يز از امام محمد باقر عليه السلام گذشت سه ماه را از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله روايت كرده (224) كه قول پيامبر صلى الله عليه و آله را تاءييد مى كند.
در اين جا علامه مجلسى ضمن صحيحه خواندن روايت هفتاد و پنج روز فرموده : تطبيق دادن بين ولادت و وفات و عمر شريف فاطمه عليهاالسلام كار بسيار دشوارى است ؛ زيرا اگر رحلت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله در روز 28 صفر باشد بايد وفات فاطمه در اواسط جمادى الاءولى باشد و اگر به گفته اهل تسنن در دوازدهم ربيع الاءول پيامبر صلى الله عليه و آله وفات نموده باشد، مى بايست وفات آن حضرت و در اواخر جمادى الاءولى صورت پذيرفته باشد و آن چه كه ابو الفرج اصفهانى نقل كرده كه فاطمه عليهاالسلام سه ماه پس از پدرش زنده ماند؛ ممكن است با قول مشهور كه حضرت در سوم جمادى الثانى از دنيا رفته است ، منطبق شود، و خبر اءبو بصير از امام صادق بر همين قول است ، البته اگر بگوييم كه روزهاى زيادى را امام بخاطر ناچيز بودنش ذكر نفرموده است .(225)
و شيخ مفيد در تاءييد نظر دوم مى فرمايد روز سوم جمادى الثانى سال يازدهم هجرت سال روز رحلت حضرت فاطمه عليهاالسلام زهرا مى باشد و اين همان روزى است كه در همه سال غم و اندوه مؤ منين تجديد مى شود.(226)
اين بود خلاصه اى از زندگى پاره تن مصطفى و همسر على مرتضى كه به طور اشاره و گذرا تقديم خوانندگان شد؛ اميد است خوانندگان عزيز ما را از كم و كاستى ها و يا ناهماهنگى هاى موجود در اين چكيده عفو فرموده و اگر بر نكته اى دست يافتند، ما را بهرمند سازند.
والله الموفق و المعين
پايان كتاب مصحف حضرت فاطمه فراتر از شناخته هاي بشري

نويسنده: عبدالله اميني

عبدالله اميني ، نويسنده و مترجم است ، از وي ترجمه کتاب سيماي شيعه (چاپ پارسايان قم) چاپ شده ، ترجمه قصه هاي قرآني (ناشر: تبيان تهران) را در دست تکميل دارد ونيز مصحف فاطمه (س) را به نشر دليل ما ، سپرده است.
مقاله پيش رو بخشي از اين کتاب است که از نظر شما مي گذرد. درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام پرسشها و ابهاماتي وجود دارد؛ آيا همان گونه که از عنوان «مصحف» برمي آيد، قرآني ويژه حضرت زهرا عليهاالسلام بوده ، يا کتابي در موضوعي ديگر است؟ اگر جواب فرض دوم است ، آيا خود حضرت آن را نوشته يا املاء کرده اند؟ محتواي آن چيست؟ آيا آداب و اخلاق است يا تشريع و فقه؟ اکنون اين کتاب کجاست؟ پيش از پاسخ به هر سوال ، پرسش اساسي اين است : آيا اين مصحف ، اصل و اعتباري دارد؟ آيا از طريق معتبر، وجود آن ثابت شده است؟ جواب اين پرسشها از روايات مربوط به اين موضوع به دست مي آيد. البته بيان اين روايات مختلف است ؛ بعضي محتواي مصحف را احکام حلال و حرام مي دانند، در حالي که ديگران مي گويند اصلا چنين احکامي در بر ندارد. برخي مي گويند ديکته کننده آن پيامبر صلي الله عليه وآله بوده ، در حالي که بعضي جبرئيل را گوينده آن مي دانند، که در اين صورت بايد به اين پرسش پاسخ گوييم که آيا جبرئيل با شخصي که پيامبر نيست ، سخن مي گويد؟ و اگر چنين باشد، چگونه با حضرت فاطمه عليهاالسلام سخن گفته است؟ مگر پس از وفات پيامبر صلي الله عليه وآله ، وحي قطع نشده بود؟ به هر روي ، پرسشهاي بسياري در اين زمينه وجود دارد، که پاسخگويي به آن ، مورد اهتمام اثر حاضر است و در آن ، به پژوهش در اين باره خواهيم پرداخت.

