‌اند. وجود مبارک ابی‌ابراهیم فرمود: فاصله بین خدا و خلق غیر از خلق چیز دیگری نیست: «لیس بینه سبحانه و تعالی و بین خلقه حجاب غیر خلقه، احتجب بغیر حجاب محجوب و استتر بغیر ستر مستور» ؛[۱۳] فرمود: در حجابهای مادی سه امر لازم است: یکی محجوب عنه، یکی محجوب و یکی هم حاجب. کسانی که پشت دیوارند (پشت پرده‌اند) در اینجا حجاب با این اضلاع سه گانه ترسیم می‌شودک آن شخصی که پشت دیوار است؛ محجوب عنه است؛ این دیوار حاجب است [و] ما محجوب. دیوار نمی‌گذارد ما او را ببینیم؛ چه اینکه نمی‌گذارد او ما را ببیند؛ پرده این‌چنین است، گذشت تاریخ این‌چنین است و مانند آن. در حجابهای مادی چاره جز تثلیث نیست؛ یعنی یک محجوب عنه و یک محجوب و یک حاجب، ولی در حجابهای معنوی جزء تثنیه چیز دیگری در کار نیست؛ وجود مبارک امام کاظم فرمود: بین شما و بین خدای شما، فاصله و حاجبی غیر از خود شما چیز دیگر نیست؛ تا خود را می‌بینی خدا را نمی‌بینی؛ تا خود را ندیدی خدا را می‌بینی، این‌چنین نیست که بین زید و خدای زید، یک شیء ثالثی فاصله باشد: «لیس بینه سبحانه و تعالی و بین خلقه حجاب غیر خلقه، احتجب بغیر حجاب محجوب و استتر بغیر ستر مستور» ؛[۱۴] پس بین زید نابینا و برادر بینای او، خود زید فاصله است. نابینا از بینا جداست؛ نه بینا از نابینا دور باشد. خدا که علیم است از ما غفلت ندارد؛ سمیع و بصیر است از ما فاصله ندارد؛ نامتناهی است [و] محیط به کل شیء است از ما فاصله ندارد، ولی ما که او را نشناختیم، صدای او را نمی‌شنویم [و] فیض او را نمی‌بینیم، ﴿صُمٌّ بُکْمٌ عُمْیٌ فَهُمْ لاَیَرْجِعُونَ﴾[۱۵] او ﴿لاَ یَعْقِلُونَ﴾[۱۶] خدای ناکرده قرار بگیریم، از او فاصله داریم.
بنابراین در حجابهای معنوی با تثنیه مسئله حل است؛ ثنوی است. در حجابهای مادی سخن از تثلیث است.

ضرورت توسل در بیان صدیقه کبرا فاطمه زهرا (سلام‌الله‌علیها)
بیان نورانی صدیقه کبرا (سلام الله علیها) این است که ما چون طناب آویخته الهی هستیم؛ نه انداخته. ما با دیگران فرق داریم، اگر باران نازل شد، شما هم آن‌چنان نازل شدید ﴿وَإِن مِّن شَیْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنَا خَزَائِنُهُ وَمَا نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ﴾ ؛[۱۷] افراد عادی از مخزن غیب به نحو باران نازل شدند؛ گرچه تجلی است نه تجافی، ولی این حبل متین نیست که یک طرفش مستقیماً به دست ذات اقدس الهی باشد. دست بی‌دستی او همه جا حضور دارد، اما این موجود آن لیاقت را ندارد که لدی اللهی باشد. اگر فاصله است، از این طرف است؛ اگر بعد است، از این طرف است؛ اگر نابینایی است، از این طرف است. نابینا در عین حال که در کنار برادر آزادهٴ بینایش قرار دارد نیازمند به ترجمان است؛ باید کسی به او بگوید برادر آزاده‌ات از سفر برگشت، هر چه می‌خواهی بپرس/ نشانش این است؛ علامتش این است؛ حرفش این است؛ پیامش این است؛ بنابراین اگر یک کوری کنار بینایی قرار بگیرد، نیازمند ترجمان است اگر یک کری در کنار ناطق بنشیند، محتاج ترجمان است. اگر جاهلی در کنار عالم بنشیند، نیازمند ترجمان است. وجود مبارک آن بانوی قدسی که حبل الله است؛ طناب آویخته است و نه انداخته؛ مثل قرآن کریم نازل شده است نه مثل باران، فرمود: «وَ أحمدوا الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والأرض إلیه الوسیلة و نحن وسیلته … و نحن حجته فی غیبة ونحن ورثة أنبیائه» ؛[۱۸] فرمود: خدا را حمد کنید که به حمد خدا به عظمت خدا به نور خدا تمام موجودات آسمان و زمین به طرف او وسیله خواستند و ما وسیله‌ایم.
این معنای توسل مخصوص ما زمینیها نیست، بلکه موجودات سپهری هم به این بانو متوسل‌اند؛ فرشتگان الهی هم به اینها متوسل‌اند؛ هر موجودی که نتواند لدی‌اللهی باشد از موجود لدی‌اللهی کمک می‌گیرد؛ هر موجودی که صادر اول و یا ظاهر اول نباشد از صادر اول یا ظاهر اول استضائه می‌کند، فرمود: «وَ أحمدوا الله الذی لعظمته و نوره یبتغی من فی السموات والأرض إلیه الوسیلة و نحن وسیلته»؛ غیر از ما هر موجودی چه در آسمان چه در زمین، اینها از خدا فاصله دارند؛ گرچه خدا با هیچ کسی فاصله ندارد. اینها آن درجه را ندارند که بلاواسطه از خدا فیض بگیرند. آن اولین صادر نور این خاندان است؛ آن اولین ظاهر ولای این خاندان است. بنابراین اگر خدا نزدیک است و اگر اقرب است إلینا من حبل الورید یا ﴿یَحُولُ بَیْنَ المَرْءِ وَقَلْبِهِ﴾ ،[۱۹] از این طرف این قلب آلوده ما که ﴿فِی قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزَادَهُمُ اللّهُ مَرَضاً﴾ .[۲۰] این قلب آلوده از ذات اقدس الهی دور است [و] نیازمند ترجمان است، نیازمند وسیله‌ای است که ما را به آن مکانت برساند.

