وه ديگر بالا مى روند. پروردگار عالميان پرده را از آسمان ها براى حضرت ابراهيم عليه السلام كنار زد و به نور باصره اش ‍ قوت بخشيد، تا نگاهش به عرش افتاد. همچنين خداوند به ديد چشم محمد، على ، فاطمه ، حسن ، حسين : قدرت بيشترى داد؛ و آن ها عرش ‍ پروردگار را از خانه هاى خود مى ديدند و هرگز سقفى براى خانه هايشان جز عرش پروردگار نمى ديدند... .(69)
آرى بسيارى از آيات الهى به وسيله ، امين وحى در همين خانه بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گشت . جريان حديث كسا و آمدن جبرئيل نيز در همين خانه بود.(70)
9 سلام پيامبر صلى الله عليه و آله براهل خانه
پس از آن كه آيه واءمر اهلك بالصلاة و اصطبر عليها (71)بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل گشت ، آن حضرت چهل روز (72)، شش ماه(73)، هشت ماه (74) يا نه ماه (75)در هر صبح و شام به سوى خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام مى رفت و دستگيره در خانه را مى گرفت و پس از سلام بر اهل آن خانه ، به دستور آيه عمل مى نمود و مى فرمود: الصلاة يرحمكم الله(76) و سپس اين آيه را تلاوت مى فرمود: انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اءهل البيت و يطهركم تطهيرا .(77)
ابو الحمراء مى گويد: چهل روز پيامبر صلى الله عليه و آله را ديدم كه هر روز صبح به طرف در خانه على و فاطمه عليهاالسلام مى آمد و دستگيره در را مى گرفت و مى فرمود: السلام عليكم اهل البيت و رحمة الله و بركاته .الصلاة يرحمكم الله . انما يريدالله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيرا (78)
قندوزى حنفى پس از ذكر اين حديث مى گويد: اين حديث از 300نفر از صحابه و ياران پيامبر روايت شده است . (79)
10- بسته شدن در خانه ها جز خانه فاطمه عليهاالسلام
ياران رسول خدا آن كاه كه مى بيند در خانه على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام به مسجد باز مى شود، هر يك از خانه خود درى به مسجد باز مى كنند. ديرى نگذشت كه فرمان رسول خدا صلى الله عليه و آله آمد كه تمام درها بايد بسته شود جز در خانه على عليه السلام . موج اعتراض بالا گرفت اما پيامبر صلى الله عليه و آله قاطعانه بر موضوع پافشارى كرد و تمام درها، حتى پنجره ها را، جز در خانه على عليه السلام بست .
زيد بن ارقم مى گويد: برخى از ياران از حضرت خواستند كه اجازه دهد، درها همچنان باز بماند. پيامبر صلى الله عليه و آله از جاى برخاست و پس ‍ از حمد و ثناى الهى فرمود:
به من دستور داده شد كه درها، جز در خانه على عليه السلام را ببندم . حال مى بينم كه برخى از شما سخن گفته ايد اما اين را بدانيد كه سوگند به خدا! اين من نبودم كه در خانه اى را بسته يا باز كرده باشم ، بلكه دستورى بود كه من از آن پيروى كردم . (80)
حديث ياد شده از احاديث مسلم شيعه و سنى است و تا كنون كسى بر صحت آن اشكال نگرفته جز ابن الجوزى كه آن را در رديف احاديث موضوعه و ساخته رافضى ها خوانده است اما ابن حجر عسقلانى در كتاب فتح البارى در شرح صحيح بخارى در رد گفته ابن الجوزى اظهار مى دارد:
اءخطاء فى ذلك شنيعا فانه سلك فى ذلك رد الاءحاديث الصحيحة بتو همه المعارضة ؛ وى خطاى زشتى را در اين كتاب مرتكب شده است ، زيرا به بهانه تعارض ، بسيارى از احاديث صحيح را رد كرده است . (81)
11- احترام ويژه امامان
گر چه در زمان معصومين عليهم السلام به ويژه از اواخر زمان امام سجاد عليه السلام به بعد، خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام را به بهانه توسعه مسجد ويران كردند اما جايگاه خانه معلوم و مشخص بود و مردم بدون هيچ تقيه اى ، نسبت به خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام احترام ويژه اى قائل بودند.