مصحف فاطمه چيست؟
شايع ترين پرسش درباره اين مصحف ، عنوان جنجال برانگيز و شبهه ناک آن ، يعني «مصحف » است ؛ زيرا چنين برمي آيد که اين مصحف ، قرآن خاصي است.
اما اگر به روايات بنگريم ، مي يابيم اين مصحف حتي يک آيه در بر ندارد و برخي ناآگاهان ، همين که نام مصحف را شنيده ، پنداشته اند مصحف يعني قرآن.
حتي برخي به قم آمده ، در پي ديدن اين مصحف - و به زعم خود «قرآني ديگر» - بوده اند؛ اما وقتي با واقعيت مواجه شده و دريافته اند شيعيان قرآني جز آنچه نزد ديگر مسلمانان هست ، ندارند، از اتهامات بر ضد اماميه شگفت زده شده اند. بسياري از برادران اهل سنت مي پندارند شيعه ، قرآني ديگر - بجز قرآن موجود - در اختيار دارد! و گمان برده اند مصحف فاطمه عليهاالسلام همان قرآن است ! اين پندار حتي در مطبوعات دنياي عرب نمايان شده است ؛ براي نمونه روزنامه «آخر خبر» در سودان در تاريخ ششم رجب 1416 مقاله اي را درج کرده و مدعي شده است ، شيعيان قرآني ديگر به نام مصحف فاطمه دارند! کار چنان بالا گرفته که حتي خود شيعيان باور کرده اند که مصحف فاطمه ، قرآني ديگر است ، از اين رو برآمده اند تا روايات اين کتاب را کم اهميت جلوه دهند، در سند آن ترديد کنند؛ اما با کمال شگفتي مي بينيم همچون امام خميني ، نه تنها آن را پوشيده و انکار نمي کنند که بدان افتخار مي نمايند: «ما مفتخريم که صحيفه فاطميه که کتاب الهام شده از جانب خداوند تعالي به زهراي مرضيه است ، از ما است». مقصود ايشان از افتخار و سربلندي به مصحف فاطمه چيست؟ به رغم آن که هيچ کس از محتواي آن آگاه نبوده و فقط از طريق روايات ، کليتي از مطالب آن را مي دانند. بنابراين بايد اذعان کرد وجود مصحف فاطمه ثابت شده ، راهها و اسناد درستي براي اثبات آن وجود دارد؛ اما مي بايست به پيرايه ها و شائبه هاي پيرامون آن پاسخ داد، بويژه که تاکنون اثر مستقلي در اين باره چاپ و منتشر نشده ، فقط به صورت ضمني بدان پرداخته اند. برخي احاديث که درباره مصحف فاطمه عليهاالسلام آمده ، با همين واژه (=مصحف) است ، از اين رو به پندار مزبور دامن مي زند؛ ازجمله : محمدبن مسلم از امام جعفر صادق عليه السلام روايت مي کند: «و خلفت فاطمه مصحفا ما هو قرآن ؛ فاطمه مصحفي از خود به جا گذاشت ، اما امام مي افزايد: که قرآن نيست». علي بن سعيد از امام صادق عليه السلام روايت مي کند: «و عندنا والله مصحف فاطمه ما فيه آيه من کتاب الله ؛ به خدا سوگند! مصحف فاطمه نزد ماست و امام مي افزايد و در آن حتي يک آيه از کتاب الله نيست». امام صادق عليه السلام مي فرمايد: «فيه مثل قرآنکم هذا ثلاث مرات ؛ در آن (مصحف) سه برابر اين قرآن ، مطلب هست». برخي گمان کرده اند از آن رو که «مصحف» واژه اي خاص قرآن است ، اگر گفته (الجامع للصحف المکتوبه بين الدفتين). «صحف» جمع صحيفه به معناي ورق و برگ است که بر آن بنويسند. «دفتان» ، تتنيه «دفه» به معناي جنب و کنار هر چيز است.
« دفتاالمصحف» يعني جلد رو و پشت کتاب.
بنابراين مصحف ، چند برگ دارد ، نه يک برگ ، ولي گاه کتاب مي تواند بيش از يک برگ نداشته باشد ، نيز مصحف مي بايست ميان دو جلد باشد ، که برگها (صحف) را در بر داشته باشد. در نتيجه بايد گفت «مصحف» به معناي کتاب مجلد و شامل هر کتابي مي شود و اختصاص به قرآن ندارد، گو اين که معناي مشهور مصحف ، قرآن است.
پس از نظر لغوي نمي توان گفت مصحف به معناي قرآن است.
ترديدي نيست که واژه مصحف به معناي قرآن بسيار به کار گرفته مي شود ، اما نمي توان گفت «علم» براي قرآن است ، بلکه شهرت مصحف ، قرآن است گرچه در سنت به معناي قرآن است مانند روايات زير: پيامبر فرمود: «