 ايد»، گفتند: «بنده خدا را قبول داريم، اما برادر رسول را نه». (17)
فاطمه عليها السلام در ادامه كلامش از نور رسالت و دستاوردهاي عظيم آن و دعوت ها و مبارزات رسول الله به خوبي دفاع كرد و به وصايت علي عليه السلام، سخت كوشي ها و خيرخواهي اش در راه خدا تأكيد ورزيد و در نهايت از مظلوميت خويش و ارث غصب شده اش سخن گفت.

پي نوشت ها :
 

1. كنز العمال، حسام الدين هندي، ج6، ص220.
2. شرح نهج البلاغه، ابن ابي الحديد، ج1، ص265.
3. نهج البلاغه، نامه45.
4. حشر/6و7.
5. اسراء/26.
6. تفسير نمونه، ج23، ص510.
7. احتجاج، شيخ طبرسي، ج1، ص123.
8. تحليل سيره فاطمه الزهرا، علي اكبر بابازاده، ص200، به نقل از عوالم، چ1، 1374ش.
9. شرح نهج البلاغه، ج16، ص236و237.
10. فاطمه الزهرا از ولادت تا شهادت، ص415، چ2، 1377ش.
11. كشف الغمه، علي بن عيسي اربلي، ج2، ص40.
12. شرح نهج البلاغه، ج14، ص210و211.
13. بحارالانوار، ج8، ص108.
14. شرح خطبه حضرت زهرا، آيه الله سيد عزالدين حسيني زنجاني، ج1، ص19، چ2، 1370ش.
15. همان، ص22.
16. توبه/71.
17. بحارالانوار، ج28، ص229.سيماى فاطمه در روز قيامت
چهره مقدس و ملكوتى فاطمه زهرا عليهاالسلام در تاريخ اسلام آن قدر تابناك و روشن است كه چندان به تحقيق و بررسى نياز ندارد؛ اما با توجه به ايام شهادت (115) آن بزرگوار شايسته است اندكى درباره فضايل حضرتش ‍ گفتگو كنيم . بر اين اساس به سراغ روايات نورانى معصومان مى رويم تا با مقام و جايگاه آن حضرت در قيامت آشنا شويم .
كيفيت برانگيخته شدن
برانگيخته شدن و رستاخيز از لحظات بسيار سخت و وحشتناك آينده بشر است ، زمانى كه معصومان همواره بدان مى انديشيده و گاه از خوف آن بيهوش مى شدند.
فاطمه عليهاالسلام نيز چنين بود و بيشتر بدين زمان مى انديشيد، فكر زنده شدن ، عريان بودن انسان ها در قيامت ، عرضه شدن به محضر عدل الهى و... او را در اندوه فرو مى برد.
امير مؤ منان على عليه السلام مى فرمايد: روزى پيامبر صلى الله عليه و آله بر فاطمه وارد شد و او را اندوهناك يافت .
فرمود: دخترم ! چرا اندوهگينى ؟
فاطمه عليهاالسلام پاسخ داد: پدر جان ياد قيامت و برهنه محشور شدن مردم در آن روز رنجم مى دهد.
پيامبر فرمود: آرى دخترم ! آن روز، روز بزرگى است ، اما جبرئيل از سوى خداوند برايم خبر آورد من اولين كسى هستم كه بر انگيخته مى شوم ، سپس ‍ ابراهيم و آنگاه همسرت على بن اءبى طالب عليه السلام پس از آن خداوند جبرئيل را همراه هفتاد هزار فرشته به سوى تو مى فرستد. وى هفت گنبد از نور بر فراز آرامگاهت بر قرار مى سازد. آنگاه اسرافيل لباس هاى بهشتى برايت مى آورد و تو آن ها را مى پوشى .
فرشته ديگرى به نام زوقائيل مركبى از نور برايت مى آورد كه مهارش از مرواريد درخشان و جهازش از طلا. تو بر آن مركب سوار مى شوى و زوقائيل آن را هدايت مى كند.
در اين حال هفتاد هزار فرشته با پرچمهاى تسبيح پيشاپيش تو راه مى سپارند. اندكى كه رفتى ، هفتاد هزار حور العين در حالى كه شادمانند و ديدارت را به يكديگر بشارت مى دهند، به استقبالت مى شتابند، به دست هر يك از حوريان منقلى از نور است كه بوى عود از آن بر مى خيزد... آن ها در طرف راستت قرار گرفته همراهت حركت مى كنند هنگامى كه به همان اندازه از آرامگاهت دور شدى ، مريم دختر عمران همراه هفتاد هزار حور العين به استقبالت مى آيد و بر تو سلام مى گويد، آن ها سمت چپ قرار مى گيرند و همراهت حركت مى كنند. آن گاه مادرت خديجه ، اولين زنى كه به خدا و رسول او ايمان آورد، همراه هفتاد هزار فرشته كه پرچمهاى تكبير در دست دارند، به استقبالت مى آيند، وقتى به جمع انسانها نزديك شدى ، حوا با هفتاد هزار حور العين به همراه آسيه دختر مزاحم نزدت مى آيد، و با تو رهسپار مى شود.
