ي پردازد.
 
نخستين نمونه‌اي كه در اين زمينه، مي تواند به عنوان گواه ذكر شود، گزارش هاي مربوط به جهيزيه و مراسم ازدواج آن حضرت است.همه گزارش هايي هم كه از جهيزيه ي حضرت در دست است، سادگي و نازل بودن آن را گزارش كرده‌اند (براي نمونه ر.ك.به:طوسي، 1362، ص40-41/ابن شهر آشوب، 1379، ج3، ص354/مجلسي، 1304، ج43، ص94).به اين بخش از گزارش امالي كه در بردارنده ي جزئياتي قابل توجه از جهيزيه ي حضرت فاطمه(س)است و از نظر داده‌هاي مورد نياز براي دست يافتن به تصويري از زندگي اجتماعي در آن روزگار نيز بسيار سودمند است، توجه فرماييد:
...علي (ع)گفت:سپس پيامبر(ص)به من فرمود برخيز و اين سپر را بفروش.من آن را فروختم و پول آن را گرفتم و به نزد پيامبر(ص)برگشتم و درهم‌ها را بر دامن او ريختم.نه او پرسيد چقدر است و نه من چيزي گفتم. سپس پيامبر(ص)با دو مشت خود از آنها برگرفت و بلال را فراخواند و پول را به او داد و گفت براي فاطمه آنچه از لباس و اثاث منزل مناسب است، بخر و عمار بن ياسر و چند تن ديگر را هم به دنبال او فرستاد.آنها به بازار و به سراغ كالاهاي مناسب رفتند، ولي وقتي كالايي را مناسب تشخيص مي دادند آن را نمي خريدند تا بر ابوبكر عرضه كنند و اگر او آن را مناسب تشخيص مي داد، مي خريدند.از جمله چيزهايي كه خريدند، اينها بود:
پيراهني(2)به هفت درهم، روبند با روسري(3)به چهار درهم، پارچه يا ملافه مخملي يا حوله سياه خيبري،(4)تخت پوشيده شده با نوارهاي تنيده شده از الياف برگ درخت خرما و نارگيل و كندر(سرير مذمل بشرط)، دو دست رختخواب از جنس مصري كه يكي از آنها با ليف خرما و ديگري با پشم گوسفند پر شده بود،(5)چهار پشتي از چرم طائف كه با گياهي خوشبو به نام اِذخر پر شده بود،(6)پرده اي از جنس پشم(ستر من صوف)، قطعه حصيري هجري(حصير هجري)، آسياب دستي(رحي اليد)، ظرف حناي مسي(مخضب من نحاس)، آبخوري از جنس پوست(سقي من أدم)، كاسه ي مخصوص شير(قعب للبن)، ظرفي براي آب(شيء للماء)، آفتابه اي قيراندود(مطهره مزقنه)، كوزه ي بزرگ سبز رنگ(جرة خضراء)، و دو كوزه ي سفالي(كيزان خزف).وقتي خريد كامل شد، ابوبكر مقداري از كالاها را برداشت و ياران پيامبر(ص)هم كه با او بودند، بقيه را برداشتند و وقتي خريد خود را بر پيامبر عرضه كردند، با دوستان خود آنها را اين طرف آن طرف كرد و مرتب مي گفت:خدا به اهل بيت بركت دهاد...(طوسي، 1414ق، ص40-41).
ارزش مالي كالاهاي خريداري شده را شصت و سه درهم ذكر كرده اند(هاشمي، 1376،ص144-145).بدرقه ي حضرت از منزل پدر به منزل همسر هم با سادگي و در عين حال باشكوه برگزار شد.پيامبر(ص)و همراهانش به دنبال عروس به بدرقه به راه افتادند و تكبير گفتند و از آن پس تكبير گفتن به دنبال عروس، رسم شد (الاربلي، 1381ق،ج1، ص369)، ولي اين سادگي و ساده زيستي مانع از گرفتن جشن عروسي نبود و وليمه‌اي هم به مردم داده شد.(7)هر چند ساختن هودج مخصوص عروس در آن زمان متداول بوده است ولي گزارشي مبني بر ساختن هودج براي فاطمه(س)در دست نيست.
رسم ساختن هودج براي عروس را از گزارشي مربوط به غسل فاطمه(س) مي توان دريافت.وقتي اسماء بنت عميس براي فاطمه(س)تابوت ساخت و به توصيه ي حضرت فاطمه اجازه ي ورود هيچ كس را براي حضور در مراسم غسل و تجهيز نداد، عايشه نيز كه اجازه ي ورود نيافت، شكايت به پدر برد كه اين خثعميه بين من و دخت نبي مانع است و براي او چيزي مانند هودج عروس ساخته است.
