 مي‌گيرد»[29]؛ يعني تا زمانه آن بزرگواران واژۀ «مصحف » در معناي هر کتاب و يا نوشته مجلد ـ اعم از قرآن ـ بکار مي‌رفته است. زبيدي ‌ـ‌ لغوي بزرگ‌ـ‌ در معناي مصحف چنين مي‌نگارد: « الجامع للصحف المکتوبة بين الدّفتين»[30] به عبارتي ديگر «به معناي کتاب مجلّد و شامل هر کتابي مي‌شود و اختصاص به قرآن ندارد، گو اينکه معناي مشهور مصحف قرآن باشد»[31] پس واژۀ مصحف مرادف تام و تمام قرآن نيست بلکه «هم خانوادۀ صفحه و صُحف بوده و به هر کتاب در بردارندۀ مجموعه اي از اوراق و صفحات گفته مي‌شود؛ حتي قرآن کريم نيز از اين باب مصحف ناميده شد. اين اصطلاح به تدريج درعرف اسلامي، هم معناي قرآن گشته است؛ ليکن اصطلاح مذکور در دوره اي متأخر پديد آمده و فاصلۀ تاريخي درازي با زمان صدور روايات دربارۀ مصحف فاطمه دارد»[32].
و اما بر فرض، چنانچه اثبات شود مصحف زماني که به معناي مطلق قرآن بوده، آگاهانه بر کتاب فاطمه (س) نهاده شد، باز نشان از آن دارد که بدين وسيله مي‌خواسته اند تنها «بفهمانند ميان مصحف فاطمه و مصحف قرآن مشابهت هست، زيرا هر دو توسط جبرئيل نازل شده اند گرچه در محتوا متفاوتند»[33].
به هر روي در زمانه اي که اهل سنّت تا عهد عمربن عبدالعزيز در ممنوعيت نقل و ثبت حديث به سر مي‌برد، پيروان مکتب اهلبيت پيوسته به حکم «الميسور لايسقط بالمعسور» در تکاپوي تدوين ميراث گرانبهاي معصومين خويش بود و لذا بديهي است که در اين جهت گوي سبقت را از برادران خود در ديگر فرق ربوده باشد. به نوشته ذهبي ـ عالم اهل تسنّن ـ در ميزان الاعتدال: « اگر تلاش اين گروه[شيعه] نبود، تمام آثار نبوي ازبين مي‌رفت و مفسدۀ بزرگي در دنياي اسلام پديد مي‌آمد» [34]. عناوين «مصحف، کتاب و مسند فاطمه» نمايانگر اهتمام شايستۀ خاندان رسالت در حفظ مواريث و سنن اصيل اسلامي است. حضرت زهراء(س) را بايد علاوه بر مدرّس نغزگو و پرمغز معارف الهي به زنان مهاجر و انصار و خطيب خطبه‌هاي پرشور و شعور در مناسبت‌هاي بسيار، «اوّلين بانوي نويسندۀ اسلام» [35] دانست که درجوّ اختناق، کمر همّت به حفظ تراث الهي پدر بست تا آنجا که جلال الدّين سيوطي از اعلام علماي جماعت، مجموعه اي به نام «مسند فاطمه» شامل احاديث منقول از آن حضرت را فراهم آورد.

تکمله
 
و اما، توجّه به نکات ذيل در شناخت بيشتر «مصحف فاطمه» و در پاسخ به شبهات پيرامون آن حائز اهمّيت است:
1ـ‌ وحي بر دو قسم است: قرآني و غير قرآني. خداوند سخن گفتن رسولش را نيز وحي مي‌شمرد؛ البتّه وحي غيرقرآني «وَمَا يَنْطِقُ عَنِ الْهَوَى * إِنْ هُوَ إِلا وَحْيٌ يُوحَى * عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى»[36].
2ـ‌ ختم پيامبري، به معناي انقطاع نزول فرشتۀ وحي نيست؛ طبق نصّ صريح قرآن، هر سال و در شب قدر، فرشتۀ وحي نزول مي‌يابد «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فِيهَا بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ»[37].
3ـ‌ يکي از القاب حضرت زهرا (س) «محدَّثه » (بر وزن اسم مفعول) است؛ چرا که فرشتگان با او هم سخن مي‌شدند؛ در اين باره امام صادق (ع) فرمود: « فاطمه، محدثه ناميده شد بدان جهت که ملائکه از آسمان هبوط کرده و او را ندا مي‌دادند همانگونه که مريم دختر عمران را ندا مي‌دادند » [38].
4ـ‌ سخن گفتن جبرئيل با بي‌بي دو عالم، امري غير ممکن نيست؛ چرا که نزول فرشتۀ وحي اختصاص به پيامبران نداشته و بنابر صريح قرآن، برخي از اولياء نيز مورد خطاب ملائکه الله قرار گرفته اند؛ مانند حضرت مريم و مادرموسي: «وَإِذْ قَالَتِ الْمَلائِكَةُ يَا مَرْيَمُ»[39] و «وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ» [40]
5ـ‌ اگر اعتقاد به نزول فرشته وحي بر غير پيامبر به معني اثبات ادعاي نبوّت او باشد، پس اهل تسنن ناگزير از اقرار و اعتقاد بر نبوّت خليفۀ دوّم هستند؛ چرا که او را «محدَّث » [41] مي‌دانند!!

