 که براي حضرت زهرا ذکر کرده اند، با اين که آنها هم فضايل بزرگي است، اين فضيلت را من بالاتر از همه مي دانم... و اين از فضايلي است که مختص حضرت صديقه (س) است."

سخناني گوهربار در مورد مادر:
بهشت زير قدم هاي مادران است. پيامبر اکرم (ص) حق مادرت بر تو اين است که بداني او تو را در جايي حمل کرده است که هيچ کس حمل نمي کند و از ميوه دلش آن به تو داد که هيچ کس به ديگري نمي دهد. امام سجاد (ع)
خداوند به سپاسگزاري از خود پدر و مادر فرمان داده است کسي که از پدر و مادرش سپاسگزاري نکند، خداوند را سپاس نگفته است. امام رضا (ع)
ما به انسان سفارش کرديم که به پدر و مادرش نيکي کند، مادرش او را با رنج حمل کرد و با رنج بر زمين نهاد.
سوره مبارکه احقاف، آيه 15
منبع:نشريه روشنان،شماره 5مادري براي همه خوبان

نويسنده: آيت الله کريمي جهرمي

اشاره: ‏حضرت صديقه طاهره، دخت پيامبر اکرم (صلّي‌الله‌عليه‌و‌آله وسلّم) ستايشگران بي شمار دارد و از فضايل، مناقب و مقامات عاليه او ستايش‌هاي فراواني شده است. دوست و دشمن، به کمال و عظمت او اعترافات کرده و جلالت شأن وي را ستوده‌اند. در اين مجموعه قصد آن داريم تا ستايشها و ستايشگران بانوي آب و آيينه را به منظر چشم شما آوريم.

امام حسن(‌‌عليه السّلام) و ستايش فاطمه (‌عليها السّلام)
‏دومين امام معصوم و صاحب مقام والاي خلافت الهي، حضرت امام حسن مجتبي، اولين و بزرگترين فرزند حضرت زهراي مرضيه سلام الله عليها است. آن بزرگوار به داشتن چنين مادر گرانقدري مباهات مي‌کرد، ياد وي را بر زبان مي‌داشت و اوصاف الهام بخش او را به عنوان سرمشق براي ديگران ذکر مي‌فرمود. چنان که گاهي مظلوميت بي نظير و غيرقابل توصيف مادر گرانقدر خود را وصف مي‌نمود و چون خود ناظر آن صحنه‌هاي دردناک بود قهراً با سوز و گداز از آن ياد مي‌فرمود. به هر حال ما براي هر يک از اين دو نوع، نمونه‌اي را ارايه مي‌کنيم:

هميشه در قلب مني
قال الحسين (‌عليه السّلام): «مَا کان فِي الدنيا اَعبَدُ مِن فَاطِمة عَليها السلام کانَت تَقومُ حَتي تَتَورّمَ قَدماها»1
‏يعني: در دنيا عابدتر از فاطمه عليها السلام نبود؛ او همواره به عبادت مي‌ايستاد تا جايي که قدمهايش ورم مي‌کرد.
‏شيخ صدوق رضوان الله عليه از امام مجتبي (‌‌عليه السّلام) نقل مي‌کند که فرمود: ‏«رأيتُ اُمّي فاطمة عَليها السلام قامَت فِي مِحرابها لَيلَةً جمعتها. فلم تزل راکعةً ساجدة حتي اتّضح عمود الصبح و سمعتها تدعو للمؤمنين و المؤمنات تسمّيهم و تکثر الدعاء لهم و لا تدعو لنفسها بشيء فقلت لها: يا امّاه! لم لا تدعونّ لنفسک کما تدعونّ لغيرک؟ فقالت: يا بنيّ البحار ثم الدار.»2
مادرم فاطمه سلام‌الله‌عليها را ديدم که در شب جمعه در محراب عبادت خويش به پا خاسته و نيايش مي‌کرد. او همواره و بدون انقطاع، رکوع و سجود مي‌کرد تا سپيده صبح آشکار گرديد و من خود مي‌شنيدم که براي اهل ايمان از مرد و زن دعا مي‌کرد و هر کدام را اسم مي‌برد و براي آنان بسيار دعا مي‌نمود اما براي خودش دعا نمي‌کرد و چيزي از خداوند درخواست نمي‌نمود. من به حضور مادر عرضه داشتم: «اي مادر! چرا براي خويشتن دعا نمي‌کني همان گونه که براي ديگران دعا مي‌کني؟» در پاسخ فرمود: «اي فرزند عزيزم! نخست بايد همسايه را ديد آن گاه خانه را.»
‏يعني همسايه برخانه و اهل خانه مقدم است. اکنون سزاوار است که در اين نقل جالب از فرزند برومند زهرا عليها السلام در مورد او تامل و انديشه کرد. به راستي که اين کودک چند ساله فاطمه‌ سلام الله عليها چه نقل زيبا و روح بخشي دارد و چه خاطره‌ جالب و پرباري را از مادر خود براي امت اسلامي و علاقه‌مندان اهل بيت و امامت بيان مي‌کند.
‏امام حسن ‌(‌عليه السّلام) منظره‌ بيداري و شب زنده داري فاطمه را بازگو مي‌کند که اين امر خود، حاکي از عزم راسخ اراده‌ جازم در راه بندگي و عبوديت است و آنگاه از نمازهاي مداوم و پي در پي ايشان سخت مي‌گويد و رکوع و سجود مستمر او را يادآوري مي‌کند.
‏در دنيا عابدتر از فاطمه عليها السلام نبود؛ او همواره به عبادت مي‌ايستاد تا جايي که قدمهايش ورم مي‌کرد.
‏همچنين از دعاي مادر سخن مي‌گويد؛ آن هم دعا براي ديگران، براي اهل ايمان، نه براي يک گروه خاص به طور مثال براي خصوص زنان يا در محدوده مردان، بلکه دعا براي مردان و زنان با ايمان.
‏و شگفت انگيز است دعا نکردن براي خود و خويشتن را به فراموشي سپردن، که اين موضوع براي امام حسن‌عليه‌السلام سؤال برانگيز شده و ايشان را بر آن داشته تا علت دعا نکردن مادر براي خود را از او بپرسد و مادر در جواب فرزند آن سخن پر محتوا را تا ابد يادگار بگذارد که نخست بايد به ياد ديگران بود، خود را فراموش کردن در اين مواقع شايد ولي ديگران را از ياد بردن نشايد.

