 خدا (ص) چشم از جهان بستند و پيامبر (ص) آن سال را « سال غم و اندوه » براي خود ناميد. (5) و مي گفت : تا روزي که ابوطالب وفات يافت، دست قريش از آزار من کوتاه بود (6) جزفاطمه (س) چه دختر لايقي مي توانست براي پيامبر (ص) مايه ي تسلٌي و قوت قلب و آرام بخش کانون زندگي آن بزرگوار باشد ؟
پس از هجرت
پيامبر (ص) شب اول ربيع الاول سال چهاردهم بعثت، که دشمنان در صدد به قتل رساندن او بودند، به دستور خداوند، خانه ي خويش را ( مکه ) ترک نمود، علي (ع) را به جاي خود خوابانيد و پس از ماندن سه روز در « غار ثور» در حالي که ابوبکر و دو نفر ديگر را همراه داشت ، به مدينه هجرت کرد. (7)
آن حضرت به علي (ع) سفارش کرده بود، در مکه بماند و امانت هاي مردم را ، که نزدش بود به صاحبان آنها برساند. (8) پس از آن نامه اي به علي (ع) نوشت، که وي آماده ي خروج شود علي (ع) هم به افراد باقي مانده دستور داد : بارهاي سبک همراه خود بردارند و با مراقبت شديد از کمين دشمنان مکه را ترک کنند. خود نيز با تني چند از ياران، فاطمه (س) دختر رسول خدا (ص) فاطمه بنت اسد مادر خود و فاطمه دختر زبيربن عبدالمطلب را به طرف مدينه حرکت داد و بعد از چند روز طي طريق با مراقبت زياد، آنان را به سلامت به آن شهر رسانيد. (9)
فاطمه زهرا (س) که با تحمل سختي ها و تلخي ها، در راه دينداري و ياري پيامبر (ص) تجربه هايي اندوخته بود ، در هر جا زمينه اي پيش مي آمد و نيازي احساس مي شد، با کمال ايمان و شوق فراواني حضور مي يافت و پدر را ياري مي رسانيد و در عين داشتن سن کم ، شرايط اطاعت و نصرت پيامبر (ص) را تبلور مي بخشيد.
سال سوم هجرت، به همراه برخي ديگر از زنان مانند: صفيٌه ، دختر عبدالمطلب عمه رسول خدا (ص) و خواهر حمزه سيد الشهدا ، براي آب و غذا رساندن به سپاه اسلام و مداواي مجروحان و خلاصه ، ياري پيامبر (ص) در جنگ « احد » حضور يافته است. (10)
سهل به سعد ساعدي مي گويد :
در جنگ احد وقتي دندان هاي پيشين پيامبر (ص) شکست و با ضربه ي شمشير دشمن کلاه خود آن حضرت خورد شد و خون بدن و لباس او را فراگرفت، علي (ع) با سپر خود آب مي آورد و روي زخم هاي بدن پيامبر (ص) مي ريخت و فاطمه (س) بدن پدر را شست و شو مي داد، فاطمه (س) وقتي هم مشاهده کرد خون زخم بند نمي آيد، قطعه ي حصيري را سوزانيد و خاکستر آن را روي زخم هاي بدن پيامبر (ص ) نهاد تا خون بند بيايد. (11)
پس از پايان همين جنگ بود، که علي (ع) ذوالفقار ، شمشير خون آلود خود را به فاطمه (س) داد تا خون آن را بشويد و اضافه کرد: فاطمه ! اين شمشير را تحويل بگير، زيرا که امروز با من خوشرفتاري نمود، رسول خدا (ص) ادامه داد: فاطمه جان ! اين شمشير را بگير، چون شوهرت حق خود را ادا کرد و خداوند با آن سردمداران قريش را نابود کرد . (12)
بابا ؛ بگو
بر اساس شواهد تاريخي ، در حالي که هنوز ادب قرآني همه ابعاد زندگي مردم را فرا نگرفته بود، بسياري از افراد به عادت منحط و سخيف روزگار جاهلي ، به هنگام صدا زدن پيامبر (ص) آن بزرگوار را بدون توجه به مقام نبوت و رسالت ، و با تعبير : يا محمد ! يا محمد صدا مي زدند، که به منظور آموزش ادب و تربيت گفتاري و محاوره اي ، آيه ي 63 سوره ي نور نازل شد.
امام صادق (ع) فرموده است :
وقتي آيه : لاتجعلوا دعاء الرسول بينکم کدعاء بعضکم بعضا ( نور، 63/24)، نازل شد ، يعني خواندن پيامبر (ص) را در ميان خود، مانند خواندن ( و صدا زدن ) بعضي از شما نسبت به بعضي ديگر تلقي نکنيد، فاطمه (س) هم آن حضرت را چند بار با تعبير : يا رسول الله (ص) ! صدا زد ، ولي رسول خدا (ص) جواب نداد و روي خود به سوي فاطمه (س) برگردانيد و فرمود: دخترم ! فاطمه جان ! اين آيه درباره ي تو نازل نشده، بلکه درباره ي جفاکاران خودخواه نازل شده ، و : أنت منٌي و أنا منک ، قولي يا أبه ، فانها أحيي للقلب و أرضي للرب ؛ تو از من هستي و من از تو هستم ، تو بگو: بابا، زيرا بابا گفتن تو، دل را زنده و خدا را خشنود مي گرداند.(13)

