لّه : نسبت به فاطمه (ع) مهربانی كردی ، خداوند به تو مهربانی كند.
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهارديشعری از مرحوم كمپانی
یكی از مفاخر بزرگ جهان تشیع و اسلام ، فقیه وفیلسوف برجسته ، مرحوم علامه شیخ محمد حسین اصفهانی (معروف به علامه كمپانی) قدس سره است . وی مرجع تقلید بسیاری از مردم زمان خود بود. علاّمه اصفهانی ، دوم محرم سال 1296 هجری قمری متولد شد و پنجم ذی حجه سال 1361 هجری در سن 65 سالگی دار دنیا را وداع گفت ، مرقد شریفش در نجف اشرف در كنار مرقد شریف امیرمؤمنان علی (ع) است . وی علاوه بر این كه دارای تاءلیفات بسیار در رشته های مختلف اسلامی است ، در ادبیات وشعر نیز، ید طولانی داشت ، كه دیوان عربی دیوان فارسی او حكایت از آن می كند، دیوان فارسی او شامل مدایح و مراثی ، وغزلیات است و تخلص شعر فارسی او مفتقر (بر وزن مجتهد) است(یعنی محتاج به خدا). اشعار این بزرگمرد، بسیار ژرف و عمیق و دلربا است یكی از علماء نقل می كرد مرحوم علامه طباطبایی صاحب كتاب تفسیر المیزان كه فیلسوف و عارف بزرگ قرن معاصر بود (و در 24 آبان سال 1360 شمسی از دنیا رفت) و قتی كه اشعار مرحوم علامه كمپانی را می خواند می فرمود: این تك شعر كه در آخر قصیده ای در مدح حضرت زهرای اطهر(س) آمده ، مرا در تعجب فرو برده كه بسیار عالی و پرمضمون است ، و آن تك شعر این است :
مفتقرا متاب روی از در او به هیچ
زانكه مس وجود را فضّه او طلا كند
شایسته است در اینجا چند شعر دیگر همین قصیده را بیاوریم :
دامن كبریای او دسترس خیال نی
پایه قدر او بسی پایه به زیر پا كند
در جبروت ، حكمران ، در ملكوت قهرمان
نشآت كن فكن ، حكم به ما تشاء كند
قبله خلق ، روی او، كعبه عشق كوی او
چشم امید سوی او، تابه كه اعتنا كند
بهر كنیزیش بود، زهره كمینه مشتری
چشمه خور شود اگر چشم سوی سهاكند
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهارديداستانی در مورد فدك
ابن ابی الحدید معتزلی كه از علمای معروف و برجسته اهل تسنن است می گوید: من از استادم (علی بن فارقی) مدرس مدرسه بغداد پرسیدم آیا فاطمه (ع) از ادعای مالكیت فدك راست می گفت ؟. گفت : آری .
گفتم : پس چرا خلیفه اول ، فدك را به او نداد، در حالی كه فاطمه (ع) نزد او را راستگو بود؟. او لبخندی زد و كلام زیبا و لطیف و طنز گونه ای گفت ، در حالی كه او هرگز عادت به شوخی نداشت ، گفت : اگر ابوبكر، فدك را به مجرد ادعای فاطمه (ع) به او می داد، فردا به سراغش می آمد و ادعای خلافت برای همسرش ‍ می كرد! و وی را از مقامش كنار می زد و او هیچگونه عذر و دفاعی از خود نداشت ، زیرا با دادن فدك پذیرفته بود كه فاطمه (ع) هر چه را ادعا كند راست می گوید، و نیازی به بینه و گواه ندارد. سپس ابن ابی الحدید می افزاید: این یك واقعیت است ، هر چند استاد، آن را به عنوان مزاح ، مطرح كرد. این اعتراف صریح از این دو دانشمند اهل تسنن حاكی است كه داستان فدك ، یك داستان سیاسی و آمیخته با خلافت بوده ، نه داستان صرفا اقتصادی .
داستان دوستان / محمد محمدي اشتهارديفاطمه الگوى حيا و عفاف
تا كنون به نام و تاريخچه بسيارى از زنان در جهان اسلام و يا حتى جهان بشريت برخورد كرده ايم ، اما موفقيت هر يك از آن ها در يك جهت و بسيار محدود بوده و در مقايسه با يكديگر، مشاهده مى كنيم هيچ كدام جامع تمام صفات و كمالات اخلاقى و علمى نبوده اند. اما دخت نبى اكرم صلى الله عليه و آله حضرت فاطمه زهرا عليهاالسلام خود به تنهايى جامع تمام صفات انسانى و كمالات اخلاقى است ، چرا كه به شهادت پدر بزرگوار و اولاد طاهرينش ، آيينه تمام نماى رسول خدا صلى الله عليه و آله بوده و پاره تن او و حجت بر اوصيايش بوده است .
