ما رنج مى‏برد، و به هدايت شما علاقه وافر داشت و نسبت به مؤمنان مهربان و رحيم بود.

هر گاه نسب او را بجوئيد مى‏بينيد او پدر من بوده است، نه پدر زنان شما! و برادر پسر عموى من بوده است، نه برادر مردان شما! و چه افتخار است اين نسب، درود خدا بر او و خاندانش باد!

آرى او آمد و رسالت خويش را به خوبى انجام داد، و مردم را به روشنى انذار كردند، از طريقه مشركان روى بر تافت، و بر گردنهايشان كوبيد، و گلويشان را فشرد - تا از شرك دست بردارند و در راه توحيد گام بگذارند-.

او همواره با دليل و برهان و اندرز سودمند مردم را به راه خدا دعوت مى‏كرد.

بتها را درهم مى‏شكست، و مغزهاى متكبران را مى‏كوبيد، تا جمع آن‏ها متلاشى شد، و تاريكى‏هاى برطرف گشت، صبح فردا رسيد، و حق آشكار شد، نماينده دين به سخن در آمد، و زمزمه‏هاى شياطين خاموش گشت.

افسر نفاق بر زمين افتاد، گره‏هاى كفر و اختلاف گشوده شد، و شما زبان به كلمه اخلاص «لا اله الا اللّه» گشوديد، در حالى كه گروهى اندك و تهى دست بيش نبوديد!

آرى شما در آن روز بر لب پرتگاه آتش دوزخ قرار داشتيد، و از كمى نفرات همچون جرعه‏اى براى شخص تشنه، و يا لقمه‏اى براى گرسنه، و يا شعله آتشى براى كسى كه شتابان به دنبال آتش مى‏رود، بوديد، و زير دست و پاها له مى‏شدديد!

در آن ايام آب نوشيدنى شما متعفن و گنديده بود، و خوراكتان برگ درختان! ذليل و خوار بوديد، و پيوسته از اين مى‏ترسيديد كه دشمنان زورمند شما را بربايند و ببلعند!

اما خداوند تبارك و تعالى شما را به بركت محمد(ص) بعد از آنهمه ذلت و خوارى و ناتوانى نجات بخشيد، او با شجاعان درگير شد، و با گرگهاى عرب و سركشان يهود و نصارى پنجه درافكند، ولى هر زمان آتش جنگ را برافروختند خدا آن را خاموش كرد.

و هر گاه شاخ شيطان نمايان مى‏گشت و فتنه‏هاى مشركان دهان مى‏گشود، پدرم برادرش على(ع) را در كام آن‏ها مى‏افكند، و آن‏ها را به وسيله او سركوب مى‏نمود، و او هرگز از اين مأموريتهاى خطرناك باز نمى گشت مگر زمانيكه سرهاى دشمنان را پاى مال مى‏كرد و بينى آن‏ها را بخاك مى‏ماليد!

* * *

تفسير:
در اين بخش نيز حقايق بزرگى نهفته است:

1- من كيستم؟
او قبل از هر چيز خودش را به جمعيت معرفى مى‏كند، و عذر و بهانه‏ها را از آن‏ها مى‏گيرد، تا كسى نگويد من بى خبر بودم و دختر پيامبر را نشناختم، و گرنه به ياريش برمى خاستم.

او مخصوصاً روى نسبتش به پيامبر(ص) تكيه مى‏كند، و ارتباطش با على(ع) را بازگو مى‏نمايد، سپس تأكيد مى‏كند كه آنچه را مى‏گويم عين حقيقت است، سخنى را نسنجيده نمى گويم، و كلمه‏اى را بى حساب بر زبان نمى آورم. درست بشنويد و ببينيد چه مى‏گويم و مسئوليت عظيم خود را در برابر حادثه دريابيد!

2- دلسوزى فوق العاده‏
سپس علاقه رسول اللّه(ص) را به آن‏ها يادآور مى‏شود كه چگونه از رنجهاى آن‏ها رنج مى‏برد، و چگونه در غمهاى آن‏ها شريك بود، مخصوصاً روى پنج وصف از اوصاف پيامبر كه قرآن مجيد در يك آيه روى آن تكيه كرده است، تكيه فرمود:

«پيامبرى از دل جامعه و از ميان توده مردم به سوى شما آمد، پيامبرى دلسوز، و علاقمند به هدايت شما، و پيامبرى پرمحبت، و مهربان».

اوصافى كه همه اصحاب آن را در رسول اللّه(ص) ديده بودند و مى‏شناختند.

