 است ؟
فاطمه (س) عرض كرد: این پاره نان قسمتی از قرص نان است كه آن را برای حسن و حسین (ع) پخته بودم ، كه این قسمت را برای شما آوردم . پیامبر (ص) فرمود: فاطمه جانم ! بدان كه این پاره نان نخستین لقمه ای است كه پدرت پس از سه روز گرسنگی ، به دهانش می گذارد.
داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردينصیحت پیامبر (ص)
از ازدواج حضرت زهرا (س) با حضرت علی (ع) چندان نگذشته بود پیامبر (ص) به دیدار آن ها آمد به آن ها مباركباد گفت و پس از ساعاتی علی (ع) برای كاری از خانه بیرون رفت . پیامبر (ص) به فاطمه (س) فرمود: حالت چطور است ؟شوهرت را چگونه یافتی ؟ فاطمه (س): پدر جان شوهرم را به بهترین شوهر یافتم ولی جمعی از زنان قریش نزد من آمدند و به من گفتند: رسول خدا (ص) تو را همسر یك نفر مرد فقیر و تهیدست نموده است پیامبر: دخترم !نه پدرت فقیر است ، و نه شوهرت ، خداوند گنجینه های طلا چو نقره تمام زمین را در اختیار من نهاده است ولی من از آنها چشم پوشیدم ، و پاداشی را كه در پیشگاه خدا است برگزیدم . دخترم ! اگر آنچه را كه پدرت می داند، می دانستی دنیا در نظرت ناچیز جلوه می كرد، سوگند به خدا در نصیحت و آموزش تو كوتاهی نكردم .شوهر تو در تقدم به اسلام و در علم و حلم از همه مقدمتر و بهتر است ، دخترم وقتی كه خداوند بر سراسر زمین نگاه كرد دو مرد را برگزید یكی از آن دو را پدر تو قرار داد و دیگری را شوهر تو. یا بنته نعم الزوج زوجك لاتعصی له امرا :
دختر عزیزم ! شوهر تو، نیكو شوهری است همواره در همه امور، از او اطاعت كن سپس پیامبر (ص) علی (ع) را به حضور طلبید و در شاءن و مقام فاطمه (س) مطالبی گفت ، از جمله فرمود: فاطمه (س) پاره تن من است هر كه او را برنجاند مرا رنجانده و هر كس او را شاد كند مرا شاد كرده است .امام علی (ع) در شاءن زهرا (س) می گوید: سوگند به خدا هیچگونه فاطمه (س) را خشمگین و مجبور به كاری نكردم تا آن زمان كه خداوند روح او را به سوی خود قبض كرد، و او نیز هیچگاه مرا ناراحت نكرد و از من نافرمانی ننمود، هر زمان به او نگاه می كردم همه اندوهها و حزنها و رنجهایم برطرف می شد.
داستانهاي شنيدني از چهارده معصوم(عليهم السلام)/ محمد محمدي اشتهاردي<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:444.txt">اعمال هنگام خواب</a><a class="text" href="w:text:445.txt">پوشش از نابینا</a><a class="text" href="w:text:446.txt">دعای مادر</a><a class="text" href="w:text:447.txt">رحم به فاطمه(ع)</a><a class="text" href="w:text:448.txt">شعری از مرحوم كمپانی</a><a class="text" href="w:text:449.txt">داستانی در مورد فدك</a><a class="text" href="w:text:450.txt">اجر راهنمائی</a><a class="text" href="w:text:451.txt">زهد فاطمه (ع)</a><a class="text" href="w:text:452.txt">دوری از تجملات</a><a class="text" href="w:text:453.txt">مطالبه حق</a><a class="text" href="w:text:454.txt">تابوت جالب و نیك!!</a></body></html>اعمال هنگام خواب
حضرت زهرا سلام (علیها السلام) فرمودند:
یكشب رختخوابم را پهن كرده بودم و می خواستم بخوابم ، حضرت رسول (ص) بر من وارد شد و فرمودند: ای فاطمه ! نخواب ، مگر چهار عمل را بجا آوری . گفتم : آن چهار عمل چیست ؟! فرمود:
اول : ختم قرآن كن . دوم : پیغبران را شفیع خود گردان . سوم : مؤ منین را از خود خوشنود گردان . چهارم : حج و عمره را بجا آور. سپس مشغول نماز شدند، من منتظر ماندم تا نماز حضرت تمام شد، گفتم : یا رسول اللّه ، مرا امر فرمودید: به چهار چیز كه قدرت انجام آن را دراین وقت ندارم . آن حضرت تبسمی كردند و فرمودند:
1 هر وقت خواستی بخوابی قل هو اللّه احد را سه مرتبه خوان ، مثل این است كه قرآن را ختم كردی یعنی ثواب ختم قرآن را برایت می نویسند. 2 وقتی كه بر من و پیغبران قبل از من صلوات بفرستی ، ما در روز قیامت شفیعان تو خواهیم بود. یعنی بگویی : سَلامٌ عَلَی جَمیعِ الاْ نْبیاء و المُرسَلین 3 وقتی برای مؤ منین استغفار بگویی ، یعنی بگویی : اَللّهُمَّ اغْفِر المُؤ منینَ و المُؤ منات . پس تمام آنها از تو خوشنود می شوند. 4 و وقتی بگویی : سُبْحانَ اللّهِ وَ الْحَمْدُالِلّهِ وَلا اِلهَ اِلا اللّهُ وَاللّهُ اَكْبَرُ. پس حج و عمره بجا آوردی .
