رو نشست، آتش كفر خاموش گشت، و دعوت به پراكندگى متوقف شد و نظام دين محكم گشت.

پس چرا بعد از آنهمه بيانات قرآن و پيامبر(ص) امروز حيران مانده‏ايد؟ چرا حقايق را بعد از آشكار شدن مكتوم مى‏داريد و پيمانهاى خود را شكسته‏ايد، و بعد از ايمان راه شرك پيش گرفته‏ايد؟

«چرا با قومى كه پيمانهاى خود را شكسته‏اند و تصميم به اخراج پيامبر (ص) گرفته‏اند پيكار نمى كنيد؟ در حالى كه آن‏ها آغازگر بودند؟ آيا از ايشان مى‏ترسيد، بهتر است از خدا بترسيد اگر ايمان داريد»؟

آگاه باشيد من چنين مى‏بينم كه شما رو به راحتى گذارده‏ايد؟ و عافيت طلب شده‏ايد، كسى را از همه براى زعامت و اداره امور مسلمين شايسته‏تر بود دور ساختيد، و به تن پرورى و آسايش در گوشه خلوت تن داديد، و از فشار و تنگناى مسئوليتها به وسعت بى تفاوتى روى آورديد.

آرى آنچه را از ايمان و آگاهى در درون داشتيد بيرون افكنديد، و آب گوارائى را كه نوشيده بوديد به سختى از گلو برآورديد!

اما فراموش نكنيد خداوند مى‏فرمايد:

«اگر شما و تمام مردم روى زمين كافر شوند به خدا زيانى نمى رسانند، چرا كه خداوند از همه بى نياز و غنى حميد است.»

بدانيد و آگاه باشيد من آنچه را بايد بگويم گفتم، با اينكه بخوبى مى‏دانم ترك يارى حق با گوش و پوست شما آميخته، و عهدشكنى قلب شما را فراگرفته است ولى قلبم از اندوه پر بود - و احساس مسئوليت شديدى مى‏كردم - كمى از غمهاى درونيم بيرون ريخت، و اندوهى كه در سينه‏ام موج مى‏زد خارج شد، «تا با شما اتمام حجت كنم و عذرى براى احدى باقى نماند».

اكنون كه چنين است اين مركب خلافت و آن فدك، همه از آن شما، محكم بچسبيد و رها نكنيد، ولى بدانيد اين مركبى نيست كه بتوانيد راه خود را بر آن ادامه دهيد. پشتش زخم، و كف پايش شكافته است!

داغ ننگ بر آن خورده، و غضب خداوند علامت آن است، و رسوائى ابدى همراه آن، و سرانجام به آتش برافروخته خشم الهى كه از دلها سر بر مى‏كشد خواهد پيوست!

فراموش نكنيد آنچه را انجام مى‏دهيد در برابر خدا است.

«و ستمگران به زودى مى‏فهمند به چه سرنوشتى گرفتار مى‏شوند».

«و من دختر پيامبرى هستم كه شما را در برابر عذاب شديد انذار كرد، آنچه از دست شما برمى آيد انجام دهيد.

ما نيز به وظيفه الهى خود عمل خواهيم كرد، شما منتظر باشيد ما نيز منتظريم!

تفسير
1- نقش مؤثر انصار در پيشرفت اهداف اسلامى‏

بانوى اسلام در اين بخش از سخنانش، طائفه انصار را به عنوان يك قشر برگزيده و بازوى توانمند اسلام و حامى مخلص پيامبر(ص) توصيف مى‏كند، و از زحماتى كه آن‏ها از بدو ورود پيامبر در مدينه، و حتى قبل از آن در راه اسلام كشيدند، در تعبيرات كوتاهش اظهار تشكر و سپاسگزارى مى‏نمايد.

آرى به راستى انصار نقش بسيار مؤثرى در پيشرفت اسلام در جنگ و صلح در آغاز و انجام و در همه مراحل داشتند، و با آنهمه، توقعى كمتر از مهاجران داشتند، و اگر كار به دست آن‏ها مى‏افتد شايد تاريخ اسلام مسير روشنترى را مى‏پيمود، البته در ميان مهاجران افراد مخلصى بودند كه از هيچ فداكارى فروگذار نكردند ولى با اينهمه نفوذ بازيگران سياسى در ميان آن‏ها وضع را به كلى دگرگون ساخت.

2- فاطمه‏3 انصار را زير رگبار حملات قرار مى‏دهد

ولى تعجب بانوى اسلام از اين است كه چرا اين بازوان توانمند و ياران ديرينه پيامبر در برابر اين ستمى كه بر خاندانش روا داشتند مهر خاموشى بر لب زدند، و با سكوت خود صحه بر پاى اين مظالم گذارند، و احترام پيامبر را در بازماندگان او رعايت نكردند، و از همه مهمتر در برابر تغيير محور خلافت پس از يك درگيرى كوتاه آنهم به نفع خودشان در برابر حق السكوتى كه گرفتند همكارى و همفكرى و همدردى كردند و اين خطائى بود نابخشودنى!

