ن يقبل منه و هو فى الاخرة من الخاسرين»

ترجمه:
اما هنگامى كه خداوند سراى پيامبران را براى پيامبرش برگزيد، و جايگاه برگزيدگانش را منزلگاه او ساخت، ناگهان كينه‏هاى درونى و آثار نفاق در ميان شما ظاهر گشت، و پرده دين كنار رفت، و گمراهان به صدا درآمدند، و گمنامان فراموش شده سربلند كردند، نعره‏هاى باطل برخاست و در صحنه اجتماع شمابه حركت در آمدند.

شيطان سرش را از مخفيگاه خود بيرون كرد و شما را به سوى خود دعوت كرد، وشما را آماده پذيرش دعوتش يافت و منتظر فريبش!

سپس شما را دعوت به قيام كرد و سبكبار براى حرك يافت! شعله‏هاى خشم و انتقام را در دلهاى شما بر افروخت، و آثار غضب در شما نمايان گشت.

و همين امر سبب شد بر غير شتر خود علامت نهيد، و در غير آبشخور خود وارد شويد، - و به سراغ چيزى رفتيد كه از آن شما نبود و در آن حقى نداشتيد و سرانجام به غصب حكومت پرداختيد-.

در حالى كه هنوز چيزى از رحلت پيامبر نگذشته بود، زخمهاى مصيبت ما وسيع و جراحات قلبى ما التيام نيافته، و حتى هنوز پيامبر(ص) به خاك سپرده نشده بود.

بهانه شما اين بود كه «مى ترسيم فتنه‏اى برپا شود!»

و چه فتنه‏اى از اين بالاتر كه در آن افتاديد؟ و همانا دوزخ به كافران احاطه دارد.

چه دور است اين كارها از شما!

راستى چه مى‏كنيد؟ و به كجا مى‏رويد؟

با اينكه كتاب خدا قرآن در ميان شماست، همه چيزش پرنور نشانه هايش درخشنده، نواهيش آشكار، اوامرش واضح، اما شما آن را پشت سر افكنده‏ايد!.

آيا از آن روى برتافته‏ايد؟ يا به غير آن حكم مى‏كنيد آه كه سمتكاران جانشين بدى را براى قرآن برگزيدند.

و هركسى آئينى غير از اسلام را انتخاب كند از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از زيانكاران است.

تفسير:

1- حركتهاى مشكوك و خطوط انحرافى‏
بانوى اسلام(س) در اين بخش از سخنان به بازماندگان احزاب جاهلى و منافقين اشاره مى‏كند كه در زمان حيات پيامبر(ص) عرصه بر آن‏ها تنگ شده بود و سر در لاكهاى خود فرو برده، و در لانه‏هاى خود خزيده بودند.

اما ناگهان اين حشرات الارض با مرگ پيامبر خدا(ص) از لانه‏ها سر برآوردند، و خفاشانى كه در برابر مهر فروزنده وجود پيامبر(ص) تاب خودنمائى نداشتند بازيگران ميدان شدند!، و حركتهاى مشكوك آغاز شد و خطوط انحرافى آشكار گشت و بازيگران سياسى وارد معركه شدند!

2- گروهى به دعوت شيطان لبيك گفتند!
انده عميق دختر پيامبر(ص) از اينجا شروع مى‏شود كه چگونه جمعيت كثيرى به دعوت شيطان لبيك گفتند، و به آواى شوم جغدها به حركت در آمدند، آلت دست منافقان كور دل، و حزب شيطان شدند، و با اينكه هنوز آب كفن پيامبر(ص) نخشكيده بود و صداى اذان مؤذنش در گوش و بانگ تكبيرش در دلها طنين افكن بود، حركتهاى ارتجاعى آغاز شد.

غير از ساده لوحان و بيمار دلان، گروه ديگرى به عنوان اينكه مى‏ترسيم اگر سخنى بگوئيم اختلاف و نفاقى روى دهد، مهر سكوت بر لب زدند، و تماشاگر صحنه شدند، و يا با آن هماهنگى كردند، تا اختلافى بروز نكند در حالى كه اين خود بزرگترين اختلاف و انحراف بود!

3- پناه به قرآن بريد
فاطمه(س) اين منادى الهى سپس بر آن‏ها بانگ مى‏زند كه كجا هستيد؟ و به كجا مى‏رويد اى راه گم كرده‏ها؟ گوئى سخن پدرش پيامبر(ص) را به خاطر مى‏آورد كه:

«اذا التبست عليكم الفتن كقطع الليل المظلم فعليكم بالقرآن فمن جعله امامه قاده الى الجنة و من تركه خلفه ساقه الى النار!»

