 ثانيا ممكن است آن زره قيمتش بيش از 30 درهم نبوده اما عثمان آن را به جهاتى به چند برابر خريده است .
در اينجا علامه مجلسى ضمن بيانى در جمع بين اين روايات فرموده : ممكن است بين اين روايات به چند وجه جمع كنيم : اول آن كه بگوييم زره جزء مهر بوده ، نه تمام مهر.
دوم آن كه شايد مراد حضرت اين باشد كه آن زره امروز بود، 30 درهم بيشتر ارزش نداشت ، گر چه در آن زمان بهايش بيش از اين بوده است .
سوم آن كه بگوييم قيمت زره همان 30 درهم بوده است اما حضرت على آن را به پانصد درهم فروخت .
و چهارم اين كه برخى از اخبار و احاديث حمل بر تقيه شده است .(40)
تاءمين و تهيه جهيزيه
پس از فروش زره توسط على عليه السلام و فراهم شدن مهريه فاطمه عليهاالسلام پيامبر صلى الله عليه و آله به چند نفر دستور داد تا لوازم خانه على و فاطمه عليهاالسلام را خريدارى كنند.
امام صادق عليه السلام مى فرمايد: حضرت مقدار 336 يا 66 درهم را جهت تاءمين لوازم منزل فاطمه عليهاالسلام به ام ايمن سپرد تا خريدارى كند و مقدار ديگرى را به اسماء بنت عميس داد تا عطر خريدارى كند و مقدار ديگرى را به نزد ام سلمه سپرد تا براى طعام وليمه عروسى فاطمه عليهاالسلام مصرف شود.(41) هم چنين شيخ طوسى از پيامبر صلى الله عليه و آله نقل كرده كه آن حضرت بلال را فراخوانده دست برد و مبلغى از همان پول را گرفته ، به او سپرد و فرمود: براى فاطمه عليهاالسلام عطر خريدارى كن و مقدار ديگرى را به ابوبكر داد و فرمود: براى فاطمه عليهاالسلام آن چه را كه مناسب حال او مى بينى از لباس و اثاث خانه خريدارى كن ، سپس ‍ عمار و برخى ديگر از ياران خود را به دنبالش فرستاده تا به كمك او بشتابند.
پس آن ها هر چه مى خواستند خريدارى كنند نخست بر او عرضه كرده اگر مصلحت مى دانست همان را خريدارى مى كردند.(42)
صورت جهيزيه فاطمه عليهاالسلام
و آن چه كه اين چند نفر به عنوان جهيزيه براى فاطمه خريدارى كردند، عبارت بود از: 1.يك قواره پيراهن به قيمت هفت درهم .
2.يك عدد روسرى بزرگ به قيمت چهار درهم .
3.يك حوله سياه خيبرى .
4.يك تخت خواب كه با برگ درخت خرما بافته شده بود.
5.دو عدد تشك كتانى از كتان هاى مصرى كه درون يكى از آن ها ليف خرما و در درون ديگرى پشم گوسفند پر شده بود.
6.چهار عدد بالش از پوست ميش مكه كه از گياه خوشبويى به نام اذخر پر شده بود.
7.يك تخت پرده پشمى .
8.يك قطعه حصير.
9يك عدد دستاس .
10.يك عدد طشت مسى براى شستن لباس .
11.يك عدد مشك چرمى براى كشيدن آب از چاه .
12.يك باديه بزرگ براى دوشيدن شير.
13.يك ظرف چرمى براى آب .
14.يك آفتابه گلى لعابى شده .
15.يك سبوى گلى سبز.
16.دو عدد كوزه سفالين .
17.يك قطعه پوست چرمى
18.يك چادر از پارچه هاى بافت قطر.(43)
مراسم ازدواج فاطمه عليهاالسلام
يك ماه از ماجراى عقد على و فاطمه عليهاالسلام مى گذشت تا اينكه جعفر و عقيل (44) و بنابر نقل شيخ طوسى ، همسران پيامبر به على گفتند كه در صورت تمايل از آن حضرت بخواهند تا مراسم عروسى را به راه اندازند.
و با اعلام موافقت از سوى على و رفت و آمد ام اءيمن به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله ، نخست ام اءيمن در محضر رسول خدا چنين گفت : اى رسول خدا اگر خديجه زنده بود امروز در مراسم جشن و عروسى فاطمه عليهاالسلام چشمش روشن مى گشت ، اين على است كه همسرش را مى خواهد.
