ش قرار دهند و با رويى گشاده از جوانان و نوجوانان استقبال كنند تا احساس غربت در چهره آنها ديده نشود و به راحتى هرگونه شبهه‏اى را كه در معارف دينى دارند، عنوان كنند.
مردم در سيماى ملكوتى عالمان دينى، بايد صفات و سجاياى اخلاقى پيشوايان معصوم مانند عدالت، زهد، وارستگى، وقار، حلم، رافت، عبادت، كرامت و مكارم اخلاقى را مشاهده كنند.
رعايت اين نكات است كه پيوند مستحكم توده‏هاى مردم را با عالمان دينى محفوظ مى‏دارد و به اين ترتيب دشمنان دين و مردم نمى‏توانند طمعى براى رخنه در صف پولادين آنها داشته باشند.

وظيفه مردم در قبال عالمان دينى چيست؟
بى‏ترديد آنگاه كه عالمان دين در برابر مردم حقوقى يافتند، مردم نيز در برابر آنها وظايفى خواهند داشت. مردم بخصوص جوانان كه خود را فرزندان اهل‏بيت عليهم السلام مى‏دانند و دوستدار اين خاندانند، براى آشنايى بيشتر با اين مكتب بايد سر كدامين سفره بنشينند؟ آنان دين خود را از چه كسى بياموزند و كدامين شبكه را مرجع قرار دهند، چگونه در بين مراجع اطلاع رسان باطل را از حق جدا كنند و براى اين مهم كدام ملاك را در نظر بگيرند؟
امام باقر(ع) در تفسير آيه شريفه فلينظر الانسان الى طعامه مى‏فرمايد: « الى العلم الذى ياخذه عمن ياخذه.» (6)
طبق اين آيه شريفه و روايت مفسر آن، انسان بايد بداند از كجا تغذيه روحى و معنوى مى‏شود و مراقبت كند تا انديشه‏هاى مسموم با صدها چهره مختلف او را به بدبختى دنيا و آخرت گرفتار نكنند.
در شرايط شبيخون فرهنگى كه گرگها در لباس ميش ظاهر مى‏شوند، براى مصونيت از دشمن، براى شناخت دشمن و راه كارهاى مقابله با آن بايد به همان جايى پناه ببريم كه براى ما تعيين شده است و آن كسب معرفت دينى از شاگردان ائمه عليهم السلام يعنى عالمان حقيقى دين است.

