 بعضی هم در انتساب او به پدرش مثل ام ابیها (مادر پدرش)[5].
تعابیری هم كه از او در دست است همگی زیبا و در خور شأن اوست از جمله:
- فاطمه - سلام الله علیها - لطیفه ای از عالم لاهوت است، فاطمه - سلام الله علیها - مظهر زنی كامل و نمونه انسانیت و فضیلت است، فاطمه - سلام الله علیها - واجد بوی بهشت است.
- فاطمه - سلام الله علیها - ریحانه یا گلی خوشبوست و رسول خدا - صلی الله علیه و آله - می فرمود من از فاطمه - سلام الله علیها - بوی بهشت را می شنوم.
[1] . خصال صدوق، ج 2، ص 414.
[2] . بحارالانوار ج 23، ص 15.
[3] . بحارالانوار ج 43 ص 10.
[4] . الزهراء(س)، ص 191.
[5] . مناقب ابن شهرآشوب، ج 3، ص 357 و نخبه البیان فی تفصیل سیده النسوان، ص 86.همراه زينب (س )
فضه در تمام مراحل اسارت ، همگام با زينب (س ) سختى ها را به جان خريد. وقتى يزيد، اهل بيت (ع) را از شام به مدينه برگرداند، وى همراه زينب (س ) بود و در سفر دوم حضرت زينب (س ) در سال 62 ه‍ق . نيز به شام رفت .(127) و باقى عمر خود را در اين شهر گذراند. به نظر مى رسد، فضه مدتى نه چندان طولانى بعد از واقعه عاشورا و وفات حضرت زينب (س ) زنده ماند. اما برخى نظريه هاى ديگرى را مطرح مى كنند. يكى از محققان مى نويسد: ((بيست سال بعد از واقعه كربلا زنده بود و جز به قرآن تكلم نكرد. اگر فضه ده سال به خانه فاطمه (س ) آمده باشد و بيست سال پس از واقعه كربلا درگذشته باشد، بايد سن او نود سال بوده و تولدش در حدود طلوع بعثت رخ داده باشد.))(128)
اينكه فضه بيست سال بعد از واقعه كربلا زنده مانده ، دليلى ندارد. شايد او اين مدت را از متن واقعه معروف حفظ قرآن فضه برگرفته است كه فرزندانش مى گويد: مادرمان بيست سال است با قرآن سخن مى گويد: اما بايد دانست ، اين رويداد، احتمالا به دوران بعد از شهادت حضرت فاطمه (س ) مربوط مى شود نه دوران بعد از واقعه كربلا با اين حال مى توان عمر فضه را در هنگام رحلت بين 70 تا 80 سال دانست .(129)<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<html><body><a class="text" href="w:text:152.txt">رحلت فضه و مرقد او</a><a class="text" href="w:text:153.txt">روايات و راويان</a></body></html>رحلت فضه و مرقد او
فروغ ستاره ى درخشان ديار نوبه - سرانجام بعد از دهها سال همراهى با اهل بيت (عليهم السلام ) - رو به افول نهاد و به سراى باقى شتافت . پيكر فضه را بعد از وفات در قبرستان ((باب الصغير)) دمشق به خاك سپردند.(130) مرقد فضه كمى بالاتر از قبر عبدالله فرزند امام صادق (ع) (در حدود صد مترى سمت چپ ) و در انتهاى قبرستان قرار گرفته است . اتاقى كه فضه در آن به خاك سپرده شد، گنبدى سبزرنگ و كوچك داشت و ديوارهايش نيز از سنگ سياه بود. روى سنگ قبرش محفظه اى چوبى قرار داشت كه با پارچه اى سبز پوشيده بود.(131)
محدث قمى به نقل از ياقوت حموى در ((معجم البلدان )) مى نويسد: ((در سمت قبله باب الصغير، قبر بلال بن حمامة و كعب بن احبار و سه تن از همسران پيامبر و قبر فضه كنيز فاطمه (س ) و ابن درداء و ام الدرداء و فضالة بن عبيد و سهل بن حنظله و... است .))