‏امام صادق(‌‌عليه السّلام) در ستايش فاطمه (‌عليها السّلام)‏
سخنان بسياري از حضرت صادق ((‌عليه السّلام) پيرامون مادر گرانقدرشان حضرت زهرا نقل شده که در شناخت افراد، از حضرت زهرا نقش بسزايي دارد. ما در اينجا گوشه‌اي از اين اخبار و مطالب را ذکر مي‌کنيم:
‏‏1- از کلمات آن امام درباره حضرت زهرا اين جمله است: هِي الصدّيقَةُ الکُبري؟ وَ عَلي؟ مَعرِفَتِها دَارَت القُرونُ الاُولي؟(3)‏
او صديقه‌ کبري و بزرگترين مظهر صدق، راستي و تصديق به جهان ماوراي مادّه و عالم غيب است و حرکت و دور قرون گذشته بر [مدارا] معرفت فاطمه بوده است.
‏شايان توجه است که در اخبار و روايات از آن بانوي بهشتي به عنوان صديقه، صديقه‌ طاهره و يا صديقه‌ کبري مکرراً اسم برده شده و خود اين واژه، حاکي از شأن والا و مرتبه‌ رفيع ايشان است.
‏اما جمله‌ دوم، مطلب بديع و تازه‌اي است که نکته‌اي ثمين و ارزشمند را در بر دارد و ظاهر آن، اين است که فاطمه در نظام عالم هستي و بقاي جهان طبيعت، اثر مستقيم دارد و در اين جمله دو احتمال است:
‏الف: در ادوار گذشته نيز هم کساني بوده‌اند که به مقام منيع فاطمه، معرفت داشته‌اند و به برکت معرفت همان اشخاص و بر محور شناخت او قرون اوليه به حرکت خود ادامه داده است.
‏و بر اين اساس بايد گفت که شايسته‌ترين افراد به معرفت فاطمه، انبياي عظام، سُفراي آسماني و اوصياي گرامي آنان هستند.
‏ب: قرنهاي گذشته بر محور معرفت فاطمه دَوَران داشته است، يعني از آنجا با گذشت قرنهاي مديد جوامع بعدي به تدريج زهرا را مي‌شناسند و به مقام رفيع و پايگاه بلند او پي مي‌برند، از اين رو قرون اولي و زمانهاي گذشته گردش کردند و نظام هستي به حرکت خود ادامه داد تا علت غايي و هدف نهايي - که همان معرفت حضرت زهراست - حاصل گردد. و در هر حال، اوج مقام حضرت زهرا و تأثيرگذاري وي در خلقت مخلوقات، بقاي موجودات و ولايت تکويني او را اثبات مي‌کند.
‏‏2- سَکوني مي‌گويد: روزي با غصه و نگراني نزد حضرت صادق (‌عليه السّلام) رفتم. حضرت فرمود: «چرا ناراحتي؟» گفتم: «دختر دار شده‌ام» فرمود: «سنگيني او بر زمين است و رو