 عبادت را به وظايفي که با انگيزه ي الهي و نتيجه ي خدمت رساني به جامعه صورت مي گيرد، تعميم دهيم، حضرت فاطمه (س) در اين قلمرو نيز با استفاده از ايده هاي قرآني نمونه ي کاملي بوده است، اما اگر عبادت به معناي خاص آن، به خصوص خالصانه ترين و مؤمنانه ترين آن را ، در قالب نماز و نيايش و شب زنده داري ، در نظر بگيريم، آن بانوي بزرگ به متابعت از پدر ، يد طولا و شيفتگي خاصي داشته است.
قرآن کريم، چنين عبادتي را نشانه ي خردمندي و عقلانيت معرفي کرده و داستاني از آن را اين گونه به تصوير مي کشد: الذين يذکرون الله قياما و قعودا و علي جنوبهم و يتفکرون في خلق السموات و الارض ... ( آل عمران ، 191/3) ؛خردمندان و اولوالالباب کساني هستند که در حال ايستاده و نشسته و بر پهلو خفته، در همه ي حالات خدا را ياد، و نيايش مي کند و در اسرار آفرينش آسمان ها و زمين مي انديشند.
در تفسير اين آيه ، عطاء بن ابي رياح روايت کرده :
روزي نزد عايشه همسر پيامبر (ص) رفتم و از او خواستم شگفت انگيز ترين چيزي را که در طي عمر خود از پيغمبر (ص) مشاهده کرده بيان کند، وي سراسر کارهاي پيامبر (ص) را عجيب توصيف نمود و درباره ي عجيب ترين آنها گفت : شبي از شب ها که پيامبر (ص) در منزل من بود به استراحت مي پرداخت ، هنوز آرام نگرفته بود، که برخاست و لباس پوشيد و وضو گرفت و به نماز ايستاد و آن قدر در حال نماز و راز و نياز با خدا اشک ريخت که جلو لباسش از اشک چشمش خيس شد، سپس سر به سجده گذاشت و آن قدر گريه کرد، که زمين از اشک چشم او خيش شد و اين اشک و ناله تا طلوع صبح ادامه داشت ، تا اين که بلال مؤذن او را به نماز صبح فرا خواند، اما وي مشاهده کرد آن حضرت گريان است ، گفت : شما که مشمول عنايت خدا هستيد، اين همه گريه براي چيست ؟
پيامبر (ص) فرمود: افلا اکون لله عبدا شکورا؟ آيا نبايد بنده ي شکرگزار خدا باشم ؟ چرا گريه نکنم ؟ خداوند در شبي که گذشت ، آيات تکان دهنده اي نازل کرد، سپس به خواندن پنج آيه آخر سوره ي آل عمران پرداخت و ادامه داد: واي به حال کسي که اين آيات را بخواند و در آنها نينديشد. (19)
فاطمه (س) از اين حالات مطلع مي شد و بارها اتفاق مي افتاد، که وقتي پيامبر (ص) علي (ع) و حسن و حسين (ص) ، سلمان فارسي ، عمار ياسر و گاهي ديگران براي ديدار يا انجام کاري وارد مي شدند، علاوه بر عبادت به معناي عام، او را در مصلا و محراب عبادتي که براي خود ترتيب داده بود مي ديدند. (20)
حسن بصري ( که يکي از زهٌاد هشتگانه بود، 112 هـ)(21) گفته است :
ما کان في هذه الامه أعبد من فاطمه (س ) کانت تقوم حتي تورم قدماه . (22)
در ميان اين امت ، عابدتر از فاطمه (س) وجود نداشت، آن قدر به عبادت مي ايستاد، که پاهاي وي ورم کرده بود.
در بياني وارد شده که خداوند به فرشتگان فرموده: بنده ي من فاطمه را مشاهده کنيد، چگونه در برابر من ايستاده که از خوف من بندهايش مي لرزد و با قلب و روح خود به عبادت من مي پردازد ... (23)

5.ديگر خواهي و ايثار
تواصي به حق، که از ارکان سعادت انسان و جامعه است و مورد سفارش قرآن کريم قرار گرفته (24) خصلتي است که از ايمان و درون پاک خيرخواهانه نشأت مي گيرد و با پيمودن سير مراحل تکاملي ، به مرحله ي ايثار و تقدم ديگران بر خويشتن ، انسان را در مقام بلند درخشاني قرار مي دهد.
