 و نام سه نفر ديگر در كنار لوح بود.
به آن حضرت عرض كردم: «اينان نام چه كسانى است»؟ آن حضرت فرمود: «اينها نامهاى اوصيا [پيامبر(صلی الله علیه واله)] است. اوّلين آن نام پسر عمويم ويازده نفر ديگر نام فرزندانم است كه آخرين آنان قائم [آل محمد (علیهم السلام)] است». آنگاه جابر اضافه كرد كه در آن لوح نگريستم در سه جاى آن نام محمد، محمد، محمد را ديدم و در چهار جاى ديگر آن نوشته شده بود: على، على، على، على.

حديث سوم
شيخ صدوق به نقل از اسحاق بن عمار حديثى از امام صادق(علیه السلام) نقل مى كند كه:
«امام خطاب به وى فرمود: اسحاق، آيا ميل دارى تو را بشارتى دهم؟ اسحاق گفت: جانم فداى تو باد اى فرزند رسول خدا، آرى، دوست دارم خبر را بشنوم.
حضرت فرمود: نزد ما صحيفه اى است كه با املاى رسول خدا(صلی الله علیه واله) و خط اميرالمؤمنين على(علیه السلام) نوشته شده است. درآن صحيفه چنين آمده است:
بسم الله الرحمن الرحيم، هذا كتاب من اللّه العزيز الحكيم،…
آنگاه حديث را تا پايان طبق شرحى كه در حديث اوّل آمد، ذكر نمود.

توضيح حديث:
1 ـ حديث لوح از معروفترين احاديث شيعه است كه محدثان با استناد به آن مطالب قابل توجهى را اثبات نموده اند از جمله:
الف ـ شيعه در زمان حيات پيامبر(صلی الله علیه واله) به نگارش و تدوين حديث اهتمام ورزيد، نخستين كتاب حديث كه در تاريخ حديث شيعه شكل گرفت بنا به اظهار برخى محدثان، حديث لوح فاطمه (سلام الله علیها) و پس از آن مصحف فاطمه (سلام الله علیها) و پس از آن صحيفة الجامعة على (علیه السلام) است. اين در حالى است كه اهل تسنن به دلايلى از جمله نشر احاديث بى پايه اى مبنى بر ممنوعيت كتابت حديث در زمان پيامبر(صلی الله علیه واله) در قرن اوّل هجرى، از نگارش حديث خوددارى نمودند و با روى كار آمدن عمر بن عبدالعزيز (98 ـ 101 هـ) اجازه كتابت و تدوين حديث به آنان داده شد.
از صحيفه جامعه اميرالمؤمنين (علیه السلام) ، كتاب على (علیه السلام) ، صحيفه فاطمه (سلام الله علیها) و حديث لوح كه از نخستين آثار منظوم و مكتوب حديث در تاريخ اسلام است، در منابع مهم حديثى شيعه و اهل سنّت نام برده شده است:
ـ بصائر الدرجات فى المقامات و فضائل اهل البيت، ابوجعفر محمد بن حسن بن فروخ صفار (م 290 هـ)، تصحيح، ميرزا محسن كوچه باغى، [بى جا]، ص135 ـ 170؛ فضائل اهل البيت المسمى بـ بصائر الدرجات، محمد بن حسن صفار، تصحيح: كوچه باغى، بيروت، مؤسسة النعمان، ص138 ـ 170،