علامه محقق سابقى معتقد است كه : ((همه مورخان در اين كه جناب فضه در باب الصغير مدفون است ، اتفاق دارند، و حتى دو نفر در اين باره اختلاف نكرده اند.))(132)
بر اين اساس ، قبر فضه مورد توجه اولياى خدا و مردم قرار گرفت و اولين زائر قبر او، سيد نفيسه ، همسر اسحاق ، فرزند امام صادق (ع) بود كه در سال 193 ه‍ ق . به زيارت قبر حضرت زينب (س ) رفته بود و قبر فضه را نيز زيارت كرد.(133)روايات و راويان
ستاره فروزان نوبه كه نام درخشان خود (فضه ) را از رسول خدا گرفت ، همنشين و همدم حضرت فاطمه زهرا (س ) بود. ميزان اين علاقه و همراهى تا آنجا گسترش يافت كه او ((باب ))(134) فاطمه زهرا (س ) شد و به اين ترتيب ارتباط بانوان ديگر با فاطمه (س ) از طريق وى صورت مى پذيرفت . مجموعه بانوانى كه از حضرت فاطمه (س ) روايت نقل كرده اند عبارتند از: ((اسماء بنت عميس ))، ((زينب كبرى )) دختر امام على (ع) ((سلمى )) آزاد شده رسول خدا (ص) ((ام سلمه )) هند دختر ابى اميه و همسر رسول خدا (ص)، ((ام كلثوم )) دختر امام على (ع) ((زينب )) دختر ابى رافع و ((فضه )) نوبيه .(135)
فضه نوبيه با اينكه مدتى طولانى از مكتب رسول خدا (ص)، حضرت زهرا (س ) امام حسن ، امام حسين و حضرت زينب (س ) استفاده برد و شايد بخشى از امامت سجاد (ع) را نيز درك كرد، ولى در كتب رجالى و روايى از راويان به شمار نيامده است . برخى به مقام روايى وى اشاره كرده اند كه ابن شهر آشوب و شيخ مفيد از آن جمله اند.(136)
علامه شوشترى در كتاب ((خصائص الحسينيه )) به مقام ((محدثه )) بودن فضه اشاره كرده است و اما برخى از راويان عبارتند از:(137)
((1- على بن ابى طالب (ع):))
فضه از زمان ورود به مدينه و حضور در خدمت فاطمه زهرا (س ) توفيق حضور در محضر اميرمؤ منان (ع) را نيز يافت و ارتباط ولايى بين فضه و اين خاندان باعث شد خاطراتى از فضه توسط على (ع) براى آيندگان باقى بماند. موضوع تقسيم كار فضه با فاطمه زهرا (س )، آوردن هيزم و استجابت دعاى فضه نمونه اى از آن روايات است . متن يكى از اين روايات بدين صورت است .
روى عن الصادق (ع) عن آبائه عن على (ع) قال : ((ان رسول الله (ص) اخدم فاطمة ابنته جارية اسمها فضه النوبية و كان تشاطرها الخدمة ، فعلمها رسول الله (ص) دعاء تدعوا به فقالت لها فاطمة (س ) تعجين او تخبزين ؟ فقالت : بل اعجن يا سيدتى و احتطب فذهبت و احتطبت و بيدها حزمة و ارادت حملها فعجزت فدعت بالدعاء الذى علمها (ص) و هو ((يا واحد ليس كمثله اءحد تميت كل احد و تفنى كل احد و انت على عرشك واحد و لا تاءخذه سنة و لا نوم فجاء اعرابى كاءنه من ازدشنوءة فحمل الحزمة الى باب فاطمه (س ).(138)
از امام صادق (ع) به نقل از على (ع) روايت شده است كه : رسول خدا (ص) براى دخترش فاطمه (س ) خدمتكارى را استخدام كرد كه فضه نوبيه نام داشت و در خدمات با او همكارى مى كرد. پيامبر دعايى به وى ياد داد كه با آن دعا مى كرد.
فاطمه (س ) از او پرسيد: آيا خمير درست مى كنى يا نان مى پزى ؟ گفت : خمير درست مى كنم اى بانوى من و هيزم مى آورم .
او رفت و با دستش هيزم جمع كرد. وقتى خواست بياورد، نتوانست . پس با آن دعايى كه پيامبر ياد داده بود، دعا كرد و آن دعا آن بود ((اى يگانه اى كه كسى مانندش نيست ، همه مى ميرند و فانى مى شوند و تو بر عرش خود يگانه اى و چرت و خواب او را نمى گيرد.))
پس مردى باديه نشين كه از قبيله ازدشنوء بود آمد و هيزم ها را به خانه فاطمه (س ) حمل كرد.
((2- امام صادق (ع)))
امام جعفر (ع) كه به مقتضاى روزگار خويش ، محفل علمى بزرگى تشكيل داده و تشنگان زلال كوثر را از معارف آسمانى خود، سيراب مى ساخت ، نيز به مناسبت هاى گوناگون سرگذشت هايى از فضه را براى دوستداران حقيقت بيان مى فرمود: خبر مربوط به اطلاع تعداد معدودى از جمله فضه از خوابى كه فاطمه زهرا ديده بود، قضيه برخورد علمى فضه با خليفه ، روزه سه روزه و دعاى على (ع) از اين قبيل سرگذشت هاى پاك بانوى نوبه است كه امام صادق (ع) نقل كرده است . متن خبر برخورد علمى وى با خليفه به اين صورت است .
1- روى عن الصادق (ع) انه قال كان لفاطمة جارية يقال لها فضه ، فصارت من بعدها لعلى (ع)، فزوجها من ا