رود فاطمه عليهاالسلام به مدينه هنوز او به حد تكليف شرعى نرسيده بود، زيرا با در نظر گرفتن اين كه وى در سال پنجم (23) بعثت به دنيا آمده است و پيامبر صلى الله عليه و آله 13 سال كه از بعثت گذشت به مدينه هجرت فرمود فاطمه عليهاالسلام در آن سال 8 سال داشت ؛ بدين جهت پيامبر خواستگاران را رد مى كرده چون فاطمه عليهاالسلام به حد بلوغ نرسيده بود.(24)
2)و در برخى روايات آمده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله در پاسخ خواستگاران اظهار مى داشت :من همانند شما بشر هستم و از شما زن گرفته و زن مى دهم ، مگر فاطمه عليهاالسلام را كه اختيارش در دست پروردگار است .(25)
3)چون خواستگاران همشاءن فاطمه عليهاالسلام نبودند، چنان چه علامه مجلسى از عيون اخبار الرضا از امام رضا عليه السلام از پدرانش از على عليه السلام نقل كرده كه پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: يا على عليه السلام بزرگانى از قريش درباره فاطمه عليهاالسلام به من گله كردند كه ما او را از تو خواستگارى كرديم ولى بر ما دريغ نموده اما او را به على عليه السلام تزويج كردى .من به آنها گفتم : به خدا سوگند اين من نبودم كه از شما جلوگيرى كرده و به على تزويج كرده باشم بلكه اين خداوند بود كه دستور به چنين كارى داده است .
اين جا بود كه جبرئيل بر من نازل گشته و گفت : اى محمد خداى جل و علا مى گويد اگر على را خلقت نكرده بودم هرگز براى دخترت فاطمه عليهاالسلام همشاءنى روى زمين پيدا نمى شد،از آدم گرفته تا ساير مردم .(26)
و در گفتگويى كه آن حضرت با ام اءيمن داشت باز پيامبر روى همشاءن بودن على عليه السلام تكيه كرده و فرمود: اءما و الله .يا ام اءيمن لقد زوجتها كفوا شريفا وجيها فى الدنيا و الاخرة و من المقربين .اى ام اءيمن آگاه باش كه من دخترم فاطمه عليهاالسلام را به كفو و همشاءن شرافتمندى شوهر دادم كه در دنيا و آخرت صاحب جاه و مقام و منزلتى بوده و از مقربين است .(27)
تعيين مهريه
پس از خواستگارى على عليه السلام از فاطمه عليهاالسلام و پذيرفتن وى و استقبال پيامبر خدا صلى الله عليه و آله از اين وصلت فرمود: اگر فاطمه عليهاالسلام را به تو تزويج كنم چه چيزى را صداق او خواهى كرد؟على گفت يا رسول الله : شمشير و اسب و زره و شترم را مهر او خواهم نمود.
پيامبر فرمود: اما شتر و شمشير و اسب را نگه دار، زيرا تو رزمنده هستى و از اين سه چيز بى نياز نمى باشى ، و اما زره را چندان نيازى به آن ندارى و فقط همان را به عنوان مهريه براى فاطمه عليهاالسلام قرار ده .(28)
سپس به على فرمود: اى ابالحسن حال بر خيز و زره خود را به فروش ‍ رسانده و پول آن را نزد من بياور تا آن چه را كه مناسب حال شماست تهيه كنم .
امام على عليه السلام گويد: بدين منظور از محضر پيامبر صلى الله عليه و آله بيرون آمده و زره را به چهار درهم سياه هجرى (29)به عثمان بن عفان فروختم ، وقتى كه زره تحويل او داده و پولش را گرفتم ، عثمان ضمن برگرداندن زره گفت : اى ابوالحسن تو به اين زره سزاوارتر از من هستى .
عرض كردم : آرى ، او گفت : اين زره را من به تو هديه كردم .على گويد: پس ‍ زره و پولش را برداشته و در مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله قرار دادم .(30)
مقدار مهريه فاطمه عليهاالسلام زهرا
در بين مورخان اختلاف هست كه مقدار مهريه فاطمه چقدر بوده است ؛ زيرا برخى آورده اند كه فقط زره بوده (31)و برخى ديگر علاوه بر زره به چند چيز ديگر اشاره نموده اند و دسته سوم مبلغ مهريه فاطمه عليهاالسلام را به سكه نقره رايج آن زمان گفته اند.
