نبود كه كاملا با خارج از خانه قطع رابطه كرده باشد؛ چون تاريخ گواه است كه وى دعوت ديگر زنان را مى پذيرفته ، هم چنين جهت تهيه وسائل روزمره به ويژه در روزهايى كه حضرت على عليه السلام حضور نداشتند بيرون مى رفته ، مرتب به خانه پيامبر صلى الله عليه و آله رفت و آمد مى كرده ، در جنگ احد، به همراه ديگر زنان به مداواى زخمهاى پيامبر صلى الله عليه و آله پرداخته ، و در فتح مكه و حجة الوداع همراه پيامبر صلى الله عليه و آله بوده و پس از شهادت حمزه پيوسته به احد مى رفته ، و گاه برخى از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله را به همراه آن حضرت به حضور مى پذيرفته ، اما با اين حال باز هم بر مسئله عفاف و حجاب زن سخت تكيه مى كرده است .
فاطمه عليهاالسلام در پى آن بود كه زن به كرامت انسانى اش پى ببرد، و خود را فداى اميال و هوسهاى ديگران نكند، فاطمه مى خواست كه دامان زن مسلمان و هر آزادانديش را از هر گونه فساد اخلاق و روابط نامشروع و ضد ارزشهاى دينى پاك نگه دارد.
از حضرت على عليه السلام روايت شده كه فرمود: ما روزى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله نشسته بوديم ، فرمود به من خبر دهيد چه چيز براى زنان بهتر است ؟
هيچكدام نتوانست جواب حضرت را بگويند و برخواسته پراكنده شدند.
من به نزد فاطمه عليهاالسلام آمدم و سؤ ال را براى او نقل كردم و در ضمن گفتم كه هيچيك از ما جواب رسول خدا را نمى دانستيم ، حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود من جواب سؤ ال را مى دانم سپس فرمود: بهترين چيز براى زن اين است كه هيچ مردى او را نبيند و او هم هيچ مردى را نبيند.
من به نزد رسول خدا صلى الله عليه و آله برگشتم و گفتم يا رسول الله بهترين چيز براى زن اين است كه هيچ مردى او را نبيند و او هم هيچ مردى را نبيند.
حضرت با تعجب فرمود: شما كه قبلا اين جا حاضر بوديد و چيزى نگفتيد، پس اين جواب را از كجا آوردى ؟!
گفتم از فاطمه .
پيامبر صلى الله عليه و آله ضمن تعجب از دخترش فاطمه ، فرمود: براستى كه فاطمه پاره تن من است .(113)
نا گفته نماند كه اين حديث را هر يك به گونه اى معنى كرده اند كه برخى از آن ها چندان صحيح بنظر نمى رسد، مثلا برخى معتقدند كه مراد فاطمه عليهاالسلام اين است كه زن نگاه شهوت آلود به مرد نكند. و همچنين به زن چنين نگاهى نكند.
در پاسخ بايد گفت : اين گونه نگاه كردن براى زن و مرد حرام است نه اين كه بهتر آن است كه چنين نگاهى نكند.
و با اين بيان حديث را چه جور معنى كنيم ، آيا مقصود فاطمه اين است كه زن هرگز از خانه بيرون نرود، كه اين معنى هم صحيح نيست ، زيرا نه تنها اين امر امكان ندارد و عملى نيست ، بلكه با خطى مشى و سيره خود فاطمه مخالف است . زيرا عرض شد خود فاطمه عليهاالسلام رفت و آمد داشته .
پس منظور حضرت از اين جمله چيست ؟
بنظر مى رسد كه حضرت زهرا عليهاالسلام تكيه اش بر اين بوده كه زن تا مى تواند از حضور غير ضرورى خود بكاهد و در صورت حضور، از اختلاطهاى نامشروع و گفت و شنودهاى غير اخلاقى پرهيز كند.
