اء و عبارات مي باشد.
سخن در اين باره ، بسيار گسترده تر از بايد باشد و احاديث نبوي و روايات امامان اهل بيت ، در آن زمينه ، فراوان است و ما به اندکي اشاره مي کنيم و مي گذريم.

ماجراي اعتزال
هر چند که وجود محمد (ص) بعد بشري دارد و او همانند انسان هاي ديگر از پدر و مادري و از طريق توالد و تناسل به عالم خاکي گام نهاده است : قل انّما أنا بشر مثلکم يوحي اليّ. ( فصلت ، 41 / 6) بگو جز اين نيست من بشري هستم همانند شما ، که به من وحي مي شود. مع ذلک اين وجود نازنين و نسل طيب او اصل بهشتي دارند.
علامه مجلسي روايت کرده :
جبرئيل بر پيامبر (ص) نازل شد و گفت : خدايت بر تو سلام دارد و دستور مي دهد چهل شبانه روز از خديجه بر کنار باشي. و پيامبر (ص) چهل روز و شب با روزه و نماز شب، سپري ساخت. پس از انقضاي آن مدت ، ميکائيل مجمعه اي طعام با پوششي از سندس و يا استبرق جلو پيامبر (ص) نهاد و جبرئيل گفت : خدايت فرمود: تو امشب با اين طعام افطار مي کني و نزد خديجه مي روي. پيامبر (ص) پس از تناول آن طعام بهشتي به خانه خديجه رفت و در همان شب که نطفه ي زهرا (س) در صلب محمد ( ص) قرار گرفته بود به رحم خديجه انتقال يافت. (5)
پس فاطمه زهرا (س) عنصري بهشتي است و رسول خدا (ص) منزلتي و الا براي او قايل بود. زهرا(س) تربيت شده دامن وحي، و خود قرآن مجسم بود و در حديثي ديگر آمده ، پيامبر فرمود:
وقتي مرا به آسمان ها عروج دادند. جبرئيل دست مرا گرفت و داخل بهشت کرد و رطبي به من داد و من آن را تناول کرده و خوردم و آن تبديل به نطفه شد و در صلب، قرار گرفت وقتي به زمين فرود آمدم خديجه به فاطمه بار دار شد و فاطمه، حوراء، انسيه و انسان بهشتي است. (6)

فاطمه زهراء و قرآن
امام باقر (ع) فرمود:
رسول خدا (ص) فرمود: قلب و جوارح دخترم فاطمه زهراء از سر تا قدم مشحون از ايمان است او در اطاعت خدا بود و اوقاتش را با تلاوت قرآن مي گذرانيد و به مضامين آن عمل مي کرد. (7)
وقتي آيه ي لا تجعلوا دعاء الرسول بينکم کدعاء بعضکم بعضا. ( نور ، 24 / 63)؛ رسول الله (ص) را در ميان خود آن گونه که يکديگر را صدا مي کنيد، مخوانيد، نازل شد، فاطمه زهراء گفت: بيم داشتم که رسول الله (ص) را پدر جان صدا کنم و من هم مانند ديگران، رسول خدا (ص) صدا مي کردم . يکي دو بار چيزي نفرمود اما بعدها رو به من کرد و فرمود: اي فاطمه ! اين آيه درباره ي تو و ذريه ات نازل نشده ، تو از من و من هم از تو هستم ، مرا پدر جان، صدا کن که مرا چنان خواندن ، شاد و پرودگار را خشنود و راضي مي گرداند. (8)
به روايت شيخ صدوق (ره) در عرصه قيامت، فاطمه زهراء(س) از صراط مي گذرد وقتي در بهشت قرار گرفت و کرامت الهي را در حق خويشتن ديد اين آيه را تلاوت مي کند: الحمدلله الذي أذهب عنا الحزن ان ربنا لغفور شکور. الذي أحلنا دار المقامة من فضله لا يمسّنا فيها نصب و لا يمسّنا فيها لغوب( فاطر، 35 / 34-35)؛ ستايش خدا را که اندوه از ما برد. پروردگار ما بسيار بخشنده و شکرگزار است. آن خدايي که از فضل خود ما را در اين اقامتگاه جاوداني ، قرار داد و ما را در آن ، خستگي و رنج نرسد. خدا به آن بانوي بزرگوار وحي مي کند و مي فرمايد : اي فاطمه ! هر چه خواهي مي دهمت و هر آرزويي داري برآورده ساخته ، خشنودت مي نمايم. فاطمه زهرا (س) عرض مي کند: الهي تو نهايت آرمان و بالاتر از هر آرزويي، از تو مي خواهم که دوستداران من و عترت و خاندان مرا با آتش ، عذاب نکني. خدا به او وحي فرمايد : اي فاطمه ! به عزت و جلالم و بلندي مرتبه و مقامم دو هزار سال قبل از خلقت آسمان ها و زمين ، سوگند ياد کرده ام که دوستداران تو و دوستداران عترت تو را با آتش عذاب نکنم. (9)
بايد دانست که معناي مهر و محبت زهرا چيست ؟ فقط يک لفظ و يا ادعاي محض نيست و بي شک شرايط و مراتبي دارد که رعايت آنها چندان هم آسان نيست، هر چند که در چهار چوب تقوا و پارسايي و ملاحظه ي حرام و حلال الهي خيلي هم مشکل نيست و در يک کلام، اطاعت خاص و زهرايي مي طلبد.
زهرا (س) در آينه ي قرآن
در کتب تفسير و حديث، در تشريح معاني قرآني، مطالبي پيرامون ابعاد وجودي فاطمه زهرا (س) و تبيين شخصيت او، آمده و آن حضرت در معاني تنزيلي آيات و تأويلي آنها، تجلي دارد.

