ي او بر عهده خداوند!؛ از مدت عمر تو کم نمي‌کند و از روزي تو نمي‌خورد. (پس براي چه ناراحتي)» سکوني مي‌گويد: «با بيانات امام صادق (‌عليه السّلام) غم و اندوه من زايل گرديده و مرتفع شد.» سپس امام فرمود: «چه نامي براي او انتخاب کرده‌اي؟» عرض کردم: «فاطمه» امام صادق فرمود: «آه آه!» و سپس دست خود را بر پيشاني‌اش نهاد و بعد فرمود: «اَمّا اِذا سَمَّيتَها فَاطِمَة فَلا تَسُبُّها وَ لا تُلعِنها وَ لا تَضرِبها»(6) اکنون که نام او را فاطمه گذاشتي هيچگاه به او بدگويي و لعن مکن و او را کتک مزن!
‏در اين روايت، از جهت بحثي که ما دنبال مي‌کنيم، سه نکته مورد توجه است:
‏الف. امام تا اسم فاطمه را شنيدند، دو بار آه کشيدند. و اين حاکي از آن است که ايشان با شنيدن اسم کودک و نام فاطمه، مصائب عظيم و درد و رنج مادرش حضرت زهرا را به ياد آورد و حوادث تلخ که براي آن بانوي دوسرا پيش آمد برايشان تداعي شد و از شدت مصيبت آه کشيده و اظهار تأثر و ناراحتي نمودند.
‏ب. دست را به پيشاني مبارک خود گذاشتند. اين حالت، نمودار عارض شدن يک انديشه ناراحت کننده و يک تأثر عميق بوده که گويا فکر و نگراني او را فراگرفته و تأثر عميقي بر وي عارض گرديده است و اينها همه از عظمت و جلال حضرت زهرا حکايت دارد؛ زهراي طاهره، صاحب آن مقامات بلند است که مصيبتش بعد از چند نسل هنوز نگراني آفرين، اندوه زا و غصه آور است.
‏ج. سفارش مخصوص به سکوني در مورد آن کودک؛ خصوصاً با لحاظ صدر جمله که فرمود: «اکنون که او را فاطمه ناميده‌اي به او بدگويي مکن و مبادا او را کتک بزني.» اين توصيه با وجود آن که مي‌دانيم ضرب و شتم ديگر کودکان نيز روا نيست. حاکي از شدت قبح اين اعمال در مورد کودک فاطمه نام است و اين خود، از لزوم مراعات احترام خاص نسبت به حضرت فاطمه‌ زهرا حکايت مي‌کند. ما از اين سفارش امام صادق در مي‌يابيم که نه تنها خودِ حضرت صديقه‌ طاهره، فاطمه‌ زهرا عزيز و ارجمند است که نام او هم محترم است و هم نام او نيز قداست و جايگاه مخصوص به خود دارد.
‏‏3- حضرت صادق (‌عليه السّلام) مي‌فرمايد: «براي فاطمه در نزد خداي عزّوجل، نُه اسم است: فاطمه، صديقه، مبارکه، طاهره، زکيه، راضيه، مرضيه، محدثه، زهرا»، سپس فرمود: «مي‌داني فاطمه يعني چه؟» فرمود: «او از شرّ، دور و بريده شده است.»
‏سپس فرمودند: «لَولا اَنّ اَميرَالمؤمنين تَزَوَّجَها لَما کان لَها کُفّوٌ اِلي يَومِ القِيامَهِ عَلي وَجهِ الاَرض آدم فَمَن دونه 3؛ اگر وجود مبارک اميرالمؤمنين نبود، براي ايشان تا روز قيامت کفو و همتايي از آدم تا اعقاب او پيدا نمي‌شد».
‏در اين حديث اولاً براي فاطمه اسامي متعدد ذکر کردند و اين نکته را ضميمه‌ آن مطالب مي‌کنيم که «کثرةُ الاَسماءِ تَدُلُّ عَلي کَثرَةِ المَعانِي»، يعني اسمهاي متعدد و فراوان بر کثرت معاني دلالت مي‌کند؛ پس هر يک از اين اسمهاي مبارک بر بُعدي از ابعاد گوناگون شخصيت والاي حضرت زهرا دلالت مي‌کند.
‏و ثانياً امام (‌‌عليه السّلام) از راوي خبر مي‌پرسند که مي‌داني تفسير فاطمه چيست؟ و بعد خود بيان مي‌کنند که چون ايشان از شر و بدي بريده شده و جدا بود بدين اسم نامگذاري شد.
‏و در آخر، بيان فرمودند اين علي (‌‌عليه السّلام) بود که لايق شأن فاطمه و کفو، همسر و همتاي او بود و اگر وجود نازنين آن حضرت نبود از آدم و فرزندان او تا روز قيامت کفو و همتايي براي فاطمه پيدا نمي‌شد.
