 السلام پنهان گشت ، وقتى رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله علّت آن را جويا شد؟
در پاسخ پدر اظهار داشت : اگر آن نابينا مرا نمى بيند، من او را مى بينم ، ديگر آن كه مرد، حسّاس است و بوى زن را استشمام مى كند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:396.txt">حدیث 21</a><a class="text" href="w:text:397.txt">حدیث 22</a><a class="text" href="w:text:398.txt">حدیث 23</a><a class="text" href="w:text:399.txt">حدیث 24</a><a class="text" href="w:text:400.txt">حدیث 25</a><a class="text" href="w:text:401.txt">حدیث 26</a><a class="text" href="w:text:402.txt">حدیث 27</a><a class="text" href="w:text:403.txt">حدیث 28</a><a class="text" href="w:text:404.txt">حدیث 29</a><a class="text" href="w:text:405.txt">حدیث 30</a></body></html>21 قالَتْ عليها السلام : أ صْبَحْتُ وَ اللّهِ! عاتِقَةً لِدُنْياكُمْ، قالِيَةً لِرِجالِكُمْ.
ترجمه :
بعد از جريان غصب فدك و احتجاج حضرت ، بعضى از زنان مهاجر و انصار به منزل حضرت آمدند و احوال وى را جويا شدند، حضرت در پاسخ فرمود: به خداوند سوگند، دنيا را آزاد كردم و هيچ علاقه اى به آن ندارم ، همچنين دشمن و مخالف مردان شما خواهم بود.
22 قالَتْ عليها السلام : إ نْ كُنْتَ تَعْمَلُ بِما اءمَرْناكَ وَ تَنْتَهى عَمّا زَجَرْناكَ عَنْهُ، قَاءنْتَ مِنْ شيعَتِنا، وَ إ لاّ فَلا. 
ترجمه :
فرمود: اگر آنچه را كه ما اهل بيت دستور داده ايم عمل كنى و از آنچه نهى كرده ايم خوددارى نمائى ، تو از شيعيان ما هستى وگرنه ، خير.
23 قالَتْ عليها السلام : حُبِّبَ إ لَيَّ مِنْ دُنْياكُمْ ثَلاثٌ: تِلاوَةُ كِتابِ اللّهِ، وَالنَّظَرُ فى وَجْهِ رَسُولِ اللّهِ، وَالاْ نْفاقُ فى سَبيلِ اللّهِ.
ترجمه :
فرمود: سه چيز از دنيا براى من دوست داشتنى است : تلاوت قرآن ، نگاه به صورت رسول خدا، انفاق و كمك به نيازمندان در راه خدا.
24 قالَتْ عليها السلام : اءُوصيكَ اَوّلاً اءنْ تَتَزَوَّجَ بَعْدى بِإ بْنَةِ اُخْتى اءمامَةَ، فَإ نَّها تَكُونُ لِوُلْدى مِثْلى ، فَإ نَّ الرِّجالَ لابُدَّ لَهُمْ مِنَ النِّساءِ.
ترجمه :
در آخرين لحظات عمرش به همسر خود چنين سفارش نمود:
پس از من با دختر خواهرم اءمامه ازدواج نما، چون كه او نسبت به فرزندانم مانند خودم دلسوز و متديّن است .
همانا مردان در هر حال ، نيازمند به زن مى باشند.
<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:5.txt">ولادت حضرت فاطمه (س)</a><a class="text" href="w:text:6.txt">کودکی حضرت زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:7.txt">فاطمه زهرا(س) در كنار پدر</a><a class="text" href="w:text:8.txt">ازدواج فاطمه زهرا (س)</a><a class="text" href="w:text:9.txt">خانه داری و تربیت فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:10.txt">مبارزات حضرت فاطمه (س)</a><a class="text" href="w:text:11.txt">مظلومیت حضرت فاطمه (س)</a><a class="text" href="w:text:12.txt">شهادت حضرت فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:13.txt">سرگذشت فدك</a><a class="text" href="w:text:14.txt">سیره عملی حضرت فاطمه (س)</a><a class="text" href="w:text:15.txt">اسامی و القاب حضرت زهرا (س)</a><a class="text" href="w:text:16.txt">مصحف فاطمه زهرا(س)</a><a class="text" href="w:text:17.txt">پوشش و عفاف حضرت فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:18.txt">مظهری از انسان كامل</a><a class="text" href="w:text:19.txt">منبع کتاب</a></body></html>ميلاد نور
مدت ها بود كه زنان عرب از خديجه همسر گرامى رسول خدا صلى الله عليه و آله به خاطر ازدواج با آن حضرت ، فاصله گرفته بودند.
