ود.[5]
بانویی كه چیزی از شوهر نمی خواهد
امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرمودند: فاطمه ـ علیها السلام ـ برای علی ـ علیه السّلام ـ تعهد كرد كه كارهای خانه و خمیر كردن و نان پختن و روفتن منزل را انجام دهد و علی ـ علیه السّلام ـ برای او متعهّد شد كه كارهای بیرون از منزل مثل هیزم آوردن و تهیه غذا را انجام دهد.
یك روز حضرت علی ـ علیه السّلام ـ از حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ پرسید: «آیا غذایی داری؟»
حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ عرض كرد: «سوگند به آنكه حقِّ تو را تعظیم كرده است از سه روز پیش تاكنون چیزی نداریم كه برایت بیاورم.»
فرمود: «چرا به من نگفتی؟»
عرض كرد: «رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ مرا از اینكه چزی از تو بخواهم نهی كرده و فرموده است: تو از پسر عمویت چیزی مخواه، اگر خودش چیزی آورد بگیر و گرنه تو از او مخواه ...»[6]
تفاهم در زندگی مشترك
امیرالمؤمنین علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «به خدا سوگند (در سراسر زندگی مشترك با فاطمه ـ علیها السلام ـ) تا آنگاه كه خدای عزیز و جلیل او را قبض روح فرمود هرگز او را خشمگین نساختم و بر هیچ كاری او را اكراه و اجبار نكردم، و او نیز مرا هرگز خشمگین نساخت و نافرمانیِ من نكرد؛ هر وقت به او نگاه می كردم رنجها و اندههایم بر طرف می شد.»[7]
راستگوترین بانو
«عایشه» گفته است: «هرگز راستگوتر از فاطمه ـ علیها السلام ـ ندیدم جز پدرش (رسول اكرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ).[8]
عبادت
«حسن بصری» می گوید: «در این امّت عابد تر از فاطمه ـ علیها السلام ـ نیامده است، آنقدر به نماز و عبادت ایستاد كه پاهایش ورم كرد.»[9]
دعا برای دیگران
امام مجتبی ـ علیه السّلام ـ نقل فرموده اند كه: «مادرم فاطمه ـ علیها السلام ـ را دیدم شب جمعه در محراب خود به عبادت برخاسته است و تا نمایان شدن سپیده صبح در عبادت و ركوع و سجود می بود، و می شنیدم كه برای مؤمنین و مؤمنات دعا می فرمود و آنان را نام می برد و برایشان دعا می كرد، و برای خود هیچ دعا نمی كرد، به او گفتم: مادر! چرا همانطوری كه برای دیگران دعا می فرمایی برای خودت دعا نمی كنی؟»
فرمود: «پسرم، ابتدا همسایه سپس خانه خود.»[10]
حجاب
امام موسی ابن جعفر ـ علیه السّلام ـ از پدرانش نقل فرموده است كه امیر المؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: «فرد نابینایی اجازه خواست كه به منزل فاطمه ـ علیها السلام ـ وارد شود، آن گرامی خود را از او پنهان نمود.[11] رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به او فرمود: چرا خودت را از وی پنهان نمودی و حال آنكه نابیناست و تو را نمی بیند؟
عرض كرد: اگر او مرا نمی بیند من او را می بینم، و نیز رایحه و عطر را می بوید.
رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ فرمود: «گواهی می دهم كه تو پاره تن منی»[12]
عفاف و دوری از نامحرمان
حضرت فاطمه ـ علیها السّلام ـ در پاسخ این سؤال كه «برای زنان چه چیز بهتر است؟» فرمودند: «برای زنان بهترین چیز آن است كه مردان را نبینند و مردان آنان را نبینند».[13]
و نیز در پاسخ سؤال پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ كه از یاران خویش پرسیده بودند: «زن چه وقت به پروردگار، خویش نزدیكتر و مقرّب تر است؟» فاطمه ـ علیها السلام ـ گفتند: «زن آنگاه به خدای خویش نزدیكتر و مقرّبتر است كه در قعر منزل خویش اقامت گزیند (و بی جهت از منزل خارج نشود)».
پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ (چون پاسخ فاطمه را شنید) فرمود: «فاطمه پاره تن من است.»[14]
البته روشن است كه بیرون آمدن زنان مادامی كه سبب انجام حرامی نشود اشكال ندارد و احیاناً به خاطر پاره ای از امور رجحان یا لزوم پیدا كند، و منظور از این روایات، این نكته می باشد كه: بهتر است زنان بدون جهت و ضرورت خود را در معرض دید مردان نامحرم قرار ندهند.
تقسیم كار با خادمه منزل
سلمان فارسی می گوید: «فاطمه ـ علیها السلام ـ نشسته بود و با آسیای دستی جو را آرد می كرد و دسته آسیا (به جهت مجروح بودن دست فاطمه ـ علیها السلام ـ خونین بود، و حسین ـ علیه السّلام ـ كه در آن هنگام كودك خردسالی بود در گوشه ای از خانه از گرسنگی گریه می كرد: «عرض كردم: ای دختر رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ دستت را مجروح كرده ای در حالی كه «فضّه[15]» هست (كه كارها را انجام دهد)؛ فرمود: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ به من سفارش كرده است كه یك روز خدمت (كار در خانه) به عهده «فضّه» و یك روز «به عهده من باشد، و نوبت او دیروز بود ...»[16]
گذشت از زینت ها
1. امام سجاد ـ علیه السّلام ـ فرمودند: «اسماء بنت عمیس» برایم نقل كرد كه من نزد (جدّه تو) فاطمه ـ علیها السّلام ـ بودم هنگامی كه رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بر او وارد شد و او گردنبدی از طلا به گردن داشت كه امیر المؤمنان علی ـ علیه السّلام ـ از سهم خود از غنائم برای او خریده بود، پیامبر فرمود: «ای فاطمه! (شایسته است كه از این زینت حلال پرهیز نمایی تا) مردم نگویند فاطمه ـ علیها السلام ـ دختر محمد لباس جبّاران را بر تن می كند.»
حضرت فاطمه ـ علیها السلام ـ گردن بند را فروخت و با آن بنده ای را خریداری و آزاد ساخت، و رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ از این كار شادمان شد.[17]
2. امام باقر ـ علیه السّلام ـ فرموده است: رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ چون می خواست به سفری برود با هركس از اقوامش خداحافظی می كرد و با آخرین فردی كه خدا حافظی می كرد فاطمه ـ علیها السلام ـ بود و شروع سفرش از خانه او بود، و چون باز می گشت ابتدا نزد فاطمه می رفت و دیدار اقوام را از او شروع می فرمود.
یك بار پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ به سفر رفت و علی ـ علیه السّلام ـ نیز از غنائم جنگی چیزی به دست آورده و به فاطمه داده و رفته بود، و فاطمه ـ علیها السلام ـ با آن، دو النگوی نقره و پرده ای تهیه فرموده و پرده را جلوی در آویخت؛ چون رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ بازگشت، به مسجد داخل شد و سپس همان طور كه عادتش بود به سوی خانه فاطمه ـ علیها السلام ـ آمد، فاطمه ـ علیها السلام ـ شادمان برخاست، و با شور و شوق به سوی پدرش شتافت؛ اما پیامبر چون النگوی نقره را در دست او و پرده را بر در خانه مشاهده كرد. (پیش نیامد) و در جایی (كنار خانه) نشست كه فاطمه ـ علیها السلام ـ را می دید، فاطمه ـ علیها السلام ـ گریست و اندوهگین شد و گفت: «پیش از این با من اینگونه رفتار نمی فرمود.»
پس دو پسر خود (امام حسن و امام حسین ـ علیهما السّلام ـ را فرا خواند و پرده را از درب خانه كند و النگوها را از دست در آورد و النگوها را به یكی و پرده را به دیگری داده و به آنان فرمود: «نزد پدرم بروید و از من به او سلام برسانید و بگویید: ما پس از رفتن شما به سفر غیر از تهیه اینها كار دیگری نكرده ایم، اینك هر طور كه مایل هستید آنها را به مصرّف برسانید؛ آن دو از طرف مادر این سخن را به عرض پیامبر ـ صلّی الله علیه و آله ـ رساندند، رسول خدا ـ صلّی الله علیه و آله ـ آن دو را بوسید و در آغوش كشید و هر یك را بر یك زانوی خود نشاند آنگاه فرمان داد آن دو النگو را شكسته و قطعه قطعه كردند و اهل «صفّ