ن مقدّس وحدت اسلامي، به جستاري مجل پيرامون «مصحف فاطمه» مي‌پردازيم، باشد که به تنوير افکار و رفع ابهامات برادران ما در ديگر فرق اسلامي بيانجامد؛ البتّه براين نکته تأکيد مي‌ورزيم که جدل در محتوا و متن آن مصحف شريف شايد هيچگونه ثمره علمي و محصول عملي در پي نداشته باشد؛ چرا که بنا به اعتقاد شيعه‌ـ‌ چنانکه خواهد آمد ـ اين مصحف از دسترس عموم خارج و نزد صاحبش، بقية الله الاعظم (عج)مي باشد.

مصحف فاطمه، ميراث اهل بيت
 
بنا بر روايات متعددي که در جوامع حديثي مکتب اهل بيت عليهم السلام ثبت است، مواريثي خاصّ از علم و سلاح معصومين(ع)، دراختيار جانشينان معصومشان قرار مي‌گيرد؛ مواريثي که «بخشي از شئونات امامت به شمار»[10]مي روند. از اهمّ اين مواريث مي‌توان «کتاب علي يا جفر جامعه، مصحف فاطمه سلام الله عليها و صحيفۀ ديات»[11] را نام برد. در روايتي از صادق آل محمّد (ص) آمده است: « وعندنا مصحف فاطمه[12]؛ مصحف فاطمه نزد ماست». صاحب الذريعه، شيخ آقا بزرگ تهراني، در جمع بندي خود از اين مصحف شريف، مي‌نگارد: «مصحف فاطمه (س) از ودايع و امانت‌هاي امامت نزد مولي و امام ما صاحب الزمان (عج) است، همان طور که در چندين حديث از طرق ائمه اين امر روايت شده است»[13].
تکاتک اين تراث گرانبها از نشانه‌هاي شناخت امام معصوم (ع)محسوب مي‌شوند و بديهي است که هر زمان نزد آن بزگواران محفوظ باشند. عيون اخبار الرضا به نقل از حضرت ثامن الائمه و ضامن الائمه(ع) مي‌آورد: «للامام علامات: ان يکون اعلم الناس و احکم الناس ... و يکون عنده صحيفه فيها اسماء شيعه... و يکون عنده مصحف فاطمه »[14].
در اخباري مستند وارد است که حضرت زهراء(س) گاه مراجعاتي به مصحف خود داشته و تحفه‌هايي از آن را تقديم دوستان مي‌کرده است. اين مصحف شريف چونان سندي معتبر و مرجعي ارزشمند از جايگاهي رفيع نزد ائمّه برخوردار بوده و ايشان(ع) هنگام لزوم به آن مراجعه مي‌کردند[15]؛ چنانکه امام صادق (ع) به وليد بن صبيح فرمود: «اي وليد! من در مصحف فاطمه نگريستم و براي بني فلان از حکومت بهره اي به اندازۀ غبار کفش نيافتم»[16].
البته ناگفته نماند که در برخي روايات، بجاي «مصحف » از « کتاب» فاطمه ياد شده است[17] هرچند که برخي از اعلام شيعه چون سيد محسن امين، صاحب اعيان الشيعه، قائل به وجود دو مصحف براي ام الائمّه (س) است: يکي شامل سخنان رسول الله (ص) و ديگري حاوي پيام‌هاي جبرئيل به بي‌بي دو عالم(س) پس از ارتحال پدر. البته بعضي ديگر را عقيده به اين است که دو مصحف بر فاطمه (س) نازل شد؛ يکي به صورت مکتوب از آسمان و ديگري پس از نزول بر حضرت(س)، توسط علي (ع) به کتابت در آمد[18] .

محتواي مصحف فاطمه
 
امام صادق(ع) در اين باره مي‌فرمايد: «زهراء (س) پس از رسول خدا (ص)، هفتاد و پنج روز بيشتر زنده نبود و به سبب فقدان رسول الله (ص) بسيار محزون بود؛ از اين رو جبرئيل به نزد ايشان مي‌آمد و علاوه بر تسلّي، حضرت(س) را از جايگاه رسول(ص) و اخبار آينده آگاه مي‌کرد و از آنچه به ذريۀ ايشان خواهد رسيد، خبر مي‌داد و علي(ع) هم همۀ آنها را مي‌نوشت که آن را مصحف فاطمه ناميدند».[19]
گر چه متن و محتواي مصحف مذکور از دسترس ما خارج و در نزد صاحبش بقيةالله الاعظم(عج) مي‌باشد، امّا از جمع و بررسي اخبار وارده، مي‌توان کليات محتواي آن را به قرار ذيل دريافت ؛ هرچند که صراحت اخبار در نفي برخي از مطالب محتمل، بهترين پاسخ به شبهات موجود است:

محتواي اثبات شده:
 
