فته شد كه ابوبكر در پايان عمر از روى پشيمانى مى گفت : اى كاش به خانه فاطمه عليهاالسلام حمله نمى كردم و مردان را به داخل خانه فاطمه عليهاالسلام جهت بيعت گرفتن از على عليه السلام نمى فرستادم . و اين سخن گوياى اين مطلب است كه مهاجم يك نفر نبوده است .
در اين جا تاريخ نگاران برخى به نام چند نفر اشاره كردند و برخى ديگر به حمله دست جمعى اشاره نمودند، مثلا ابن واضح اخبارى مى نويسد: فاءتوا فى جماعة حتى هجموا الدار ؛ پس آنان به همراه جماعتى آمده و به خانه فاطمه عليهاالسلام هجوم آوردند.(156)
هم چنين ابن قتيبة مى نويسد: پس عمر از جاى برخاسته ، به همراه گروهى به خانه فاطمه عليهاالسلام آمد.(157) فيض كاشانى هم آورده است كه : عمر، گروهى از طلقا و آزاد شدگان و منافقين را به همراه خود به منزل اميرمؤ منان آورد...(158)
و از گفته هاى گذشته چنين بر مى آيد كه : اين كار به تنهايى صورت نگرفته بلكه عمر به پشتيبانى عده كه همراه او بودند دست به چنين كارى زد.
شيخ مفيد رحمة الله نام اين عده را علاوه بر قنفذ چنين بر شمرده است :
1-ابوبكر 2-عمر 3- عثمان 4- خالد بن وليد 5- مغيرة بن شعبه 6- ابو عبيد جراح 7- سالم مولاى ابو حذيفة 8- عمر بن ابى المقدام .(159)
ابو الاءسود نام اسيد بن خضير و سلمة بن سلامة بن وقش را در شمار مهاجمين به خانه فاطمه عليهاالسلام قرار داده است .(160)
و در نقل ديگرى برخى نام ثابت بن قيس و عبدالرحمن بن عوف و محمد بن مسلمة را به اين تعداد افزوده اند.(161)
آيا درب خانه فاطمه عليهاالسلام را سوزاندند
برخى با انكار مسئله احراق درب خانه فاطمه عليهاالسلام سعى در محو حقايق تاريخى دارند، اما غافل از اين كه مسئله سوزاندن درب خانه علاوه بر منابع شيعه در كتابهاى اهل سنت نيز اشاره شده است .
ابن قتيبة مى نويسد: فدعا بالحطب و قال : و الذى نفس عمر بيده اءتخرجن اءو لاءحرقنها على من فيها فقيل له يا ابا حفض ان فيها فاطمه عليهاالسلام فقال : و ان ؛ پس عمر دستور داد تا هيزم بياورند و گفت : قسم به آن كسى كه جان عمر در دست اوست بيرون مى آييد يا خانه را با آن كه در او هست بسوزانم ، به او گفتند: اى پدر حفص در اين خانه فاطمه عليهاالسلام است ! گفت : گرچه او هم باشد.(162)
ابن عبد ربه اندلسى با انصاف بيشترى كه در اين جهت به خرج داده ، بردن آتش به در خانه فاطمه عليهاالسلام را مطرح كرده و مى نويسد: پس عمر با شعله اى از آتش به سوى خانه على عليه السلام رفته تا خانه را بر آن ها بسوزاند كه فاطمه عليهاالسلام با آن ها روبرو گشته و گفت : اى ابن خطاب آمده اى كه خانه ما را بسوزانى ؟!
