لى اند، اما كسى كه مثل على بن ابيطالب بشود كم است. زن هاى بزرگ و بزرگوار هم زياد اند اما كسى مثل بى بى فاطمه بشود كم است. يك وقتى امام (رضوان الله عليه) مى فرمود: جبرئيل براى هر پيغمبرى كه نازل نمى شد؛ براى انبياى خاص نازل مى شد. اين كه مرحوم كلينى (رضوان الله تعالى عليه) در كتاب شريف اصول كافى نقل مى كند: جبرئيل بر وجود مبارك فاطمه (سلام الله عليها) نازل مى شد اين نشانه آن است كه مقام آن حضرت نسبت به برخى از انبياء بزرگتر و برجسته تر است. اين نه براى آن است كه زن هاى بزرگ در عالم كم اند. اگر از على بن ابيطالب تجليل مى شود نه براى آن است كه مرد هاى بزرگ در عالم كم اند. مردان بزرگ در عالم خيلى اند اما على خيلى بزرگ است. زنهاى بزرگ هم در عالم خيلى اند اما فاطمه خيلى بزرگ است.
اگر كسى خواست ببيند فاطمه چه قدر مقام دارد بايد بگويد: همتاى على است. اگر درباره اين بى بى سخن مطرح هست براى آن است كه او خيلى بزرگ است. جبرئيل براى هر پيغمبرى نازل نمى شود. و اين بى بى وقتى مقام علمى او روشن مى شود كه اين دو تا خطبه اى كه يكى در مسجد، يكى در منزل ايراد كرده اند آن خطبه ها را ببينند بعضى خطبه هاى نهج البلاغه را ببينند، خطبه هاى نهج البلاغه هم يكسان نيستند.
بعضى ها عرشى اند بعضى متوسط اند. آن خطبه هاى عرشى نهج البلاغه را هم ببينيد عميق ترين جمله ها خطبه هاى عرشى نهج البلاغه را ببينند. آنگاه مى فهمد آن بخش هاى عرشى خطبه هاى عميق نهج البلاغه قبل از اينكه على بن ابيطالب (سلام الله عليه) آن خطبه ها را بگويد و بفرمايد لااقل بيست و پنج سال قبل اش همين بانو فرمود. يك خطابه اى دارد كه قابل درك است براى خيلى ها. يك خطبه اى دارد كه آن به اين زودى ها درك شدنى نيست. خطبه اى كه اينها مى خواندند به اين فكر نبودند كه مردم بفهمند. خطبه را كه براى مردم نمى خوانند مثل دعا. اينها يك ارتباطى با خدا داشتند يك ارتباطى با جامعه و خلق. آن بخشى كه به خطبه بر مى گردد به حمد بر مى گردد به توحيد بر مى گردد به ثناء بر مى گردد آن كارى با مردم ندارد كه مردم مى خواهند بفهمند يا نفهمند.
دعاى عرفه سيد الشهداء را مردم مى خواهند بفهمند يا نفهمند. اما اين بيست جلد وسائل و امثال اينها براى مردم است. فهميدن اش هم سخت نيست. فهميدن اين مطالب بيست جلد وسائل و مستدرك و اينها چون براى بيان مردم، هدايت مردم، راهنمائى مردم، اخلاق مردم، حقوق مردم، فقه مردم است فهميدنى است. منتها يك سى چهل سال درس مى خواهد. اما آن يك درسى نيست كه انسان با اين سى چهل سال حل بشود. نشانه اش اين است كه خيلى ها رفتند و ماندند. دعاها حسابشان جداست، خطبه ها حسابشان جداست، آنجا كه ائمه با خدا سخن مى گويند حسابشان جداست آنجا كه با خلق خدا دارند سخن مى گويند حسابشان جداست.
منبع: باشگاه اندیشهآيا فاطمه (سلام الله علیها) الگوي ماست


مسلمانان به ويژه شيعيان آن حضرت را به لحاظ شخصيت والايش « الگو و اسوه» زنان و مردان مي شمارند اما برداشت يكساني از اسوه بودن او ندارند. اشاره اي مختصر در اين زمينه و نشان دادن ابعاد اين « اسوه» مي تواند ما را در تأسي به آن بانوي والا مقام ياري كند.
پرسشي كه به ذهن مي رسد آن است كه حضرت زهرا داراي چه ويژگيهاي شخصيتي است كه او را از مردان و زنان ديگر امتياز مي بخشد. آيا فقط بدين خاطر است كه او دخت رسول خدا و همسر ولي خدا و مادر دو امام همام است هرچند اين ويژگي از امتيازات منحصر به فرد اوست اما اسوه بودن آن حضرت بدين خاطر نيست چرا كه اين ويژگي خارج از اراده و اختيار آن حضرت بوده و قابل تكرار و تحقيق دوباره نيست بلكه به لحاظ خصلتهايي است كه از اراده وهمت او سرچشمه ميگيرد.
به چند نمونه از اين خصائل اشاره مي شود:

1 ـ انيس و مونس پدر
معرفت والاي حضرت زهرا(سلام الله علیها) حتي در سنين كودكي و نوجواني از او شخصيتي ساخت كه با رحلت مادر بزرگوارش انيس و مونس پدرش رسول خدا شود. اين نقش را به گونه اي شايسته ايفا كرد كه لقب « ام ابيها» را دريافت نمود. دختري خردسال اما با معرفت كه توانست نقش مادري فداكار و عاقل و مدبر را ايفا كند و خلا وجودي مادر را براي شخصيتي چون رسول خدا پر كند.
آيا اين نقش آفريني بدون برخورداري از علم و معرفت عقل و درايت تدبير و مديريت امكان پذير است رفتار فاطمه با پدر به گونه اي بزرگوارانه حكيمانه و فداكارانه بود كه پيامبر او را « مادر پدر» ناميد.

2 ـ فعال در عرصه هاي اجتماعي و سياسي
فاطمه زهرا با آنكه دختري كم سن و سال بود اما در انجام رسالت يار و همراه رسول خدا بود. كسي كه پيامبر را در كوران حوادث سهمگين ياري مي كرد و به او آرامش مي بخشيد فاطمه بود.
مردان بزرگ معمولا در موقعيت خويش مرهون بانوان فداكاري هستند كه در كنارشان حضور داشته اند. بانوئي كه پس از خديجه اين نقش را براي رسول خدا ايفا مي كرد فاطمه بود. حضوري در ميدان هاي جهاد و مداواي مجروحان و مشخصا جراحات وارده به رسول خدا و امير مومنان علي (علیه السلام) مايه دلگرمي و آرامش خاطر ايشان و صبر و استقامت او در مصائب و گرفتارهاي دوران مكه مايه استواري پيامبر بود. چنان كه ايستادگي و مقاومت آن حضرت در برابر ظلمها و بي عدالتي ها پس از رحلت رسول خدا و دفاع از حريم ولايت نمونه اي مثال زدني است. به خانه مهاجر و انصار رفتن و آنان را به دفاع از «ولايت» تحريك و تحريض نمودن قاعدين را برترك وظيفه شان شماتت كردن غاصبان و ستمگران را مورد نكوهش قرار دادن شجاعانه در مسجد رسول خدا به ايراد سخن پرداختن و در برابر صاحبان قدرت سكوت نكردن همه و همه نشان دهنده شخصيت و قدرت روحي فاطمه زهرا در عرصه هاي اجتماعي و سياسي است. شخصيتي كه در دفاع از امت و ولايت جان خويش فدا كرد و درس ايستادگي و مقاومت در برابر ظلم و بي عدالتي را به همگان آموخت.
بي شك يكي از بهترين و آشكارترين الگوهاي بشريت در مصاف با ظلم و بي عدالتي و سكوت نكردن در برابر صاحبان قدرتهاي نا مشروع فاطمه زهرا است. اگر فاطمه زهرا در برابر ستم پيشگان نمي ايستاد زينب كبرا درس ايستادگي در برابر ظلم يزيديان را نمي آموخت و حقائق پر افتخار عاشورا به نسلهاي آينده منتقل نمي شد.
سيره فاطمه (سلام الله علیها) الگوي زنان شجاع و انقلابي ملت ايران بود كه با هدايت امام خميني (رض) در برابر رژيم استبدادي پهلوي ايستادند و موجب تهييج مردان در عرصه مبارزه شدند. چه بسيار بانواني كه در اين راه قرباني شدند و نام خود را در طومار پيروان واقعي حضرت ثبت كردند. سيره و سنت فاطمه زهرا و زينب كبري همواره پاسخي بود به جاهلان متنسكي كه انقلابيون را به خاطر دعوت زنان به مبارزه و حضورشان در راهپيمايي ها و تظاهرات شماتت مي كردند! و به بهانه هايي چون اينكه «زن نبايد در مقابل چشمان نامحرمان فرياد بزند مشت گره كند و شعار بدهد» و... به رهبر فقيد انقلاب طعن مي زدند!
گويا اين متحجران از سيره فاطمه زهرا و زينب كبرا بي خبر بودند كه چگونه در مقام «تظلم و دادخواهي» هم در اجتماعي ظ