ابوبكر نيز به در منزل فاطمه آمد و از اسما پرسيد :چرا مانع ورود همسران پيامبر(ص)مي شوي و چرا براي او مانند هودج عروس ساخته اي؟ و اسما پاسخ داد:او خود دستور داد كه كسي وارد نشود و اين را زماني كه زنده بود، به او نشان داده بودم(حر عاملي، 1409ق، ج3، ص221)مراد از اين هودج همان تابوت است كه شرح آن خواهد آمد.
رعايت ساده زيستي و همسان‌سازي زندگي خود با توده ي مردم در ايام زندگي فاطمه(س)با اميرالمومنين علي(ع)هم ادامه يافت.فاطمه(س)يك بار دو دستبند از طلا و گردنبند و دو گوشواره و پرده‌اي براي خانه (مسكتين من روق و قلادة وقرطين وستراً لباب البيت)به منظور استقبال از پدر و همسرش كه از سفر برمي گشتند ساخت و پيامبر كه به عادت مالوف و معهود به هنگام بازگشت از سفر، نخست به منزل فاطمه رفت، بر در خانه ي حضرت مكثي طولاني كرد و وارد منزل نشد و فاطمه پي برد كه پيامبر(ص)به خاطر اين اقدام او به منزل وارد نشده است، پس گردنبند و گوشواره ها ودستنبد را گشود و پرده را نيز برگرفت و آنها را نزد پيامبر(ص)فرستاد(صدوق، 1362، ص234).اين مضمون در گزارش هاي ديگر با تفاوت هايي نقل شده است(الاربلي، 1381ق،ج1، ص471)در يكي از اين گزارش ها آمده است:پيامبر (ص)پس از مواجهه با فاطمه(س)به اين جمله بسنده كرد كه آيا مردم نمي گويند دختر محمد لباس جباران پوشيده است؟
(صحيفه الرضا، 1406ق، ص82)و در گزارشي ديگر كه آگاهي هايي سودمند درباره ي زندگي اجتماعي در آن روزگار در اختيار ما مي گذارد، چنين آمده است كه وقتي پيامبر(ص)پرده اي مويين (مسح)بر در و دو دستبند نقره‌اي (قلبين من قضه)بر دستان حسنين(ع)ديد، داخل منزل نشد و پس از اينكه فاطمه(س)آنها را كند و به نزد پيامبر(ص)فرستاد، پيامبر(ع) غلام خود ثوبان را به نزد يكي از طوايف ساكن در مدينه (بني فلان اهل بيت بالمدينه)فرستاد تا براي فاطمه گردنبندي از جنس عصب و دو النگو از جنس عاج(قلاده من عصب و سوارين من عاج)بخرد.(8)
فاطمه(س)در زندگي روزمره ي خود، با آسياي دستي گندم يا جو آسياب مي كرد و اين كار را آنقدر انجام داده بود كه دستانش آسيب ديده بود (مجلسي، 1404ق، ج43، ص85و 86 و88 به نقل از منابع متعدد).اين كارگاه نگاهداري از فرزند را براي فاطمه(س)دشوار مي كرد(راوندي، 1409ق، ج2، ص530-531)يكي از نمونه هاي قابل توجه در اين زمينه، گزارشي است كه از نظر روابط اجتماعي حضرت فاطمه(س)نيز شايسته تامل است.سلمان فارسي چنين تعريف كرده است كه شبي با پيامبر(ص)به نماز مي رفتم .نزديك در منزل علي، صدايي از داخل منزل شنيد م كه مي گفت سردردم شدت يافته و گرسنه‌ام و دو كف دستم از آسياب كردن جو زخم شده است.از اين سخن دلم به درد آمد و به در نزديك شدم و آهسته در زدم.فضه كنيز فاطمه پرسيد:كيست؟و گفتم:منم سلمان .فضه گفت :همان جا پشت در بايست يااباعبدالله ، دختر پيامبر نزديك در است و لباس كم بر تن دارد(عليها يسير من الثياب).من عباي خويش را داخل منزل انداختم و وي آن را بر تن كرد؛ سپس به فضه فرمود به سلمان بگو داخل شود.سلمان ازما اهل بيت است و من داخل شدم و ديدم كه فاطمه نشسته است و در برابرش آسياب دستي قرار دارد(طبري، 1383،‌ص45).
تن پوش آن حضرت نيز در سطح عامه ي مردم آن روزگار و متناسب با پايين ترين مردمان بود.نوع لباس هايي كه حضرت به ويژه در ايام تنگدستي مهاجران در مدينه و در سال هاي اول هجرت بر تن مي كرد، بسيار محقرانه بود.گاه لباس روي ايشان از جنس روانداز شتران بود(9)و گاه چادري ژنده كه در دوازده نقطه با ريز شاخه‌هاي نخل دوخته شده بود(10)و گاه ساده و وصله دار.(11)
پوشاك ديگر حضرت، مقنعه(قناع)كه براي پ