 به وجود آمد كه ياد آورى آن ، خاطر هر آزاده اى را آزرده مى كند.
سيد بن طاووس مى نويسد: پس از شهادت حضرت ، سپاه دشمن با درنده خويى براى غارت اموال فرزندان پيامبر و نور ديدگان فاطمه ، به سوى خيمه ها هجوم برد، به طورى كه دشمنان بى رحم چادر از سر زنان مى ربودند. دختران پيامبر از خيمه ها وحشت زده بيرون آمدند و با صداى بلند گريستند. لشكر يزيد پس از غارت ، خيمه ها را به آتش كشيدند و همه را آواره بيابان كردند.(125)اسارت
اينك ستاره سرزمين نوبه به همراه زنان و كودكان اهل بيت (عليهم السلام ) در چنگ يزيديان اسير بود. اسيرانى كه همچون كفار با آنان رفتار مى شد. بانوان را بر شترهاى بى جهاز سوار كرده بودند و با خشونت از محل حادثه دورشان مى ساختند. فضه در اين كاروان به همراه زينب ، ام كلثوم و شيرزنان ديگر از كودكان سرپرستى مى كرد؛ او بارها وظيفه تبليغ اهل بيت و رساندن فرياد حق خواهى را بر عهده گرفته بود كه نمونه بارزش در مراسم حج به وقوع پيوست اين بار نيز حضور وى مى توانست علاوه بر مشاركت در سپاه حق ، به عنوان پيام رسان صحنه هاى نبرد و به دنبال آن حفظ ارزشهاى عاشورا از تحريف ، را به دنبال داشته باشد.
واقعيت اين است كه حضرت زينب (س ) در بين بانوان اسير به سان خورشيدى مى درخشيد كه ستارگان ديگر در مقابل آن چندان فروغى نمى يافتند. او مسؤ وليت مرحله دوم از قيام را بر عهده گرفته بود و اين است سر اصلى سكوت زنان ديگر از جمله فضه . وى با اين كه قدرت فصاحت و بلاغت و سخنرانى فوق العاده اى داشت ، با اينحال هرگز نمى توانست در مقابل دختر على بن ابى طالب (ع) لب به سخن گشايد كه اين نيز خود نمونه اى از اوج تعالى و كمال روحى و اخلاقى او بود.
با اين حال حضور بانوان و كودكانى كه نهايت ظلم در حق آنان روا داشته شده بود و حتى حجاب از سر و رويشان گرفته بودند، آيينه تمام نماى مظلوميت اهل بيت (عليهم السلام ) بود.
بر همين اساس شهيد مطهرى معتقد بود ((تاريخ كربلا، تاريخ جامع مذكر و مؤ نث است . حادثه اى است كه مرد و زن هر دو در آن نقش داشتند، ولى مرد در مدار خودش و زن در مدار خودش ، معجزه اسلام اينهاست .))(126)اسامی و القاب حضرت زهرا (س)
نامگذاری او
اسم به معنی نشانه و اسم گذاری نوعی نشانه گذاری است. از نظر علمی نوع اسم در شخصیت حال و آینده فرد بسیار مؤثر است و از نظر روان موجب نوع احساس نیك یا بد، حركت یا ركود، رشد یا انحطاط است و به همین خاطر در اسلام راجع به آن توصیه های بسیاری شده است.
مثلاً اسلام خواسته است برای فرزندان نامی را برگزینند كه سازنده و رشد دهنده باشد، وابستگی او را به مكتبی و اندیشه ای نشان دهد، موجب احساس غرور و سرافرازی او در حال و آینده باشد، او را به موضعگیری ویژه و مثبتی وا دارد، حتی در مواردی خط فكری و سیاسی آدمی را در حفاظت و احیای یك اندیشه نشان دهد.
رسول خدا به تناسب ابعاد متعدد شخصیتی فاطمه - سلام الله علیها - او را به اسامی و القاب متعددی می نامید كه همه آنها زیبایند و غرور آفرین، رنگ مكتب و اندیشه اسلامی دارند و هر كدام به مناسبتی و در جائی به كار می رفته اند و یا نوعی از حالات و صفات فاطمه - سلام الله علیها - را نشان می دادند.
نوع اسامی
امام صادق - علیه السلام - فرمد: ان لفاطمه تسعه اسماء عند الله عزو جل. برای فاطمه - سلام الله علیها - در نزد خدا نه اسم است: فاطمه، والصدیقه، و المباركه، و الزكیه، و الراضیه، والمرضیه، و المحدثه، و الزهراء و الطاهره.[1]
در شرح و توضیح این اسماء گفته اند او:
- فاطمه است زیرا كه از شر و از دوزخ بریده است.
