عرف"از فعل "تعرف"استفاده شده است (نك به:ابن عبدالبر، 1412ق، ج4، 1897)و در برخي نقل ها بخش اخير اين عبارت اصلا وجود ندارد(نكبه به:ابن الاثير الجزري، 1409ق، ج6، ص226).
19.حتي بدا قرطاها تحت خمارها (مجلسي،‌همان، ج53، ص19).
20.عصيده.اين كلمه به معناي فرني، حريره يا نوعي حلوا به كار رفته است(سياح، 1398ق، ج2، ص2005).
21.كليني، 1365، ج6، ص368.در اين روايات پيامبر بني اميه را لعن كرده كه از سر بغض نسبت به اهل بيت و فاطمه، اين گياه را "بقله الحمقاء"سبزي نادانان خواندند؛ همچنين در روايتي ديگر از امام صادق(ع)نقل شده است كه سبزي مورد علاقه ي پيامبر ترخون(الهندباء)و سبزي مورد علاقه ي اميرالمومنين علي(ع)ريحان (الباذروج)و سبزي مورد علاقه ي فاطمه(س)فرفخ بود(كليني، همان، ج363).هندباء و باذروج را به معني كاسني و تخم شبرتي هم دانسته اند (ر.ك به:سياح، همان، مدخل هاي ذي ربط).
22.ابن طاووس، 1414، ص18/راوندي، 1409ق، ج2، ص534.اين منبع الخشكنانج را به صورت الخشكنانج ثبت كرده است.خشكنانج ناني بوده كه از آرد خالص گندم و آميخته با شكر و بادام يا پسته و تنقلاتي از اين نوع ساخته مي شود(ر.ك به:المعجم الوسيط،[بي تا]، ج1، ص236)؛ البته اين كتاب ضبط كلمه را به صورتي ديگر نوشته است: "الخشكنان".
23.علي اتان عليه كساء له خمل (مفيد، 1413ق، ص183).
24.يا معشر البقيه و اعضاد المله و حضنه الاسلام ما هذه الفتره عن نصرتي و الونيه عن معونتي و الغمزه في حقي و السنه عن ظلامتي؟(ابن ابي الحديد، 1387ق،ج16، ص262).اين عبارت در نقل هاي خطبه در منابع مختلف، تفاوت هايي اندك با هم دارد.مرحوم مجلسي هم در بياني طولاني به توضيح واژگان دشوار خطبه پرداخته است و ترجمه اين عبارت با توجه به توضيحات او صورت گرفته است(ر.ك به:مجلسي، همان، ج29، ص280).
 
منبع:فصلنامه شيعه شناسي شماره 28دانش فاطمه (سلام الله علیها)

عمار می گوید: روزی علی بن ابیطالب (علیه السلام) وارد منزل شد. فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: یاعلی! نزدیک بیا تا از حوادث گذشته و آینده برایت سخن بگویم. امیر مؤمنان (علیه السلام) که از سخن فاطمه (سلام الله علیها) در شگفت بود، خدمت پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) شرفیاب شد، سلام کرد و نزدیک آن حضرت نشست. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله و سلم) فرمود: یا علی! تو سخن را آغاز می کنی یا من بگویم؟
حضرت علی (علیه السلام) عرض کرد: علاقه دارم از سخنان شما استفاده کنم.
پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: گویا فاطممه (سلام الله علیها) به شما این چنین و آن چنان فرمود و به همین جهت نزد من آمده ای ؟
حضرت علی (علیه السلام) عرض کرد: یا رسول الله! مگر نور فاطمه هم از سنخ نور ما است؟
فرمود: مگر نمی دانستی؟
امیر مؤمنان (علیه السلام) از شنیدن این سخن به سجده شکر افتاد و خدای سپاس گفت. سپس نزد فاطمه (سلام الله علیها) بازگشت.
حضرت فاطمه (سلام الله علیها) فرمود: یا علی! گویا نزد پدرم رفتی و این چنین و آن چنان به تو فرمود؟
علی (علیه السلام) فرمود: آری ای دختر پیامبر! فاطمه (سلام ا لله علیها) فرمود: یا اباالحسن! خدا نور مرا آفرید و (نور من) خدای را تسبیح گفت. آن گاه (خداوند) او را در یکی از درختان بهشتی به ودیعه نهاد. هنگامی که پدرم داخل بهشت شد، از جانب خدا مأموریت یافت که از میوه های آن درخت تناول کند. پدرم از میوه آن درخت خورد و بدین وسیله، نور من به صلب او منتقل شد. و از صلب پدر به رحم مادر وارد شدم. یا علی! من از آن نور هستم و حوادث گذشته و آینده را به وسیله آن نور می یابم.
منبع: ماهنامه ی راه راستان شماره 10هديه اي از جامه هاي سندس سبز