پس چشم فاطمه عليهاالسلام را به وسيله همسرش روشن بنما و هر دو را جمع نموده و چشم ما را هم به اين كار روشن گردان .
پيامبر در پاسخ فرمود: چرا خود على چنين در خواستى از من نكرده ، چرا كه توقع ما از او چنين بود...(45) ام اءيمن گويد: پيامبر صلى الله عليه و آله به من فرمود: حال به دنبال على رفته و او را به نزد من بياور.
به دنبال فرمان پيامبر صلى الله عليه و آله به سوى على رفته ديدم كه او در انتظار من است ، تا مرا ديد پرسيد: اى ام ايمن چه كردى ؟ عرض كردم : پيامبر صلى الله عليه و آله در انتظار توست .
على فرمود: من همان وقت بر خاسته بر پيامبر صلى الله عليه و آله وارد شدم در حالى كه از شرم و حيا از رسول خدا سر به زير انداخته بودم ، در محضرش نشستم .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: آيا دوست دارى كه همسرت به نزد تو بيايد؟ من در حالى كه سرم پايين بود گفتم : آرى پدر و مادرم به فدايت .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: من امشب يا فردا شب اين كار را انجام خواهم داد.(46)
پس به امير مؤ منان فرمود: يا على منزلى را آماده كن تا فاطمه عليهاالسلام را به آن جا منتقل كنى .
على فرمود: يا رسول الله صلى الله عليه و آله هيچ منزلى يافت نمى شود مگر منزل حارثة بن نعمان .
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: به خدا سوگند ما ديگر از حارثة خجالت مى كشيم زيرا بيشتر خانه هايش را از او گرفته ايم .اين سخن كه به گوش حارثة رسيد خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله آمده ، عرضه داشت : يا رسول الله صلى الله عليه و آله من و اموالم در اختيار خدا و رسولش هستيم ...پس ‍ فاطمه عليهاالسلام را در شب عروسى در خانه حارثة بن نعمان اسكان داد.
آراستن فاطمه عليهاالسلام
اين جا بود كه رسول خدا صلى الله عليه و آله نگاهى به زنان كرد و گفت : چه كسى در اين جا حضور دارد؟ ام سلمه گفت : يا رسول الله صلى الله عليه و آله من هستم و اين زينب و اين فلان و فلان در اين جا نشسته اند.
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: براى دخترم و پسر عمويم حجره اى در يكى از خانه ها مهيا كنيد.
ام سلمه گفت : در كدام حجره اى رسول خدا صلى الله عليه و آله ؟
پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: در حجره خودت ، آن گاه دستور فرمود: تا فاطمه عليهاالسلام را براى مراسم عروسى زينت نموده و آرايش دهند.(47)
پس زنان در خانه ام سلمه به چنين كارى مشغول شده و فاطمه عليهاالسلام را براى شب عروسى آماده كردند.(48)
وليمه عروسى على و فاطمه عليهاالسلام
سپس به على فرمود: على جان ، باى مراسم عروسى غذاى خوبى آماده كن و آن گاه فرمود: گوشت و نان از ما باشد و خرما و روغن از تو.(49)
ياران پيامبر صلى الله عليه و آله كه چنين ديدند هر يك به توان خود در مراسم جشن على و فاطمه عليهاالسلام شركت كرده و هديه اى براى على آوردند.
پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد كه گندم را آسياب كرده و نان بپزند، و به على فرمود تا گاو و گوسفند را سر ببرد و خود به كندن پوست آن ها اقدام فرمود.
هنگامى كه غذا آماده گرديد، پيامبر صلى الله عليه و آله دستور داد تا شخصى از بالاى بام خانه فرياد برآورد كه دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله را اجابت كنيد.
مسلمانان به دعوت آن حضرت به مسجد آمده و در كنار رسول خدا صلى الله عليه و آله نشسته و به بركت وجود مقدس پيامبر صلى الله عليه و آله در مراسم بيش از چهار هزار نفر از مرد و زن مدينه و در چند نوبت از وليمه عروسى على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام غذا خوردند.(50)
آورده اند كه پيامبر صلى الله عليه و آله در آن روز ظرفها را پر از غذا مى كرد و بوسيله عبدالله بن زبير و عبدالله بن عقبه به خانه هاى بى سرپرستان و ضعفا و بينوايان از مسلمانان و از هم پيمانان مى فرستاد و در آن 