ا از جايگاه و مکان آن حضرت در بهشت، مطلع مي‌ساخت.
‏ج ــ او را از حوادث آينده و آنچه که بر سر فرزندان و ذريّه‌ طاهره اش خواهد آمد آگاه مي‌کرد.
‏د ــ حضرت اميرالمؤمنين (‌عليه السّلام) تمام مطالبي را که ميان جبرئيل و حضرت زهرا مي‌گذشت يادداشت کرده و مي‌نوشت و اين حاکي از کمال اهميت آن مطالب است که حضرت علي (‌عليه السّلام) براي صيانت و حفاظت، آنها را مي‌نوشتند و اين همان «صحيفه‌ فاطميه» است که در دست مقدس امامت نگهداري مي‌شود و چه بسا مورد استفاده‌ آن بزرگواران و از جمله حضرت بقيةالله در اين زمان باشد.

‏تسبيحات حضرت فاطمه زهرا(‌عليها السّلام)‏
شيخ صدوق پيرامون تسبيحات حضرت زهرا سه روايت شريفه را از امام صادق (‌عليه السّلام) نقل کرده که هر کدام از آنها حاوي سخني پرفروغ و سازنده از ايشان در مورد آن بانوي جهانيان است:
‏‏1- ابوهارون مکفوف [نابينا] مي‌گويد: حضرت صادق (‌عليه السّلام) به حق فرمود: «يا أبا‌هارون انّا نأمر صبياننا بتسبيح الزهراء عليها السلام کم نأمرهم بالصلاة فالزمه فانّه لم يلزمه عبد فيتنقي،‌اي اباهارون! همانا که ما همان گونه که کودکان خود را به نماز امر مي‌کنيم به تسبيح زهرا عليها السلام نيز امر کرده و وادار مي‌نماييم.
پس همواره بر آن مواظبت کن و ترک منما؛ زيرا هيچ بنده‌اي بر آن مواظبت نمي‌کند که بعد دچار بيچارگي، پريشاني و دوري از سعادت شود».(14) [حتماً نتيجه‌ آن سعادت انسان است].
‏‏2- ابوخالد قمّاط مي‌گويد: شنيدم حضرت صادق عليه‌السلام مي‌فرمود: «تسبيح فاطمه زهرا عليها السلام در هر روز و بعد از هر نماز نزد من محبوب‌تر از هزار رکعت نماز «مستحبي» در هر روز است.» (16)‏
‏3- عبدالله بن سنان مي‌گويد: حضرت صادق فرمود: «کسي که بعد از نماز فريضه و پيش از حرکت دادن پاهاي خود، تسبيحات فاطمه عليها السلام را بخواند، خداوند او را مي‌آمرزد و آغاز اين تسبيحات، تکبير است.» (17)‏

پی نوشت ها:

