لى رَبّي، اَللَّهُمَّ اِنَّكَ اَشَدُّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ حَوْلاً، وَ اَشَدُّ بَأْساً وَ تَنْكيلاً.
فقال اميرالمؤمنين عليه‏السلام:
لا وَيْلَ لَكِ، بَلِ الْوَيْلُ لِشانِئِكِ، نَهْنِهْني عَنْ وُجْدِكِ، يا اِبْنَةَ الصَّفْوَةِ وَ بَقِيَّةَ النُّبُوَّةِ، فَما وَنَيْتُ عَنْ ديني، وَ لا اَخْطَأْتُ مَقْدُورى، فَاِنْ كُنْتِ تُريدينَ الْبُلْغَةَ فَرِزْقُكِ مَضْمُونٌ، وَ كَفيلُكِ مَأْمُونٌ، وَ ما اُعِدَّ لَكِ اَفْضَلُ مِمَّا قُطِعَ عَنْكِ، فَاحْتَسِبِي اللَّهَ. فقالت: حَسْبِيَ اللَّهُ، و أمسكت.
از اين پس واى بر من در هر صبح و شام، پناهم از دنيا رفت، و بازويم سست شد، شكايتم بسوى پدرم بوده و از خدا يارى مى ‏خواهم، پروردگارا نيرو و توانت از آنان بيشتر، و عذاب و عقابت دردناكتر است.
حضرت على عليه‏السلام فرمود: شايسته تو نيست كه واى بر من بگوئى، بلكه سزاوار دشمن ستمگر توست، اى دختر برگزيده خدا و اى باقيمانده نبوت، از اندوه و غضب دست بردار، من در دينم سست نشده و از آنچه در حدّ توانم است مضائقه نمى ‏كنم، اگر تو براى گذران روزيت ناراحتى، بدانكه روزى تو نزد خدا ضمانت شده و كفيل تو امين است، و آنچه برايت آماده شده از آنچه از تو گرفته شده بهتر است، پس براى خدا صبر كن.
حضرت فاطمه عليهاالسلام فرمود: خدا مرا كافى است، آنگاه ساكت شد.
 

پي نوشت ها :
 

1 ـ النمل: 16
2 ـ مريم: 6
3 ـ الاحزاب: 6.
4 ـ النساء: 11.
5 ـ البقره: 180.
6 ـ آل ‏عمران: 144. فضيلت فاطمه (س)

