ثر» مجموعه اي دل انگيز از زيبايي ها و اصالتها را رقم زد و آن را به عنوان، هديه و عطيه اي الهي تقديم رسول خاتم الأنبياء، محمد مصطفي(ص)، كرد؛ زيرا، فاطمه(س) يكي از مظاهر فيض مداوم و جريان پربركت حركت محمدي است كه استمرار آن را با ذريه خويش تضمين كرد. در اين راستا نگاهي گذرا به سوره كوثر داريم.
نويسنده : عسكرى اسلام‏پور اين سوره كه كوتاه ترين سوره قرآن كريم است، در مكه معظمه بر پيامبر اسلام(ص) نازل شده است.
هنگامي كه دو پسر رسول خدا(ص) به نام هاي: «عبدالله و قاسم» در مكه از دنيا رفتند و حضرت فاقد فرزند پسر شد، (1) اين موضوع موجب شد كه مشركان فرصت طلب مكه كه به شدت تحت تأثير فرهنگ منحط دوره جاهليت قرار داشتند و ارزش انسان را تنها در داشتن فرزند ذكور مي پنداشتند، با شادي و هيجان، لب به تمسخر و طعن و شماتت بگشايند؛ و افرادي چون عاص بن وائل، رسول خدا را «ابتر» بخوانند. (2)
واژه ابتر در لغت عرب به «مقطوع الذنب»؛ يعني، دم بريده و « الذي لا عقب له»؛ يعني، شخصي كه نسلش قطع شده باشد، اطلاق مي شود.
اعراب جاهليت، طبق سنت ديرينه خود براي فرزند پسر اهميت فوق العاده اي قائل بودند و او را تداوم بخش برنامه هاي پدر مي شمردند؛ از اين رو، بدخواهان قريش چنين مي گفتند: كه ديگر محمد(ص) فرزند پسر ندارد تا راه او را پيش بگيرد و دين و آيينش را ترويج كند؛ بنابراين، وقتي از دنيا رفت، از جهت دين و آيينش آسوده خاطر خواهيم ماند. (3)
اين تبليغات شوم و برخوردهاي ناهنجار، سخت قلب پاك رسول خدا(ص) را غمگين و مكدر نمود و همچنان ادامه پيدا كرد؛ چنان كه نزديكان و علاقه مندان آن حضرت به شدت در تنگنا قرار گرفتند تا اين كه قرآن مجيد نازل شد و با طرز اعجازآميزي «در سوره كوثر» به آنها پاسخ گفت و خبر داد: كه دشمنان آن حضرت «ابتر» خواهند بود و برنامه هاي حياتبخش اسلام و قرآن كريم هرگز قطع نخواهد شد.
ناگفته نماند بشارتي كه در اين سوره به رسول خدا(ص) داده شد، از يك سو ضربه اي محكم بر اميدهاي دشمنان اسلام بود و از سوي ديگر تسلي خاطري براي آن حضرت بود كه بعد از شنيدن آن لقب زشت و توطئه دشمنان فرصت طلب، قلب نازنينش را غمگين كرده بودند.
خداي متعال بدين وسيله با (نزول سوره كوثر) پيامبرش را خشنود نمود و فرمود:
« ما به تو «كوثر» (خير و بركت فراوان) عطا كرديم؛ پس، به شكرانه اين نعمت، براي پروردگارت نماز بخوان» و شتر قرباني كن. همانا، دشمن تو ابتر و مقطوع النسل است.»
به بيان روشن تر، يعني: اي پيامبر! هرگز غمگين و محزون مباش! گرچه پسرانت را از دست داده اي؛ اما فقط فرزند پسر نيست كه همواره مايه افتخار باشد و به عنوان سرمايه ماندگار مطرح شود؛ بلكه چيز ديگري نيز مي تواند جايگزين آن باشد و حتي بهتر از فرزند پسر، خلاها را پر كند و كاستي ها را جبران نمايد و آن، «كوثر» است كه ما به تو عطا كرديم. به يقين دشمنان تو، با اين كه داراي پسران زياد و نيرومندند، منقطع النسل و بي پيرو خواهند ماند و نسلشان منقرض خواهد شد.

منزلت و معناي سوره
در عظمت و اهميت اين سوره همين بس كه:
اولاً: كوتاه ترين، و در عين حال يكي از پرمحتواترين سوره هاي قرآن كريم به شمار مي آيد.
ثانياً: تركيبات و مفردات اين سوره مانند: «انا اعطينك»، «الكوثر»، «فصل»، «لربك»، «وانحر»، «ان شانئك» و «هوالابتر»؛ فقط در همين سوره آمده و در هيچ جاي قرآن كريم تكرار نشده است.