‏‏4- مفضّل از اصحاب امام صادق (‌‌عليه السّلام) مي‌گويد، به آن حضرت گفتم: «مرا از فرموده‌ رسول خدا در باره‌ فاطمه که فرموده‌اند او سيده‌ نساء عالمين است خبر ده که آيا ايشان سيده‌ زنان هم عصر خودش است؟» فرمودند: «آن مريم است که سيده بانوان هم عصر خودش است اما فاطمه، سيده‌ بانوان عالميان از اولين تا آخرين است.»(7)‏
در اين حديث شريف، امام صادق (‌عليه السّلام) بين حضرت مريم و حضرت زهرا مقايسه‌اي انجام داده و وجه اشتراک و امتيازي را بيان مي‌نمايند.
وجه اشتراک و قدر جامع بين آن دو اين است که هر دو سيده‌ زنان عالمند ولي وجه امتياز، اين است که مريم سيده‌ زنان عالم خودش بود ولي فاطمه سلام الله عليها سيده‌ زنان جهان از اولين تا آخرين است و در حقيقت بايد گفت: اين کجا و آن کجا؟!
ميان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمين تا آسمان است
‏5- کليني رضوان الله عليه نقل کرده که حضرت صادق (‌عليه السّلام) فرمود: «لَولا انّ اللهَ خَلقَ اَميرَالمؤمنين لَفاطمةُ مَا کانَ لَها کُفوٌ عَلي ظَهرِ الارضِ، اگر خداوند، اميرالمؤمنين (‌عليه السّلام) را براي فاطمه نمي‌آفريد براي او همتايي در زمين نبود.»(8)‏
گويا خداوند، حضرت علي (‌عليه السّلام) را به خاطر فاطمه و براي اينکه ايشان مانند و هم طرازي داشته باشد تا به ازدواج او در بيايد آفريد وگرنه فاطمه بي‌کفو و همتا مي‌ماند.
‏‏ 6- شيخ صدوق نقل کرده که از امام صادق عليه‌السلام در مورد فرموده خداي عزّ و جلّ: «اذکروا الله ذکراً کثيراً»6 پرسش شد که اين ذکر کثير چيست؟ حضرت فرمود: من سبّح تسبيح فاطمة عليها السلام فقد ذکر الله الذکر الکثير(9)‏
در اين کلام نوراني، امام صادق (‌عليه السّلام) ذکر کثير را - که در قرآن کريم آمده است - تبيين کرده و بيان نموده‌اند تسبيح فاطمه زهرا مصداق مسلم آن است؛ اگر مصاديق ديگر هم داشته باشد، اين يکي به طور مسلم مصداق است و کسي که آن ذکر را بگويد امر خداوند متعال را [که مي‌فرمايد خدا را ذکر کنيد] عملي کرده است.
‏‏7- شيخ کليني رضوان الله عليه نقل کرده که حضرت صادق (‌عليه السّلام) فرمود: «همانا فاطمه عليها السلام بعد از رسول خدا صلي الله عليه وآله هفتاد و پنج روز زنده ماند و در فراق پدرش حزن و اندوهي شديد بر او عارض و در دلش وارد شده بود.»
‏«و کان يأتيها جبرئيل فيحسن عزاءها ابيها و يطيّب نفسها و يخبرها عن ابيها و مکانه و يخبرها بما يکون بعدها في ذريتها و کان علي (‌عليه السّلام) يکتب ذلک، جبرئيل در اين مدت به نزد فاطمه مي‌آمد و او را بر عزا و مصيبت پدرش تسليت مي‌داد و نوازش مي‌کردو و روح او را آرامش مي‌بخشيد؛ به او از پدرش و مکان ايشان و نيز از حوادث و پيشامدهايي که بعد از او درباره ذريه اش انجام مي‌شود آگاهي و اطلاع مي‌داد. حضرت علي (‌عليه السّلام) اين مطالب را مي‌نوشت و ثبت و ضبط مي‌کرد».(10)‏
اين نقل بسيار ارزنده، قابل توجه و مايه سرفرازي شيعه است؛ زيرا همه مي‌دانيم با وفات پيامبر خدا، آمدن فرشته وحي، جبرئيل بر فاطمه طاهره نازل مي‌شد و از سبک عبارت، کاملاً برداشت مي‌شود که اين مطلب به صورت اتفاقي يا تصادفي نبوده بلکه به طور مکرر و مستمر انجام مي‌شده است.
‏در ضمن، نزول جبرئيل براي چند امر بوده است:
‏الف ــ براي تسليت قلب داغدار فاطمه، و نوازش او و ايجاد آرامش و نشاط در روح آزرده شده حضرت زهرا سلام الله عليها.
‏ب ــ چون بيشتر از فراق پدر، رنج مي‌برد خبرهايي در مورد پدر بزرگوارش نيز به او مي‌داد و او 