شب زفاف دختر جوان و والاي پيغمبر - سلام الله عليهما- فرا رسيده بود. بنا بود که بانوي بزرگ اسلام را به خانه همسرش اميرالمؤمنين - عليه السلام - ببرند. رسول اکرم - صلي الله عليه و آله - پيراهني تازه و نوين براي شب زفاف و عروسي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - فراهم کرده بود زيرا آن بانو، پيش از اين، در خانه پدر پيراهني وصله دار به تن داشت. اتفاقا آن شب سائلي بر درب خانه حضرت فاطمه - سلام الله عليها - اظهار تنگدستي و گرفتاري کرد و گفت:
از بيت نبوت پيراهني کهنه مي خواهم. حضرت فاطمه - سلام الله عليها - در آغاز تصميم گرفت همان پيراهن وصله دار خود را به او بدهد؛ ناگهان به ياد اين فرموده خداوند افتاد: لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. از اين روي پيراهن نو و زيباي خود را به آن مستمند داد و باز همان پيراهن کهنه و پيشين را به تن کرد. و هنگام زفاف که فرا رسيد، جبرئيل فرود آمد و به پيغمبر - صلي الله عليه و آله - عرض کرد:
خداوند به تو سلام مي رساند و به من امر فرموده که به فاطمه - سلام الله عليها - سلام کنم. و به وسيله من، هديه اي از جامه هاي سندس سبز براي حضرت فاطمه - سلام الله عليها - فرستاده است.
پيامبر - صلي الله و عليه و آله - سلام خداوند را به فاطمه - سلام الله عليها - ابلاغ نمود و آن گاه جامه اي را که جبرئيل آورده بود بر تن او کرد.

پي نوشت :

خصائص فاطميه، ص 379 .
منبع:ماهنامه ي خلق شماره ي دوم
ملاقات با يک فرشته

داستان واقعي دختري که به وسيله حضرت فاطمه هدايت شد (مايک از امريکا)
بعضي ها فکر مي کنند که فرشته ها فقط در آسمان هستند به ما سر نمي زنند. اما اين تصور اشتباهي است. برخي فر شته ها هستند که در ميان ما زندگي مي کنند و به موقع راهنماي ما هستند.
اگر اين فرشته هاي زميني را ببينيم، فکر مي کنيم که يک آدم معمولي راديده ايم، چون هيچ نشانه اي ندارند. فقط وقتي که فرشته اثر خودش را گذاشته باشد، مي فهميم که او يک فرشته بوده است!
ماجراي زير، يکي از همين ملاقات هاي پيش بيني نشده و غيرمنتظره با يک فرشته است! فرشته اي که...
اصل بهتر است خودتان ماجرا را بخوانيد.
قبل از آن که متن زير را که ترجمه از يک E-mail واقعي است را بخوانيد بهتر است داستان را برايتان بگويم تا با خواندن متن ترجمه ايميل حاضر بيشتر متوجه متن ايميل شويد.
دختر که از يک خانواده مذهبي ايراني است و در يکي از کالج هاي شمال کاليفرنيا تحصيل مي کند با يکي از هم کلاسي هاي خود که دختري آمريکايي است آشنا مي شود. البته نحوه آشنايي به اين صورت بوده که اين دختر خانم آمريکايي به شکل غيرعادي به فاطمه (دختر ايران) علاقه نشان مي دهد و اين در حالي بود که کريستينا به طرز غيرعادي لباس مي پوشيده است.
علاقه بيش از حد کريستينا به فاطمه باعث مي شود تا فاطمه هم متقابلا علت اين علاقه را جويا شود و کم کم ارتباط عميقي از نظر روحي بين اين دو پديد آيد، ارتباطي که در آن فاطمه از عقايد ديني خود براي کريستينا حرف مي زند و کريستينا از نگراني ها و مشکلات خود.
حرف هاي فاطمه هر روز براي کريستينا شنيدني تر مي شود تا جايي که او اعتراف مي کند که چون براي مدت طولاني با مادر مذهبي اش به کليسا مي رفته و هيچ وقت به جواب سؤالاتش نمي رسيده، تصميم مي گيرد از دين کناره بگيرد. به نظر کريستينا مطالبي که فاطه از آيت قرآن براي او مي گرفته جالب و شنيدني بوه است.
البته مسأله حجاب فاطمه براي کريستينا حل 