پي نوشت ها :
 

1- کیانی، مهندس، کدامین راه؟، ص165،قم، معصومی، نوبت اوّل، 1385
2- امام خمینی، صحیفۀ امام، ج 20،ص6-5، مؤسسۀ تنظیم و نشر آثار امام خمینی، نوبت اوّل، 1378.
[3] - کیانی، مهندس، کدامین راه؟، ص5، قم، معصومین، نوبت اول، 1385.
[4] - همان، ص6.
[5] - همان، ص166-165.
[6] - همان، ص5.
[7] - همان.
[8] - آل عمران/64.
[9] -انفال/46
[10] - معارف، مجید، پژوهشی در تاریخ حدیث شیعه، ص36،تهران، مؤسسۀ فرهنگی و هنری ضریح، نوبت اوّل،1374.
[11] - همان.
[12] - المجلسی، الشیخ محمّد باقر، بحارالانوار، ج26، ص37، بیروت، داراحیاء التراث العربی، الطبعة الثانیه 1403ه. ق.
[13] - تهرانی، شیخ آقا بزرگ، الذریعة الی تصانیف الشیعة، ج21، ص126، بیروت، دارالاضواء، نوبت دوّم.
[14] - شیخ صدوق، عیون اخبار الرضاء (ع)، ج1، ص440-438، تهران، نشر صدوق، نوبت اوّل، 1372.
[15] - قربانی لاهیجی، زین العابدین، علم حدیث، ص49، قم، انصاریان، نوبت دوّم، 1416هـ.ق.
[16] - محمدّی ری شهری، اهل بیت در قرآن و حدیث، ترجمۀ شیخی وآژیر، ج1، ص323، قم، دار الحدیث، نوبت دوّم، 1380.
[17] - فضل الله، سید محمد حسین، فاطمۀ زهراء، ترجمۀ معموری، ص124، تهران، دار الملک، نوبت اوّل، 1381.
[18] - الموسوی، السید محمد باقر، الکوثر فی احوال فاطمه، ج الرابع، ص310-309، قم، الطبعة الاولی، 1420ه.ق.
[19] - پور سید آقایی، مسعود، چشمه در بستر (تحلیلی از زمان شناسی حضرت زهراء)، ص286، قم، حضور، نوبت دوم، 1375به نقل از اصول کافی ج1ص241.
[20] - امینی، عبدالله، پژوهشی در مصحف حضرت فاطمه (س)،ص45، قم، دلیل ما، نوبت اول، 1383.
[21] - الموسوی، السید محمد باقر، الکوثر فی احوال فاطمه، ج الرابع، ص308، قم، الطبعة الاولی، 1420ه.ق.
[22] - المجلسی، الشیخ محمد باقر بهار الانوار، ج26، ص39، بیروت، داراحیاءالتراث العربی، الطبعة الثانیة، 1403ه.ق.
[23] - ابو زهره، محمد، الامام الصادق حیاته وعصره، ص324، مصر، مطبعه احمد علی مخیمره.
[24] - فضل الله،سید محمد حسین، فاطمۀ زهراء، ترجمۀ مأ موری، ص163، تهران، دارالملک، نوبت اول، 1381.
[25] - الموسوی، السید محمد باقر، الکوثر فی احوال فاطمه،ج الرابع، ص320، قم، الطبعة الاولی، 1420ه.ق.
[26] - تکویر/ 10.
[27] - اعلی/ 18ـ 19.
[28] - دشتی، محمد، ترجمۀ نهج البلاغه، حکمت409، ص727، قم، مشهور، نوبت دوم، 1379.
[29] - کلینی، ثقه الاسلام، اصول کافی، ج 2، نوبت اول، ص 613.
[30] - زبیدی، مرتضی، تاج العروس من جواهر القاموس، ج6،ص161،بیروت، دار الفکر1414.
[31] - امینی، عبدالله،پژوهشی در مصحف فاطمه(س)، ص43، قم، دلیل ما، نوبت اول، 1382.
[32] - فضل الله، سید محمد حسین، فاطمۀ زهرا، ترجمۀ معموری، ص124،تهران، دارالملک، نوبت اول، 1382.
[33] - امینی، عبدالله،پزوهشی در مصحف فاطمه(س)، ص43، قم، دلیل ما، نوبت اول، 1382.
[34] - قربانی لاهیجی، زین العابدین، علم حدیث، ص47، قم، انصاریان، نوبت دوم، 1416هـ.ق.
[35] - فضل الله، سید محمد حسین، فاطمۀ زهراء، ترجمۀ معموری، ص162،تهران، دارالملک، نوبت اول، 1381.
[36] - نجم/ 5-3.
[37] - قدر/4.
[38] - امینی، عبد الله، پژوهشی در مصحف فاطمه (س)،ص61، قم، دلیل ما، نوبت اول، 1382.
[39] - آل عمران/42.
[40] - قصص/7.
[41] - کیانی، مهندس، کدامین راه؟، ص61، قم، معصومین، نوبت اوّل، 1385.(به نقل از دلائل ا