- طاهره است یعنی پاك و پاكیزه از نقایص و صفات ناپسند.
- زكیه است یعنی رشد یافته و رشد یابنده در جنبه كمالات و خیرات.
- مباركه است یعنی صاحب خیر و بركت در علم و فضل و كمالات و نسل.
- صدیقه است یعنی بسیار راستگو و درست.
- راضیه است یعنی خشنود به رضای حق و تسلیم در راه او.
- مرضیه است یعنی مورد پسند خدا و اولیای او.
- محدثه است یعنی زنی كه فرشته الهی با او سخن می گوید.
- مطهره است یعنی از هر آلودگی و پلیدی دور است.
نامهای دیگری هم بر اساس روایات، برای او ذكر كرده اند كه اهم آنها عبارتنداز:
- زهراء یعنی كسی كه از او نور و درخشندگی متجلی می شود، فروغ تابان معرفت، نمونه روشن خداپرستی است و نُوُرها اشتقّ مِن نور عظمه اله.
- معصومه یعنی محصوره از گناه.
- بتول یعنی كسی كه حیض نشود. التی لم ترحمره قط. [2]
- ابن اثیر در النهایه گوید بدان علت بتولش خواندند كه از زنان عصر خود بحسب فضیلت و تقوا و نسب منقطع و ممتاز بود و هم به دلیل انقطاعتش از دنیا و اتصالش بمنبع سرمدی.
- منصوره یعنی كسی كه یاری می شود (به قصاص قاتل فرزندش).
- حصان یعنی كسی كه عفیف است و پاكدامن.
- حره یعنی كسی كه آزاد از وابستگی به خاك و رمل و شوائب آن است.
- عذرا یعنی بكر و باكره.
- هانیه یعنی مهربان در حق شوهر.
- شفیعه یعنی دارنده مقام شفاعت.
و اینها خود درس آموزند و جهت دهنده و می ارزد كه در خانواده های شیعی برای فرزندان از اینگونه نامها برگزیده شود. ما را در اسامی دیگری كه برای فرزندان بر می گزینیم اگر اعتراضی نباشد انتقادی وارد است.
درباره نام فاطمه - سلام الله علیها -
در میان اسامی متعددی كه برای اوست نام فاطمه - سلام الله علیها - از همه معروفتر و به گوش ها آشناتر و در كتب اسلامی ذكر این نام بیشترین است. در مورد معنی و وجه تسمیه اش گفته اند: او فاطمه - سلام الله علیها - است:[3]
- لانها فطمت عن الطمت، بدان خاطر كه از آزار حیض بازداشته شده.
- لانها فطمت عن الشر، زیرا كه او از شر بریده و جداست.
- لانها فطمت عن الخلق، زیرا كه او از مردم بریده شده.
- لانها فطمت محبیها عن النار، زیرا كه دوستدارانش از آتش دوزخ دور و بركنارند.
- لانها فطمت و شیعتها عن النار، زیرا كه او و شیعیانش از آتش دور و بركنارند.
- لان الخلق فطموا عن كنه معرفتها، زیرا كه مردم از كنه معرفتش بازداشته شده اند.
- لانها فطمت عن ماسوی الله، زیرا كه او از غیر خدا بریده است.
- و امام صادق - علیه السلام - فرمود : لقد فطمها بالعلم و عن الطمث فی المیثاق - فسماها فاطمه - ثم قال انی فطمتك بالعلم و فطمتك بالطمث[4] خداوند اورا با علم و دانش درآمیخت و از شكول در پیمان بازداشت او را فاطمه - سلام الله علیها - نامید و فرمود تو را از كسب دانش اكتسابی بازداشتم و از پلیدی ها دور نمودم.
كنیه ها و تعابیر
برای فاطمه - سلام الله علیها - كنیه هائی است و كنیه ها در دنیای گذشته تقریباً نقش نام خانوادگی امروز را برای افراد ایفا می كرده اند این كنیه ها متعددند و هر كدام به مناسبتی و در بیان شأنی از فاطمه - سلام الله علیها - بكار می رفته اند.
- برخی از آنها در رابطه با انتساب او به فرزندان اوست مثل ام الحسن، ام الحسین، ام المحسن، ام الائمه، ام السبطین، ام الازهار.
- برخی دیگر دارای رنگ جامعه و اجتماعند مثل ام المومنین، ام الایتام، ام النساء، ام الامه.
- بعضی در رابطه بافضائل اوست مثل ام العلوم، ام الخیره، ام الفضائل.
- و