امام جواد عليه السلام هر روز مقارن اذان ظهر، نخست به زيارت رسول الله صلى الله عليه و آله مى رفت ، سپس به طرف خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام مى رفت و كفش هاى خود را بيرون مى آورد و وارد خانه حضرت فاطمه عليهاالسلام مى گشت و در آن جا نماز مى گذارد.(82)
نگاهى ديگر
نگاه ديگرى كه به اين خانه مى افكنيم ، حيرتمان بيشتر مى شود. چرا كه در اين خانه هرگز از زخارف دنيا و تجمل گرايى چيزى يافت نمى شود، خانه اى بسيار ساده ، نه فرش قابل ذكرى دارد و نه وسائل گران قيمت . اشتباه نشود، خيال نكنيد كه حضرت على عليه السلام فقير بود و تهى دست ، آورده اند كه از دسترنج خود هزار بنده را آزاد كرد، بلكه اين خانواده نمى خواستند غير از زندگى زاهدانه راه ديگرى را در پيش گيرند، بدين جهت آنچه داشتند يا وقف فقرا و تهيدستان مى كردند يا به ديگران مى دادند و خود در نهايت ساده زيستى زندگى مى كردند.(83)
اينك نيم نگاهى به وسائل اين خانه كه در حقيقت همان جهيزيه حضرت فاطمه عليهاالسلام بود و در آن چند سال هيچ به آن اضافه نگشته بود خواهيم داشت .
در اين خانه علاوه بر چوبى كه حضرت على عليه السلام به دو طرف اطاق جهت آويزان كردن لباس نصب كرده بود، يك پوست گوسفند كه در كف اطاق انداخته ، يك بالش كه داخلش را از ليف خرما پر كرده بود چيز ديگرى جز جهيزيه حضرت فاطمه عليهاالسلام نبود. (كه صورت جهيزيه پيش از اين ، در بحث مراسم ازدواج از نظرتان گذشت )
سرنوشت خانه فاطمه عليهاالسلام
متاءسفانه ، اين خانه و ساكنانش پس از رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله مورد بى مهرى امت قرار گرفت و دست خوش حوادث ناگوارى شد.
خانه اى كه در و ديوارش بوى رسول الله صلى الله عليه و آله از آن به مشام مى رسيد و زمين و محرابش يادآور سجده هاى طولانى يگانه يادگار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود نه تنها فقط در آن خانه را بستند و بر خلاف سفارش آن حضرت مردم را از فيض بركات آن خانه و اهلش محروم ساختند، بلكه براى بيعت گرفتن از على عليه السلام مورد هجوم ناجوانمردانه عده اى كينه توز و فرصت طلب قرار گرفت و سرانجام در زمان عبدالملك بن مروان ، به بهانه توسعه مسجد، ساكنان آن را بيرون كردند و در خانه را ويران ساختند.
تعجب اين جا است كه آن ها با مشاهده آن همه عطوفت و مهرورزى ها و احترام فوق العاده پيامبر صلى الله عليه و آله نسبت به اهل بيت خود به ويژه نسبت به فاطمه عليهاالسلام چگونه مردان كينه توز و فرصت طلب را جهت بيعت گرفتن از على عليه السلام روانه خانه فاطمه عليهاالسلام ساختند.آنان مگر حضرت فاطمه عليهاالسلام را نمى شناختند كه با بردن آتش (84)هم در خانه را سوزاندند(85) و شكستند(86)، هم پهلو(87)و حرمت صاحب خانه را.(88)
در اين خانه كه آن را هاله اى از غم و مظلوميت فرا گرفته ، دو قبر مجهول و گمشده و يك محراب قرار دارد. قبر اول ، قبر محسن پنجمين فرزند حضرت على و فاطمه عليهاالسلام است و گويا در پاى در خانه دفن گوديد. قبر دوم احتمالا قبر فاطمه عليهاالسلام و يك محراب كه براى همگان قابل رؤ يت است و روزى اين محراب محل نماز، سجده و دعاى حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا عليهاالسلام بود.
جاى بسى تعجب است كه آن خانه اى كه در زمان عبدالملك بن مروان به بهانه توسعه مسجد پيامبر خراب مى شود، امروزه در محاصره نرده هاى آهنين قرار گرفته است .مرواريدى در صدف
چيزى به اذان مغرب نمانده بود. روشنايى هوا داشت جاى خود را به تاريكى شب مى داد و من كنار بستر