مت ادامه دارد و كسى حق اعتراض نخواهد داشت كه چرا امامت در نسل حسين بن على (علیه السلام) نهاده شده نه نسل حسن بن على (علیه السلام) ،زيرا خداوند در انجام افعالش حكيم است:
لايُسأل عما يَفْعَل وَهُمْ يُسْئَلُونَ.16
كلمة تامة يعنى «تمام و كمال از هر چيزى» و عبارت جَعَلْتُ كلمتى التامة فى عقبهِ، يعنى: «امامت را به طور تمام و كمال در نسل حسين بن على (علیه السلام) قرار دادم.»
12 . منظور از ذوالقرنين در عبارت: يُدْفَن فى المدينة التى بناها العبد الصالح ذوالقرنين به احتمال زياد، كورش كبير است. ومنظور از سرزمين، سرزمين ايران (طوس) است.
البته در اينگونه مقايسه هاى تاريخى و بويژه درباره قصص قرآن، با قاطعيت نمى توان تعيين مصداق كرد اما چنانچه ملاحظه مى شود… نظريه اى كه مراد از ذوالقرنين قرآن، كورش كبير باشد، نظريه اى معقول و محتمل الصدق است.17
6 ـ حديث لوح از طرق مختلف و با اندك اختلاف در بعضى الفاظ، در جوامع و مجامع حديث نقل شده است، نگارنده در انتخاب طريق، سندى را كه شيخ صدوق تا امام صادق (علیه السلام) ثبت نموده، انتخاب كرده و آن چنين است:
قال: حدثنا ابى و محمد بن موسى بن المتوكل و محمد بن عليّ ماجيلويه واحمد بن على بن ابراهيم والحسن بن ابراهيم بن ناتانه واحمد بن زياد الهمدانى ـ رضى اللّه عنهم ـ قالوا:
حدثنا على بن ابراهيم، عن ابيه ابراهيم بن هاشم، عن بكر بن صالح، عن عبدالرحمن بن سالم، عن ابى بصير، عن ابى عبداللّه ـ عليه السلام ـ قال: قال ابى لجابر بن عبداللّه الانصارى: …

پي نوشت :

1 . كمال الدين و تمام النعمة، شيخ صدوق، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامى، ص308 ـ 313؛ همان، تصحيح: حسين اعلمى، بيروت، مؤسسة الاعلمى، ص290 ـ 297 و نيز نك: الكافى، چاپ تهران، ج1، ص527، ح3 و ص532، ح9؛ من لايحضره الفقيه، انتشارات اسلامى، ج4، ص180، ح5408
2 . از كتب اربعه بنگريد به المعجم المفهرس لاحاديث الكتب الاربعة، ذيل ماده هاى: فالجامعة، الصحيفة، مصحف، كتاب على، لوح؛ و نيز برنامه هاى رايانه اى.
براى نمونه از ماده «كتاب على»، نك: الكافى، چاپ تهران، ج1، ص41، ح1 و ج2، ص136، ح22 و ج3، ص175، ح6 و ج4، ص340، ح7 و ج5، ص135، ح5 و ج6، ص202، ح1 و ج7، ص40، ح1 و2؛ من لايحضره الفقيه، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، انتشارات اسلامى، ج2، ص338، ح2614 و ج3، ص329، ح4176 و ج4، ص74، ح5148؛ تهذيب الاحكام، تصحيح: سيد حسن موسوى خرسان، بيروت، دارصعب ـ دارالتعارف، ج1، ص227، ح38 و ج2، ص383، ح250؛ الاستبصار، تصحيح: محمد جعفر شمس الدين، بيروت، دارالتعارف، ج1، ص472، ح7 و ج2، ص203، ح3 و ج3، ص108، ح5 و ج4، ص59، ح3 و 5؛ برنامه رايانه اى كتب اربعه(نور)، عبارت «كتاب على» را در يكصدوسى مورد نشان مى دهد.
3 . درباره صحيفه اميرمؤمنان(علیه السلام) در منابع اهل سنّت، بنگريد به: فصلنامه علوم حديث، ش3، بهار 76، ص41، مقاله: صحيفه اميرمؤمنان(علیه السلام) و نيز نك: سنن ابن ماجه، كتاب الديات، شماره 2658
4 . اصول كافى، ج1، ص241
5 .براى كسب اطلاع بيشتر از نام و محتوا و كيفيت نگارش نخستين صحيفه هاى حديثى در زمان پيامبر(صلی الله علیه واله) و اميرالمؤمنين(علیه السلام) به مقاله تاريخ تدوين حديث، نوشته استاد على اكبر غفارى در پايان كتاب تلخيص مقباس الهداية، مراجعه شود.
6 . اصول الكافى، دار التعارف، ج1، ص295
7 . نحل، آيه25
8 . مائده، آيه 3
9 . به نقل از پاورقى كتاب الغيبة، نعمانى، ص62
10 . بحارالانوار، ج36، ص198
11 . نك: مقدمه تفسير مرآة الانوار.
12 . آل عمران، آيه 39
13 . نساء، آيه 171
14 . زخرف، آيه 28
15 . مجمع البحرين، ج6، ص155
16 . انبياء، 23
17 . فصلنامه بيّنات، ش14، ص105 ـ 109
منبع: www.hadith.netدفاع علمي از مومنين