2. ازدواج فاطمه (س)
قرآن کريم ، ازدواج را با تعبير : ميثاقا غليظا .( نساء ، 21/4) يعني ، پيمان محکم و استوار ياد کرده که علاوه بر قداست آن، براي تحقق اين پيمان، به کارگيري مطالعه و دقت فراوان هم لازم است. چنان که حفظ اين پيمان نيز مراقبت و هوشياري زيادي مي طلبد. پيامبر (ص) نيز ، در مورد ازدواج حضرت فاطمه (س) با وجود که خواستگاران متعددي داشت، به خاطر عدم سنخيت و تناسب فکري و ايماني ، اين پيمان را استوار نمي يافت و در پي آن اشکالاتي احساس مي کرد، بدين جهت در مرحله ي اول، دستور آن را آسماني و الهي اعلام کرد و با ازدواج فاطمه (س) با آنان موافقت نکرد. (14)
اما به هنگام خواستگاري علي (ع) براي ارزش نهادن به کرامت انساني زن و آزادي در انتخاب همسر و نيز الگودهي به ديگران، خطاب به فاطمه (س) فرمود: ماترين ؟ نظر تو در ارتباط با ازدواج با علي (ع) چيست ؟ (15)پس از اين مراحل ، ازدواج فاطمه (س) با علي (ع) با کمال سادگي و نهايت دقت انباشته از ايمان و صميميت برقرار گرديد، تا همان طور که قرآن کريم فلسفه ي آن را « برقراري مودت و رحمت » (16) بيان داشته، اين فلسفه تحقق عملي يابد و ديگران نيز اين شيوه ي زيبا و سرنوشت ساز را معيار زندگي عاقلانه و شرافت مندانه و سعادت مندانه قرار دهند، و اين معنا، در سراسر زندگي فاطمه (س) و علي (ع) در همه ي ابعاد، نمايش چشمگيري داشت.

3.همسرداري زهرا (س)
در قرآن کريم ، گروهي اززنان با تعبير : فالصالحات، قانتات ، حافظات للغيب ، (17) بانوان صالح و با ظرفيت معرفي شده اند که داراي دو ويژگي مهم ، در حضور و غياب همسران خويش هستند، يعني اين دسته از زنان، در برابر و حضور همسران، تواضع و فروتني و نرمش و سازگاري دارند و در غياب همسران نيز ، حافظ اسرار و شئون و حقوق مادي و معنوي شوهر مي باشند.
طبيعي است که در پرتو اين صلاحيت ها و شايستگي ها، که دو محور کلي آن مطرح گرديد ، ده ها خصلت هاي اخلاقي و حقوقي مثبت و موفقيت پرور، و آرامش در زندگي ناشي مي گردد ، که فاطمه (س) داراي همه ي آنها بود و مي کوشيد با وجود کمبودها و تنگناها سخت زندگي آن روز، به هيچ وجه وسيله ي رنجش و آزردگي علي (ع) را فراهم نياورد و حتي خواسته کوچکي هم، که همسر را در مضيقه قرار دهد نداشته باشد ، که نمونه هايي از آن در تاريخ آمده است.
آري، پرهيز از زرق و برق ها و حتي صرف نظر کردن از برخي ضروريات زندگي به خصوص در آن شرايط، فاطمه (س) را در افق بلندي از شخصيت و هويت انساني قرار داده بود، که حتي بر حسب گواهي تاريخ ، روزي علي (ع) از فاطمه (س) در خواست مي کند، آن بانو چيزي از وي بخواهد و پس از اصرار و سوگند، فاطمه (س) بيمار مي گويد : اگر اناري باشد به آن ميل دارم ، که علي (ع) براي تهيه ي آن از خانه بيرون مي رود تا آن را فراهم آورد... (18) اما به هر حال سراسر زندگي فاطمه (س) و علي (ع) صفا و يک رنگي ، صداقت و درستي ، مهر و محبت و بلکه در سختي ها و مصائب مختلف سخت، با فداکاري و از خود گذشتگي فوق العاده انباشته است و نور ايمان کانون خانواده ي آنان، به همه جا پرتو افشاني مي کند.

4. عبادت و شب زنده داري
اگر دامنه ي