ی بود به او بخشید (مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 120)؛ بنابراین اگر در برخی روایات دیده میشود كه اهل بیت در سختی و تنگدستی بوده اند و در برخی دیگر از وجود خادمه در منزل سخن گفته شده، باید توجّه داشت كه مربوط به دوره های مختلفی از زندگی زهرا ـ علیها السلام ـ است.
[16] . بحار، ج 43، ص 28 ـ بیت الاحزان، ص 20.
[17] . بحار، ج 43، ص 81 ـ عیون اخبار الرضا ـ علیه السّلام ـ ، ج 2، ص 45 ـ و نیز خلاصه ای از این روایت با اندك تفاوت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 121.
[18] . بحار، ج 43، ص 83 ـ 84 ـ مكارم الاخلاق، چاپ بیروت، ص 94 و 95 و خلاصه ای از این روایات در منتهی الآمال، ص 159 و 160 و نیز خلاصه ای از این روایات در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 121.
[19] . سوره آل عمران، آیه 92.
[20] . ریاحین الشریعه، ج 1، ص 106، به نقل از «التبر المذاب».
[21] . سوره قصص، آیه 60 و سوری شوری آیه 36.
[22] . ریاحین الشریعه، ج 1، ص 148 ـ بیت الاحزان، ص 28 و 29.
[23] . سوره آل عمران، آیه 37.
[24] . همان.
[25] . كشف الغمّه، ج 2، ص 26 ـ 29، امالی طوسی، ج 2، ص 228 ـ 230 ؛ بحار، ج 43، ص 59 ـ 61 و خلاصه ای از این روایت در بحار، ج 43، ص 29 و نیز قسمت اخیر این روایت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 117.
[26] . مواسات؛ یاری دادن به یك دیگر با ثروت
[27] . پارچه ای است كه در یمن بافته می شود.
[28] . بحار، ج 43، ص 58 ـ 56.
[29] . بحار، ج 43، ص 40 و خلاصه ای از این روایت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 117 و 118 ـ منتهی الآمال، ص 160.
[30] . بحار، ج 43، ص 30.
[31] . بحار، ج 43، ص 29. و شبیه به همین روایت با اندك تفاوت در مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 116.
[32] . امالی صدوق، ص 216 ـ 212، كشف الغمه، ج 1، ص 417 ـ 413.
[33] . مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 147 و 148 ـ منتهی الآمال، ص 68 در ذكر وقایع سال دوم.
[34] . سوره احزاب، آیه 33.
[35] . امالی طوسی، ج 1، ص 254 و ص 269 و 270، امالی صدوق، ص 381 ـ 382 ـ اصول كافی، ج 1، ص 287 ـ الفصول المختاره، شیخ مفید، چاپ قم، ص 29 ـ 30.
[36] . كشف الغمّه، ج 2، ص 13 ـ و نیز شبیه همین روایت به نقل از امیرالمؤمنان ـ علیه السّلام ـ در امالی طوسی، ج 1، ص 88 ـ و باز در امالی طوسی، ج 1، ص 257، و ج 2، ص 177 ـ 178، و امالی مفید، ص 188، و امالی صدوق، ص 124.
[37] . سوره آل عمران، آیه 53.
[38] . سوره آل عمران، آیه 54.
[39] . مناقب شهر آشوب، ج 2، ص 142 ـ 144، كشف الغمّه، ج 1، ص 425 ـ 426 ـ منتهی الآمال، ص 114 ـ 117، 176 و 177 ـ الفصول المختاره، شیخ مفید، (چاپ قم)، ص 17 و نیز در صحیح مسلم، و مسند احمد بن حنبل، و در تألیف ابو نعیم اصفهانی به نام «فیما نزل من القرآن فی امیر المؤمنین». و تفسیر زمخشری، و اغانی ابوالفرج اصفهانی، و در بسیاری دیگر از مؤلفات علمای اهل تسنن و تشیع و در اكثر تفاسیر قرآن موضوع مباهله و این فضیلت ذكر شده است.
[40] . بحار، ج 43، ص 40 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 113.
[41] . بحار، ج 43، ص 40 ـ مناقب شهر آشوب، ج 3، ص 113 ـ و شبیه به این روایت با اندك تفاوت در امالی طوسی، ج 2، ص 14، و نیز در بیت الاحزان محدث قمی، ص 15.خانواده و فرزندان
بعد از شهادت حضرت زهرا (س ) فشارهاى سياسى قدرت حاكم براى از بين بردن نفوذ و مقاومت اهل بيت عليهم السلام و اقليت طرفدار آنان ، فزونى يافت . هر دو ستون بر پا دارنده خيمه اسلام (پيامبر و فاطمه ) فرو ريختند و اميرمؤ منان با يارانى انگشت شمار، در معرض خباثت ها و دشمنى ها واقع شد.
