 پرورش فرزند و در يك كلمه «محوريت اصلي خانواده» است.
پيامبر به هنگام ازدواج علي و فاطمه مسئوليت را بين آن دو تقسيم كرد كارهاي بيرون از خانه برعهده علي و كارهاي داخل خانه بر عهده فاطمه و جالب آنكه فاطمه از اين تقسيم كار اظهار خشنودي كرد.
آن بزرگوار علي رغم شخصيت والاي علمي و معنوي اش ـ كه پس از رسول خدا جبرئيل امين به محضرش شرفياب مي شد ـ هرگز از خانه داري ابايي نداشت و «كار» در محيط خانه را «عار» نمي دانست.
از اينكه با تلاش و مجاهدت شبانه روزي نيازهاي اعضاي خانواده را برآورده سازد و دستانش در اين راه پينه ببندد دريغ نمي ورزيد چرا كه آن را «عبادت» مي دانست. از اين رو توانست دوشادوش علي بن ابيطالب حركت كند و فرزنداني را ترتيب نموده و به بشريت تقديم كند كه افتخار انسانيت اند. فرزنداني كه هر كدام به تنهايي «الگويي» براي بشر ديروز و امروز و فردايند. بدون شك نقش فاطمه زهرا در پرورش چنين فرزنداني اگر بيشتر از علي بن ابيطالب نباشد كمتر نيست.
او بود كه در غياب علي كه غالبا در ميدان هاي جنگ در ركاب پيامبر مي جنگيد به تربيت فرزندان مي پرداخت.
با كمال تاسف امواج دروغين «دفاع از حقوق زن» از دنياي غرب به جهان اسلام نيز رسيده و جوامع اسلامي را تحت تاثير قرار داد. با انگيزه بهره كشي هر چه بيشتر بهره كشي از جسم زنان از يك سو و نيروي كار آنان به ثمن بخس از سوي ديگر سرمايه داران بي وجدان غربي را بر آن داشت تا زنان را از محيط خانه و خانواده به اجتماع بكشانند و چون انگيزه اصلي قابل ابراز و علني كردن نبود به ناچار در زرورقي از «حقوق زن» پيچيدند تا زرق و برق آن فريبنده باشد و افراد ظاهربين را بفريبد. متاسفانه اين ترفند كارگر افتاد و زنان را به محروميتي مضاعف گرفتار كرد.
كسي كه بايد در محيط خانه «نقش محوري» را ايفا كند «بانوي خانواده» باشد «مادري دلسوز و فداكار» براي فرزندان باشد به «كارگري مفت و مجاني» و توسري خور در كارگاه ها و كارخانه ها و زيردست كارفرمايان و «مانكني فريبنده» در بارها و كاباره ها و «عروسكي بزك كرده» در كوچه و خيابان تبديل شد.
ظهور انقلاب اسلامي در قلب خاورميانه عزت و شخصيت زن مسلمان را به او بازگرداند زنان به بركت اسلام هويت واقعي خود در كشوري كه همه چيزش غربي شده بود باز يافتندـ با بازگشت به هويت و فرهنگ اصيل خود در صف مقدم مبارزه با استعمار و استثمار قرار گرفتند و الگوي زنان عالم شدند.
اما نبايد از كنار اين واقعيت تلخ عبور كرد كه هنوز آن امواج دروغين در جامعه ما قرباني مي گيرد. بر اثر تبليغات غربيان و واگو كردن آن توسط غربزدگان «خانه داري» به معناي واقعي آن يعني هسته مركزي «تعليم و تربيت» و كانون «صفا و صميمت» بوده در ميان طيف وسيعي از بانوان ارزش خود را از كف داده است. عده اي گمان مي كنند «اشتغال زن در بيرون خانه» يك ارزش است و «خانه داري» ضدارزش.
در حالي كه «اشتغال براي زنان» در صورتي يك ارزش است كه زن بتواند در كنار مسئوليت اصلي خود از عهده آن برآيد.
زني كه نقش محوري خود را در محيط خانه و خانواده كه كانون «مهر و محبت و عاطفه» است به خوبي ايفا مي كند و نياز روحي و رواني همسر و فرزندانش را برآورده مي سازد چنانكه بتواند مسئوليتي را نيز در اجتماع برعهده بگيرد البته يك ارزش است و بايد از او تقدير كرد.
