لله بکل شیء سمیع» نیست، آن سمیع الدعا بودن است؛ یعنی قبول کردن، گوش شنوا داشتن [و] ترتیب اثر دادن. این کار مهم است.

نقش توسل در سمیع الدعا بودن خداوند
خدا ناله همه را می‌شنود، اما به بعضی ترتیب اثر می‌دهد، به بعضی ترتیب اثر نمی‌دهد. آن که توسل کرد به وسیله دهان پاک حرف خود را به خدا رساند، خدا حرف او را ترتیب اثر می‌دهد [و] مشکل را حل می‌کند. کسی توسل نکرد دعا کرد، خدا «بکل شیء سمیع» است حرف او و دعای او را شنید، اما سمیع الدعا نیست، ترتیب اثر نمی‌دهد. صاحب المنار و امثال المنار نه در آن بخش بین حجاب مادی و معنوی فرق گذاشتند، نه در این بخش بین «الله بکل شیء سمیع» با «الله سمیع الدعاء» فرق گذاشتند. این بانوی قدسی (سلام الله علیها) می‌فرماید: بین ما و خدای ما فاصله‌ای نیست؛ این‌چنین نیست که خدا اول چیزهایی را خلق کرده باشد بعد ما را خلق کرده باشد. ما مالک چیزی هم نیستیم؛ تمام این صحنه را او اداره می‌کند: ﴿إِنَّمَا یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ البَیْتِ وَیُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً﴾ .[۲۳]

توسل در قرآن
در قرآن کریم ما را به اصل توسل دعوت کرده‌اند، فرمود: ﴿وَابْتَغُوا إِلَیْهِ الوَسِیلَةَ﴾ ؛[۲۴] یعنی برای اینکه به خدا نزدیک شوید توسل بجویید. این یک عام و یا مطلقی است که نسبت به مصادیق خود حجت است و چون هیچ عام یا مطلقی مصداق خود را ثابت نمی‌کند؛ هرگز نمی‌شود به این عموم یا اطلاق تمسک کرد و گفت پس توسل به آن ذوات قدسی محبوب است. توسل را باید قبلاً ثابت کرد که چه چیز وسیله است، بعد گفت این شیء وسیله است و خدا در قرآن فرمود: ابتغای وسیله کنید، وسیله بگیرید پس ما به این توسل می‌جوییم. هر چه را که خدا امر کرده است یا به عنوان محبوب خود اعلام کرده است به صورت خبر یا انشا معلوم می‌شود وسیله تقرب الهی است نماز وسیله است؛ روزه وسیله است؛ قرائت قرآن وسیله است، تمام کارهای خیر وسیله است؛ چون خدای سبحان اینها را وسائل قرب قرار داده است.
ولایت را امضا کرده است: ﴿ إِنَّمَا وَلِیُّکُمُ اللّهُ﴾[۲۵] فرمود، تطهیر را، عصمت را امضا کرده است؛ مباهله را امضا کرده است ﴿وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ﴾[۲۶] را امضاکرده است. ﴿وَصَالِحُ المُؤْمِنِینَ﴾[۲۷] را امضا کرده است .[۲۸]
دهها فضیلتی که در قرآن برای این دوده طه و یس مقرر کرد، امضا کرده است. ما یا به صورت خبر یا به صورت انشا مطلوبیت اینها درک می‌کنیم و می‌گوییم اینها وسیله‌اند و این بانوی قدسی تصریح کرده است، فرمود: «و نحن وسیلته … و نحن حجته فی غیبة ونحن ورثة أنبیائه» ؛[۲۹] خب، پس صفرا با این مشخص می‌شود؛ کبرا با آن مشخص می‌شود؛ اصل توسل هم امکان دارد، بلکه ضروری است برای کسی که بخواهد به ذات اقدس الهی نزدیک بشود. در این مناجات شعبانیه می‌خوانیم که اقرار و اعتراف به گناه پیش خدای سبحان چون مطلوب است، وسیله است: «الهی … إن کان قد دنا أجلی ولم یدننی منک عملی فقد جعلت الإقرار بالذنب إلیک وسیلتی»؛ خدایا! من اقرار به گناه را وسیله قرار دارم؛ من توسل جستم به اقرار و در پیشگاه تو اقرار می‌کنم که فردا مرا به محکمه نخوانی که من مجبور نشدم اقرار کنم تا ﴿فَاعْتَرَفُوا بِذَنبِهِمْ فَسُحْقاً لأَصْحَابِ السَّعِیرِ﴾[۳۰] دامنگیر من بشود خود ائمه (علیهم الصلاة و علیهم السلام) اسمای حسنای الهی را آن وقت وسیله قرار می‌دهند: «یتوسل إلیک بربوبیتک»[۳۱] آنها به جایی می‌رسند که ربوبیت خدا را وسیله قرار می‌دهند غیر از کسانی‌اند که می‌گویند: «وجعلت الإقرار بالذنب إلیک وسیلتی» این ذوات مقدس ما را اگر نابیناییم، بینا می‌کنند؛ جاهلیم، عالم می‌کنند؛ ناشنواییم، سمیع می‌کنند. معنای توسل تتمیم قابلیت قابل است، این فیضها را به ما می‌رساند تا آن فاعل تام این فیضها را به ما عطا کند.