فضه ، همراه هميشگى خاندان پاكان با ((زبرا))(65) ديگر خادمه ى حضرت اميرمؤ منان (ع) در اين دوره غريب و در اين برهه ى حساس نزد اميرمؤ منان (ع) بودند و از كودكان فاطمه (س ) سرپرستى مى كردند. در همين دوران به تشويق على (ع) فضه براى تشكيل زندگى مشترك آماده شد و سرانجام با راهنمايى هاى على (ع) با ((ابوثعلبه )) كه او هم از اهالى حبشه بود، ازدواج كرد. اين خبر را در تاريخ چنين مى خوانيم : ((فاطمه زهرا (س ) جاريه اى داشت به نام فضه و بعد از ايشان به اميرمؤ منان اختصاص يافت و توسط آن بزرگوار به ابوثعلبه ى حبشى تزويج شد.))(66)
ازدواج وى با ابو ثعلبه بعد از شهادت فاطمه زهرا (س ) بود و حاصل آن براى فضه و ابو ثعلبه تولد يك پسر بود. اين پيوند به زودى از هم گسست و بلاى زمانه به زودى فضه و تنها فرزندش را در غم وفات پدر فرو برد. بعد از آن بار ديگر به راهنمايى على (ع) با مردى به نام ((سليك غطفان )) ازدواج كرد. در برخى كتب (67) از وى به نام (مليك ) ياد شده است . در همين حين يگانه فرزند فضه از ابوثعلبه نيز وفات يافت .(68)
يكى از نويسندگان بر خلاف ديگران مدعى است كه زمان ازدواج فضه نوبيه ، به دوره حيات فاطمه زهرا (س ) بر مى گردد. او مى نويسد: ((ابو ثعلبه از دنيا رفت ، فاطمه از فضه دلجويى كرد و او را با خود ماءنوس كرد تا خود از دار جهان رحلت كرد. فضه بعد از وفات فاطمه (س ) با مردى به نام ((سليك )) ازدواج كرد.))(69)
ولى به نظر مى آيد دليلى براى اثبات اين ادعا وجود ندارد و هيچ مدركى نمى توان در تاءييد آن ارائه كرد.
در اغلب كتب تاريخى نامى از فرزندان سليك به ميان نيامده است . از اين روى برخى احتمال داده اند فرزندان فضه از شخصى ديگر باشند، زيرا در موارد فراوانى نام دختر، پسران و نوه هاى فضه در حافظه تاريخ ضبط شده است كه معلوم مى سازد شوهرى غير از اين دو نيز داشته است . البته برخى بر اين عقيده اند كه اين فرزندان متعلق به شوهر دوم ، يعنى ؛ سليك هستند.(70)
در هر صورت فضه فرزندانى داشت كه براى هميشه موجب سرافرازى مادرشان بودند؛ دختران و پسران شيعى و متعهد كه مانند مادر بزرگوارشان ؛ كمالاتى چون : (حفظ قرآن و اجابت دعا و صفاى باطن و زهد و تقوى الهى ) را به ارث بردند. ((مسكه )) نام دختر او است كه علامه مجلسى به آن اشاره كرده است و ((شهره )) نوه اش است و مؤ لف رياحين الشريعة از او نام مى برد.(71)
هر چند از مسكه اطلاع چندانى در حافظه تاريخ نمانده است ولى فضل و كمال فرزندش ؛ شهره و حافظ قرآن بودنش ، در ذهن تاريخ جاويدان مانده است .
علامه مجلسى در روايتى از اسامى داوود، محمد، يحيى و عيسى به عنوان فرزندان فضه نام مى برد درباره ميزان صحت اين روايت ذبيح الله محلاتى مى نويسد: ((مرحوم مجلسى مدرك اين خبر را از دو نفر مشيخه اهل سلوك و عرفان حكايت مى كند كه بهتر از روات كثير الرواية غير ضابط است .))(72)
فضه با وجود تمام درگيريهاى سياسى و خدمتگزارى افتخارآميز در خانه امامت ، هرگز شانه از مسؤ ليت پرورش فرزندانى فرزانه خالى نكرد. او چنان به تربيت فرزندانش همت گمارد كه نسل بعد از نسل كمال مادر را صاحب شدند. آنان يا حافظ مستجاب الدعوة بودند و يا به مقامات والايى در عفاف ، تقوا و تقرب نزد خداى تعالى دست يافته بودند. تا آنجا كه مورخان ، از آنان ، به عنوان الگوهايى عملى براى آيندگان نام برده اند. آنچه در زير مى خوانيد، نمونه اى است از كمالاتى كه فرزندان فضه توانستند نصيب خود سازد و مانند مادرشان به مقام اجابت دعا برسد.به سوى خانه دوست
مالك دينار مى گويد: هنگام حج ، (در مسير مكه ) بانويى را سوار بر چهارپايى لاغر ديدم كه به آرامى راه مى پيمود. حيوانى بسيار لاغر بود و معلوم نبود كه بتواند مسافر خود را در چنين بيابان و مسيرى طولانى به مقصد برساند. مردم او را از رفتن با اين چهار پاى نحي