اما زماني كه به بهاي «اشتغال» خانه و خانواده را قرباني مي شود همسر و فرزند به حال خود رها مي شوند حقوق اعضاي خانواده فداي خواسته هاي شخصي خود مي گردد مسئوليت خود را در قبال فرزندي كه به دنيا آورده اند فراموش مي كنند و حتي براي حفظ موقعيت شغلي خود حاضرند خانه و خانواده را متلاشي كنند نه تنها شايسته تكريم نيستند بلكه دولت اسلامي و جامعه حق دارد آنان را مواخذه كند.
آيا پدر يا مادري كه با انتخاب خود خانواده اي تشكيل داده و فرزنداني به دنيا آورده اند مجازند حقوق فرزندانشان را فداي اميال شخصي خود كنند به خاطر اشتغال يالله خانواده را با طلاق يالله متلاشي كنند و فرزندان را از حق مسلمشان در برخورداري از يك كانون مهر و محبت محروم سازند
استاد شهيد مرتضي مطهري از اينكه «مقام و وظيفه مادري از طرف مادران و حقوق مادري از نظر فرزندان و از نظر علماي اجتماع در عصر ما تحقير و ناشناخته شده» اظهار تاسف مي كرد و با يادآوري اينكه نقش زن منحصر به مادري نيست و زن در اسلام در بسياري از مسائل اجتماعي همدوش مرد است اما «مادري را مهمترين وظيفه و مقام و پست اجتماعي» مي دانست كه بايد در درجه اول وظايف و مقامات اجتماعي زن قرار گيرد.
اين متفكر اسلامي بر اين باور بود كه «شناختن فلسفه مادري بستگي دارد به اينكه ما جنبه هاي اجتماعي و فردي مادري را از لحاظ طبيعي يعني از لحاظ تاثير مادري در مادر و در فرزند و از جنبه هاي اجتماعي يعني از جنبه تاثير مادر در بهبود نسل و يا فساد آن و در تربيت روح فرزندان به واسطه عواطف فوق العاده مادري بشناسيم و براي مهر مادري كه از تمام مهرهاي جهان ممتاز است حكمت و فلسفه قائل شويم و آن حكمت و فلسفه را منحصر به رشد دادن جسم فرزند ندانيم بلكه براي آن جنبه عمومي و اجتماعي قائل شويم و آن را مقدمه اي براي پرورش عاطفي روح فرزند در اجتماع بدانيم»
(يادداشتهاي استاد مطهري ج 7 ص 30 ـ29)
آيا به راستي مي توان از نقش مادري با اين همه آثار و بركاتي كه دارد به سادگي صرفنظر كرد و آن را فداي اشتغال يا هر مسئوليت ديگري نمود !
واقعيت اين است كه پس از پيروزي انقلاب علي رغم بازيافتن شخصيت زن مسلمان بر مقام مادري زن و نقش محوري او در خانواده جفا شده «مادري» و «همسري» تحقير شده و يا لااقل با ارزشهاي ديگر همنشين نشده است و چنين فضايي زيبنده جامعه اسلامي نيست كه حضرت زهرا(س) را الگوي خود مي داند.
روز ولادت آن حضرت را روز زن ناميدن و در حاشيه آن به نقش مادران توجه كردن و با گل و شيريني و خريد كادو از آنان تقدير كردن تنها قدمي كوچك در اين زمينه است.
ارجگذاري به مقام مادران آن است كه قانونگذاران و دولتمردان تمام همت خود را در جهت تحكيم مباني خانواده و مقام و منزلت زني كه خود را وقف خانه و خانواده و همسر مي كند و مادري كه خود را فداي فرزندان مي كند به كار گيرند.
دفاع از حقوق زن اين نيست كه براي آنان به طور مساوي بلكه بيشتر از مردان فرصت هاي شغلي و حتي تحصيلي ـ هر چند در رشته هايي نامتناسب با شان و شخصيت و جسم و جانشان ـ فراهم كنيم و با وجود درصد بالايي از جوانان بيكار در كشور ادارات و سازمانها و كارگاه ها و كارخانجات زنان را ـ نه از روي دلسوزي و دفاع از حقوق زن بلكه ـ به خاطر ارزانتر بودن و ناتواني در دفاع از حقوقشان يا براي ملاحظه مجامع بين المللي به كار گيريم و مقتضيات فرهنگ اسلامي و ايراني را ناديده انگاريم.
زن مسلمان حق دارد كه محيطي توام با آرامش و آسايش داشته باشد نيازهايش برآورده شود فرصت و مجال كافي براي برخورداري از حق و لذت مادي پيدا كند از حقوق او در برابر تجاوزات احتما