ه زهرا نقل مى كند كه فرمود:
از آن روزى كه اين آيه بر پيامبر نازل گشت ، هيبت آن حضرت مانع شد كه او را پدر خطاب كنم ، از اينرو مى گفتم : يا رسول الله . چون پيامبر اين برنامه را از من مشاهده كرد، فرمود: دخترم ! اين آيه در باره تو و اهل بيت تو نازل نگشته است ، زيرا تو از من هستى و من از تو مى باشم ، بلكه اين آيه درباره اهل جفا و متكبران نازل گشته كه احترام مرا نگه نمى دارند. دخترم ! تو مرا با همان كلمه پدر خطاب كن كه براى آرامش قلب من بهتر و به خوشنودى خداوند نزديك تر است . سپس پيشانى مرا بوسيد و مقدارى از آب دهان خود به من ماليد كه از آن پس هرگز نياز به عطر پيدا نكردم .(99)
شيخ مفيد به نمونه ديگرى از احترام فاطمه عليهاالسلام به پيامبر صلى الله عليه و آله اشاره مى كند كه در بخش خواستگارى از فاطمه عليهاالسلام بيان شد.
6- سبقت در اسلام
حضرت زهرا عليهاالسلام به پيروى از سنت حسنه رسول خدا صلى الله عليه و آله بسيار اهميت مى داد.
در حديث آمده است كه شخصى گفت : بر حضرت فاطمه وارد شدم تا مرا ديد سلام كرد و در اين امر نيكو بر من پيشى گرفت ، سپس فرمود: چه چيز تو را به اين جا آورده است ؟
عرض كردم : به جهت بدست آوردن خير و بركت .
فاطمه عليهاالسلام فرمود: پدرم مرا خبر داد كه هر كس سه روز بر من و يا پدرم درآيد و سلام كند، خداوند بهشت را بر او واجب مى گرداند.(100)
7- تحمل سختى هاى زندگى
در روزهاى نخست شكل گيرى حكومت اسلامى در مدينه ، مشكلات فراوان و طاقت فرسايى بر مسلمانان وارد شد.بسيارى از مهاجرين و انصار با تنگدستى روزگار مى گذراندند، به يقين با وجود اين حالت رقت بار كه براى حفظ اسلام و پيروى از پيامبر پيش آمده بود هرگز براى انسانهاى با تقوا و دين دار قابل قبول نبود كه خود در بهترين شرايط زندگى كنند و ديگر مسلمانان را به حال خود رها سازند.
بدين جهت حضرت زهرا عليهاالسلام كه از نزديك شاهد اين مسائل بود چگونه مى توانست چيزى بگويد در حالى كه على نيز يكى از همان تهى دستان بود كه همانند ساير مسلمانان زندگى مى كرد و اگر هم بر چيزى دست مى يافت ، ديگران را بر خود مقدم مى داشت .
تا چند سال وضع به همين منوال سپرى شد، على و فاطمه زيراندازى به جز يك پوست گوسفند كه روى آن مى خوابيدند نداشتند، با اين حال فاطمه عليهاالسلام صبر كرد و سختى هاى زندگى را به خاطر خدا و پدر و شوهر خويش تحمل كرد پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن با خبر بودن از وضع معيشتى على عليه السلام و فاطمه عليهاالسلام پيوسته دختر خود را به صبر و شكيبايى در برابر مشكلات زندگى فرامى خواند.
انس گويد: روزى فاطمه عليهاالسلام خدمت پدر آمده ، عرض كرد يا رسول الله صلى الله عليه و آله من و پسر عمويم زيراندازى جز يك پوست گوسفند نداريم ، كه شبها ما از آن استفاده نى كنيم و روزها علف شترمان را روى آن پهن مى نماييم . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: دخترم صبر كن زيرا موسى بن عمران عليه السلام ده سال از روزهاى زندگى خود را سپرى كرد در حالى كه چيزى جز يك عباى قطوانيه نداشت .(101)
همچنين نقل شده است كه روزى پيامبر صلى الله عليه و آله و ابوبكر و عمر به دعوت ابوايوب به منزل او رفتند، حضرت مقدارى از گوشت را بر داشت و در قرص نانى گذارده به ابوايوب فرمود:اين را به خانه فاطمه عليهاالسلام برسان ؛ زيرا چند روز است كه از چنين غذايى استفاده نكرده است .(102)
جابر انصارى گويد: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله چشمش به فاطمه افتاد در حالى كه عبايى از پشم شتر بر سر افكنده و با دو دست خود آرد مى كرد، و فرزند خود را نيز شير مى داد.پيامبر صلى الله عليه و آله از ديدن اين منظره متاءثر شده و در حالى كه اشك بر گونه هايش جارى بود، فرمود: دخترم پيش از شيرينى آخرت تلخى دنيا را بچش .
