 و از آن رو که «ولايت امام علي» افزوده شده ، تفسير و شان نزول آيه شمرده مي شود، چنان که برخي روايات در منابع اهل سنت است که الفاظي را به آيات مي افزايد که تفسير يا بيان شان نزول به حساب مي آيد. در منابعي ، از جمله آنچه «محمدابوزهره» در کتابش نوشته ، آمده که مصحف فاطمه چيزي از قرآن ندارد. اين همه تاکيد و تکرار بر نفي وجود مطالب قرآني در مصحف فاطمه مي فهماند در زمان امام باقر و امام صادق مصحف به معناي قرآن مکتوب بود. اما چرا امامان باز مصحف و نه کتاب فاطمه مي گفتند؟ اگر کتاب مي گفتند ديگر نيازي به اين همه يادآوري و آگاهي نداشت ! در پاسخ بايد گفت : از آن رو که مصحف حضرت ، بدين نام از آغاز خوانده مي شد و در آن هنگام به معناي قرآن نبود، در زمانهاي بعد نيز همين اسم تکرار مي شد. امام علي عليه السلام کتاب فاطمه را مصحف ناميد: «و لقد اعطيت زوجتي مصحفا فيه من العلم مالم يسبقها اليه احد؛ به همسرم مصحفي مشحون از علم داده شد که به کسي اين دانشها داده نشد». حتي اگر بپذيريم نام مصحف بعدا و در زماني که مصحف به معناي قرآن بود، بر کتاب فاطمه نهاده شد، براي آن بود که بفهمانند ميان مصحف فاطمه و مصحف قرآني مشابهت هست ، زيرا هر دو توسط جبرئيل نازل شده اند، گرچه در محتوا متفاوتند. مصحف ، احکام شرعي را در بر ندارد در مورد احکام شرعي ، امام صادق مي گويد: «ليس فيه شيئ من الحلال و الحرام ؛ چيزي از حلال و حرام در آن نيست.»

محتواي اثبات شده
روايات به گونه تفصيل تمام محتواي مصحف فاطمه را ذکر نکرده ، بلکه عنوان ها يا برخي سخنان را بيان کرده است.
اين روايات در منابع مختلفي پراکنده است و مي گويد در مصحف فاطمه اين مطالب آمده است :
1- مقام عظيم پيامبر صلي الله عليه وآله (و يخبرها عن ابيها و مکانه).
2- آينده ذريه حضرت زهرا عليهاالسلام (و يخبرها بمايکون بعدها في ذريتها).
3- حوادثي که رخ خواهد داد (و لکن فيه علم ما يکون ؛ ففيه ما يکون من حادث) مثلا «تظهر الزنادقه في سنه ثمان و عشرين و مائه ؛ زنادقه در سال 123 به ظهور مي رسند».
4- نامهاي انبيا و اوصيا (ما من نبي و لا وصي الا و هو في کتاب عندي).
5- اسامي پادشان و پدرانشان (و اسما من يملک الي ان تقوم الساعه ؛ ليس من ملک يملک (الارض) الا و هو مکتوب فيه باسمه و اسم ابيه).
6- وصيت حضرت زهرا عليهاالسلام (و ليخرجوا مصحف فاطمه ؛ فان فيه وصيه فاطمه).
منبع: باشگاه اندیشه<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:502.txt">نگاهي به سيره تربيتي حضرت زهرا (سلام الله علیها)</a><a class="text" href="w:text:503.txt">نقش عالمان دينى از نگاه فاطمه(س)</a><a class="text" href="w:text:504.txt">فاطمه، بنيانگذار تشيع</a><a class="text" href="w:text:505.txt">فاطمه (سلام الله علیها) عطيه خداوند</a><a class="text" href="w:text:506.txt">عصمت صديقه كبري فاطمه زهرا (سلام الله علیها)</a><a class="text" href="w:text:507.txt">شمّه‌ای از اخلاق، صفات و كرامات حضرت فاطمه</a><a class="text" href="w:text:508.txt">ثمرات علمى و عملى تبيين شخصيت حضرت فاطمه</a><a class="text" href="w:text:509.txt">آيا فاطمه (سلام الله علیها) الگوي ماست</a><a class="text" href="w:text:510.txt">روايتي از شهادت حضرت فاطمه (س)</a><a class="text" href="w:text:511.txt">فاطمه يگانه گوهر خلقت</a></body></html>نگاهي به سيره تربيتي حضرت زهرا (سلام الله علیها)

