ان مي آمد ، تو را از مردم گرفتند و امت را به داغ تو نشاندند ، تا «آيه» اي قائم نباشد و شاهدي شهادت ندهد و آينه اي پيامبر نما ، در پيش نگاه مردم به حق نمايي نايستد .
هر چند شهادت تو در اشک هايت بود و اعتراض تو در گريه هايت و فرياد تو در خاموش شدنت ، چرا که «خاموشي» تو در آن عصر ، «فرياد» اعتراضي بود ، رسواگر غوغا سالاران سقيفه و غاصبان خلافت و چماقداران «بيعت»!
آنان که در دل ، به محمد (ص) کافر بودند ، مي خواستند نشانه اي از پيامبر وجود نداشته باشد و گرنه ، پرپر شدن کوثري چون تو در هيجده سالگي ، چگونه قابل تأويل و تفسير است؟
اينک ، آيا نامعلومي قبرت ، بسياري از رازهاي پنهان را معلوم نمي کند؟
تو در کجاي مدينه آرميده اي ، اي آرامش مدينه!
تو را کدام قسمت از خاک «يثرب» در بر گرفته است ، اي برکت آفرين زمين ؟
در سوگ وفاتت در کجا بايد گريست ؟ اي مدينه ات بيت الاحزان هميشگي تاريخ ؟!
شبنم اشک را در پاي کدام نخل و نهال بايد ريخت؟
دست «حسنين» را گرفته ، به کجا بايد آورد ؟ «بيت الاحزان» کجاست ؟
صاحب عزا کيست؟
اي به خاک آرميده ي افلاکي!
شهادتت ، به «حق» شهادت مي دهد و «رفتن»ت ، «رفته» ها را به يادها مي آورد، و خفتنت در خاک تيره ، خفتگان تيره روز را بيدار مي کند.
مزار پنهانت، پنهان ها را آشکار مي کند.
گريه هايت از خنده هاي ناحق پرده بر مي دارد .
زخم هاي سينه و بازوي ورم کرده ات ، جراحت عميق و التيام ناپذير عشق است .
سلام بر آن جان خدايي ات ، که فراق پيامبر را بيش از دو ماه ، تاب نياورد.
درود بر آن دل آسماني ات، که زمينيان را به سوز ابدي و داغ جاويد مبتلا کرد .
سلام بر زخم هاي پيکر و دردهاي دلت ، که هنوز تازه است .
سلام بر سينه ي پر دردت ، که تجلي گاه شهود است.
سلام بر روحت ، که خدايي است.
سلام بر صدف عصمتت ، که پروراننده ي يازده گوهر ناب است.
سلام بر پدرت ، که فخر کائنات است.
سلام بر شويت ، که خاتم اوصياست.
سلام بر فرزندانت ، که سيب هاي خوشبوي فردوس برين اند.
سلام بر تو ، اي صديقه ي شهيد، اي حوراي انسي، اي زجر کشيده ي مظلوم!
سلام بر تو، که دختر برگزيده ترين انسان و يادگار خاتم پيامبراني.
سلام بر تو، که سرور بانوان جهان ، از آغاز تا پاياني.
درود بر تو،
ابز گنجينه ي عفاف،
اي آيينه ي شرف،
اي زهرا!
منبع: ماهنامه پيام زن شماره 195 /س حضرت فاطمه (س) در انديشه امام خمينى (ره)

نويسنده:محمد اسحاق مسعودى

اين نوشتار سزاوار مى‏بيند، نظرى به ديدگاه امام خمينى(ره) درباره شخصيت فاطمه زهرا(س) داشته باشد، گذشته از آنكه حضرت امام(ره) از فرزندان حضرت زهرا(س) است و در مكتب او پرورش يافته و عمر شريف خويش را در راه اهداف والاى اسلام و اهل بيت(ع) سپرى فرموده است، همزمانى ميلاد امام خمينى(ره) (بيستم جمادى‏الثانى سال 1320 ه .ق) و ميلاد فاطمه زهرا(س) بر اين مناسبت، دو چندان، افزوده است. حضرت امام(ره) در برخى از پيامها و سخنرانيهاى خود به ترسيم و توصيف شخصيت جاودانه فاطمه زهرا(س) پرداخته‏اند، اما به اين نكته نيز بايد توجه داشت كه آنچه بيان كرده‏اند تنها اشاره به بخشى از فضايل بى‏پايان و وصف‏ناشدنى زهراى مرضيه(س) است، نه تبيين همه آن، كه اصولا از قدرت بشر خارج است، و به كلام امام(ره) نيز در اين باره خواهيم پرداخت.
اينك سخنان حضرت امام(ره) را تحت عناوينى چند به شما خواننده گرامى تقديم مى‏داريم:

1 - فاطمه(س) مايه افتخار
در دنيايى كه در آن زندگى مى‏كنيم، از گذشته تا حال، انسانها بر حسب ديدگاه خود از جهان و انسان و زندگى، به اشياء يا اشخاصى افتخار مى‏كرده‏اند و آنها را مايه فخر و مباهات خود دانسته‏اند، اما حضرت امام(ره) فاطمه زهرا(س) را مايه افتخار مى‏دانند، ببينيم چه كسانى به زهراى مرضيه(س) افتخار مى‏كنند.