نويسنده: محمد رضا اکبري

دو نفر زن كه در مسئله اي ديني با يكديگر اختلاف داشتند براي حل اختلاف خود نزد فاطمه عليها السلام رفتند. يكي از زنان مومن و ديگري معاند و كافر بود. فاطمه عليها السلام مي فرمايد: من دلايل زن مومن را اثبات كردم و حقانيت سخن او را آشكار نمودم و در نتيجه او بر آن زن كه دشمن اسلام بود پيروز گشت و بشدت شاد و مسرور گرديد. فاطمه عليها السلام به آن زن مومن كه بسيار خوشحال شده بود فرمود: شادي فرشته ها براي پيروزي تو بر او بيشتر از شادي تو مي باشد و غم و اندوه شيطان و ياران او از غم و اندوه اين زن كافر زيادتر است .
منبع:قصه هاي تربيتي چهارده معصوم (عليهم السلام)تابوت جالب و نيك!!

نويسنده:محمد محمدي اشتهاردي

اسماء دختر عميس گويد: در لحظات آخر عمر فاطمه (عليهاالسلام) در حضورش بودم به من فرمود: اين تابوتها ناپسند است ، زيرا جسد را خوب نمي پوشاند، من عرض كردم در مهاجرت به حبشه ، تابوتهائي ديده ام كه جسد را به خوبي مي پوشانند، فاطمه (عليهاالسلام) فورا فرستاد چند چوب درخت خرما آوردند، و من با آنها تابوت خوبي ساختم ، فاطمه (عليهاالسلام) خوشحال شد و فرمود: ما احسن هذا و اجمله لاتعرف به المرثه من الرجل . به به اين تابوت چه زيبا و نيكو است، كه جسد مرد و زن در آن تشخيص ‍ داده نمي شود....پوشش از نابينا

نويسنده: کاظم مقدم

آورده اند كه نابينايي مادرزاد بود در زمان حضرت رسول صلي الله عليه و آله و سلم ، نام وي عبدالله ام مكتوم . روزي به در خانه رسول صلي الله عليه و آله و سلم آمد و آواز داد. رسول صلي الله عليه و آله و سلم گفت : در، آي . فاطمه عليها السلام برخاست و در خانه شد تا وي برون رفت . پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم بر سبيل امتحان گفت : اي فاطمه ! وي ترا نمي ديد. گفت : اي ! پدر بزرگوار! اگر وي مرا نمي ديد، من وي را مي ديدم . چنانكه حق تعالي مردان را نهي كرده است در نامحرم نگاه كردن و گفته است : قل للمؤمنين يغضوا من ابصارهم ؛ زنان را نيز نهي كرده است و گفته كه : قل للمؤمنات يغضضن من ابصارهن . پيامبر صلي الله عليه و آله و سلم فرمود: حمد خداي را كه مردان و زنان ما را جمله عالم و دانا گردانيده است .فاطمه زهرا(س) در كلام نويسندگان غير شيعه

نويسنده:سيد مرتضي حسيني شاه‌ترابي

شخصيت بي‌مثال فاطمه زهرا(سلام الله علیها) آنچنان عالي و متعالي است كه نه تنها شيعيان، بلكه غيرشيعيان شيفته و بي‌قرار اويند. جاذبه محبت او به قدري است كه آنان را نيز وادار به نوشتن، سخن‌گفتن و كرنش در برابر خويش نموده‌است. به‌طوري كه برخي از آنها كتابهاي مستقل و جداگانه‌اي در دفاع از وي و تبيين زندگاني پربار او نگاشته‌اند.
نوشتار حاضر مي‌كوشد سخنان كوتاهي از آثار اين دسته نويسندگان را گزينش نموده و ذكر نمايد. بايد اذعان كرد: آنچه مي‌آيد بخشهايي از سخنان عده معدودي از نويسندگان غيرشيعي است و هدف از اين اقدام شناخت شخصيت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) از خلال كلام آنان نيست؛ زيرا توصيف و معرفي شخصيت فاطمه(سلام الله علیها) از توان و بيان نويسندگان فراتر است. تنها راه شناخت او شناخت از طريق كلام الهي و رسول خدا(صلّی الله علیه و آله و سلّم) و معصومان است. بنابراين، اين تلاش ناچيز درپي اين هدف نيست؛ بلكه فقط براي پرده‌برداري از جاذبه محبّت حضرت فاطمه(سلام الله علیها) و توجه