تجلي اين دو خصلت متعالي را در موارد مختلف زندگي حضرت فاطمه (س) بارها مي توان يافت، که به سه نمونه اشاره مي شود:
1. امام حسين (ع) ازبرادر خود امام حسن(ع) روايت مي کند که شب جمعه اي مادرم فاطمه (س) را مشاهده کردم ، که در محراب عبادت خويش درحال نماز پيوسته رکوع و سجود انجام مي داد تا سفيده ي صبح طلوع کرد، من مي شنيدم ، که وي براي مردان و زنان با ايمان، زياد دعا مي کرد و هرگز براي خويش دعايي نکرد! گفتم : مادر جان! من هر چه گوش دادم براي ديگران دعا مي کردي ، چرا براي خود دعا نکردي، فرمود : همسايه حق تقدم دارد ! الجار ثم الدار. (25)
2. در سرگذشت ديگري ، که نتيجه ي روح ديگر خواهي و بلکه ايثار فاطمه (س) است، علاوه بر دعا جهت خير و سعادت افراد، رفتار ايثار گرانه ي آموزنده اي مشاهده مي کنيم.
ابن جوزي روايت کرده :
رسول خدا (ص) براي شب عروسي فاطمه (س) که پيراهن او کهنه و وصله دار بود ، پيراهن نوي خريداري کرده بود، در آن شب فقير تهي دست به خانه ي فاطمه (س) مراجعه کرد و ناله سر داد : که من از اهل بيت نبوت ، پيراهن کهنه اي مي خواهم ، فاطمه (س) تصميم گرفت پيراهن کهنه ي خود را به او بدهد، ناگاه به فکر آيه ي قرآن افتاد که مي فرمايد : لن تنالوا البر حتي تنفقوا مما تحبون. ( آل عمران ، 92/3 بدين جهت ، در شب زفاف پيراهن نو شب عروسي خود را به فقير داد. (26)
3. زمخشري ، در تفسير « الکشاف » از ابن عباس روايت کرد:
وقتي حسن و حسين (ع) بيمار شدند ، پيامبر (ص) با گروهي از ياران به عيادت آنان رفتند، وقتي علي (ع) را در کنار آنان ديدند گفتند : اگر براي دو فرزندت نذري کني آنان شفا مي يابند، آن گاه علي (ع) ، پيامبر (ص) ، فاطمه (س) و فضه ي خدمتگزار ،نذر کردند اگر حسن و حسين (ع) بهبودي يابند، آنان سه روز ، روزه بگيرند، آن دو بهبودي يافتند و آنان روزه گرفتند، اما صبح روز اول فاطمه (س) متوجه شد براي افطار غذايي در خانه نيست ، ناچار علي (ع) سه کيلو جو قرض گرفت، فاطمه (س) با دستاس آن را آرد کرد و براي روز اول با آن آرد جو، پنج عدد نان پخت و آماده افطار شدند، که نيازمندي مراجعه کرد و غذا درخواست نمود، ناچار همه نان خويش را به او دادند و خود با آب افطار کردند، دو روز ديگر نيز بدين ترتيب گذشت و آنان با دادن غذاي خويش به يتيم و اسيري که تازه آزاد شده بود ، خود با آب افطار کردند و ديگران را بر خويش مقدم داشتند.
آري به قول زمخشري نيز ، بدين مناسبت سوره ي هل اتي نازل شد و آنان را ابرار ناميد، که در بهشت داراي مقام عالي هستند، چه اين که با ايثار و مقدم داشتن گرسنگان بر خويشتن و با وجود نياز ، به هنگام اداي نذر ، به خاطر خدا غذاي خود را به مسکين و يتيم و اسير داده بودند. (27)

6. آموزش ديگران
قرآن کريم ، با بيان : و يعلمهم الکتاب ... ( بقره ، 129/2) پيامبر (ص) را به آموزش کتاب و حکمت و معارف دين مأمور مي کند. امام صادق (ع) فرموده :
حضرت فاطمه (س) به حضور رسول خدا (ص) رسيد و برخي مشکلات و سؤالات خود را با آن حضرت در ميان گذاشت ، رسول خدا (ص) جزوه اي به آن بانو داد و فرمود: تعلمي ما فيها، آن چه در اين جزوه آمده بياموز، در آن جا آمده بود: من کان يؤمن بالله و اليوم الاخر، فلا يؤذي جاره... ؛ هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، همسايه ي خودرا آزار نمي رساند، هر کس به خدا و قيامت ايمان دارد ميهمان خويش را گرامي مي دارد ، هر کس به خدا و روز قيامت ايمان دارد، يا سخن حق مي گويد يا ساکت مي ماند. (28)
بر اساس اين آموزه نيز، فاطمه (س) خود را موظف مي ديد در هر فرصت مناسب خود را آموزگار ديگران بداند و معارف دين را به آنان آموزش دهد يا پاسخ گوي مردان و زنان باشد، که يکي از موارد آن چنين است :
امام حسن عسکري (ع) روايت کرده است :
زني به حضور فاطمه زهرا (س)