کراجکي در کتاب «کنز الفوائد» از ابوذر نقل مي کند که گفت: سلمان و بلال را ديدم که به سوي پيغمبر خدا (ص) مي آمدند. سلمان با نزديک شدن به پيغمبر، خود را روي پاي مبارک آن حضرت افکند و بوسه زد، رسول خدا (ص) او را به شدت از اين عمل بازداشت و فرمود: «با من آن گونه که فارس ها نسبت به پادشاهان خود مي کنند رفتار نکن، من بنده اي از بندگان خدا هستم، از آنچه بندگان مي خورند مي خورم و همانند بندگان مي نشينم».
سلمان عرض کرد: اي مولاي من! از تو تقاضا دارم که به خاطر خدا از فضايل فاطمه (س) در قيامت به من خبر دهي.
رسول خدا (ص) شادمان شد و با خرسندي از اين درخواست استقبال کرد و فرمود: «سوگند به آن کسي که جان من در اختيار اوست، فاطمه تنها زني است که در قيامت سواره عبور مي کند. او بر روي شتري مي نشيند که سر آن جلوه اي از ترس خدا و دو چشمش از نور پروردگار و زمام آن جلالت و بزرگي حق تعالي و گردنش از حُسن و نورانيت الهي، قسمت بالاي آن از خشنودي خداوند، و قسمت پايين آن از پاکي او و چهار پاي آن از عزّت خداوند است، وقتي راه مي رود خدا را تسبيح مي گويد، وقتي صدا مي کند تقديس پروردگار مي نمايد».
بر آن کجاوه اي از نور نهاده و زني که حوريّه اي به صورت آدميان است در آن نشسته است، وجود بي نظيري که جمع شده و خلق شده و ترکيب يافته و نمودار گشته از سه صنف:
اوّل آن از مشک خوش بو، وسط آن از عنبر سياه رنگي که سفيدي بر آن غالب باشد و آخر آن از زعفران سرخ، که با آب حيات سرشته شده است، اگر در هفت درياي شور آب دهاني بيندازد همگي شيرين و گوارا مي شوند و اگر ناخن انگشت کوچک خود را در دنيا ظاهر کند خورشيد و ماه را مي پوشانند.
جبرئيل از طرف راست، ميکائيل از طرف چپ، علي (ع) از پيشاپيش او، امام حسن (ع) و امام حسين (ع) از پشت سرش در حرکتند، خداوند تبارک و تعالي هم مراقب او و نگهدارش مي باشد، پس با اين فرّ و شکوه وارد صحنه ي قيامت مي گردد، ناگهان ندايي از جانب پروردگار مي رسد: «اي مردم! چشمان خود را فرو بنديد و سر ها را به زير آوريد، زيرا فاطمه دختر پيامبر شما و همسر اميرالمؤمنين (ع) امام شما و مادر امام حسن (ع) و امام حسين (ع) وارد صحراي محشر گشته است و مي خواهد عبور کند».
فاطمه (س) از صراط عبور مي کند در حالي که خود را با دو چادر سفيد رنگ پوشانيده است و وقتي وارد بهشت مي گردد و به نعمت ها و بخشش هاي الهي که برايش فراهم گرديده مي نگرد اين آيه را تلاوت مي کند: «بسم الله الرّحمن الرّحيم* الحمد لله الّذي أذهب عنّا الحزن إنّ ربّنا لغفور شکورٌ* الّذي أحلّنا دار المقامه من فضله لا يمسّنا فيها نصبٌ و لا يمسّنا فيها لغوبٌ؛ به نام خداوند بخشنده ي مهربان، سپاس و ستايش سزاوار خداوندي است که غم و اندوه را از ما برطرف کرد و همانا پروردگار ما بخشنده ي گنه کاران و پاداش دهنده ي نيکوکاران است، او که ما را به لطف و کرم خود در سراي هميشگي وارد کرد، جايي که در آن هيچ رنج و دردي به ما نرسد و هرگز خستگي و رنجوري و ضعف به ما راه پيدا نکند».
در ادامه ي حديث رسول خدا (ص) فرمود: پس از آن خدا وند تبارک و تعالي به فاطمه (س) پيغام دهد: «يا فاطمه! آنچه مي خواهي درخواست کن، به تو عطا مي کنم و آنچه آرزو کني بر آورده مي نمايم تا تو خشنود گردي».
فاطمه (س) عرض مي کند: «تو آرزوي من و نهايت آمال و اميد من هستي، از تو درخواست مي کنم که دوستان من و دوستان خاندان مرا به آتش سوزنده ي خود عذاب نکني».
دوباره از درگاه ربوبي ندا رسد: «اي فاطمه! به عزّت و جلالم و بلنداي مقام و مرتبه ام، دو هزار سال پيش از آفرينش آسمان ها و زمين سوگند ياد کرده ام که دوستان تو و دوستان خاندان تو را در آتش عذاب نکنم».
منبع:ماهنامه ي موعود شماره ي 100فرانقش هدايتگري و سيره ي اجتماعي حضرت فاطمه سلام الله (2)
 
 الگوي زيست فاطمه(س)
با در نظر گرفتن منزلت هاي سه گانه اي كه به آنها اشاره شد،رفتار اجتماعي فاطمه(س)در شبكه هاي منتخب اجتماعي، گوياي آن است كه آن حضرت در سيره ي اجتماعي خود بر آن بودند تا الگوي زيست خود را همسان با توده هاي مردم ارائه نمايند تا زمينه براي تحقق فرانقش هدايتگري فراهم آيد.حضرتش به گونه اي مي زيست كه هيچ گاه فاصله‌اي با زندگي عامه ي مردم نداشته باشد و اگر گاه رفتاري انجام مي داد كه امكان داشت از آن برداشتي جز اين شود،در كوتاه ترين زمان، رفتار خود را تغيير مي داد.آنچه از مجموع گزارش هاي مرتبط به اين موضوع بدست مي آيد، اين است كه فاطمه به پيروي از پدرش نه در پي تجمل گرايي بود و نه در پي زهد فروشي و دوري جستن از هر آنچه بوي آسايش طلبي و زيباگرايي از آن به مشام رسد.
درباره ي روايي سخن گفتن از سيره ي اجتماعي فاطمه با وجود عمر كوتاه ايشان هم بايد گفت :اين گزاره، گزاره‌اي معني دارد و توجيه پذير است؛ زيرا ايشان از سويي به باور ما شيعيان برخوردار از جوهره ي عصمت‌اند و لذا رفتارهاي ايشان فراتر از زمان و زمين زيست‌شان شايسته ي بازخواني و الگوبرداري است و از سوي ديگر، فراواني آثاري كه در طول تاريخ به صورت فزاينده درباره ي ايشان پديد آمده است،(1)نشان دهنده ي اين است كه زندگي ايشان سرشار از نكاتي است كه همواره فهم هايي نو و متناسب با بايستگي‌هاي زمانه را برمي تابد.يادآور مي شود كه گرچه سخنان واژه سيره و نقش اجتماعي بيشتر ناظر به رفتارهاست، ولي در اين متن، گاه-گرچه اندك-به سخنان آن حضرت هم استناد شده است.

ادامه ي اين نوشتار به بررسي مستندات تاريخي اين مدعا م