3- با رحلت(ص) اسلام نمى ميرد!

گرچه قرآن مجيد از يكسو و خود پيامبر(ص) از سوى ديگر اين حقيقت را گوشزد كرده بود كه آئين اسلام قائم به شخص نيست، آئينى است جاويدان تا قيام قيامت و هرگز با وفات پيامبر(ص) پايان نخواهد گرفت، چرا كه انقلابى بود بر اساس يك مكتب، مكتبى آسمان و الهى، مكتبى هماهنگ با نيازهاى انسانها در تمام طول تاريخ و چنين مكتبى بايد بماند.

ولى با اينهمه، گروهى كوته فكر و ظاهربين باز تصور مى‏كردند، با ضربه دردناك و مصيبت جانسوزى كه از وفات پيامبر(ص) بر جهان اسلام وارد شد و با خلائى كه از فقدان اين رهبر بزرگ در محيط اسلام پديد آمده فاتحه اسلام خوانده شده، و طومار آن در هم پيچيده است! و به همين دليل در برابر نعره‏هاى جاهليت سكوت مى‏كردند.

فاطمه‏3 فرياد مى‏زد، و آيات قرآن را كه از بقاء و جاودانگى اسلام سخن مى‏گويد، به ياد آن‏ها مى‏آورد، غافلان را از خواب بيدار مى‏كند، و مسلمانان را به مسئوليتهاى سنگين شان در آن مقطع فوق العاده حساس آشنا مى‏سازد.

4- چرا در برابر پايمال شدن احكام اسلام خاموش نشسته‏ايد؟

او در فراز ديگرى از سخنانش با شدت تمام انصار را سرزنش مى‏كند كه سكوت شما در ماجراى «فدك»، ماجرائى كه حلقه‏اى از يك سلسله انحرافات زنجيره‏اى، و جرقه‏اى است از يك شعله گسترده، و قطره‏اى است از يك جريان وسيع، به قيمت زنده شدن طيف ضد اسلامى تمام خواهد شد!

مردم مى‏گويند: اگر به راستى قانون اسلام حق است، چرا در مورد نزديكترين نزديكان پيامبر(ص) اجرا نمى شود؟ جائى كه چنين حكم مسلمى را پايمال كنند، و شما با سكوتتان صحّه بر آن بگذاريد، پايمال كردن ساير احكام اسلامى كار مشكلى نخواهد بود!

شما بايد به اين مسئله به عنوان يك «جريان» بنگريد نه به عنوان يك «رويداد موضعى و مقطعى»، و حساب كنيد در پشت اين ماجرا چه ماجراهاى ديگرى نهفته است؟ جوش و خروش من نيز از همين جهت است!

تصور نكنيد قيام شما براى «حمايت مظلومى چون من» شكافى در جامعه اسلامى ايجاد مى‏كند، بلكه به عكس سكوت شما همه چيز را زير سؤال مى‏برد، اگر بگوئيد قدرت نداريد دروغ است، امكانات فراوان از آغاز در اختيار شما بوده، و الان نيز بيشتر است، با اينحال چرا آيات صريح قرآن را كه مى‏گويد: «با پيمان شكنان به پيكار برخيزيد»، پشت سرافكنده‏ايد؟ و به جاى ترس از خدا از آن‏ها مى‏ترسيد؟

5- غلبه روح عافيت طلبى‏

سپس اين معلم بزرگى در فراز ديگرى دست به اعماق روح آن‏ها كرده، و علت اصلى اين سكوت را بيرون مى‏كشد، و مى‏فرمايد: مسأله اين است كه روح عافيت‏طلبى بر شما چيره شده، به آسايش خواهى تن در داده‏ايد، و با اينكه با چشم خود مى‏بينيد آن كس راكه شايسته‏تر از همه براى خلافت است كنار زده‏اند باز سكوت مى‏كنيد؟

آرى يك انقلاب راستين تا زمانى پيشرو است كه افراد روح انقلابى خود را حفظ كنند، و تمايلات عافيت طلبانه بر آن‏ها چيره نشود، و گرنه در برابر مشكلات زانو مى‏زنند، و از كنار حوادث تلخ و مسؤليت آفرين بى تفاوت مى‏گذرند و انقلاب خاموش مى‏شود.

6-با اين روحيه مى‏دانم از شما كارى ساخته نيست !

اين بانوى شجاع با بنيش عميق خود حوادث آينده را باز مى‏گويد، و در فراز ديگر