توسل، متمم قابلیت قابل
این توسل برای آن نیست که متمم فاعلیت فاعل باشد؛ توسل برای تتمیم قابلیت قابل است بحث در این است که خدا بی‌نیاز است و وسیله نمی‌خواهد؛ بحث در این است که ما محتاجیم و وسیله می‌طلبیم. بی‌نیازی خدا که مشکل ما را حل نمی‌کند؛ ما باید بتوانیم از او بخواهیم تا به ما بدهد. اگر ما دور بودیم دهان آلوده بود و با دهان آلوده نتوانستیم بگوییم «یا الله» یک طیب و طاهری می‌طلبد که حرف ما را برساند.

نکته: ضرورت تطهیر مجاری قرآن
وجود مبارک رسول گرامی (علیه و علی آله آلاف التحیة و الثناء) به ما فرمود: «طهّروا أفواهکم فإنها طرق القرآن» ؛[۲۱] فرمود دهانها را پاک کنید غذای خوب و حلال در این دهان وارد بشود. حرف طیب و طاهر از این دهان خارج شود؛ نه تهمت و غیبت و استهزا و دروغ خارج شود، نه غذای شبهه‌ناک. سخن از تطهیر دندان نیست که با مسواک حل بشود؛ سخن از تطهیر دهان است فرمود: دهانها را پاک کنید چون قرآن می‌خواهد از اینجا عبور کند. خب، اگر دهان آلوده بود کسی نماز خواند، قرآن خواند، آیات را از کانال آلوده عبور داد این اثر ندارد.
بنابراین وجود مبارک حضرت فرمود: بین ما و ذات اقدس الهی هیچ فاصله‌ای نیست آنها که دورند و جدایند نیازمندند که حرفشان را ما به خدا برسانیم.

دو معنای شنوا بودن خداوند
خدا می‌شنود، اما این نمی‌تواند حرف بزند. خدا می‌خواهید ﴿سمیع ‌الدعاء﴾[۲۲] باشد یا خدا «بکل شیء بصیر و سمیع» را می‌خواهید. خوب عنایت کنید که ذات اقدس الهی دوتا شنوایی دارد: خدای سبحان «بکل شیء سمیع» است؛ غیبت را می‌شنود، دروغ و تهمت را هم می‌شنود، دعا‌ها و ناله‌ها و ضجه‌ها را هم می‌شنود. این سمع کلامی است؛ یعنی هر چیزی را که انسان بگوید خدا می‌شنود. ما چنین سمعی را که در دعاها لازم نداریم، ما وقتی می‌گوییم خدا سمیع‌الدعاست برابر این آیه یعنی به حرف ما گوش می‌دهد؛ نه می‌شنود. ما هم در فرهنگ عادی خود دوتا سمع داریم؛ یک وقت می‌گوییم فلان شخص سامعه‌‌اش سالم است، گوش می‌دهد حرفها را می‌شنود؛ یک وقت می‌گوییم فلان شخص گوش شنوا دارد حرفهای ما را گوش می‌دهد حرف ما را می‌پذیرد یا آن می‌گوید فلان کس حرف ما را گوش نمی‌دهد، ما پیش او مقرب نیستیم. آنچه در دعا‌ها مؤثر است «