سيره و روش فاطمه عليهاالسلام بزرگترين درس براى همگان است كه تطبيق و پياده كردن آن ، سعادت و كاميابى را در پى خواهد داشت .
فاطمه عليهاالسلام مجسمه زهد، پارسايى ، اخلاق و بزرگوارى ، اخلاص و ايثار، حجب و حيا عفت و پاكدامنى و صدها خصلت خوب انسانى بوده است كه در اين درنگ كوتاه به نشانه هايى از حيا و عفت اين بانوى كرامت و فضيلت مى پردازيم :
فاطمه عليهاالسلام معدن حجب و حيا
زندگى افتخارآميز فاطمه عليهاالسلام پر از اين نشانه ها است و آن ها گواهند كه وى چقدر با حجب و حيا بوده و به اين امر اهميت مى داده است .
فاطمه عليهاالسلام نه فقط در مسائل دنيوى از حريم حيا پاسدارى مى كرد، بلكه حتى پس از مرگ خود حاضر نبود بدن پيچيده به كفنش در مقابل ديدگان نامحرم قرار گيرد و يا در آخرت همانند ديگر انسانها با بدن برهنه وارد صحنه قيامت و محشر كبرى شود و تا اين دو امر برايش تضمين نشد از اضطراب و دلهره بيرون نيامده و مرگ برايش گوارا نبود.
گفتگوى فاطمه عليهاالسلام و درخواست از اسماء
در صدر اسلام چنين رسم بود، هنگامى كه مرد يا زنى از دنيا مى رفت ، پس ‍ از غسل و كفن ، او را روى تخته اى قرار داده و با كشيدن پارچه روى ميت او را تا محل دفن تشييع مى كردند.
اين منظره كه براى فاطمه عليهاالسلام بسيار زشت و زننده بود، به هيچ وجه حاضر نبود، كه پس از مرگش اين گونه حمل گردد، چرا كه هيكل زن اگر چه پوشيده بود، اما كاملا پيدا بود.
بدين جهت در اواخر عمرش با گفتگويى كه با اسماء داشت ، اين مسئله را مطرح كرده و فرمود: اى اسماء؛ من زشت مى دارم آنچه را كه با جنازه زنان انجام مى دهند كه فقط پارچه اى به روى زن مى كشند؛ اسماء گفت : من در حبشه چيزى ديدم و مايلم شبيه آن را براى شما نشان دهم . آن گاه چند چوب تر و تازه درخت خرما را طلبيده و آنها را خم نموده و پارچه اى برويش كشيد. فاطمه عليهاالسلام از اين كار بسيار شاد شد و فرمود: چقدر خوب و زيبا است .(108) چرا كه زن از مرد شناخته نمى شود.(109)
اسماء گويد: فاطمه عليهاالسلام با ديدن اين نعش ، خنده بر لبانش ظاهر شد چهره اش خندان نشد مگر همان وقت .(110)
و در نهايت با تحسين اين كار از اسماء خواستند كه شبيه آن را براى او درست كنند، سپس فرمود: مرا مستور و پنهان كن ، خداوند تو را از آتش ‍ جهنم مستور كند.(111)
نمونه اى ديگر از حياى فاطمه
فاطمه عليهاالسلام پرسشهاى زيادى از پدر داشتند و از جمله آن ها نحوه برانگيخته شدن انسانها در روز قيامت بود، چرا كه فاطمه عليهاالسلام از روز قيامت هول عظيمى در دل داشت .
گويد: روزى از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله پرسيدم : آيا اهل دنيا روز قيامت برهنه اند؟
فرمود: آرى اى دخترم .
گفتم : آيا من هم برهنه ام ؟
فرمود: آرى شما هم ولى آن جا كسى به كسى توجه ندارد.
گفتم : وا سواءتاه ، يومئذ من الله عزوجل ؛ چقدر جاى شرمندگى است ، آن روز در مقابل خداى متعال . هنوز از محضر پدر بيرون نرفته بودم ، كه فرمود: اكنون ، جبرئيل آمده به من مى گويد: اى محمد به فاطمه سلام برسان ، و بگو به جهت حيا و شرمت از خدا پروردگار وعده فرمود: كه او را در روز قيامت به دو لباس از نور بپوشاند.(112)
فاطمه عليهاالسلام مظهر عفاف و حجاب
مسئله دوم اين است كه فاطمه عليهاالسلام بهترين مظهر عفت و پوشش ‍ زنان مسلمان است ؛ زيرا با توجه به اين كه فاطمه عليهاالسلام آن بانويى 