فاطمه عليهاالسلام عرض كرد: يا رسول الله صلى الله عليه و آله خداوند را در برابر نعمتهايش ستايش مى كنم و بر نعمتهاى ظاهرى اش شكر گزارم .(103)
8- پاسخ به پرسش هاى مذهبى
حضرت فاطمه عليهاالسلام به عنوان يك مبلغه دين از توان بالايى برخوردار بود.
از نظر علم جز با امام معصوم هرگز قابل مقايسه نيست و از نظر اخلاق و برخوردها بايد وى را با پدر بزرگوارش مقايسه كرد. آن حضرت روش ‍ برخورد با مردم و به خصوص كسانى كه در حوزه دين ابهاماتى داشتند، از پدرش ياد گرفته بود.
امام حسن عسكرى عليه السلام فرمود: زنى نزد حضرت فاطمه شرفياب شد و گفت : من مادر ضعيفى دارم كه در مورد نماز دچار اشتباهى گرديده و مرا نزد شما فرستاده تا از شما مشكل او را سؤ ال كنم . حضرت فاطمه جواب مسئله او را داد.وى بار دوم و سوم آمد و پرسيد و پاسخ گرفت و اين عمل تا ده بار تكرار شد و باز هم فاطمه زهرا عليهاالسلام جواب سؤ ال او را بيان كرد.آن زن از اين همه رفت و آمدهاى پى در پى شرمنده شد و گفت : بيش از اين شما را به زحمت نمى اندازم و ديگر سؤ ال نمى كنم .
صديقه طاهره فرمود باز هم بيا و هر چه سؤ ال دارى بپرس سپس ادامه داد اگر كسى را روزى اجير نمايند كه بار سنگينى را تا ارتفاعى بالا ببرد ولى در مقابل بعنوان اجر و مزد به وى صد هزار دينار طلا بدهند آيا در مقابل چنين اجرتى اين بار سنگين برايش دشوار خواهد بود؟ آن زن پاسخ داد: نه .
حضرت فرمود: هر مسئله اى كه پاسخ مى دهم خداوند بيش از فاصله بين زمين و عرش كه پر از لؤ لؤ و جواهر شده باشد به من پاداش مى دهد. پس ‍ مسلم است كه تو هر قدر سؤ ال كنى براى من هيچ گونه ناراحتى ايجاد نخواهد كرد. از پدرم رسول خدا صلى الله عليه و آله شنيدم كه مى فرمود: روز قيامت كه علماى شيعيان ما محشور مى گردند به ميزان دانش شان به آنان خلعت هاى گرانبهايى داده مى شود و ميزان خلعت ها با ميزان تلاشى كه براى ارشاد بندگان خدا نموده مناسبت دارد تا جايى كه به يكى از آنان هزار زيور از نور هديه مى دهند.
آن گاه منادى از سوى پروردگار ندا مى دهد: اى كسانى كه ايتام آل محمد را سرپرستى كرديد و اى آنان كه در هنگام نبود پدران اين ايتام كه ائمه اطهار باشند آنان را محافظت و مراقبت مى كرديد، اينان همان شاگردان شمايند، همان يتيمانى كه سرپرستى و نگهبانى شان نموديد و با علوم خود، آنان را شاداب و با طراوت كرديد، پس آنان به مقدار علمى كه به شاگردان خود داده ايد، از سوى خدا به آنان خلعت دهيد، پس آنان به شاگردان خويش به مقدار درسى كه به آنها در دنيا داده بودند خلعت مى دهند حتى برخى از اين شاگردان نيز به شاگردان خود خلعت مى دهند و از سوى خداى تبارك و تعالى امر مى شود كه به معلمان ، دو برابر آن چه به شاگردان خود خلعت داده اند خلعت داده شود.
پس حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: يك نخ از اين خلعت هاى آخرتى از آن چه كه خورشيد يك ميليون بر آن بتابد با ارزش تر است .(104)
9- التزام به تعهدهاى اخلاقى
بسيارى از انسان ها در موقع تبيين برخى از ارزش ها و طرفدارى از آن ، خوب سخن مى گويند، اما نوبت به مرحله عمل مى رسد، معلوم مى شود كه همه اش حرف بوده و بس . اما اين اصل ارزشى يعنى تطابق گفتار و كردار در زندگى معلمان اخلاقى