ـ كتب اربعه:2
الكافى، محمد بن يعقوب كلينى (م329هـ)،
من لايحضره الفقيه، ابو جعفر محمد بن على بن بابويه قمى شيخ صدوق ـ (م381 هـ)،
تهذيب الاحكام فى شرح المقنعة للشيخ المفيد، ابوجعفر محمد بن حسن طوسى (م 460 هـ)،
الاستبصار فيها اختلف من الاخبار، شيخ طوسى.
ـ رجال النجاشى، ابوالعباس احمد بن على نجاشى (م450 هـ)، تحقيق: سيد موسى شبيرى زنجانى، قم، انتشارات اسلامى، ص360.
ـ منابع حديثى اهل سنّت:3
مسند احمد بن حنبل (م241هـ)،
صحيح بخارى (م256 هـ)،
سنن ابن ماجه (م275 هـ)،
سنن ابى داود (م275 هـ)،
سنن نسايى (م303 هـ).
در اصول كافى4 روايتى است كه گزارش مى دهد، اصحاب امام صادق(علیه السلام) از آن حضرت درباره مصحف فاطمه (سلام الله علیها) سؤال مى كنند و امام وجود آن را تاييد مى كند و درباره آن سخن مى گويد.
ب . راوى حديث لوح، جابر بن عبداللّه انصارى است كه پس از رؤيت حديث در نزد فاطمه (سلام الله علیها) از روى آن نسخه اى نوشت و همانطور كه قبلاً بيان شد براى امام باقر(علیه السلام) نقل نمود.5
2 ـ درباره نابينا بودن جابر بن عبدالله و چگونگى رؤيت حديث لوح و استنساخ آن، مصحح كتاب كمال الدين و تمام النعمه جناب استاد على اكبر غفارى توضيحى به شرح زير دارد:
بايد اظهار داشت جابر پس از زيارت اربعين در مدينه به ملاقات امام محمد باقر(علیه السلام) رسيد. گفته شده است جابر هنگام زيارت اربعين نابينا بوده چگونه امكان داشت حديث لوح و صحيفه فاطمه (سلام الله علیها) را ببيند.
در اين باره دو پاسخ مطرح مى شود:
يك . جريان رسيدن جابر به مزار امام حسين (علیه السلام) و سراسيمه شدن او و افتادن او برقبر حسين بن على(علیه السلام) كه عطيه ، يار و همراه دانشمند جابر تعريف نموده، هيچ گونه دلالتى بر نابينايى جابر نمى كند بلكه دلالت بر آن دارد كه جابر بر اثر حزن و اندوه كه در شهادت امام حسين(علیه السلام) بر او عارض شده و گريه هاى فراوانى كه بر اين مصيبت نمود ـ خصوصاً هنگام تلاش و جستجو به دنبال كشف مزار حسين(علیه السلام) ـ چشمان او اشك آلود و تار شده، به گونه اى كه اطراف خودرا دقيق نمى ديد.
دو . اگر خبر نابينا بودن جابر صحت داشته باشد، نابينايى در اواخر عمر او انفاق افتاد و هنگام تشرف به حضور صديقه طاهره فاطمه الزهراء (سلام الله علیها) بينا بوده است و صحيفه را ديده و از حضرت درباره مطالب آن سؤال نموده و آن را نوشته است.
3 ـ جابر در سن نود و چهار سالگى بين سالهاى 74 تا 78 هجرى در مدينه وفات يافت.
ابن قتيبه فوت او را در سال 78، ابن سعد فوت جابر را به سال 73 و ابن عبدالبر به سال 74 و به روايت ديگر سال 77 گزارش نموده است. در هر حال فوت جابر قبل از وفات امام محمد باقر(علیه السلام) بوده است. ولادت امام صادق (علیه السلام) سال 83 هجرى و وفات امام باقر(علیه السلام) سال 114 هجرى بوده است.
جابر از آخرين اصحاب پيامبر(صلی الله علیه واله) بود كه عمر طولانى يافت و با علم غالب مى توان وفات او را پس از فوت ديگر اصحاب پيامبر(صلی الله علیه واله) دانست.
4 ـ در ظاهر چنين به نظر مى رسد كه امام باقر (علیه السلام) تا قبل از ملاقات جابر و استماع حديث لوح از جابر، از وجود اين حديث بى اطلاع بوده، امّا همان طور كه در پايان حديث تصريح دارد، امام به جابر فرمود:
يا جابر انظر انت فى كتابك لاقرأه انا عليك، فنظر جابر فى نسخته فقرأ عليه ابى (ابو جعفر محمد بن على بن الحسين) فوالله ما خالف حرف حرفاً.
نكته ديگر آنكه صحيفه فاطمه (سلام الله علیها) و صحيفه جامعه اميرالمؤمنين (علیه السلام) به عنوان ميراث امامت پس از شهادت اميرالمؤمنين (علیه السلام) در اختيار امام حسن (علیه السلام) و سپس در اختيار امام حسين (علیه السلام) و آنگاه دست بدست در اختيار ائمه بعد قرار گرفت و در موارد ضرورى، ائمه هنگام نقل حكم خاصى آن را مى گشودند و جواب پرسشهاى اصحاب خود را مى دادند. گفته شده است كه طول صحيفه جامعه هفتاد ذراع (سى و سه متر) و ضخامت آن در هنگام بسته بودن و پيچيده بودن باندازه ضخامت ران شتر دو كوهانه بوده است.6
قطعاً امام باقر (علیه السلام) از حديث لوح اطلاع داشته و علاوه برآن حضرت، جابر نيز افتخار استماع ونقل حديث لوح را به دست آورد و قطعاً به عنوان دليلى روشن در تأييد امامت ائمه اطهار(علیه السلام) مسلمانان آن دوره را از مضمون آن آگاه ساخته است.
5 ـ مهمترين موضوعاتى كه حديث لوح، به آن دلالت دارد عبارت است از:
1 . تنصيص به امامت ائمه اثنى عشر(علیه السلام) .
2 . پيش بينى برخى حوادث كه همزمان با حيات ائمه اتفاق خواهد افتاد. از جمله ع