.
14. حسن، علي ابراهيم؛ نساء لهنّ في التاريخ الاسلامي نصيب؛ قاهره: النهضة المصرية قاهره، 1970م.، ص 46.
15. دخيل، علي محمد علي؛ اعلام النساء؛ ص 172.
16. ابن شهر آشوب؛ المناقب؛ نجف: حيدرية نجف، 1375ه.ق.، ج3، ص 110.
17. ابن ابي الحديد؛ شرح نهج البلاغه؛ ج9، ص 193.
18. ابن اثير؛ اسدالغابة؛ بيروت: دار احياء التراث العربي، ج5، ص 520.
19. اصفهاني، ابونعيم؛ حلية الاولياء؛ بيروت: دارالكتب العلمية، ج2، ص 39.
منابع:
1. ابن ابي‌الحديد؛ شرح نهج البلاغه؛ داراحياء كتب العربية، چ2، 1386ه.ق.
2. ابن اثير؛ اسدالغابة؛ بيروت: داراحياء التراث العربي.
3. ابن شهر آشوب؛ المناقب؛ نجف: حيدرية نجف، 1375ه.ق.
4. ابوعلم، توفيق؛ فاطمه‌ي زهرا؛ ترجمه: صادقي، علي‌اكبر؛ تهران:انتشارات اميركبير، چ1، 1353ه.ش.
5. اصفهاني، ابونعيم؛ حلية الاولياء؛ بيروت: دارالكتب العلمية.
6. حسن، علي‌ابراهيم؛ نساء لهنّ في التاريخ الاسلامي نصيب؛ قاهره: النهضة المصرية قاهره، 1970م.
7. دخيل، علي‌محمد علي؛ اعلام النساء؛ الدارالاسلاميه لبنان، چ2، 1412ه.ق.
8. ذهبي، شمس الدين‌محمد؛ سير اعلام النبلاء؛ دارالمعارف مصر.
9. عبدالمقصود، عبدالفتاح؛ امام علي بن ابي طالب(ع)؛ ترجمه: جعفري، سيدمحمد مهدي؛نشر طلوع خورشيد، چ3، 1353ه.ش.
10. كتاني، سليمان؛فاطمة الزهرا وتر في غمد؛ بيروت:دارالصادق، چ2، 1968م.
منبع: http://www.rohama.orgنخسيتن قدم در بهشت

بالاترين مرتبه کمال انسانيت، مقام عصمت است که رضا و غضب انسان در همه امور، بر مدار رضا و غضب خدا باش. اگر عصمت کبري به آن است که انسان کامل به جايي برسد که در همه امور، به رضاي خدا راضي شود و به غضب خدا، غضب کند؛ فاطمه اولين کسي است که خداوند متعال به رضاي او راضي مي شود و به غضب او، غضب مي کند و اين مقامي است که منشأ حيرت انسان هاي کامل است...
اوست که در مکاشفات يوحنا، علامتي است عظيم که در آسمان ظاهر شده؛ زني که آفتاب را در بر دارد و ماه زير پايش و بر سر تاجر از 12 ستاره دارد.
اوست که همسر و مادر دوازده رئيس از اولاد اسماعيل است و خداوند در سفر تکوين تورات، به حضرت ابراهيم خبر داد.
او در سوره "دخان"، تأويل "شب مبارکه" اين است که در آن "هر امر استواري فيطيه مي يباد". او در زمانه، يگانه زني است که خداوند متعال، دعاي او را در روز مباهله، هم طراز دعاي پيامبر اکرم و اميرالمؤمنين قرار داده است.
اوست که در شب معراج رسول خدا ديد که بر در بهشت نوشته شده است: "فاطمه خيره الله" در شخصيت او همين بس که اول شخص وارد شونده بر بساط قرب الهي، اوست؛ چرا که رسول خدا فرمود: "فاطمه نخسيتن کسي است که به بهشت وارد مي شود."
او يگانه گوهري است که خداوند به بعثت پيغمبر خاتم بر مؤمنين منت نهاد (سوره آل عمران آيه 64) و به وجود آن گوهر، بر آن سرور منت نهاد و فرمود: "ما به تو کوثر داديم، پس بر پروردگارت درود فرست و قرباني کن،"
آيا پس از رحلت رسول خدا، چه شد که چنين کسي با دلي پر درد، گفت: "بر من مصيبت هايي فرود آمد که هرگاه بر روزهاي روشن فرود مي آمد، چونان شب، تيره و تار مي شدند" و هنگامي که به خاک سپرده شد، از بدن رنجور او، شبحي باقي مانده بود." مانند شبحي گشته بود" و اميرالمؤمنين در اين مصيبت، آنچنان از پاي درآمد که به رسول خدا گفت: "اما اندوه من (در فقدان فاطمه) هميشگي است و از اين پس هر شب من، تا به سحر به بيداري خواهد گذشت"
فرازي از بيانات آيت الله العظم وحيد خراساني (با اندکي تصرف) علي بن عيسي اربلي داستان شهادت فاطمه (سلام الله عليها) را نقل کرده تا آنجا که مي گويد:
هنگامي که زهرا (سلام الله عليها) از دنيا رفت و به شهادت رسيد، پارچه اي بر روي پيکر مطهر او کشيده شده بود، أسماء گويد در اين وقت، حسن و حسين (عليهاالسلام) وارد شده و گفتند: اي أسماء! ماد ما در چنين وقتي نمي خوابيد!؟؛ أسماء عرض کرد: اي فرزندان رسول خدا، مادرتان نخوابيده، بلکه از دنيا رفته است!