3- زحمات طاقت فرساى پيامبر.
سپس زحمات سنگين پيامبر(ص) را يادآور مى‏شود كه چگونه يك تنه براى ابلاغ آن رسالت بزرگ برخاست، و كمترين انحرافى در او راه يافت، و بينى گردنكشان را بر خاك ماليد، و مغز متكبران را درهم كوبيد، و سلاح او در برابر حق جويان و حق طلبان منطق و دليل و موعظه و حكمت بود، و تا آنكه قدرت مشركان را در هم شكست، و بتكده‏ها فرو ريخت، و دشمنان خدا پراكنده شدند، ظلمتها برطرف شد و سپيده دميد، خفاشها فرار كردند، و گروهى توانستند آشكارا نغمه «لا اله الا اللّه» سر دهند و آواى توحيد را در ديار كفر زمزمه كنند.

4- شما اينگونه بوديد!
فاطمه(س) به ياد آن‏ها مى‏آورد كه آن روز شما گروه اندك با ايمان در ميان طوفان سخت و وحشتناك گرفتار بوديد، از يك سو وسوسه‏هاى دوران شرك و بت پرستى، گاه و بيگاه به سراغتان مى‏آمد و شما را به لب پرتگاه آتش دوزخ مى‏كشيد، و از سوى ديگر دشمنان نيرومند و بيرحم از هر طرف شما را احاطه كرده بودند، به گونه اى كه با يك چشم برهم زدن ممكن بود شما را زير دست و پاى خود له كنند و آنچنان در فشار بوديد كه جز آب ناگوار و غذاى نامناسب و خشن چيزى نصيبتان نمى شد، و پيوسته از آينده خود بيمناك بوديد.

اما خدا اراده كرده بود دندان اين گرگان خونخوار را بشكند، و سرهاى اين افعيها را به سنگ بكوبد، و اين گروه مستضعف و اندك را بر آن‏ها مسلط كند و چنين كرد.

چيزى نگذشت كه آتش فتنه‏ها خاموش گشت، و طوفانها فرو نشست، اهريمنان فرار كردند، و راهزنان و دزدان كه از تاريكى‏هاى شب ظلمانى جاهليت استفاده مى‏كردند با طلوع آفتاب عالمتاب اسلام در بيغوله‏ها پنهان شدند.

آرى فاطمه(س) اين لحظات حساس را كه هر روزش همچون يك قرن بر دوش مؤمنان سنگينى مى‏كرده به ياد آن‏ها مى‏آورد، تا نعمتهاى عظيم خدا را به دست فراموشى نسپارند، و مواهب الهى را ناسپاسى نكنند، و در تداوم اين خط الهى و رسالت عظيم بكوشند و تسليم جوسازيها نشوند.

5- خدمات على(ع):
دختر پيامبر(ص) در اين ميان خدمات بزرگ حضرت على(ع) را ياد آور مى‏شود، كه چگونه پيامبر(ص) در حوادث خطرناك، او را به مقابله مى‏فرستاد، و او با ايثارگرى فوق العاده و جانبازى و فداكارى تمام، به مقابله بر مى‏خواست، در كام فتنه‏ها فرو مى‏رفت و آن را خاموش مى‏كرد و پيروزمند باز مى‏گشت، سرهاى سركشان را با شمشير خود فرو مى‏افكند و دماغ طاغوتها را به خاك مى‏ماليد، و همه جا يار و ياور پيامبر(ص) و حامى و پشتيبان او بود.

آرى چنين كسى مى‏تواند تداوم بخش خط اين انقلاب بزرگ و مانع انحراف آن باشد.

1. قرآن كريم، سوره توبه، آيه .129
برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازىبخش پنجم‏ طوفانى كه بعد از پيامبر(ص) برخاست‏

متن:
«فلما اختار اللّه لنبيه [صلى اللّه عليه و آله‏] دار انبيائه و ماؤى اصفيائه، ظهر فيكم حسيكة النفاق، و سمل جلباب الدين، و نطق كاظم الغاوين و نبغ خامل الاقلين و هدر فنيق المبطلين، فخطر فى عرصاتكم، و اطلع الشيطان رأسه من مغرزه، هاتفا بكم، فالفاكم لدعوته مستجيبين ،و للغرة فيه ملاحظين، ثم استنهضكم فوجدكم خفافاً و احمشكم فالفاكم غضاباً، فوسمتم غير ابلكم، و اوردتم غير شربكم، هذا و العهد قريب، و الكلم رحيب، و الجرح لما يندمل، و الرسول لما يقبر، ابتداراً زعمتم خوف الفتنة،

«الا فى الفتنة سقطوا و ان جهنم لمحيطة بالكافرين» فهيهات منكم؟ و كيف بكم؟ و انى تؤفكون؟ و كتاب اللّه بين‏ اظهركم امروره زاهرة [ظاهرة] و اعلامه باهرة، و زواجره لايحة، و او امره واضحة، قد خلفتموه و راء ظهوركم ارغبة عنه تريدون؟ ام بغيره تحكمون؟ بئس للظالمين بدلا.

«و من يتبع غير الاسلام ديناً ف