 مسئله به خير خاتمه يافته است . اين وضع را همپالگي هاي او از مفسران غير شيعي هم دارند و به دخول همسران در آيه ي تطهير اصرار ورزيده و سخنان بي حاصل گفته اند. (13)

آيه هاي تأويلي
مفسران محدث به استناد روايات اولياي معصوم ، برخي آيه هاي ذکر حکيم را بر حضرت زهرا (س) منطبق دانسته و آن بزگوار را احيانا مصداق تأويلي آن سلسله آيات معرفي کرده اند. در حديث بريده آمده : رسول خدا (ص) فرمود: مريم به ولادت فرزندش بشارت داده شده و من به فاطمه زهرا (س) ولادت حسن و حسين (ع) را بشارت دادم، سپس فرمود: و جعلها کلمة باقية في عقبه ( زخرف ، 43 / 28) و آن را کلمه اي ماندگار و جاويدان در پشت وي قرار داد.
در دنباله ي همين حديث چنين آمده است : پيامبر (ص) در ولادت هر يک از حسن و حسين (ع) به فاطمه بشارت و مژده مي داد و مي فرمود: مبارک باد تو را ولادت امامي که آقاي اهل بهشت شود و خدا در تکميل آن فرمود: و او را کلمه اي ماندگار در پشت و نسل او يعني علي (ع) قرار داد . (14)
فاطمه زهرا (س) در يکي از غزوات خواست وکيلي براي علي (ع) بگيرد آيه نازل شد : رب المشرق و المغرب لا اله الا هو فاتّخذه وکيلا ( مزمل ، 73 / 9)؛ پروردگار خاور و باختر ، خدايي جز او نيست پس او را وکيل بگير. (15)
از ابن عباس روايت شده که آيه ي : مرج البحرين يلتقيان. بينهما برزخ لا يبغيان ( الرحمن ، 55 / 19-20)؛ دو دريا را به هم آويخت و آنها به هم رسيدند... درباره ي فاطمه (س) و علي (ع) نازل شده است.
و خدا فرمود: من خدا هستم دو دريا را فرستادم : علي درياي علم و فاطمه درياي نبوت و آنها به هم مي پيوندند و ميانشان وصلت برقرار مي گردد و حاصل آن پديد آمدن لؤلؤ و مرجان است. اي جن و انس به کدامين نعمات الهي منکر هستيد : ولاي علي و مهر و محبت فاطمه و مراد از لؤلؤ ، حسن است و مقصود از مرجان، وجود حسين (ع) مي باشد. (16)
و سوره ي مبارکه « هل اتي » در شأن اهل بيت نزول يافته و در آن انواع نعمت هاي بهشتي ياد شده جز حورالعين ، که به احترام زهراي اطهر ذکري از آنها به ميان نيامده است . (17)
ابن عباس در ذيل آيه : لا يرون فيها شمسا و لا زمهريرا ( انسان ، 76 / 13 ) ؛ در آن ، نه آفتاب و نه سرما نبينند،روايت کرد که :
بهشتيان پس از استقرار در بهشت نوري مي بينند که به شدت درخشد. مي پرسند: خدايا ! تو در کتاب نازل بر پيامبر ت محمد (ص) فرمودي، که دربهشت از آفتاب يا سرما خبري نخواهد بود. ندا کننده اي پاسخ دهد اين ، نور خورشيد و يا ماه نيست بلکه علي (ع) و فاطمه از چيزي در شگفت شدند و خنديدند و بهشت از نور حاصل از آن ، روشن گرديد. (18)
در داستان مريم آمده است :... خدا او را به نيکي پذيرا شد و نيکو پرورش داد و کفالت او را به زکريا واگذاشت. هر گاه زکريا در محراب بر مريم وارد مي شد نزد او طعامي مي يافت ، مي پرسيد اي مريم ! اين طعام از کجاست ؟ گفت : از نزد خدا ، او هر که را بخواهد روزي بي حساب دهد. جابربن عبدالله حديث کرد که رسول خدا (ص) چند روزي طعام نخورده بود، به خانه هاي همسرانش سر زد چيزي نيافت به خانه ي فاطمه زهرا (س) آمد ( قصه طولاني است ) ظرفي پراز طعام ديد که بخارش بلند بود. پرسيد اي فاطمه (س) ! اين طعام از کجاست ؟ فاطمه زهرا (س) گفت :هو من عندالله انّ الله يرزق من يشاء بغير حساب ( آ ل عمران ، 3 / 37)؛ آن از نزد خدا است ، همانا خدا هر که را بخواهد روزي بي حساب دهد.