داستانهايي از اذکار ختوم و ادعيه مجرب / علي مير خلف زادهپوشش از نابینا
آورده اند كه نابینایی مادرزاد بود در زمان حضرت رسول صلی الله علیه و آله و سلم ، نام وی عبدالله ام مكتوم . روزی به در خانه رسول صلی الله علیه و آله و سلم آمد و آواز داد. رسول صلی الله علیه و آله و سلم گفت : در، آی . فاطمه علیها السلام برخاست و در خانه شد تا وی برون رفت . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم بر سبیل امتحان گفت : ای فاطمه ! وی ترا نمی دید. گفت : ای ! پدر بزرگوار! اگر وی مرا نمی دید، من وی را می دیدم . چنانكه حق تعالی مردان را نهی كرده است در نامحرم نگاه كردن و گفته است : قل للمؤمنین یغضوا من ابصارهم ؛ زنان را نیز نهی كرده است و گفته كه : قل للمؤمنات یغضضن من ابصارهن . پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: حمد خدای را كه مردان و زنان ما را جمله عالم و دانا گردانیده است .
داستان عارفان / کاظم مقدمدعای مادر
در آن شب همه اش به كلمات مادرش كه در گوشه ای از اطاق رو به طرف قبله كرده بود گوش می داد. ركوع و سجود و قیام و قعود مادر را در آن شب كه شب جمعه بود، تحت نظر داشت . با اینكه هنوز كودك بود، مراقب بود ببیند مادرش كه این همه در باره مردان و زنان مسلمان دعای خیر می كند و یك یك را نام می برد و از خدای بزرگ برای هر یك از آنها سعادت و رحمت و خیر و بركت می خواهد، برای شخص خود از خداوند چه چیزی مساءلت می كند؟ امام حسن آن شب را تا صبح نخوابید و مراقب كار مادرش ، صدیقه مرضیه علیهاالسلام بود. و همه اش منتظر بود كه ببیند مادرش در باره خود چگونه دعا می كند و از خداوند برای خود چه خیر و سعادتی می خواهد؟ شب صبح شد و به عبادت و دعا در باره دیگران گذشت . و امام حسن ، حتی یك كلمه نشنید كه مادرش برای خود دعا كند. صبح به مادر گفت :مادر جان ! چرا من هرچه گوش كردم ، تو در باره دیگران دعای خیر كردی و در باره خودت یك كلمه دعا نكردی ؟. مادر مهربان جواب داد:پسرك عزیزم ! اول همسایه ، بعد خانه خود.
داستان راستان / استاد مطهريرحم به فاطمه(ع)
پیامبر (ص) با مسلمانان در مسجد بودند، هنگام نماز بود، ولی آن روز بلال حبشی در مسجد دیده نمی شد، تا اذان بگوید، همه در انتظار آمدن او بودند، سرانجام بلال با مقداری تأ خیر به مسجد آمد. پیامبر (ص) به او فرمود: چرا دیر آمدی ؟!. بلال گفت : به سوی مسجد می آمدم ، از كنار در خانه حضرت زهرا (ع) عبور كردم ، دیدم فاطمه زهرا (ع) پسرش حسن (ع) را (كه كودك بود) به زمین گذاشته ، و كودك گریه می كرد، و خود حضرت زهرا (ع) مشغول دستاس ‍ (آسیا كردن گندم یا جو) بود. به آن حضرت عرض كردم : یكی از این دو كار را به عهده من بگذار، هر كدام را كه دوست داری ، یا نگهداری كودك را یا دستاس را؟ فرمود: من نسبت به پسرم ، مهربانتر هستم .
او به نگهداری كودك پرداخت و من به دستاس و آسیا كردن مشغول شدم ، و همین باعث دیر آمدن من به مسجد شد. رسول اكرم (ص) برای بلال دعا كرد و فرمود: رحمتها رحمك ال