درسى ديگر از فاطمه عليهاالسلام
آورده اند كه روزى فردى نابينا از فاطمه اجازه ورود خواست ، حضرت زهرا عليهاالسلام خود را از او پنهان كرد، پيامبر كه در آن جا حاضر بودند پرسيدند: دخترم چرا خود را از او پنهان كردى در حالى كه او تو را نمى بيند؟
عرض كرد: درست است كه او مرا نمى بيند اما من كه او را مى بينم ، علاوه بر اين كه اين مرد نابينا بو را استشمام مى كند. پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود من گواهى مى دهم كه تو پاره تن من هستى .(114)اجر راهنمائی
به نقل علی (علیه السلام) روزی زنی به حضور حضرت زهرا (علیهاالسلام) رسید و عرض كرد: مادر ناتوانی دارم كه درباره نماز مسائلی را نمی داند، مرا نزد شما فرستاده تا آن مسائل را بپرسم ، سوالات او به ده سوال رسید. و از بسیاری سوال شرمنده شد و عرض كرد: ای دختر رسول خدا، بیش از این به شما زحمت نمی دهم . حضرت فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: آنچه را نمی دانی بپرس ، آیا كسی را سراغ داری كه در برابر صد هزار مثقال طلا اجیر شود كه یك روز بار سنگینی را از زمین به بالای بام ببرد و اظهار خستگی كند؟ او عرض كرد: نه . زهرای اطهر (علیهاالسلام) فرمود: من نیز اجیر شده ام در برابر هر مساله ای كه به تو پاسخ دهم مزدی بگیرم كه اگر بین زمین تا عرش را پر از مروارید كنند، باز آن مزد بیشتر است ، بنابراین من سزاوارتر از آن اجیرم كه اظهار خستگی نكنم ، من از پدرم شنیدم كه فرمود: علمای شیعه ما وقتی در قیامت محشور می شوند، بقدر علمشان و بقدر تلاشی كه در ارشاد مردم كرده اند به آنها خلعت و جایزه می دهند...
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهارديزهد فاطمه (ع)
از زهد و پارسائی فاطمه (علیهاالسلام) اینكه : روزی پیامبر (صلی الله علیه وآله) دید فاطمه (علیهاالسلام) آنچه داشت در راه خدا به مستمندان داد، فرمود: خاندان محمد (صلی الله علیه وآله) را با دنیای مادی چه كار؟ كه ایشان برای آخرت آفریده شده اند، اگر دنیا به اندازه پر مگسی ارزش داشت ، خداوند یك جرعه آب به كافر نمی داد. در این هنگام پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمود: فداها ابوها: پدرش به قربانش باد.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهارديدوری از تجملات
به نقل امام سجاد(علیه السلام) اسماء بنت عمیس گفت : حضرت زهرا (علیهاالسلام) گردنبندی از طلا به گردن داشت كه علی (علیه السلام) آن را از غنیمت جنگی (فی) به دست آورده بود. رسول خدا (صلی الله علیه وآله) بر او وارد شد، وقتی گردنبند را دید به اشاره فرمود: طوری نباشد كه مردم بگویند فاطمه (علیهاالسلام) خود را به تجملات زنهای كسری و قیصر آراسته است ، فاطمه (علیهاالسلام) مطلب را دریافت ، بی درنگ رفت و گردنبند را فروخت و با پول آن برده ای خرید و آزاد كرد. پیامبر (صلی الله علیه وآله) وقتی كه این موضوع را شنید خوشحال شد.
داستان صاحبدلان / محمد محمدي اشتهارديمطالبه حق
پس از رحلت رسول خدا(صلی الله علیه وآله) وقتی كه ابوبكر بر مسند خلافت نشست باغ فدك را كه از آن پیامبر (صلی الله علیه وآله) بود و به فاطمه (علیهاالسلام) می رسید، ضبط كردند. علی (علیه السلام) به فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: برو نزد ابوبكر و ارث خودت را از او بگیر، فاطمه (علیهاالسلام) نزد ابوبكر آمد و فرمود: ارثی كه از ناحیه پدرم رسول خدا (صلی الله علیه وآله) به من رسیده به من رد كن . ابوبكر گفت : پیامبران ارث نمی گذارند فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمود: آیا سلیمان از پدرش داوود ارث نبرد؟. ابوبكر خشمگین شد و گفت : پیامبر ارث نمی گذارد.
فاطمه زهرا (علیهاالسلام) فرمود: آیا (طبق آیه 5 و 6 سوره مریم) زكریا به خدا عرض نكرد: فهب لی من لدنك ولیا یرثنی و یرث من آل یعقوب . به من از پیشگاهت ، جانشینی ببخش كه وارث من و آل یعقوب باشد. ابوبكر باز همان سخن قبل را تكرار كرد كه پیامبر ارث نمی گذارد. فاطمه (علیهاالسلام) فرمود: آیا خداوند در قرآن نفرموده است كه : یوصیكم الله فی اولاد كم للد كرمثل حظ الانثیین . شما را در مورد فرزندانتان سفارش می كنم كه برای پسر مطابق نصیب دو د