ـ آثار دشمنی با اهل بیت (علیهم السلام)
بیگانه‌ها چون دربارهٴ این معارف طرفی نبسته بودند جزء به سیاست مشئوم دنیا و ماده فکر نمی‌کردند.کسانی که با این بانوا و همسرش (علیهما آلاف التحیة والثناء) بدرفتاری کردند، قبلاً با پدر بزرگوارش بد عهدی کردند. صنادید قریش تا می‌توانستند نگذاشتند وجود مبارک رسول گرامی رشد کند، بعد از رشد آن حضرت در رفع مقام او کوتاهی نکردند. اینها (مشرکان جاهلی) در حدوث و بقا کوشش کردند که وجود مبارک رسول گرامی رشد نکند و بعد از رشد چراغش را خاموش کنند که ﴿یُرِیدُونَ لِیُطْفِئُوا نُورَ اللَّهِ﴾ ،[۳۲] در دفع و رفع کوتاهی نکردند. اینها مشرکان حجاز بودند. از همان تبار، از همان دوده کسانی بودند که نگذاشتند این بانو و همسرش رشد بکند بعد از رشد هم در خاموش کردن …
چراغ ولایت کوتاهی نکردند تا آنجا که ممکن بود بعد از جریان رحلت رسول گرامی با تشکل سقیفه بنی ساعده جلوی مقام حضرت را گرفتند. جریان فدک یک گوشه بود، جریان خانه نشین کردن حضرت امیر (سلام الله علیهما) گوشهٴ دیگر بود که نگذاشتند وجود مبارک حضرت به مقامی برسد. اگر آن حضرت به مقام امامت و خلافت می‌رسید، دیگر امویان و مروانیان نمی‌بودند، دیگر عباسیان نمی‌بود، دیگر سلسله دوهزار و پانصد ساله شاهنشاهی با خلافت اموی و مروانی و عباسی مسموم شکل نمی‌گرفت دیگر ما این روز سیاه را نمی‌داشتیم، دیگر این خطرات در کار نبود. اگر آن بود مردم روشن‌تر می‌شدند بیدار می‌شدند اداره مردم با فرهنگ خیلی آسان است.

ـ رشد فرهنگی از آثار حکومت حضرت ولی عصر (عجل‌الله‌تعالی فرجه الشریف)
وقتی وجود مبارک ولی عصر (ارواحنا فداه) ظهور می‌کند به برکت آن حضرت سطح فهم، ایمان، درک، عقیده و خلق مردم بالا می‌رود.اداره یک ملت متدین خیلی آسان است.آن وجود مبارک سیصد و اندی شاگرد دارد، اصحاب خاص دارد که همه آنها مانند امام راحل (رضوان الله علیه) هستند.این یک شاگرد بود توانست اقلیم وسیعی را احیا کند. اگر آن حضرت با ۳۱۳ شاگردی مثل امام ظهور کند،چه خواهد کرد!مردم روشن می‌شوند بیدار می‌شوند می‌فهمند گناه مسموم است؛ می‌فهمند ربا و عشوه و رشوه سم است؛می‌فهمند خدمت کردن به مردم نهضت خدمت رسانی به مردم نور است؛ می‌فهمند که ماییم و ابدیت ما؛ ابدیت ما در خدمت کردن به مردم است این گونه به حیاتمان خاتمه نخواهیم داد؛مردم مخصوصاً نسل جوان می‌فهمند عمر سرمایه است؛ نه درآمد. نمی‌شود با این عمر بازی کرد آن را هزینه کرد.تا یک نسلی بفهمد تا جوانها بفهمند که عمر قابل هزینه نیست؛ عمر درآمد یک کاسب نیست؛ عمر میراث ورثه نیست؛ عمر غنیمت نیست؛عمر هدیه و کادو و چشم روشنایی نیست که به کسی داده باشند. عمر سرمایه است و سرمایه را نمی‌شود تاراج کرد و هزینه کرد. اگر کسی یک ساعت جایی بنشیند و چیزی یاد نگیرد طبق بیان رسول گرامی به همان اندازه از خدا دور شده است. اداره کردن ملتی که سطح درکش پایین است بسیار مشکل است.اداره جامعه‌ای که خوش فهم، خوش درک، خوش باور، خوش عقیده، خوش اخلاق، خوش عمل است، سیره و سنت