1- بحارالانوار، ج 43، ص 76
2- علل الشرايع، ص 71، چاپ الخير، ص 244‏
3 - بحارالانوار، ج 43، ص 105‏
4 - کافي، ج 6، ص 68، باب حق الاولاد‏
5- بحارالانوار، ج 43، ص 10؛ نقل از خصال صدوق ‏
6 - بحارالانوار، ج 43، ص 26، از معاني الاخبار‏
7- کافي، ج 1، ص 461‏
8- سوره ي احزاب، آيه‌ي 42‏
9- معاني الاخبار، ص 193‏
10- کافي، ج 1، ص 458‏
‏11- دلائل الامامة طبري، ص 45‏
‏12- کافي، ج 1، ص 459‏
‏13- علل الشرايع، ص 185 ‏
‏14- ثواب الاعمال صدوق، ص 196‏
‏15- همان‏
‏16- همان‏‏
منبع:روزنامه اطلاعاتدفاع جانانه از حريم ولايت
زندگى هجده ساله تنها يادگار پيامبر بزرگوار اسلام صلى الله عليه و آله پر از افتخارات منحصر به فرد است كه در زندگى بانوى ديگرى هرگز چنين افتخاراتى مشاهده نشده است .
فاطمه عليهاالسلام آن شخصيت ممتازى است كه در تمام ميدان هاى علمى و اخلاقى و عبادى و اجتماعى و سياسى جزو پيشتازان بلكه در صدر زنان عالم خلقت بوده است .
پنج سال از سن شريف و بزرگوارش نگذشته بود كه با فرياد كشيدن عليه مشركان و كافران مكه به حمايت از پيامبر صلى الله عليه و آله شتافت .
پيوسته از پدر حمايت و دفاع كرد، بويژه در همان سالهايى كه حضرت ختمى مرتبت صلى الله عليه و آله با كفار قريش به جنگ برخاسته بود كه تاريخ هرگز آن خاطرات را از ياد نمى برد.
او پس از پيامبر صلى الله عليه و آله نخستين پشتيبان و مدافع ولايت و رهبرى اميرمؤ منان عليه السلام بود و در مدت كوتاهى كه پس از پدر زنده بود، هرگز آرام ننشست و به شيوه هاى گوناگون پيام مظلوميت على بن ابى طالب را به آيندگان منتقل كرد و در اين راستا آسيب هاى فراوانى را متحمل شد كه از نظرتان گذشت .
اينك به گوشه اى از اين دفاع مقدس كه در چند فراز تنظيم گرديده اشاره اى خواهيم داشت :
1- نقل روايت درباره جانشينى على عليه السلام
بسيارى از مسلمانان پس از رحلت پيامبر بزرگوار اسلام ، به خاطر ترس و وحشتى كه از دستگاه حاكم داشتند، حقايق زيادى را كتمان كردند گويا هرگز آنها را از پيامبر نشنيده اند.
اما فاطمه عليهاالسلام نه تنها به خود اجازه چنين كارى نداد بلكه شجاعانه و به بهانه هاى مختلف حقايق را پيرامون ولايت و امامت على بن ابى طالب اظهار كرد و آنچه را كه در اين خصوص از پيامبر شنيده بود براى مردم بازگو نمود.
او در پاسخ محمود بن لبيد كه پرسيده بود راز پيامبر صلى الله عليه و آله در موقع رحلت با تو چه بود؟
فرمود: خدا را گواه مى گيرم كه شنيدم او پيامبر مى فرمود: على خير من اخلفه فيكم ؛ على بهترين فردى است كه او را پس از خودم در بين شما قرار مى دهم و او امام و جانشين من است . و همچنين دو فرزندش و نه فرزند از نسل حسين عليه السلام كه اگر از آن ها پيروى كنيد خواهيد ديد آن ها هدايت گر و هدايت يافته هستند و اگر با آنان مخالفت كرديد تا روز قيامت در بين شما امت اختلاف خواهد بود.(192)
2- ياد آورى ماجراى غدير خم
مهمترين سند ولايت اميرمؤ منان على عليه السلام همان جريان فراموش ‍ نشدنى روز غدير خم بود كه رسول خدا، على را به امر پروردگار در برابر چشمان ده ها هزار نفر به خلافت و جانشينى پس از خود نصب فرمود. فاطمه زهرا عليهاالسلام كه خود شاهد اعلام جانشينى على از سوى پيامبر بود، روى همين ماجرا اصرار و پافشارى مى كرد.
محمود بن لبيد از جمله كسانى است كه سخن فاطمه عليهاالسلام را ضمن ملاقاتى با وى در كنار قبر حمزه براى ما نقل كرده است ، او مى گويد: روزى فاطمه عليهاالسلام را در كنار قبر حمزه سيدالشهدا ديدم كه به شدت مى گريست ، كمى صبر كردم تا آرام گرفت ، از او پرسيدم : اى سيده من ! مى خواهم از شما چيزى بپرسم كه پيوسته فكر مرا به خود مشغول داشته است .
فاطمه عليهاالسلام فرمود: بپرس .
گفتم : آيا پيامبر صلى الله عليه و آله پيش از رحلت خود سخنى در مورد جانشينى و امامت على عليه السلام فرموده است ؟
فاطمه عليهاالسلام فرمود: واعجباه !!! اءنسيتم يوم غدير خم ؟؛ بسى جاى تعجب است ! آيا روز غدير خم را به فراموشى سپرده ايد؟
محمود بن لبيد گويد: در تاءييد سخن حضرت فاطمه عرض كردم : آرى ! بياد دارم و مطلب همان است كه شما مى فرماييد.(193)
3- گام در گام على عليه السلام در مجالس انصار
حمايت فاطمه عليهاالسلام هرگز به نقل حديث و روايت درباره شخصيت والاى على عليه السلام و تكيه كردن بر امامت و جانشينى او خلاصه نمى شد، بلكه آن يكى از شيوه هاى بود كه فاطمه عليهاالسلام در دفاع از حريم ولايت در پيش گرفته بود.
شيوه ديگر اين كه فاطمه عليهاالسلام همراه امام خود به مجالس انصار مى رفت ، تا شايد آنان را از خواب غفلت بيدار كرده و حق على عليه السلام را بازستاند.
ابن قتيبه مورخ بزرگ مى نويسد: على فاطمه را سوار بر مركب مى كرد و همراه خود شبانه به مجالس انصار مى برد تا به دفاع از حق على عليه السلام پرداخته و از آنان يارى بطلبد اما انصار در پاسخ مى گفتند: اى دختر رسول خدا صلى الله عليه و آله ! ما با اينان بيعت كرديم و اگر شوهر و عمو زاده تو زودتر به نزد ما مى آمد، هرگز به سراغ شخص ديگرى 