حضور فاطمه عليهاالسلام در ميان مردم
فاطمه جان ، هنگامى كه به وسط جمعيت حاضر در قيامت مى رسى ، كسى از زير عرش پروردگار به گونه اى كه تمام مردم صدايش را بشنوند، فرياد مى زند: چشمها را فرو پوشانيد و نظرها را پايين تا افكنيد تا صديقه فاطمه ، دخت پيامبر صلى الله عليه و آله و همراهانش عبور كنند.
پس در آن هنگام هيچ كس جز ابراهيم خليل الرحمن و على بن ابى طالب عليه السلام و... به تو نگاه نمى كنند.(116)
جابر بن عبدالله انصارى نيز در حديثى از پيامبر صلى الله عليه و آله اين حضور را چنين توصيف مى كند:
روز قيامت دخترم فاطمه عليهاالسلام بر مركبى از مركبهاى بهشت وارد عرصه محشر مى شود، مهار آن مركب از مرواريد درخشان چهار پايش از زمرد سبز، دنباله اش از مشك بهشتى و چشمانش از ياقوت سرخ است و بر آن گنبدى از نور قرار دارد كه بيرون آن از درونش و درون آن از بيرونش ‍ نمايان است ، فضاى داخل آن گنبد، انوار عفو الهى و خارج آن پرتو رحمت خدايى است ، بر فرازش تاجى از نور ديده مى شود، كه هفتاد پايه از در و ياقوت دارد كه همانند ستارگان درخشان ، نور مى افشاند.
در هر يك از دو سمت راست و چپ آن مركب هفتاد هزار فرشته به چشم مى خورد.
جبرئيل مهار آن را در دست دارد و با صداى بلند ندا مى كند: نگاه خود فراسوى خويش گيرد و نظرها را پايين افكنيد، اين فاطمه عليهاالسلام دختر محمد صلى الله عليه و آله است كه عبور مى كند.
در اين هنگام ، حتى پيامبران و انبيا و صديقين و شهدا همگى از ادب ديده فرو مى گيرند تا فاطمه عليهاالسلام عبور مى كند، و در مقابل عرش پروردگار قرار مى گيرد.(117)
منبرى از نور براى فاطمه عليهاالسلام
در ادامه گفتگوى با دختر گرامى اش درباره چگونگى حضور وى در عرصه قيامت ، چنين مى خوانيم :
سپس منبرى از نور برايت بر قرار مى سازند، كه هفت پله دارد و بين هر پله اى تا پله ديگر صفتهايى از فرشتگان قرار گرفته اند، كه در دستشان پرچمهاى نور است . همچنين در طرف چپ و راست منبر، حور العين صف مى كشند، آن گاه بر بالاى منبر قرار مى گيرى ، جبرئيل مى آيد و مى گويد: اى فاطمه ! آن چه دوست دارى از خدا بخواه ... .(118)
شكايت در دادگاه عدل الهى
اولين درخواست فاطمه عليهاالسلام در روز قيامت ، پس از عبور از برابر خلق شكايت از ستمگران است . جابر بن عبدالله انصارى از پيامبر صلى الله عليه و آله چنين نقل مى كند:
هنگامى كه فاطمه عليهاالسلام در مقابل عرش پروردگار قرار مى گيرد خود را از مركب به زير انداخته اظهار مى دارد: الهى و سيدى ، ميان من و كسى كه مرا آزرده و بر من ستم روا داشته داورى كن ، خدايا بين من و قاتل فرزندم حكم كن .(119)
بر اساس روايتى ديگر پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود: دخترم فاطمه در حالى كه پيراهن هاى خونين در دست دارد وارد، محشر مى شود پايه اى از پايه هاى عرش را در دست مى گيرد و مى گويد: يا عدل يا جبار اءحكم بينى و بين قاتل ولدى ؛ اى خداى عادل و غالب ، بين من و قاتل فرزندم داورى كن . قال فيحكم لابنتى و رب الكعبه ؛ به خداى كعبه سوگند به شكايت دخترم رسيدگى مى شود و حكم الهى صادر مى گردد.(120)
ديدار حسن و حسين
دومين خواسته فاطمه عليهاالسلام در روز قيامت از خداوند چنين است : خدايا حسن و حسين را به من بنمايان . در اين لحظه امام حسن و امام حسين به سوى فاطم