اين بخش از كلام بانوى اسلام‏(س) نيز اشارات پرمعنائى به يك رشته از مسائل مهم درباره شخص پيامبر(ص) شده است از جمله:

1- در نخستين تعبيراتش به گوهر ممتاز پيامبر(ص) اشاره مى‏فرمايد، چيزى كه در ساير احاديث اسلامى نيز به آن اشاره شده است و در اينجا بحث مهمى مطرح است و آن اينكه، آيا ساختمان وجودى پيامبر(ص) به كلى با ديگران متفاوت بوده است؟ و اگر چنين است پس معصوم بودنش لازمه اين گوهر پاك است، و طبعاً افتخارى محسوب نمى‏شود.

و اگر گوهرش متفاوت نيست پس اين تعبيرات در كلام بانوى اسلام چه هدفى را تعقيب مى‏كند؟

حقيقت اين است كه افتخارات و مواهب پيامبران و امامان بخشى ذاتى و بخشى اكتسابى است، و با توجه به اين تركيب بندى خاص بسيارى از سؤالات پاسخ گفته مى‏شود.

به تعبير ديگر، خداوند حكيمى كه آن مأموريت عظيم را بر عهد پيامبرش مى‏گذارد آمادگيهاى ذاتى به او مى‏بخشد: گوهرى ممتاز، هوشى سرشار، اراده‏اى آهنين، عزمى راسخ، و علمى وافر و تشخيصى صائب به او مى‏دهد، و گرنه از يك فرد ضعيف اين رسالت بزرك ساخته نيست و نقض غرض خواهد شد.

و اين امر هرگز غير عادلانه نيست، همانگونه كه عضلات بازو نسبت به عضلات ظريف پلكهاى چشم، فوق العاده متفاوت است، چرا كه مسئوليت يكى تكان دادن يك پلك كوچك مى‏باشد، در حالى كه مسئوليت ديگرى بر داشتن بارهاى عظيم و كارهاى سنگين است، و اگر غير از اين بود برخلاف عدالت بود.

اما با اين حالت چنان نيست كه گوهر ذاتى پيامبر(ص) ارده و اختيار را از او سلب كند، او نيز قدرت بر گناه دارد، هر چند هرگز گناه نمى كند.

تعجب نكنيد بسيارى از مردم عادى نيز در برابر بعضى از گناهان همين حالت را دارند، فى المثل هر كس توانائى دارد كه به صورت برهنه مادرزداد در برابر جمعيت ظاهر شود، و يا قدرت دارد در يك شب سرد زمستانى بدون لباس در ميان برفها بخوابد، ولى در عين حال جز افراد ديوانه چنين كارى را انجام نمى دهند.

پيامبران و امامام معصوم نيز در برابر همه گناهان چنين حالى را دارند. اين نيز قابل توجه است كه معصومان به نسبت گوهر پاكشان مسئوليت سنگينترى دارند و كمترين ترك اولى از آن‏ها پذيرفته نيست.

و اين تعبير حضرت فاطمه‏(س) كه مى‏فرمايد:

«علماً من اللّه تعالى بمائل الامور و احاطة بحوادث الدهور».

اشاره به همين نكته است كه خداوند چون رسالت سنگين آينده پيامبر را مى‏دانست گوهر او را چنين والا آفريد.

2- او براى تكميل او امر الهى آمده بود، و براى اجراى فرمانهاى تكوينى او.

اين تعبير پر معنى مى‏تواند اشاره‏اى به مسأله خاتميت پيامبر(ص) و نيز اشاره‏اى به مسأله تكميل مواهب تكوينى از طريق تشريع و احكام الهى باشد (دقت كنيد).

3- دختر گرامى پيامبر(ص) در اين فراز از سخنانش به وضع رقت بار امتها قبل از بعثت اشاره مى‏كند كه چگونه در ظلمت خرافات گرفتار بودند، مجوس در برابر آتشكده‏ها تعظيم مى‏كردند، و عرب در مقابل بتكده‏ها، و هر كدام از ملتهاى ديگر نيز به نوعى از انحراف و پراكندگى گرفتار بودند.

و چه جالب مى‏فرمايد: «آن‏ها در عين شناخت خدا منكر او بودند» كه اشاره‏اى است گويا به مسأله «توحيد فطرى» كه در سرشت همه انسانها است.

4- در قسمت ديگرى از اين بيان به بركات وجود پيامبر(ص) و آثار قيام او اشاره مى‏كند كه چگونه او ابرهاى تيره و تار اوهام را از افق دور ساخت و زنگار جهل و خرافات را از آئينه دلها زدود، و پرده هائى كه بر چشمها افتاده بود و از مشاهده حق مانع مى‏شد دريد، و به آئينى كه «صراط مستقيم» است و حد واسطى است ميان افراطها و تفريطها، دعوت فرمود.