واژه «كوثر» از ريشه «كثرت» است و بر چيزي اطلاق مي شود كه شانيت كثرت در او باشد. علامه طبرسي در معناي لغوي «كوثر» مي نويسد: «الكوثر، فوعل من الكثره و هوالشي الذي من شانه الكثره و الكوثر، الخير الكثير»؛ كوثر صفت مبالغه و وزن فوعل را دارد و برگرفته از كثرت است و آن عبارت از چيزي است كه شايستگي زيادي را داشته باشد و منظور از آن خير فراوان است. (4)
براي كلمه «الكوثر» در اين سوره بيش از بيست و پنج معنا و احتمال مطرح كرده اند(5) كه از جمله آنها مي توان به «چشمه اي در بهشت»، «خير كثير» كه در منابع شيعه و سني به چشم مي خورد، اشاره كرد.
قرطبي مفسر بنام اهل سنت، با وجود آن كه بين اين دو معنا و آيات ديگر سوره، تناسبي نمي بيند و بدان اعتراف دارد؛ اما به جهت اين كه براي معاني ديگر «كوثر» مويدي از روايات نيافته، همين دو معنا و احتمال را برگزيده است. (6)
بيضاوي، از ديگر مفسرين اهل سنت، مي گويد مراد از كوثر، زيادي فرزندان و پيروان است.
خير فراوان در اين آيه به امور مختلفي از جمله: قرآن، نبوت، چشمه اي در بهشت، علما، زيادي فرزندان، حوضي در بهشت، حكمت و شفاعت تفسير شده است. هيچ كدام از معاني ياد شده با يكديگر منافات ندارد؛ زيرا همه بيانگر همان مضمون متعالي كوثر و خير فراوانند.
نكته شايان توجه اين است كه اين زيادي فرزندان و نسل پيامبر «ص» كه از چشمه سار فاطمه «س» جوشيده است، در ميان ديگر معاني از درخشش و جلوه بيشتري برخوردار است. چنان كه شواهد و قرائن زير مويد آن است:
1- شان نزول سوره: مفسران شيعه و اهل سنت در شان نزول اين سوره اين گونه نگاشته اند كه، عاص بن وائل در مقابل يكي از درهاي مسجدالحرام بنام «باب بني السهم» با رسول خدا «ص» ملاقات كرد و با آن حضرت به گفتگو پرداخت. قريشي ها كه شاهد اين منظره بودند از او پرسيدند: با چه شخصي سخن مي گفتي؟ او با عبارات بي شرمانه و گستاخانه گفت با «ابتر». اين پاسخ به آن جهت بود كه عبدالله، آخرين فرزند پسر پيامبر «ص»، زندگي را بدرود گفته بود. و عرب جاهلي كساني را كه داراي فرزند پسر نباشد «ابتر» قلمداد مي كردند؛ زيرا تنها راه استمرار اهداف فرد را در وجود پسر مي دانستند. در نتيجه، اين شان نزول متناسب با سرزنش آنان خواهد بود.
فخر رازي، از علماي اهل سنت، در اين باره در تفسير خود مي نويسد: «سومين نظر در معناي «كوثر» اين است كه منظور از آن، فرزندان آن حضرت است و اين به آن جهت است كه، اين سوره در رد كساني نازل شده است كه از آن حضرت به خاطر نداشتن فرزندان عيبجويي مي كردند كه در اين صورت معناي آن اين است كه: خداوند به تو فرزندان و نسلي عطا مي كند كه در طول تاريخ برقرار خواهند ماند؛ سپس مي گويد: ببين كه چقدر انسان ها از اهل بيت پيامبر(ص) به شهادت رسيده اند، اما جهان همچنان شاهد رونق فزاينده آنان است، آن گاه بنگر كه چه تعداد از بزرگان انديشمند مانند امام باقر، امام صادق، امام كاظم، امام رضا(ع) و محمد نفس زكيه در ميان آنها جلوه گر شده است. (7)
بيضاوي، ازديگر مفسران اهل سنت، نيز زيادي فرزندان و پيروان را در شمار معاني كوثر ذكر مي كند.
درميان مفسران شيعه، علامه طبرسي(ره) درمجمع البيان و علامه طباطبايي در تفسير گرانسنگ «الميزان» مخاطبان خود را به اين معنا توجه داده اند. در تفسير الميزان دراين باره به خوبي استدلال شده است.
2- دومين شاهد براين كه در «كوثر» معناي فرزندان فراوان منظورشده، ذيل سوره شريفه است كه مي فرمايد: «ان شانئك هو الابتر» به تحقيق دشمن تو بي دنباله است، زيرا كه ظاهر كلمه «ابتر» عبارت از قطع نس