روحانيت اديان
برخى تفاوت ماهوى در روحانيت اديان و فرق مختلف نمى‏بينند و معتقدند روحانيت در هر دين كارشناسان دينى هستند. دقيقا مثل ديگر كارشناسان در رشته‏هاى علمى.
در پاسخ بايد گفت: مطالعه متون دينى مكتب اهل بيت و روايات معصومان عليهم السلام به عنوان معرفتى پيشين از اين حقيقت‏خبر مى‏دهد كه مسئوليت ترسيم يافته در مقررات دينى اسلام براى عالمان دينى با مسئوليتى كه در ديگر اديان مى‏يابيم، تفاوت دارد. روحانيت اسلامى صرفا كارشناس نيست. در اسلام عالمان دينى فقط نقش ناظر ندارند. آنها به عنوان مشعل‏هاى هدايت و ايثارگران جامعه، نقش عامل را باز مى‏كنند.
به عنوان نمونه وظيفه كفالت عالمان دينى و لزوم رعايت مصلحت دين و مردم در انجام كفالت، مسئوليت ايشان در ارشاد مردم، شرايط ارشاد كننده و ... از روحانيت صنفى مردمى مى‏سازد كه در كنار مردم به مبارزه با ظلم و استبداد مى‏پردازد و نداى عدالت‏خواهى، آزادگى، جزء شعارهاى محورى روحانيت و عالمان مكتب وحى مى‏شود.
همچنين به عنوان معرفت پسينى مطالعه تاريخ روحانيت در ميان مذاهب و اديان مختلف از اين تفاوت ماهوى خبر مى‏دهد. البته با لحاظ حركت غالب در ميان روحانيت‏ساير مذاهب و با قطع نظر از استثناها، روحانيت‏يهود و نصارى را در كار تحريف پيام وحى و كتمان حقايق دينى مى‏بينيم. در روحانيت مسيحيت‏بحث‏خريد و فروش بهشت، تشكيل دادگاههاى تفتيش عقايد و انگيزسيون و به پاى محاكمه كشيدن گاليله‏ها را مى‏يابيم. در كنار قدرت و دولت‏با بودن آنها، و تشكيل مثلث زر و زور و تزوير از حقايق روشن تاريخى است. در روحانيت ديگر فرق اسلامى، نيز تابع سياست دولت‏بودن و امرار معاش با جيره دولت از حقايق انكارناپذير آنهاست.
بنابراين به فرض آن روز كه سياست دولت جنگ با اسرائيل را اقتضاء كند، بر عليه اسرائيل فتوا صادر مى‏كنند و روز ديگر كه سياست توصيه صلح و مذاكراه با اسرائيل را بكند، به صلح و سازش فتوا مى‏دهند.
اما در بين پيروان اهل بيت عليهم السلام عالمان را در كنار مردم و مردم را در كنار آنها مى‏يابيم. تا قبل از انقلاب اسلامى، هر جا سخن از مبارزه و ظلم‏ستيزى، اجراى عدالت و آزادى و احياء ارزش‏ها و معارف بود، علمدارى عالمان بزرگ دينى مكتب اهل بيت در اذهان متبلور مى‏شد. حقيقت اين است كه روحانيت هرگز خود را وام‏دار دولت‏ها و زر و زورها قرار نداد. پس از انقلاب نيز عالمان دينى و در راس همه حضرت امام رحمه الله از وابستگى عالمان دين حتى به دولت اسلامى جلوگيرى كردند.
روحانيت اينك نيز مى‏تواند به راحتى نقش طبيب دلسوزى را ايفا كند كه هر جا دولت اسلامى نيازمند تاييد و قويت‏باشد، به تاييد و تقويت پردازد، هر گاه محتاج ارشاد و راهنمايى شد، او را راهنمايى كند، و آنگاه كه به انذار و هشدار نياز داشت، از وظايف الهى و شرعى خويش هرگز سربرنتابد.
كارنامه حوزويان تربيت‏يافته در خانه فاطمه و على عليهما السلام چون خورشيد مى‏درخشد و به راستى مصداق اين مدعاست كه تنها پناه قابل اطمينان در برابر تهاجمهاى فرهنگى و اعتقادى مقاومت دارد، روحانيت‏شيعه اهل التقاط و امتزاج نيست و براى احقاق حقوق مردم و احياى دين در برابر ظلم و ظالم تاب نمى‏آورد، بر ظالم مى‏شورد. (7)
البته روشن است كه سخن از روحانيت و عالمان دينى به طور مطلق نيست. روحانيت و عالمان دينى تربيت‏شده، متقى، عادل، زاهد، آگاه، زمان شناس و آزاده موضوع سخن ماست، نه هر آن كه داعيه معرفت دينى دارد و خود از الفباى مدرسه على(ع) و فرزندان معصوم عليهم السلام چيزى نياموخته است. سخن از وارثان و جانشينان انبياء و اولياء است. دفاع و نگاهبانى از اين جامعه علمى، نه تنها وظيفه هر مسلمان مؤمن است، بلكه از آنجا كه آخرين و تنها سنگرى است كه در برابر هجوم استعمار فرهنگى غرب ايستادگى مى‏كند، وظيفه هر روشنفكر مسئول است هر چند به مذهب هم معتقد نباشد. به قول مرحوم دكتر شريعتى: «در تمام اين دو قرن گذشته در زير هيچ قرارداد استعمارى امضاى يك آخوند نجف رفته نيست، در حالى كه در زير همه اين قراردادهاى استعمارى امضاى آقاى دكتر و آقاى مهندس فرنگ رفته هست. از طرف ديگر پيشاپيش هر نهضت مترقى ضد استعمارى در اين كشور ما همواره بدون استثناء قيافه يك يا چند عالم راستين اسلامى وجود دارد و گرفتارى امروز اسلام و مسلمين و امت و انقلاب از ناحيه اين آقايان است.» (8)

پي نوشت :

1- وسائل الشيعه، ج‏18، ابواب صفات القاضى، باب 11، حديث 34، ص‏107.
2- محمد تقى مجلسى، بحارالانوار، ج‏51، باب‏16 (احوال السفراء الذين كانوا فى زمان الغيبة الصغرى).
3- «حضرت امراة عند الصديقة فاطمة الزهراء(س) فقالت: ان لى والدة ضعيفة و قد لبس عليها فى امر صلاتها شى‏ء و قد بعثنى اليك اسئلك فاجابتها فاطمة‏3 عن ذلك فثنت فاجابت ثم ثلثت الى ان عشرت فاجابت ثم خجلت من الكثرة فقالت: لا اشق عليك يا ابنة رسول الله، قالت فاطمه: هاتى و سلى عما بدالك، ارايت من اكترى يوما يصعه الى سطح بحمل ثقيل و كراه مائة الف دينار يثقل عليه؟ فقالت: لا. فقال: اكتريت انا لكل مسئلة باثر من مل‏ء ما بين الثرى الى الع