، ثم قبضه اللّه اليه قبض رأفة و اختيار و رغبة و ايثار، فحمد [صلى اللّه عليه و آله‏] عن [من‏] تعب هذه الدار فى راحة، قد حف بالملائكة الابرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاورة الملك الجبار.

صلى اللّه على ابى نبيه و امينه على الوحى و صفيه و خيرته من الخلق و رضيه و السلام عليه و رحمة اللّه و بركاته».

* * *

ترجمه:
و گواهى مى‏دهم كه پدرم محمد(ص) بنده و فرستاده او است، پيش از آنكه او را بفرستد برگزيد، و پيش از آنكه او را بيافريند، براى اين مقام نامزد فرمود، و قبل ار بعثتش او را انتخاب نمود.

در آن روز كه بندگان در عالم غيب پنهان بودند، و در پشت پرده‏هاى هول‏انگيز نيستى پوشيده و به آخرين سرحد عدم مقرون بودند.

اين به خاطر آن صورت گرفت كه خداوند از آينده آگاه بود، و به حوادث جهان احاطه داشت، و مقدارت را به خوبى مى‏دانست.

او را مبعوث كرد تا فرمانش را تكميل كند، و حكمش را اجرا نمايد و مقدرات حتمى اش را نفوذ بخشد.

هنگامى كه مبعوث شد، امتها را مشاهده كرد كه مذاهب پراكنده‏اى را برگزيده‏اند، گروهى بر گرد آتش طواف مى‏كنند، و گروهى در برابر بتها سر تعظيم فرود آورده‏اند،

و با اينكه با قلب خود خدا را شناخته‏اند، او را انكار مى‏كنند.

خداوند به نور محمد(ص) ظلمتها را برچيد، و پرده‏هاى ظلمت را از دلها كنار زد، و ابرهاى تيره و تار را از مقابل چشمها برطرف ساخت.

او براى هدايت مردم قيام كرد، و آن‏ها را از گمراهى و غوايت رهائى بخشيد، و چشمهايشان را بينا ساخت، و به آئين محكم و پابرجاى اسلام رهنمون گشت، و آن‏ها را به راه راست دعوت فرمود.

سپس خداوند او را با نهايت محبت و اختيار خود و از روى رغبت و ايثار قبض روح كرد، سرانجام او از رنج اين جهان آسوده شد و هم اكنون در ميان فرشتگان، و خشنودى پرودرگار غفار و در جوار قرب خداوند جبار قرار داد.

درود خدا بر پدرم پيامبر(ص) امين وحى، و برگزيده او از ميان خلائق باد، و سلام بر او و رحمت خدا و بركاتش.

تفسير:
در 