«هنگامى كه فتنه‏هاى همچون پرده‏هاى شب ظلمانى به شما روى آورد بايد به سايه قرآن پناه بريد آن كس كه قرآن را پيش روى خود دهد- و از آن پيروى كند- به بهشتش رهبرى كند، و آن كه آن را پشت سر افكنده به دوزخش مى‏راند»

بر آن‏ها فرياد مى‏زند كه قرآن را رها نكنيد، اوامر و نواهى آن روشن است، و دستورهائى را كه براى مسأله خلافت بعد از پيامبر(ص) داده آشكار است، پيش بينى لازم را براى بعد از رحلتش كرده، و چيزى در پرده ابهام باقى نگذارده است.

4- هشدار به اصحاب و ياران پيامبر(ص)
بانوى اسلام(س) اين فريادگر زمان، به آن‏ها هشدار مى‏دهد كه اگر يادگار بزرگ پيامبر(ص) «قرآن» را رها كنيد، و دست به دامان غير آن بزنيد، و افكار ناتوان خود را بر تعليمات اسلام مقدم بداريد، و به بهانه مصلحت انديشى‏ها يا جلوگيرى از فتنه‏ها خود را حاكم بر قرآن بدانيد، نه محكوم فرمان آن، زيان بزرگى دامان شما را خواهد گرفت.

آتش فتنه در جامعه شما هرگز خاموش نخواهد شد، و از آنچه مى‏ترسيد در آن واقع مى‏شويد، روح اسلام از ميان شما رخت بر مى‏بندد و جز قشرى بى مغز، و ظاهرى بى محتوا چيزى باقى نخواهد ماند.

1. قرآن كريم، سوره توبه، آيه .49
2. قرآن كريم، سوره آل عمران، آيه .85
برترين بانوى جهان فاطمه زهرا(س) ،آيت الله مكارم شيرازى<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:38.txt">معرفی کتاب</a><a class="text" href="w:text:39.txt">پيشگفتار</a><a class="text" href="w:text:40.txt">ميلاد نور</a><a class="text" href="w:text:41.txt">شخصيت فاطمه از ديدگاه پيامبر</a><a class="text" href="w:text:42.txt">فاطمه و ازدواج با على</a><a class="text" href="w:text:43.txt">ويژگى هاى خانه فاطمه عليهاالسلام</a><a class="text" href="w:text:44.txt">فاطمه اسوه حيات زيبا</a><a class="text" href="w:text:45.txt">فاطمه الگوى حيا و عفاف</a><a class="text" href="w:text:46.txt">سيماى فاطمه در روز قيامت</a><a class="text" href="w:text:47.txt">فاطمه و نقل حديث از پيامبر</a><a class="text" href="w:text:48.txt">بررسى حوادث هجوم به خانه فاطمه</a><a class="text" href="w:text:49.txt">دفاع جانانه از حريم ولايت</a><a class="text" href="w:text:50.txt">شهادت حضرت فاطمه</a><a class="text" href="w:text:51.txt">پاورقی</a></body></html>بخش ششم‏ داستان غصب فدك و بهانه‏ هاى غاصبان و پاسخهاى كوبنده آنها

متن خطبه:
ثم لم تلبثوا الاريث [الى ريث‏] ان تسكن نفرتها، و يسلس قيادها، ثم اخذتم تورون و قدتها و تهيجون جمرتها، و تستجيبون لهتاف الشيطان الغوى واطفاء انوار الدين الجلى و اخماد سنن النبى الصفى.

تسرون حسواً فى ارتغاء، و تمشون لاهله و ولده فى الخمر و الضراء، و نصبر منكم على مثل حزالمدى، و وخز السنان فى الحشا.

و انتم الان اتزعمون ان لا ارث لنا؟

افحكم الجاهلية يبغون و من احسن من اللّه حكماً لقوم يوقنون؟

افلا تعلمون؟ بلى تجلى لكم كالشمس الضاحية الى ابنته.

ايها المسلمون أاغلب على ارثيه؟ يا بن ابى قحافة! افى كتاب اللّه ان ترث اباك و لا ارث ابى؟ قد جئت شيئاً فرياً.

افعلى عمد تركتم كتاب اللّه و نبذتموه وراء ظهوركم اذ يقول:

«و ورث سليمان داود»

«و قال فيما اقتص من خبر يحيى بن زكريا اذ قال:

«فهب لى من لدنك وليا يرثنى و يرث من آل يعقوب».

وقال:

«و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى كتاب اللّه»

و قال:

«يوصيكم اللّه فى اولادكم للذكر مثل حظ الانثيين»

و قال:

ان ترك خيراً الوصية للوالدين و الاقربين بالمعروف حقا على المتقين:»

و زعمتم ان لاحظوة لى ولا ارث من ابى؟ و لا رحم بيننا؟

افخصّكُم اللّه بآية اخرج منها ابى؟ ام هل تقولون ان اهل ملتين لايتوارثان؟ اولست انا و ابى من اهل ملة واحدة ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمى؟

فد