ا، و استودعک الله و اقرء علی ولدی السلام الی یوم القیامة‏» (13).
[به نام خدای بخشاینده و مهربان، این است آنچه دختر رسول خدا بدان وصیت می‏کند، و این وصیت را در حالی می‏کند که گواهی می‏دهد معبودی جز خدای یکتا نیست، و گواهی می‏دهد محمد بنده و رسول اوست، و گواهی می‏دهد که بهشت‏حق است، و جهنم حق است، و قیامت‏خواهد آمد و هیچ گونه شکی در آن نیست، و گواهی می‏دهد که خدای تعالی هر کس را که در گورهاست مبعوث و زنده خواهد کرد.
ای علی منم فاطمه دختر محمد که خدای تعالی مرا به ازدواج تو در آورد تا در دنیا و آخرت از آن تو باشم، و تو در انجام کارهای من سزاوارتر از دیگران هستی!
کار حنوط و غسل و کفن مرا در شب انجام ده، و بر من نماز بخوان و شبانه مرا دفن کن، و کسی را خبر نکن، تو را به خدا می‏سپارم، و بر فرزندان خود تا روز قیامت‏سلام می‏رسانم (14)! ] در نقلی که از مجالس مفید و امالی شیخ رحمة الله علیهما آمده در حدیثی از امام حسین روایت‏شده چنین است که چون فاطمه دختر رسول خدا (صلي الله عليه واله) بیمار شد به علی وصیت کرد که وضع حال او را پنهان دارد، و حتی از بیماری او کسی را با خبر نکند، و علی (عليه السلام) نیز این کار را کرد، و خودش شخصا پرستاری فاطمه (عليها السلام) را به عهده گرفت، و احیانا اسماء بنت عمیس نیز او را کمک می‏داد، آن هم به طور پنهانی، و چون هنگام وفات و رحلت او شد به علی (عليه السلام) وصیت کرد کارهای پس از مرگ او را خود انجام دهد، و شبانه او را دفن کند و جای قبر او را نیز پنهان و مخفی کند که اثری از قبر او معلوم نباشد (15).
و از کتاب دلایل طبری از امام باقر (عليه السلام) نقل شده که فرمود: فاطمه وصیت کرد از مال خودش به زنان پیغمبر و زنان بنی‏هاشم، به هر کدام دوازده وقیه بدهند، و به «امامه‏» دختر ابی العاص (خواهر زاده فاطمه (عليها السلام) نیز همین مقدار بدهند.
و در حدیث دیگری که از زید بن علی (عليه السلام) روایت کرده فرمود: فاطمه (عليها السلام) مال خود را بر بنی‏هاشم و فرزندان عبد المطلب بخشید و علی (عليه السلام) این کار را کرد و به دیگران نیز داد (16).
و بر طبق روایت کشف الغمه از امام باقر (عليه السلام) فاطمه وصیت فرمود: حوائط هفت گانه در دست علی (عليه السلام) باشد، و پس از او به حسن (عليه السلام) و پس از او به حسین (عليه السلام) برسد، و پس از درگذشت وی در دست‏بزرگترین فرزندان او قرار گیرد، و متن این وصیت‏نامه به خط امیر المؤمنین (عليه السلام) نوشته شده بود و مقداد بن اسود و زبیر بن عوام آن را گواهی کرده بودند.
نگارنده گوید: «حوائط‏» جمع حائط و به معنای باغ و یا بستانی است که اطراف آن را دیوار کشیده باشند، و بر طبق روایات «حوائط‏» فاطمه (عليها السلام) عبارت از هفت‏باغ بوده به نامهای «مبیت، عواف، دلال، حسنی، برقه، صافیه، مشربه‏» که اینها غیر از فدک بوده و پیغمبر اکرم آنها را برای فاطمه (عليها السلام) وقف کرد، و بعدا نیز به صورت موقوفه فرزندان‏فاطمه (عليها السلام) در آمد، و برخی احتمال داده‏اند که این «حوائط هفتگانه‏» همان است که در برخی از روایات به نام «عوالی‏» ذکر شده، و اینها باغهایی بود که از «مخیریق‏» یهودی به رسول خدا (صلي الله عليه واله) رسیده بود، و مخیریق کسی است که در واقعه جنگ احد، مسلمان شد، و همان روز در میدان جنگ به شهادت رسید، و هنگامی که خواست‏به میدان برود فریاد زد: شاهد باشید که من مسلمان شده‏ام و اگر در این جنگ کشته شدم تمام دارایی من متعلق به رسول خداست.