گفت : آرى ، يا اين كه داخل شويد بر آن چه كه ديگران داخل شدند (بيعت كنيد).(163)
سوزاندن درب خانه در منابع شيعه
و در منابع كهن شيعه به اين مسئله به روشنى اشاره شده كه به گفته چند نفر از آن ها بسنده مى كنيم :
1-على بن حسين المسعودى مى نويسد:... فهجموا عليه داره و احرقوا بابه و استخرجوه منه كرها ؛ پس آنان به خانه على حمله برده و درب خانه اش را به آتش كشيده و به زور وى را از خانه بيرون كشيدند.(164)
2-سليم بن قيس از اميرمؤ منان ضمن بياناتى چنين گويد: فاءحرق الباب ثم دفعه عمر؛ پس عمر در را سوزاند و با لگد آن را باز كرد.(165)
3-و ديلمى در ارشاد القلوب ، در بخشى از گفتگويى كه على ابن ابى طالب با عمر چنين آورده است كه : گويا مى بينم دستور داده مى شود... آن آتشى را كه بر در خانه ام روشن كرده ايد تا من و فاطمه عليهاالسلام و حسن و حسين و دو دخترم زينب و ام كلثوم را بسوزانيد، بياورند و شما دو نفر را بوسيله همان آتش مى سوزاند...(166)
و امام صادق عليه السلام ضمن بياناتى به مفضل بن عمر مى فرمايد: و هيچ روزى همانند محنت و مصيبت ما در كربلا نمى باشد، اگر چه روز سقيفه و آتش روشن كردن بر درب خانه اميرمؤ منان عليه السلام و امام حسن و امام حسين و فاطمه عليهاالسلام و زينب و ام كلثوم و فضه و كشتن محسن بوسيله لگد مهم تر و سخت تر است .(167)
و در نقل ديگرى حضرت به مفضل بن عمر فرمود: هم چنين زدن سلمان فارسى و آتش روشن كردن بر درب خانه اميرمؤ منان عليه السلام و امام حسن و امام حسين ، تا آنها را بوسيله آتش بسوزانند و زدن به بازوى فاطمه و تازيانه و لگد زدن به شكم او و اسقاط محسنش .(168)
آيا فاطمه هم آسيب ديد؟
و از ديگر مسائل مهمى كه در ماجراى شكستن حريم اهل بيت مطرح است ، اين كه بسيارى مى پرسند: آيا واقعا در ماجراى حمله به خانه فاطمه عليهاالسلام به دخت پيامبر صلى الله عليه و آله آسيب رسيد؟
پاسخ مى دهيم بدون شك حضرت زهرا عليهاالسلام در اين ماجرا آسيب هاى فراوانى ديد و در اين راستا به چند جاى بدن مباركش آسيب وارد شد:
الف ) فشار بين در و ديوار
اولين آسيبى كه دختر پيامبر صلى الله عليه و آله در اين ماجرا متحمل شد، اين بود كه فاطمه عليهاالسلام گمان نمى كرد كه آنان بدون اجازه به خانه اش ‍ وارد شوند، بدين جهت با قرار گرفتن در پشت درب بسته با آنان به گفتگو پرداخت .
فيض كاشانى مى نويسد: فاختبت فاطمه عليهاالسلام وراء الباب فدفعها عمر حتى ضغطها بين الباب و الحائط ؛ پس فاطمه آمده و پشت درب خانه پنهان گشت ، عمر درب خانه را به شدت باز نموده و فاطمه عليهاالسلام را بين درب و ديوار فشار داد.(169)
و مسعودى نيز جمله و ضغطوا سيدة النساء بالباب ،(170) و هم چنين صدوق در ذيل حديث يا على عليه السلام لك كنز فى الجنة آورده است كه از برخى از مشايخ و بزرگان كه مى گفتند: اين گنج همان محسن فرزند اوست و اين همان سقطى است كه به هنگام فشار بين در و ديوار بر فاطمه ، بوقوع پيوست .(171)
ب ) شكسته شدن پهلوى فاطمه عليهاالسلام
علامه طبرسى ضمن اشاره به اصل جريان به مسئله شكسته شدن پهلوى فاطمه عليهاالسلام اشاره مى كند و مى نويسد: و حالت فاطمه عليهاالسلام بين زوجها و بينهم عند باب البيت ... فاءرسل اءبوبكر الى قنفذ اضربها، فاءلجاءها الى عضادة بيتها فدفعها فكسر ضلعا من جنبها ؛ (وقتى كه خواستند على را بيرون ببرند) فاطمه عليهاالسلام كنار درب خانه مانع از بردن شوهر خود شد... ابوبكر كسى را نزد قنفذ فرستاده كه فاطمه عليهاالسلام را بزن تا دست از على بردارد اين جا بود كه قنفذ فاطمه عليهاالسلام را به دستگيره و تيزى درب خانه فشار داده و دنده اى از پهلويش را شكست .(172)
ج ) سيلى خوردن فاطمه عليهاالسلام
مسئله سومى كه در منابع شيعه به آن اشاره شده جريان اسائه ادب به فاطمه عليهاالسلام و سيلى زدن به آن حضرت مى باشد، كه پيامبر صلى الله عليه و آله در يك پيشگويى از اين مسئله پرده برداشته و به على عليه السلام فرمود: گريه ام براى آن سيلى است كه به صورت فاطمه عليهاالسلام زده خواهد شد...(173)
د) آسيب ديدن بازوى فاطمه عليهاالسلام
اين واقعيت را نمى توان ناديده گرفت و يا پنهان كرد كه بازوى شريف فاطمه عليهاالسلام مجروح گرديده به گونه اى كه تا واپسين لحظات زندگى وى را مى آزارد، حال چه كسى اين كار را انجام داد، به روايات نگاهى مى افكنيم :
امام صادق عليه السلام ضمن بيان شرح ماجراى آتش زدن درب خانه فاطمه عليها