رسول خدا (ص) فرمود: حمد و سپاس خدا را که مرا آن قدر زنده نگاه داشت تا از دخترم فاطمه آن بينم که زکريا از مريم ديد. (19)
و از امام باقر(ع) روايت شده که مراد ازآيه ي : و ما خلق الذکر و الانثي. انّ سعيکم لشتي ( ليل ، 92 / 3-4) و قسم به آن مرد و زني که خدا آفريد ، کوشش هايتان مختلف است . و مرد و زن مذکور در آن ، علي بن ابيطالب (ع) و فاطمه زهرا (س) مي باشند. (20)
امام صادق (ع) فرمود: فاطمه زهرا (س) بعد از رحلت پدرش هفتاد و پنج روز براي او مي گريست. جبرئيل مي آمد و او را از حال پدر آگاه مي ساخت و به وي تسلي مي داد. و از حوادث آينده مي گفت و علي (ع) هم تمام را مي نوشت و اين است معناي تأويلي : فناداها من تحتها ألا تحزني (مريم ، 19 / 24) پس او را از پايين صدا مي کرد: غمگين مباش. (21) عمار ياسر هم گفت :که درآيه ي : فاستجاب لهم ربهم اني لا اضيع عمل عامل منکم من ذکر او انثي ( آل عمران ، 3 / 195)؛ پروردگارشان به ايشان جواب داد: من کار هيچ مرد و زني را که عملي انجام دهند، تباه نمي سازم، مراد از زن و مرد مذکور در آن علي (ع) و فاطمه (س) مي باشد».(22)
از جابربن عبدالله انصاري نقل شده که : پيامبر(ص) فاطمه زهراء (س) را با يک رو انداز و پتويي از پشم شتر، ديد که با يک دست آسياب مي گرداند و همزمان طفل خود را شير مي دهد. با ديدن اين صحنه اشک در چشمان پيامبر (ص) حلقه زد و فرمود: دخترم تلخي دنيا را با حلاولت و شيريني آخرت ، پيشاپيش برگزيده اي. فاطمه زهرا (س) گفت : اي رسول خدا (ص) خدا را بر نعمت هايش و موهبت ها و عطاهايش حمد و سپاس.
آنگاه آيه نازل شد: و لسوف يعطيک ربک فترضي (ضحي ،93 / 5)؛ بعدها پروردگارت آن قدر دهد که راضي شوي. و اين معناي تأويلي آيه در مورد زهرا (س) مي باشد.(23)

تجلي قرآن در خانه زهرا (س)
عمر فاطمه زهرا (س) خيلي کوتاه بوده هر چند از حيث کيفيت ، حياتي پر بار داشته است با انجام وظيفه مهر آميز ، براي پدر از خردسالي تا بعد و امر شوهر داري و به دست آوردن رضايت اميرالمومنان در امر همسرداري و با تربيت نيکو و پسنديده در مورد فرزندان بزرگوار اعم از دختر و پسر، با آن رعايت عدالت رفتاري با خدمتکار خانه اش فضه ، که يک روز در ميان ، خود او و روزي ديگر فضه به کار خانه مي پرداخته است ،برخلاف خانه اشراف و مردمان دنيا خواه که حتي براي خادم و کارگر ، مجال انديشيدن هم نمي دهند و از همين اوضاع معلوم مي شود که خانه فاطمه زهرا ، خانه ي قرآني بوده و صحنه صحنه ،معارف والاي قرآن به عمل مي آمده است. کافي است داستان ذيل را بخوانيم و مقاله را با آن به پايان ببريم و دانستي هايي از آن بياموزيم.
مردي مي گويد در صحرا از قافله عقب ماندم و در راه به بانويي برخوردم. پرسيدم : کيستيد؟ در جواب من گفت: و قل سلام فسوف يعلمون ( زخرف، 43 / 89) يعني اول سلام سپس کلام و پرسش. سلامي گفتم باز پرسيديم : شما در اين جا چه کار مي کنيد؟ در پاسخ گفت : من يهد الله فماله من مضلّ (زمر ، 39 / 37) هر که را خدا هدايت کند، گمراه کننده اي براي او نيست ، يعني راه را گم کرده ام. پرسيدم تو انسان هستي يا پري ؟
جواب داد : يابني آدم خذوا زينتکم ( اعراف، 7 / 31) اي فرزندان آدم آراسته باشيد ، يعني از اولاد آدم مي باشم. گفتم از کجا مي آييد ؟ گفت : ينادون من مکان بعيد ( فصلت ، 41 / 44) از جاي دور صدا مي شوند، يعني از جاي دور مي آيم. پرسيدم مقصدتان کجاست ؟ گفت : ولله علي الناس حج البيت ( ال عمران ، 3 / 97) و براي خداست بر عهده ي مردم حج خانه . يعني به زيارت خانه خدا مي روم ، پرسيدم : چند روز است در راه مانده ايد ؟ پاسخ داد : و لقدخلقنا السموات و الارض و ما بينهما في سته ايام ،(ق، 50 / 38)همانا ما آسمان ها و زمين را در شش روز آفريديم . يعني شش روز است از قافله عقب مانده 