و از تواریخ و روایات به دست نمی‏آید که آیا این باغهای هفتگانه در اختیار فاطمه (عليها السلام) بوده، یا مانند فدک، آنها را نیز ابوبکر به غصب گرفته بود، اما بعید نیست اگر این روایت معتبر باشد چنین استنباط می‏شود که باغهای مزبور در دست آن حضرت بوده که تولیت آن را به علی (عليه السلام) واگذار کرده و روی آن وصیت نموده است، اگر چه برخی گفته‏اند:
این باغهای هفتگانه همان صدقاتی است که عمر در زمان خلافت‏خود به علی (عليه السلام) واگذار کرد، و ابوبکر اینها را نیز مانند فدک از فاطمه اطهر گرفت.
باری بازگردیم به دنباله وصیت: در برخی از نقلهای غیر معتبر نیز آمده که فاطمه (سلام الله عليها) از جمله وصیتهایی که به علی (عليه السلام) کرد این بود:
«یا ابن عم انی اجد الموت الذی لابد و لا محیص عنه، و انا اعلم انک بعدی لا تصبر علی قلة التزویج فان انت تزوجت امراة اجعل لها یوما و لیلة، و اجعل لاولادی یوما و لیلة، یا ابا الحسن و لا تصح فی وجوههما فیصبحان یتیمین غریبین منکسرین فانهما بالامس فقدا جدهما و الیوم یفقدان امهما، فالویل لامة تقتلهما و تبغضهما
ثم انشات تقول:
ابکنی ان بکیت‏یا خیر هاد و اسبل الدمع فهو یوم الفراق یا قرین البتول اوصیک با لنسل فقد اصبحا حلیف اشتیاق ابکنی و ابک للیتامی و لا تنس قتیل العدی بطف العراق فارقوا فاصبحوا یتامی حیاری فاخلفوا الله فهو یوم الفراق
و سخنان دیگری که چون به نظر نگارنده چندان معتبر نیامد از ترجمه و نقل‏قسمتهای دیگر خودداری شد.
ضمنا در پاره‏ای از روایات آمده که فاطمه (عليه السلام) پیش از آنکه از دنیا برود غسل کرد و جامه نو خود را پوشید و به سلمی، همسر ابی رافع، فرمود: من غسل کرده‏ام کسی بدن مرا برهنه نکند (17).
ولی برای توضیح باید بدانید که منظور از این روایات - چنانکه مرحوم مجلسی و دیگران گفته‏اند - نه آن است که مرا بدون غسل دفن کنید، زیرا مسئله غسل میت‏یکی از واجباتی است که باید در مورد هر میت مسلمانی انجام شود و استثنایی نخورده جز در مورد شهیدی که در میدان جنگ کشته شود آن هم با شرایط و خصوصیاتی که در کتابهای فقهی ذکر شده است، و از آن سو بر طبق روایات مشهور و زیادی که هست می‏دانیم که علی (عليه السلام) به کمک اسماء بدن فاطمه را شبانه غسل داد.
بلکه منظور آن بوده که بدن من پاک است و نیازی به شستشو و بیرون آوردن جامه برای غسل نیست، و به همین خاطر نیز بود که بر طبق روایات دیگری که بعدا ذکر خواهد شد، علی (عليه السلام) بدن فاطمه را از زیر پیراهن غسل داد، و این وصیت همسرش را نیز - که ظاهرا انگیزه‏ای جز پوشش و حفاظت زیادتر بدن از اینکه در معرض دید قرار گیرد نداشت - انجام داد.
اگر چه برخی خواسته‏اند بگویند: ممکن است این وصیت روی علاقه شدیدی که فاطمه (عليها السلام) به شوهر عزیزش داشت صادر شده و جنبه عاطفی داشته با این توضیح که چون فاطمه تا زنده بود سعی کرد تا بازوی متورم و پهلوی ضرب دیده و بدن کبود و کتک خورده‏اش را علی (عليه السلام) نبیند و تاثر شوهر بزرگوارش را زیادتر نکند، اما وقتی وصیت کرد که علی (عليه السلام) بدن او را غسل دهد و اساسا نمی‏خواست دیگری متصدی این کار شود، به این فکر افتاد که خواه ناخواه در وقت غسل چشم علی (عليه السلام) به بازو و پهلو و بدن او خواهد افتاد و تاثر او را چند برابر خواهد کرد، از این رو این کار را کرد و این قسمت را نیز در وصیت‏خود ضمیمه نمود و بلکه احتمال داده‏