و براى درك عمق اين سخن بايد مقايسه دقيقى ميان وضع مردم در عصر جاهليت، و بعد از ظهور اسلام كرد، تا اين واقعيت روشنتر گردد و بانوى اسلام(س) اين كار را در خطبه خود فرموده است.

5- مرگ پرافتخار پيامبر(ص) يكى ديگر از مسائل قابل ملاحظه‏اى كه در اين فراز از خطبه تاريخى بانوى اسلام(س) آمده است:

او كه مرغ بلند پرواز روحش ساليان دراز در قفس تن در اين دنياى فانى زندانى و گرفتار بود، بعد از اداى رسالت، و انجام مسئوليت خود، قفس را شكست و به سوى كوى دوست پر كشيد، و در هواى سر كويش پروبال زد، و در ميان فرشتگان والا مقام آسمان جاى گرفت!

برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازىبخش سوم‏ اهميت كتاب اللّه و اسرار و فلسفه احكام‏

ثم التفتت الى اهل المجلس و قالت:

«انتم عباداللّه نصب امره و نهيه، و حملة دينه و وحيه، و امناء اللّه على انفسكم، و بلغاؤه الى الامم.

و زعيم حق له فيكم، و عهد قدمه اليكم.

و بقية استخلفها عليكم كتاب اللّه الناطق، و القرآن الصادق، و النور الساطع، و الضياء اللامع، بينة بصائره، منكشفة سرائره، متجلية ظواهره، مغتبط به اشياعه، قائد الى الرضوان اتباعه، مؤد الى النجا استماعه، به تنال حجج اللّه المنورة، و عزائمه المفسرة، و محارمه المحذرة، و بيناته الجالية و براهينة الكافية، و فضائله المندوبة و رخصه الموهوبة و شرايعه [شرائعه‏] المكتوبة.

فجعل اللّه الايمان تطهيراً لكم من الشرك، و الصلاة تنزيهاً لكم عن الكبر، و الزكاة تزكية للنفس، و نماء فى الرزق، و الصيام تثبيتاً للاخلاص، و الحج تشييداً للدين، و العدل تنسيقاً للقلوب، و طاعتنا نظاماً للملة، و امامتنا اماناً من الفرقة [للفرقة]، و الجهاد عزاً للاسلام، و الصبر معونة على استيجاب الاجر، و الامر بالمعروف مصلحة للعامة، و بر الوالدين و قاية من السخط، و صلة الارحام منماة للعدد، و القصاص حقناً للدماء و الوفاء بالنذر تعرضاً للمغفرة و توفية المكاييل و الموازين تغييراً للبخس، و النهى عن شرب الخمر تنزيهاً عن الرجس، و اجتناب القذف حجاباً عن اللعن و ترك السرقة ايجاباً للعفة و حرم اللّه الشرك اخلاصاً له بالربوبية.

«فاتقواللّه حق تقاقه و لا تموتن الا و انتم مسلمون».

و اطيعوا اللّه فيما امركم به ونها كم عنه، فانه «انما يخشى اللّه من عباده العلماء».

* * *

ترجمه:
سپس رو به اهل مجلس كرد و مسئوليت سنگين مهاجران و انصار را برشمرد و فرمود:

شما اى بندگان خدا! مسئولان امر و نهى پروردگار و حاملان دين و وحى او هستيد، و نمايندگان خدا بر خويشتن، و مبلغان و به سوى امتها مى‏باشيد.

پاسدار حق الهى در ميان شما، و حافظ پيمان خداوند كه در دسترس همه شماست و آنچه پيامبر(ص) بعد از خود در ميان امت به يادگار گذارده «كتاب اللّه ناطق» و قرآن صادق، و نور آشكار و روشنائى پرفروغ او است.

كتابى كه دلائلش روشن، باطنش آشكار، ظواهرش پر نور، و پيروانش پرافتخار.

كتابى كه عاملان خود را به بهشت فرا مى‏خوند، و مستمعينش را به ساحل نجات رهبرى مى‏كند.

از طريق آن به دلائل روشن الهى مى‏توان نائل گشت، و تفسير واجبات او را دريافت، و شرح محرمات را در آن خواند، و براهين روشن و كافى را بررسى كرد، و دستورات اخلاقى و آنچه مجاز و مشروع است در آن مكتوب يافت.

سپس افزود:

خداوند «ايمان» را سبب تطهير شما از شرك قرار داده.

و «نم