ا (سلام الله علیها) سیره و سنتی دارد که معرف هویت اوست؛ چون این ذات پر برکت همانند سایر ذوات قدسی همتای قرآن کریم‌اند و قرآن کریم عباراتی دارد، اشاراتی دارد، لطایفی دارد، و حقایقی؛ چه اینکه از امام حسین (علیه السلام) و امام صادق (سلام الله علیه) رسیده است که قرآن به چهار بخش تقسیم می‌شود، چهار درجه دارد: یک درجه‌‌اش برای توده مردم است به نام عبارات قرآن؛ برتر از آن اشارات قرآن است و والاتر از آن لطایف قرآن است و قله قرآن حقایق قرآن است که مخصوص انبیاست. [۲] صدیقه کبرا هم که از ذوات قدسی عترت (علیهم الصلاة و علیهم السلام)اند، سیره و سنتی دارد که بخشی جزء عبارات آن سیره است، توده مردم از آن بهره می‌برند؛ بخشی مربوط به اشارات سیره آن حضرت است که خواص استفاده می‌کنند و بخشی مربوط به لطایف سیره و سنت آن حضرت است که أخص بهره می‌برند و بخشی مربوط به حقایق فاطمیه است که أنبیا استفاده می‌کنند و دیگران طرفی نمی‌بندند؛ بحث درباره آن حضرت در حقیقت همانند بحث درباره قرآن کریم است. (این مطلب اول.)

صدیقه طاهره و اهل بیت عصمت (علیهم‌السلام) ریسمان آویختهٴ الهی
قرآن کریم که حبل خداست، طناب ناگسستنی الهی است[۳] ؛ این حبل و طناب را خدا نازل کرده است، لکن انزال قرآن همانند انزال باران نیست. این حبل را خدای سبحان نازل کرد یعنی آویخت؛ نه انداخت. آن طوری که قرآن نازل شده است باران نازل نمی‌شود و آن طوری که باران نازل می‌شود قرآن نازل نشده است. نازل کردن باران یعنی انداختن این قطره‌ها روی زمین. نازل کردن قرآن یعنی آویختن این طناب از بالا به زمین؛ چون قرآن حبل خداست و خدا این طناب را آویخت؛ نه انداخت، لذا از عبارات تا اشارات و لطایف و حقایق درجات این حبل است و هر کسی به اندازه علم و عملش می‌تواند در خدمت طناب الهی باشد. اهل بیت (علیهم السلام) و صدیقه کبرا (صلوات الله علیها) اینها حبل‌الله‌اند، حبل متین‌اند و حبل متین را خدا آویخت؛ نه انداخت؛ چون آویخت نه انداخت؛ رهبری قلوب اینها به دست خدای سبحان است اینها جزء اولیای الهی‌اند. به انسان کاملی می‌گویند «ولی الله» که در بخش علم و عمل بدون واسطه از ذات اقدس الهی فیض بگیرد. در ولی او باشد، در جِوار او باشد، موالات داشتن متوالی بودن یعنی فاصله برقرار نشدن. چنین انسانی می‌شود ولی خدا که از ولی و جِوار فیض الهی طرفی می‌بندد. در همان حدیث معروف ثقلین ذات اقدس الهی فرمود: این طناب «طرف بید الله تعالی» ؛[۴] یک طرف این طناب یعنی قرآن به دست خداست؛ طرف دیگرش در دست شماست. پس مطلب دوم این شد که این بانو مانند سایر ائمه معصوم (علیهم السلام) حبل متین خدایند و این طناب را خدا آویخت؛ نه انداخت و یک طرفش به دست خداست؛ طرف دیگرش به دست مردم است، در دسترس مردم است.

قرآن و اهل بیت (علیهم‌السلام) صراط مستقیم بسوی خدا
مطلب سوم آن است اگر کسی بخواهد به ذات اقدس الهی راه پیدا کند و از او فیض بگیرد، باید از مسیر قرآن و عترت بگذرد که همین صراط مستقیم است؛ بقیه کجراهه است و راه نیست و این قرآن و عترت تار و پود یک حبل متین‌اند؛ دو حبل نیست، دو طناب نیست تا کسی بگوید «حسبنا کتاب الله»[۵] یا کسی بگوید «حسبنا العترة» اینها تار و پود یک طناب‌اند.

ـ جدایی ناپذیری قرآن و عترت
اگر کسی قرآن را گرفت، هیچ راهی ندارد جز پذیرش ولایت عترت و اگر کسی عترت مدار و ولایت پذیر بود، هیچ راهی ندارد جز پذیرش معارف قرآن کریم و همان طوری که همه معارف قرآن را ذات اقدس الهی تدوین کرده است، تضمین کرده است، صدر و ساقه این کتاب کلام خداست، انسان کامل به نام عترت طاهرین صدر و ساقه اینها محبت خداست، معرفت خداست، در قلب اینها چیزی جز محبت الهی نیست.