نويسنده : غلامرضا نادمي

كودك از زماني كه پا به عرصه وجود مي گذارد، روح او چون لوحي سفيد آمادگي پذيرش هر نقشي را دارد و اولين نقاشي كه شخصيت او را جزء به جزء ترسيم مي كند، مادر است. آنچه از كودكي بر ضمير شخص نقش مي بندد، در مراحل بعدي زندگي او آثار مهمي از خود برجاي مي گذارد.
در روايتي آمده است؛ مادري نزد دانشمندي رفت و گفت: فرزندم چهار ساله است، از چه زماني بايد تربيت او را شروع كنم؟ مرد دانشمند جواب داد: اگر تاكنون تربيت او را آغاز نكرده اي، عمر او را بيهوده تلف ساخته اي؛ زيرا از موقعي كه اولين تبسم بر لبهاي طفل ظاهر مي گردد، زمان تربيت او آغاز مي شود. (1)
اولين مكان مقدسي كه انسان در بدو تولد در آن پرورش روحي و جسمي مي يابد، محيط خانه و خانواده است و بي گمان سرنوشت هر انساني ريشه در روحيات و خصلتهاي كساني دارد كه در دوران طفوليت و خردسالي، نزديكترين انسانها به او بوده اند. رفتار پدر و مادر هر گونه كه باشد، براي كودكان كه از هر نوع رشد عقلي بي بهره اند، الگويي مؤثر خواهد بود تا بتوانند نيكيها و پليديها را بشناسند. از اين رو، نقش سازنده پدر و مادر و بويژه مادر، در تعيين سرنوشت فرزندان، بسيار در خور توجه است، دامن پدر و مادر محيط مناسبي جهت پرورش بذر سعادت و يا شقاوت در دل فرزندان است، زيرا كودكان با علاقه و پيوندي كه با اولياي خود دارند، آنها را نمونه و سرمشق خود قرار مي دهند و مي كوشند رفتارشان را با افعال آنها انطباق دهند. (2)
اسلام، شخصيت آينده كودك را مرهون تربيت و پرورش و مراقبت پدر و مادر مي داند. پيامبر اعظم (ص) مي فرمايند: فرزندان خود را تربيت كنيد، چه در برابر آنان مسؤوليت بزرگي داريد. (3)
ائمه (ع) با ظرافت، حساسيت و دقت نظر، مسايل تربيتي فرزندان به ويژه پرورش روح و شخصيت آنها را پي مي گرفتند بي شك توفيق بي مانندي كه اين بزرگواران و به ويژه حضرت زهرا (س) به عنوان الگوي مادر مسلمان، در تربيت كودكان داشتند، ناشي از معرفت عميق و صحيح ايشان از دستوراتي بود كه اسلام درباره انسان ارايه كرده و روش تربيتي و اخلاقي حضرت فاطمه (س) بهترين شيوه و تجربه براي ساختن نسلي پاك و سعادتمند است.
حضرت زهرا (س) كه خود، تربيت يافته دامان وحي بود، به خوبي مي دانست كه در تربيت اسلامي از چگونگي شيردادن به كودك و نگاه هاي محبت آميز مادر گرفته تا تمام حركات و اعمال و گفتارش، بر روحيه حساس آنها تأثير مي گذارد. (4)
او مي دانست كه بايد اماماني چون حسن و حسين (ع) و شيرزناني چون زينب و ام كلثوم را تربيت كند و نمونه هايي را به جامعه تحويل دهد كه آيينه و معرفت حقيقت روح اسلام باشند و حقايق و معارف قرآن در وجودشان جلوه گر باشد و انسانهاي كمال يافته اي كه از اين مكتب اعجازآميز بيرون مي آيند، به خوبي مي توانند روح پرعظمت و نيروي وصف ناپذير وجودي حضرت زهرا (س) را نشان دهند؛ وجود مطهر و روح بي آلايشي كه نسلي پاك را به تاريخ هديه كرد و در حقيقت، مادر روزگار همچو آن را به خود نديده و نخواهد ديد و برماست كه با به كار بستن شيوه هاي تربيتي آن حضرت، در تربيت و پرورش نسلي پاك همت گماريم تا از اين رهگذر، سعادت جاودان خود و فرزندانمان را تأمين كنيم.

رفتار و اخلاق عملي
با پند و اندرز نمي توان صحت و درستي اخلاقي را كه رعايت نمي شود، به ديگران اثبات كرد و آموخت. كسي كه مي خواهد ديگري را تربيت كند بايد در عمل، به آنچه مي گويد پايبند باشد. مادري كه به تربيت فرزند خود علاقه مند است، بايد خود، داراي فضايل اخلاقي باشد و همواره رفتار صحيح را رعايت كند تا فرزندانش با آسودگي خاطر، در عمل از او الگو گيرند.
حضرت زهرا (س) با عمل به آنچه مي فرمود، فرزندانش را با اخلاق و رفتار اسلامي آشنا مي ساخت، چ