الف) افتخار جهان هستى
امام(ره): روز پر افتخار ولادت زنى [است] كه از معجزات تاريخ و افتخارات عالم وجود است (1) .
زنى كه عالم به او افتخار دارد. (2)

ب) افتخار خاندان وحى
امام(ره): زنى كه افتخار خاندان وحى، و چون خورشيدى بر تارك اسلام مى‏درخشد. (3)
تاريخ اسلام گواه احترامات بى‏حد رسول خدا(ص) به اين مولود شريف است. (4)

ج) افتخار پيروان او
امام(ره): براى زن‏ها كمال افتخار است كه روز تولد حضرت صديقه را روز زن قرار داده‏اند، افتخار است و مسؤوليت. (5)

2 - فاطمه(س) تجلى كمال انسان
امام (ره): تمام هويت انسانى در او جلوه‏گر است. (6)
تمام ابعادى كه براى زن متصور است و براى يك انسان متصور است در فاطمه زهرا(س) جلوه كرده و بوده است. (7)
يك انسان به تمام معنى انسان، تمام نسخه انسانيت، تمام حقيقت زن، تمام حقيقت انسان،... تمام حيثيت زن، تمام شخصيت زن فردا [روز ميلاد] موجود شد. (8)
تمام هويت‏هاى كمالى كه در انسان متصور است و در زن تصور دارد، تمام، در اين زن است. (9)
نكته: حضرت امام(ره) در بيان اينكه چرا در آيه (انا انزلناه) به شكل جمع ذكر شده است فرموده‏اند: بدانكه نكته آن تفخيم مقام حق تعالى به مبدئيت تنزيل اين كتاب شريف است... بعبارت ديگر اين صحيفه نورانيه [قرآن كريم] صورت اسم اعظم است چنانچه انسان كامل نيز صورت اسم اعظم است، بلكه حقيقت اين دو در حضرت غيب يكى است و در عالم تفرقه از هم بحسب صورت متفرق [هستند]. (10)
نتيجه: با توجه به اينكه حضرت امام(ره)، حضرت زهرا را انسان كامل معرفى نموده‏اند و از سويى انسان كامل را صورت اسم اعظم مى‏دانند، نتيجه مى‏گيريم كه:
"حضرت زهرا(س) صورت اسم اعظم الهى است‏ ".

حضرت فاطمه (س) در انديشه امام خمينى (ره)

3 - مقامات معنوى حضرت زهرا(س)

الف) نور او قبل از خلقت‏بشر آفريده شده است. (11)
امام(ره): اصولا رسول اكرم(ص) و ائمه(عليهم‏السلام) طبق رواياتى كه داريم قبل از اين عالم انوارى بوده‏اند در ظل عرش... و مقاماتى دارند الى ماشاءالله... چنانكه بحسب روايات اين مقامات معنوى براى حضرت زهرا(س) هم هست. (12)

ب) موجودى ملكوتى و جبروتى
امام(ره): او [فاطمه زهرا] موجود ملكوتى است كه در عالم انسان ظاهر شده است، بلكه موجود الهى جبروتى در صورت يك زن ظاهر شده است. (13)
معنويات، جلوه‏هاى ملكوتى، جلوه‏هاى الهى، جلوه‏هاى جبروتى، جلوه‏هاى ملكى و ناسوتى همه در اين موجود است. (14)

ج) مجمع اوصاف انبياء(ع)
امام(ره): فردا [روز ولادت فاطمه زهرا] همچو زنى متولد مى‏شود كه تمام خاصه‏هاى انبياء در اوست. (15)

د) حقيقت ليلة القدر
امام(ره): دلالت‏بر آنچه احتمال داديم از حقيقت ليلة‏القدر مى‏كند حديث‏شريف طولانى كه در تفسير برهان از كافى شريف نقل فرموده و در آن حديث است كه نصرانى گفت‏به حضرت موسى بن‏جعفر كه تفسير باطن (حم، والكتاب المبين، انا انزلناه فى ليلة مباركة، انا كنا منذرين فيها يفرق كل امر حكيم) چيست؟ فرمود:
اما "حم‏ " محمد(صلى الله عليه و آله) و اما "كتاب مبين‏ " اميرالمؤمنين‏ع) است و اما الليلة، فاطمه(س) است. (16)
و در روايتى ليالى عشر به ائمه طاهرين از حسن تا حسن تفسير شده است و اين يكى از مراتب ليلة القدر است كه حضرت موسى بن‏جعفر(ع) ذكر فرموده و شهادت داد