عدم راهیابی غیر خدا به حرم امن مقربان الهی
آیات پر برکت سورهٴ «هل أتی» که قبلاً خوانده شد با این تحلیل روشن می‌شود که ضمیر ﴿حُبِّهِ﴾ به الله بر می‌گردد؛ نه به طعام: ﴿وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَی حُبِّهِ مِسْکِیناً وَیَتِیماً وَأَسِیراً﴾ ؛[۶] نه «علی حب الطعام». اینها جزء مقربان‌اند که فوق ابرارند؛ در حرم امن مقربان الهی غیر از محبوب حقیقی، موجودی راه ندارد. اگر قلب اینها به حب خدا متیّم شد و اگر طبق بیان نورانی امام سجاد (علیه السلام) در دعای ابوحمزه ثمالی، صدر و ذیل قلب اینها مملو از محبت الهی بود، هرگز اینها به خود علاقه ندارند؛ چه رسد به نان و گندم نیازمند و علاقه‌مند باشند تا ضمیر ﴿حُبِّهِ﴾ به طعام برگردد «و یطعمون الطعام علی حب الله» و اگر کلمه الله قبلاً مطرح نشد، چون روشن بود و بین‌الرشد است نیازی به یاد او ندارد. گاهی ضمیر در اول آیه قرار می‌گیرد و به خدای سبحان برمی‌گردد، آن ضمیر ضمیر شأن نیست، به خدا برمی‌گردد؛ خدا غایب نیست تا کسی بگوید که قبلاً نامی از او برده نشد.
بنابراین، این وجود مبارک مثل خود قرآن کریم، صدر و ساقه هویت و هستی اینها را محبت و معرفت الهی تضمین کرده است.

ـ ضرورت توسل به عترت طاهره(علیهم‌السلام)
اگر راه غیر از این نیست و سایر سالکان باید این راه را طی کنند، چاره‌ای جز شفاعت و وسیله و توسل نیست. خوب عنایت کنید تا روشن شود که التوسل ما هو؟ معنای توسل چیست و توسل امکان دارد، استحاله ندارد، واقع شده است و ضروری الوقوع هم است.

شبهه صاحب المنار در رد توسل و شفاعت
کسانی که مثل صاحب تفسیر المنار و مانند آن از معارف عترت طاهرین متأسفانه فاصله دارند با اینکه صاحب نظرند با اینکه عالم و اندیشورند، اما وقتی مکتب نبینند و استاد نبینند، درک این معارف نظری پیچیده برای آنها حاصل نخواهد شد. آنها درباره توسل مشکلاتی دارند؛ شبهه علمی دارند. خوب به این شبهه توجه کنید تا در شرح سخنان نورانی فاطمه زهرا (صلوات الله و سلامه علیها) به این شبهه پاسخ داده شود. آنها می‌گویند شفاعت و توسل وجهی ندارد؛ زیرا توسل یعنی وسیله گرفتن. اگر یک سالکی از مقصدی دور بود، مقصدی از راه رونده دور بود، انسان نیاز به وسیله دارد تا با کمک وسیله خود را به آن مقصد دور برساند. اگر مقصد به ما نزدیک بود و ما در کنار مقصد قرار داشتیم، نیازی به وسیله نیست. الآن کسانی که در این حسینیه‌اند در کنار این دیوار یا منبر یا فرش یا جای دیگر آرمیده‌اند، وقتی نزدیک به این مکان‌اند احتیاجی به وسیله نقلیه ندارند؛ چون محبوب آنها، مقصود آنها در کنار آنهاست، توسل مربوط به جایی است که مقصود دور باشد و قاصد از او جدا باشد؛ این نیازمند به وسیله است و خدای سبحان خود را در قرآن کریم نزدیک معرفی کرده [است].

مراحل چهارگانه قرب خدای سبحان به بندگان
در چهار مرحله خدا پیام قرب داده. فرمود: من به شما نزدیکم ﴿وَإِذَا سَأَلَکَ عِبَادِی عَنِّی فَإِنِّی قَرِیبٌ أُجِیبُ دَعْوَةَ الدَّاعِ إِذَا دَعَانِ﴾[۷] این مرحله اول که پیام قرب است؛ یعنی من به شما که اهل دعا و مناجاتید نزدیکم. از این بالاتر در سورهٴ مبارکهٴ «واقعه» فرمود: ﴿وَنَحْنُ أَقْرَ