الف) بيان مقام و منزلت عظيم پيامبر(ص)
ب) اخبار حوادث و پيشامدهاي آتي، بويژه آيندۀ ذريۀ حضرت زهراء(س)
ج) ذکر اسماء انبياء و اولياء
د) وصيت نامۀ حضرت فاطمه(س)[20]
و) آموزه‌هاي اخلاقي
ه) علوم قرآني[21]
محتواي نفي شده: اخبار مستند وارده، تصريح دارند که اين کتاب در بردارندۀ دو چيز نيست: الف) قرآن ب)احکام؛ يعني اگر چه از جانب خداست و توسط فرشته وحي نزول يافته؛ اما نه قرآن است و نه وحي تشريعي؛ آنگونه که امام صادق(ع) قسم ياد مي‌کند: «والله ما فيه[المصحف] من قرآنکم حرف واحد و ليس فيه من حلال و حرام»[22]. البته برادران منصف ما در ديگر فرق اسلامي بر اين نکته اذعان دارند؛ چنانکه ابوزهره متفکّر جهان تسنّن تأکيد مي‌ورزد که مصحف فاطمه چيزي از قرآن در خود ندارد.[23]

آيا مصحف فاطمه قرآن شيعه است؟!
 
آنگونه که مشاهده شد، جنجال ساختگي اي که بنام «قرآن شيعه» بر پا کرده اند، از کمترين پايۀ علمي و استدلال منطقي برخوردار نيست. بسيار جاي شگفتي است، با چنين سير پيشرفت علوم ارتباطات و فناوري اطلاعات که نقطه کور و ناشناخته و منطقۀ ممنوعه اي در جهان باقي نمانده، کسي نمي تواند از اين قرآن سراغي بيابد!! مسلّم است که سفر به جغرافياي زيستي شيعه و تفحّص در پنهان‌ترين زواياي زندگي ايشان، براي محقق جوياي حقيقت، ناممکن نيست!
اگر مقصود جستجو گران ِ «قرآن شيعه» همان «مصحف فاطمه» باشد که اين مسأله غريب‌تر مي‌نمايد!! چرا که هيچ يک از ابناء شيعه، چنين ادّعاي گزافي نکرده است.
علاوه بر ائمّۀ اماميه، جميع علماي شيعه به اتفاق اعلام نموده اند: «اين کتاب به اعتقاد همۀ شيعيان از کتاب مقدّس قرآن متفاوت است و قرآن ديگري در کنار آن به شمار نمي رود[24] . در روايات صادره از آل البيت (ع) اين پاسخ مکرّر بيان شده است: «آن[مصحف فاطمه] سه برابر بزرگتر است ازاين مصحفِ [قرآن] شما، به خدا قسم در آن حتّي يک حرف از قرآن شما نيست»[25] .
حال بايد افکار حق جويان منصف را ـ از هر گروه و فرقه اي ـ به قضاوت فراخواند که با وجود چنين توجه و اهتمام ويژه شيعه به رفع اين اتهام، ديگر اصرار بر نسبت آن به اماميه چه معنا مي‌دهد؟! آيا طرح مداوم اين شبهه از مصاديق بارز دامن زدن به مسائل فتنه انگيز نيست؟! آيا حمايت پيدا و پنهان دولت‌هاي به ظاهر مسلمان از اينگونه تحرکات تفرقه افکن، در راستاي ايجاد وحدت اسلامي است؟!

واژه مصحف، بهانه طرح شبهه
 
در بررسي علل و عوامل طرح اين شبهه، به برداشتي غرضمند از واژه «مصحف» برمي خوريم. از عوامل ايجاد شبهۀ «قرآن شيعه»، مطلق دانستن واژۀ «مصحف» براي قرآن است؛ اما با نيم نگاهي بر معناي لغوي و اصطلاحي و موارد استعمال آن در قرآن و بر لسان اهل بيت(ع)، حقيقت روشن مي‌شود.
در قرآن واژۀ «صحف » به معناي مطلق مکتوب و کتاب آمده است: «وَإِذَا الصُّحُفُ نُشِرَتْ؛ آنگاه که نامه‌هاي اعمال منتشر گردد»[26] و يا: «إِنَّ هَذَا لَفِي الصُّحُفِ الأولَى * صُحُفِ إِبْرَاهِيمَ وَمُوسَى؛ اين در صحيفه‌هاي نخستين، در کتب ابراهيم و موسي است»[27]. اميرالمؤمنين علي(ع) در کلمه اي قصار مي‌فرمايد: «القلب مصحف البصر؛ قلب کتاب چشم است»[28] بنابراين مشخص است که در عهد پيامبر(ص) و تا مدتها پس از حضرت، واژۀ «مصحف » کاربردي در معناي مطلق قرآن نداشت، بلکه به مرور زمان اين لفظ اختصاص به قرآن يافت؛ چنانکه در روايتي از امام صادق(ع) آمده است: «من قرأ القرآن في المصحف يتمتع ببصره؛ هر کس قرآن را از روي برگ‌هاي مجلد بخواند، از چشم خود بهره