گواهی می دهد که پرونده نقص نداشت و از نظر موازین قضایی اسلام خلیفه می توانست به نفع حضرت فاطمه (سلام لله علیها) نظر دهد زیرا اولاً خلیفه بعداز اقامه ی شهود از جانب حضرت زهرا (علیها السّلام) تصمیم گرفت که فدک را به مالک واقعی آن بازگرداند. اگر گواهان فاطمه (علیها السّلام) برای مدعای او کافی نبودند وپرونده نقص داشت، هرگز خلیفه به نفع او رأی نمی داد و رسماً مالکیت او را تصدیق نمی کرد. ثانیاً کسانی که حقانیت فاطمه (علیها السّلام) گواهی دادند عبارت بودند از:
1- امیرالمؤمنین (علیه السّلام)
2- امام حسن (علیه السّلام)
3- امام حسین (علیه السّلام)
4- رباح غلام پیامبر
5- اُم ایمن
6- اسماء بنت عُمیس
آیا این شهود برای اثبات مدعای دختر پیامبر کافی نبودند؟!
فرض می کنیم که حضرت زهرا (علیها السّلام) برای اثبات مدعای خویش جز علی (علیه السّلام) واُم ایمن کسی را به دادگاه نیاورد. آیا گواهی این دونفر که یکی از آنها طبق تصریح قرآن مجید، معصوم وپیراسته از گناه بود برای اثبات مدعای او کافی نبود؟!
ثالثاً : اگر خودداری خلیفه ازاین جهت بود که شهود حضرت فاطمه (علیها السّلام) کمتر از حد معین بود. در این صورت موازین قضایی ایجاب می کرد که از او مطالبه ی سوگند کند چرا خلیفه از اجرای این اصل خودداری کرد و نزاع را خاتمه یافته اعلام کرد؟
و سرانجام با توجه به همان انگیزه هایی که سابق بر این بیان کردیم، خلیفه با کارگردانی عُمر ، فدک که هدیه ی پیامبر (صلّی الله علیه و آله و سلّم) به فاطمه (علیها السّلام) بود را ناجوانمردانه پس از غصب ولایت وتصاحب کرسی خلافت، از مالکیت فاطمه(علیها السّلام) بیرون کرد.
منابع ومأخذ :
1- قرآن کریم
2- خطبه ی حضرت زهرا(علیها السّلام)
3- شرح خطبه ی زهرا (علیها السّلام)، دستغیب، عبدالحسین ، ناشردارالکتاب- چاپ 1373 هـ . ش
4- لغت نامه ی دهخدا- علی اکبر دهخدا- چاپ سیروس- اردیبهشت 1351 هـ . ش
5- فروغ ولایت : سبحانی جعفر، مؤسسه ی امام صادق (علیه السّلام)، چاپ اول- 1374 هـ . ش
6- فروغ ابدیت : سبحانی، جعفر، دفتر تبلیغات اسلامی ،قم، چاپ دوازدهم، 1376 هـ . ش
7- تاریخ پیامبر: اسلام سبحانی، جعفر، نشر مشعر.چاپ دارالحدیث .بهار 1384 هـ . ش
8- مسند فاطمه زهرا (علیها السّلام):شیخ الاسلامی سید حسین، ترجمه ی علی حیدری- انتشارات انصاریان، چاپ اول 1383 هـ . ش
9- زندگی نامه ی بانوی مظلومه باقریان- مرتضی
10 – اُسوه النساء: حسینی سید محمد، ویرایش فریبرز، راهدان مفرد، ناشر :مؤلف، چاپ 1381 هـ . ش
11- بحارالانوار،مجلسی، محمد باقر، دارالکتب اسلامیه، چاپ دوم، 1364 هـ . ش
12- علل الشرایع، شیخ صدوق –ترجمه ی محمد جواد ذهنی تهرانی –انتشارات مؤمنین –چاپ ششم،1385 هـ . ش
13- اسرار فدک،محمد باقر انصاری وحسین رجایی ، نشر قم
14- منتهی الآمال قمی ، شیخ عباس، نشر لقمان، چاپ صدر، 1366 هـ . ش
15- ناسخ التواریخ ،محمد تقی لسان الملک سپهر به اهتمام جمشید کیانفر-انتشارات اساطیر 1380 هـ . ش

پی نوشت ها :