اينك به خلاصه و بررسى اين نظريات مى پردازيم :
الف ) زره حطميه (32)
امام صادق عليه السلام فرمود: زوج رسول الله صلى الله عليه و آله عليا عليه السلام فاطمه عليهاالسلام على درع له حطميه تسوى ثلاثين درهما ؛ پيامبر صلى الله عليه و آله فاطمه عليهاالسلام را به يك زره حطميه كه ارزش ‍ آن به 30 درهم مى رسيد تزويج كرد.(33)
ب ) زره و چند چيز ديگر
و در روايت ديگرى مهريه فاطمه عليهاالسلام را علاوه بر يك زره ، يك زير انداز پوستى و يك پيراهن كهنه كه از جنس برد بود مى دانند.چنان چه عبدالله بن يعفور از امام صادق عليه السلام روايت كرده كه فرمود: ان عليا تزوج فاطمه عليهاالسلام على جرد برد، و درع و فراش كان من اهاب كبش ‍ . (34)
ج ) پول نقد
دسته سوم مبلغى از سكه نقره رايج آن زمان را به عنوان مهريه مطرح كرده اند و نسبت به اين مقدار باز سه روايت مختلف نقل شده : امام حسين عليه السلام فرمود: پيامبر صلى الله عليه و آله را به چهارصد و هشتاد درهم به على تزويج كرد.(35)
هم چنين روايت شده است كه چهارصد مثقال نقره بوده و گفته شده پانصد درهم بوده است .(36)
توضيح و بررسى
ظاهرا در اين ترديدى نباشد كه مهر فاطمه عليهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است ، حال يا اين پانصد درهم نقره ، پول زره بوده است و يا حاصل مجموع پول زره و چند چيز ديگرى كه همراه زره به عنوان مهر فاطمه عليهاالسلام قرار گرفت . از اين روى اگر چه ظاهرا اختلاف در پول نقد شده است ، اما اين قابل توجيه مى باشد. زيرا اگر فقط قيمت زره را در نظر بگيريم ممكن است اشكال شود كه قيمت زره چهارصد درهم و يا زير پانصد درهم بوده است .اما با در نظر گرفتن چند چيز ديگر كه برد كهنه و زير انداز بوده باشد، برابر با پانصد درهم خواهد بود.
علامه مجلسى ضمن يادآورى روايت چهارصد و هشتاد درهم ، و چهارصد مثقال نقره ،و پانصد درهم صحيح تر است و سبب اين اختلاف روايت جابر جعفى از امام باقر است كه فرمود: كان صداق فاطمه عليهاالسلام برد حبرة و اهاب كبش على عرار.و روى عن الصادق عليه السلام قال : كان صداق فاطمه عليهاالسلام درع حطمية و اهاب كبش او جدى ؛ مهريه فاطمه عليهاالسلام پيراهنى بود از كتان بافت يمن و پوستى دباغى نشده و گياهى خوشبو. هم چنين از امام صادق عليه السلام روايت شده كه صداق فاطمه عليهاالسلام زره حطميه و پوست دباغى نشده گوسفند يا شتر بود.(37) و دليل آن كه مهر حضرت فاطمه عليهاالسلام از پانصد درهم فراتر نرفته است همانا سيره و روش معصومين بويژه پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله اين بود كه بر اساس پانصد درهم كه به مهر السنة معروف گشت عمل مى كردند.
امام جواد عليه السلام به هنگام خطبه و خواستگارى از ام الفضل دختر ماءمون مهر جده اش فاطمه عليهاالسلام را كه پانصد درهم بود، معين كرد.(38) مرحوم صدوق مى نويسد: اگر خواستى ازدواج كنى پس بنگر مهرى كه قرار مى دهى از پانصد درهم بيشتر نشود كه همان مهر السنة باشد و بر همين مقدار پيامبر صلى الله عليه و آله با همسران خويش ازدواج كرد و بر همين اساس و پايه دختران خود را به شوهر داد، بدين جهت مهر السنة مبلغ پانصد درهم گشت ...(39) ممكن است گفته شود با توجه به روايت امام صادق عليه السلام كه گفته بود: ارزش زره 30 درهم بوده چگونه با 400 درهم سازش دارد؟ پاسخ مى دهيم ؛ اولا در همه روايات به چنين چيزى اشاره نشده كه ارزش زره 30 درهم بوده است و با اين ممكن است زره به همان مقدارى كه عثمان خريدارى كرد، ارزش داشته باشد.