هاله اى از غم و اندوه او را گرفته بود و در خانه هيچ مونسى نداشت تا در نبود پيامبر صلى الله عليه و آله با او انس بگيرد كه ناگه سكوت مطلق شكسته شده و جنين با مادر خود سخن گفته و دلداريش مى دهد. اين بماند كه در اين مدت با مادر خود چه مى گفت و چه مى شنيد زيرا تاريخ به درستى از اين گفتگوهاى اسرارآميز پرده بر نداشته چرا كه مادر مؤ منان آن را در هاله اى از ابهام گذارد. راستى اين جنين كيست و حقيقت او چيست كه ماهها با مادر سخن مى گويد و او آنها را از پيامبر صلى الله عليه و آله كتمان مى كند.
نوشته اند روزى پيامبر صلى الله عليه و آله وارد خانه شد شنيد كه خديجه با كسى سخن مى گويد! از روى تعجب پرسيد: اى خديجه ! با كه سخن مى گويى ؟!
گفت : با اين جنين كه در شكم دارم ، اوست كه با من سخن مى گويد و مايه انس من شده است .
پيامبر فرمود: اى خديجه بدان اين جبرئيل است كه به من مى گويد: اين جنين دختر است و خداوند نسل مرا از او قرار داده و از نسلش امامانى به عنوان جانشين من معين خواهد كرد.(1)
آرى ؛ جهان در انتظار مقدم عالى ترين نمونه زن بود كه تاكنون به خود نديده بود، كه با ميلادش براى زنان عالم هستى ، الگو و اسوه قرار گيرد.
و اينك ... نزديك زايمان خديجه شده ،از زنان عرب درخواست كمك كرد، اما آنها از روى كينه و دشمنى كه با وى داشتند پاسخ منفى دادند و از هر گونه كمك امتناع ورزيدند.
او در اين فكر بود كه چه كند و چه كسى در اين مشكل به كمكش ‍ مى شتابد... ناگهان حضور چهار زن بلند بالاى سياه چهره را كه گويا از زنان بنى هاشم بوده باشند، در خانه احساس نمود.
خديجه از ديدن آنها لرزه بر اندامش افتاد چرا كه تا كنون آنها را نديده بود...يكى از آنها گفت : اى خديجه ! غم مخور؛ چرا كه ما فرستادگان پروردگار تو مى باشيم ما خواهران تو هستيم . من ساره و اين آسيه دختر مزاحم و آن مريم و آن يكى كلثم خواهر موسى بن عمران است . خداى ما را فرستاد تا در امر زايمان تو را يارى نماييم .
اين چهار زن در طرف راست و چپ و پيش رو و پشت سر خديجه قرار گرفتند، لحظاتى چند اين مولود با سعادت قدم به عرصه گيتى نهاد...آن مولود فاطمه بود... او بدنيا آمد تا زمين را نورانى كند، پس از آن كه آسمانها را از نور خود منور ساخته بود.
از اين روى به هنگام ولادت فاطمه نورى از وجودش پديدار شد كه تمام خانه هاى مكه را در هاله اى از نور فرو برد و در شرق و غرب عالم هستى جايى نبود كه نور فاطمه در آن جا نتابيده باشد.
فاطمه عليهاالسلام را با كوثر شستشو داده و در دو پارچه سفيد پيچيده و از او خواستند تا سخن گويد.
فاطمه به اراده پروردگار، لب به سخن گشوده و رسالت و پيامبرى محمد مصطفى صلى الله عليه و آله و ولايت على عليه السلام و امامت يازده فرزندش را گواهى داد.(2)
مورخان سال روز ميلاد با سعادت فاطمه را بيستم ماه جمادى امثالى سال پنجم بعثت نگاشته اند.
مرحوم مفيد درباره اين روز مبارك مى نويسد: روز بيستم ماه جمادى الاخر روزى است كه فاطمه زهرا عليهاالسلام دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله متولد گرديد و آن روزى است كه همه ساله شادى و سرور مؤ منين تجديد مى شود، از اين روى مستحب است كه در روز ميلاد فاطمه عليهاالسلام كارهاى نيك انجام پذيرد و صدقه به فقراء و مساكين داده شود.(3)25 قالَتْ عليها السلام : الْزَمْ رِجْلَها، فَإ نَّ الْجَنَّةَ تَحْتَ اءقْدامِها، و الْزَمْ رِجْلَها فَثَمَّ الْجَنَّةَ.
ترجمه :
فرمود: هميشه در خدمت مادر و پاى بند او باش ، چون بهشت زير پاى مادران است ؛ و نتيجه آن نعمت هاى بهشتى خواهد بود.
26 قالَتْ عليها السلام : ما يَصَنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ إ ذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.
ترجمه :
فرمود: روزه دارى كه زبان و گوش و چشم و ديگر اعضاء و جوارح خود را ك