حسن (عليه السلام) که اين سخن را شنيد، خود را روي بدن مطهر مادر انداخته و صورتش را مي بوسيد و مي گفت: "مادرجان! پيش از آن که جان از بدن بيرون رود، بامن سخن بگو"
حسين (عليه السلام) پيش آمده، پاي مادر را مي بوسيد و مي گفت: "مادرجان من فرزند تو حسين هستم، با من سخن بگوي، پيش از آن که قلبم بشکافد و مرگم فرا رسد!"
(به نقل از کشف الغمه جلد 2- صفحه 126)
منبع: نشريه روشنان - ش 5باشيم همانگونه که او هست

اسوه به معناي الگو، نمونه، سرمشق و پيشوا آمده است. کلمه اسوه در بردارنده نکته ايست و آن اين که شيئي يا فردي که الگو و نمونه قرار مي گيرد بايد داراي ويژگي هاي خاصي باشد که در نزد پيروان، مطلوبيت داشته باشد. هر نوعي از الگو، داراي ويژگي و صفات خاص خويش است و هر کس، شيئي يا فردي را بدان جهت الگو قرار مي دهد و مي خواهد مانند آن شود و به صفات و کمالات برجسته اي که در او مشاهده مي شود آراسته گردد. الگو قرار گرفتن يک موجود، گاهي از يک جهت است و گاهي از چند جهت و گاهي در تمامي ابعاد. هر شخص براساس انگيزه و هدفي که در حيات خويش دارد، الگو و پيشوايي را برمي گزيند تا خود را از روي او بسازد.
فردي که اسلام را به عنوان مکتب حيات بخش (که به تمام ابعاد وجود انسان توجه دارد)، انتخاب مي کند، به هدفي روي مي آورد که اسلام براساس فطرت انساني پيشنهاد مي کند. لذا متوجه اسوه اي مي شود که ويژگي هاي خاص مکتب توحيدي را در تمامي ابعاد داشته باشد تا بتواند در تمام جهات، به او اقتدا کند و خود را مانند او بسازد و بدين وسيله به صفات و کمالات انساني مزين گردد و به مطلوب شايسته برسد. قرآن کريم شخص پيامبر اسلام را اسوه حسنه و کامل معرفي مي کند و مي فرمايد: "مسلماً براي شما در زندگي رسول خدا سرمشق نيکويي بود، براي آنها که اميد به رحمت خدا و روز رستاخيز دارند و خدا را بسيار ياد مي کنند." (1)
هنگامي که به لحظه لحظه زندگاني فاطمه زهرا (سلام الله عليها) مي نگريم، درمي يابيم که فاطمه (عليها سلام) داراي شخصيت والاي الهي و انساني و شبيه رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) در تمام جهات است و مانند بودن او در اصل وجود، حقيقتي است که با توجه به بيانات پدر بزرگوارش جايي براي ابهام و ترديد نيست. چنان که راوي نقل مي کند که پيامبر اکرم (صلي الله عليه و آله و سلم) بيرون آمد و او دست فاطمه را گرفته بود.
پس فرمود: "کسي که او را نمي شناسد او فاطمه دختر محمد است، او پاره تن و قلب من است، او روح من است که در بين او پهلوي من قرار دارد، پس کسي که او را اذيت نمايد، به راستي مرا اذيت نموده و کسي که مرا آزار دهد، به راستي خدا را آزار داده است." (2)
اضافه بر مانند بودن او به رسول خدا (صلي الله عليه و آله و سلم) که خود قرينه اي کامل و تام بر اسوه بودن اوست، قرائن ديگري وجود دارد که تأييد بر الگو بودن او مي نمايد به عنوان نمونه:عايشه وديگران از پيامبر (صلي الله عليه وآله و سلم) روايت کرده اند که آن حضرت فرمود: " اي فاطمه! بر تو بشارت باد؛ که خداي متعال تو را بر زنان جهانيان و بر زنان اسلام که بهترين دين است، برگزيد." (3)
رسول خ