آيه هاي در بعد تنزيل
آيه ي مباهله و آيه ي تطهير دو نمونه هستند که در آيه ي نخست ، فاطمه زهرا (س) تنها مصداق موردي از آن و در دومين آيه ، از جمله مصاديق تنزيلي به حساب مي آيد: فمن حاجّک فيه من بعد ما جاءک من العلم فقل تعالوا ندع أبنائنا و أبناءکم و نساءنا و نساءکم و أنفسنا و أنفسکم ثم نبتهل فنجعل لعنت الله علي الکاذبين ( آل عمران ، 3 / 61) ؛ پس هر کس در آن باره (حق) با تو بحث و بگو مگو کرد پس از آن که آگاهي از حقيقت پيدا کرده اي بگو بياييد پسران ما و پسران شما، زنان ما و زنان شما و خودمان و خودتان را فرا خوانيم، آنگاه دست به دعا برداشته نفرين خدا را بر کافران نثار کنيم.
مفسران اتفاق نظر دارند که تنها مصداق «نساءنا» در اين آيه، فاطمه زهرا (س) است زيرا در آن جمع جز آن حضرت بانوي ديگري از مسلمانان حضور نداشته است.
فخر رازي مي نويسد :
رسول خدا ( ص) حسين (ع) را بغل کرد و دست حسين (ع) را بگرفت و فاطمه (س) از پشت سر و علي (ع) به دنبال حرکت کردند. پيامبر (ص) فرمود هر گاه من دعا کردم شما آمين بگوييد . اسقف نجران تا اين جمع را ديد خطاب به نصرانيان گفت من صورت هايي مي بينم که اگر آنان از خدا بخواهند او کوهي را از بن بکند و از بين ببرد، چنان مي کند که آنان مي خواهند. مبادا مباهله نماييد که از بين خواهيد رفت. (10)
پس مصداق تنزيلي کلمه «زنان » در اين آيه فاطمه (س) است و بس.
اما آيه تطهير : انما يريد الله ليذهب عنکم الرجس اهل البيت و يطهرکم تطهيرا (احزاب ، 33 / 33)؛ جز اين نيست ، خدا مي خواهد از شما اهل بيت ، پليدي و آلودگي را بزدايد و پاک و پاکيزه تان سازد. ام سلمه همسر پيامبر گفت : فاطمه زهرا (س) با پارچه اي حرير نزد رسول خدا (ص) آمد پيامبر (ص) به او فرمود: شوهر و فرزندانت را هم صدا کن بيايند. همه شان آمدند و طعامي خوردند، آنگاه رسول خدا (ص) ملافه اي خيبري بر رويشان انداخت و عرضه داشت :
خدايا ! اينان عترت و اهل بيت من هستند، پليدي و ناپاکي را از ايشان ببر و پاکيزه شان فرماي . (11) پس محمد(ص) و حضرت زهرا(س) دخت گرامي او ، علي امير المؤمنين همسر زهرا (س) و امام حسن و امام حسين (ع) پنج تن ، مصداق تنزيلي اين آيه مبارکه مي باشند. فخر رازي مي نويسد :
اقوال در « اهل بيت » مختلف است. بهتر است گفته شود: آنان، فرزندان پيامبر (ص) و همسران اويند و حسن و حسين هم از ايشانند و علي هم از آنان است زيرا او به سبب معاشرت و آميزش با دختر او و به علت ملازمت با پيامبر (ص) از اهل بيت محسوب مي گردد. (12)
نگارنده گويد : حمد و سپاس خدا را که پيشواي اهل شک و ترديد نتوانسته منکر آن شود که علي (ع) و زهرا (س) مصداق آيه ي تطهيرند. و هر چند که وجود زهرا (س) در آيه ي تطهير و حديث ام سلمه محور است اما فخر رازي از فاطمه زهرا نام نبرده و به عنوان کلي « اولاد» اکتفا کرده و از علي (ع) هم با ليت و لعلّ نام برده و بالاخر