12. فروغ ولایت به نقل ازتاریخ طبری ج 3 ص 202
13. فروغ ولایت به نقل از شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج1 ص 133
14. این حقیقت از گفتگوی عُمر با خلیفه به روشنی استفاده می شود وی به ابوبکر گفت: «مردم بندگان دنیا هستند وجز آن هدفی ندارند . توخمس وغنایم را از علی (علیه السّلام) بگیروفدک را ازدست او بیرون آورکه وقتی مردم دست او را خالی دیدند اورا رها کرده وبه تو متمایل می شوند- ناسخ التواریخ – ج زهرا ص22
15. بدین جهت بود که در عصر رسول خدا (صلّی الله علیه و آله و سلّم) فدک ، قریه ی کشاورزی محدود به عنوان خود نبوده بلکه معنای آن خلافت تلقی می شد ودر تأیید این گفتار حضرت علی (علیه السّلام) می فرماید: یک حد فدک کوه احد وحد دیگرش مصر وحد سوم وحد چهارم آن دریاها وجزیره ها وارمنستان است . وامام کاظم(علیه السّلام) نیز بعد از اصرار زیاد هارون الرشید حدود آن را این چنین می فرمایند: «حد اول عدن، حد دوم سمرقند ، حد سوم آفریقا، حد چهارم سیف البحر خزر وارمینه است. بنابراین فدک عنوان دوم از خلافت اسلامی است – رک به فصل ودوازدهم کتاب زندگی بانوی مظلومه به نقل از شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 16 ص 218
16. بحارالانوار ج8 ص 93
17. فروغ ولایت به نقل از شرح نهج البلاغه ی ابن ابی الحدید ج 16 ص 22
18. احتجاج طبرسی ج1 ص 138، مقدمه معالم،ص 1 به نقل از کلینی، شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج16 ص 220
19. فروغ ولایت ص 249 به نقل از کتب احادیث
20. در دوران خلافت عمر فدک به امام علی (علیه السّلام) وعباس عمومی پیامبر بازگردانده شد. در دوران خلافت عثمان دراختیار وتصرف مروان قرار گرفت. در دوران معاویه فدک میان سه نفر (مروان- عمروبن عثمان- یزیدبن معاویه) تقسیم شد- در دوران خلافت مروان تماماً در اختیار او قرار گرفت ومروان آن را به عُمر بن عبدالعزیز فرزند خود بخشید . عمر بن عبدالعزیز به جهت گرایشی که به خاندان پیامبر داشت فدک را بازگرداند. وقتی یزیدبن عبدالملک زمام امور را در دست گرفت . فدک را ازفرزندان زهرا(علیها السّلام) بازستاند .در دوران خلافت بنی عباس ، سفاح آن را به عبدالله بن حسن بازگرداند- منصور آن را بازگرفت . مهدی عباسی آن را به اولاد فاطمه (سلام لله علیها) بازگرداند. موسی وهارون آن را پس گرفتند . مأمون فدک را بازگرداند ووقتی متوکل خلیفه شد آن را باز گرفت. و.......از آن دوره به بعد فدک از خاندان نبوت سلب شد . (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج 16 ص 216)
21. مریم 5و6
22. نمل 16
23. نساء 58
24. اعراف  180حديث لوح فاطمه (سلام الله علیها)

نويسنده: حسين على تركمانى

در كتاب كمال الدين و تمام النعمة (باب 28) از محدث جليل القدر «ابو جعفر محمد بن على بن حسن بن بابويه قمى» مشهور به شيخ صدوق (م.381هـ) رواياتى درباره لوح حضرت زهرا(سلام الله علیها) آمده است كه در آن لوح به نام و تعداد امامان(علیهم السّلام) اشاره شده است.1 در اين مقاله سه حديث را يادآور مى شويم و سپس به توضيح حديث لوح مى پردازيم.

حديث اوّل
در روايت اوّل بر اساس نقل ابو بصير چنين گزارش شده است:
«امام صادق (علیه السلام) فرمود: پدرم محمد بن على الباقر(علیه السلام) روزى به جابر بن عبدالله انصارى گفت: جابر! سخنى با تو داشتم چه موقع فارغ بال مى شوى تا درباره موضوعى با تو سخن گويم؟ جابر به حضرت عرض كرد: هر وقت شما اراده كنيد.»
فرصتى پيش آمد و امام با جابر خلوت نمود و به گفتگو پرداختند. در اين گفتگو امام از جابر خواست تا آنچه را كه در جريان مشاهده لوحى كه در دست جده اش حضرت فاطمه(سلام الله علیها) ديده بود براى او بازگو كند و او را از آنچه حضرت فاطمه (سلام الله علیها) از مطالب مكتوب در لوح به او خبر داده، آگاه كند.
جابر پاسخ داد: «شهادت مى هم كه روزى در ايام حيات رسول الله (صلی الله علیه واله) مادرت فاطمه(سلام الله علیها) را ملاقت كردم تا ولادت حسين [بن على(علیه السلام)] را به او تبرك بگويم كه در دستان آن بانوى بزرگ، لوح سبزينه را ديدم كه گمان كردم زمرّد است؛ در آن لوح، كتاب سفيدى را كه به درخشندگى خورشيد بود مش