ي! من از پروردگارم شرم دارم كه چيزي از تو درخواست كنم كه توان برآوردن آن را نداشته باشي ماجراي پيراهن شب عروسي كه حضرت زهرا آن را به زني مستمند بخشيد و يا گفتار ماندگار "الجار ثم الدار" وي و... همه گوشه‌اي از ايثارگري‌هاي اين بانوي فرهيخته وبا عظمت است. براساس اسنادي كه در دست و مورد قبول و اتفاق فريقين است خداي در قرآن او را كوثر يا خير كثير ناميدو اساس نزول آن كوتاه كردن شر سخن مشركان از سر پيامبر بود. گل ياس پيامبر؛ مصداق آيه نسائنا، در داستان مباهله است كه بين پيامبر (ص) و مسيحيان نجران پديد آمد. دختر معصوم روضه نبوي مصداق بارز آيه تطهير (انما يريد الله ليذهب عنكم الرجس اهل البيت و يطهركم تطهيراً) در قرآن است. در كتاب صواعق المحرقه، تفسير طبري، و كتب ديگر از رسول خدا نقل شد كه اين آيه درباره من و علي (ع) و حسن و حسين و فاطمه (س) نازل شده است و طبري در تفسير خود 15 روايت به سندهاي مختلف در اين باره ذكر مي‏كند. دردانه رسول اكرم ،مصداق ذي القربي در (قل لا اسالكم عليه اجراً الا المودة في القربي) است ،اومصداق همان ذي القربائي است كه در قرآن مودت او درخواست شده ،به راستي از او خويشاوندتر به پيامبركيست؟
به حقيقت بايد چشم‌ بصيرت‌ داشت‌ تا گوشه‌اي‌ از سراپردة‌ جلال‌ فاطمي‌ را درك نمود. فاطمه براي‌ هر يك‌ از روزهاي‌ هفته‌، دعاي‌ ويژه‌اي‌ داشت‌ و براي‌ تعقيبات‌ نماز هم‌ ادعية‌ خاص‌. دختر وحي،آزاد ساختن‌ بردگان‌ در نظرش كاري‌ بس ارزشمند بود، گردنبندي‌ را كه‌ علي‌ (ع‌) برايش خريده‌ بود، فروخت‌ و با پول‌ آن‌ برده‌اي‌ خريد و آزاد كرد. پيامبر اكرم‌ (ص‌) از اين‌ كار دخترش‌ بسيار شادمان‌ گرديد و او را ستود.
فاطمه زهرا (سلام الله عليها) فرمود: "هر كس عبادت خالص خود را به سوي پروردگار بالا بفرستد، خداوند برترين مصلحت خود را به سوي او مي‌فرستد.

منزلت فاطمه از سخن بزرگان و در كلام وحي
فاطمه (س) را نزد پيامبر احترامي عظيم بود بسي فراتر از احترام پدري به دخترش و اين بگونه‏اي بود كه حيرت ديگران را بر مي‏انگيخت او با آن همه شأن و عظمت دست دخترش را مي‏بوسيد و به گفته عايشه هرگاه كه فاطمه (س) بر پيامبر وارد مي‏شد رسول خدا به احترامش از جاي بر مي‏خاست و پيشاني او را مي‏بوسيد در حين ورود از او جداً استقبال مي‏كرد و يا در حين خروج از محضرش مشايعتش مي‏فرمود.
پيامبر مي فرمايد: او برترين بانوي اسلام و سيده زنان عالم است. گاهي مي‏فرمود فاطمه (س) يك شاخه گل است (ريحانه)؛ زماني مي‏فرمود فاطمه (س) پاره تن من است (بضعة مِنّي)، و گاهي مي‏فرمود فاطمه (س) عزيزترين مردم به نزد من است. مي فرمود دخترم فاطمه را بدان جهت فاطمه ناميدند كه خداوند عزوجل او و دوستانش را از آتش جهنم به دور نگه مى‏دارد،يا مي‏فرمود هر كه فاطمه (س) راشادان كند مرا شادان كرده است، و هر كه فاطمه را بيازارد مرا آزرده است، با اين تذكره كه شادي و غضب رسول خدا، همانند محبت و آزار خداوند است، رسول الله (ص)، بارها و بارها فاطمه (عليها السلام) را ستود و از او تجليل كرد. در مواقع بسياري مي‌فرمود: "پدرش به فدايش باد" و گاه خم مي‌شد و دست او را مي‌بوسيد. به هنگام سفر از آخرين كسي كه خداحافظي مي‌نمود، فاطمه (عليها السلام) بود و به هنگام بازگشت به اولين محلي كه وارد مي‌شد، خانه او بود. گاه در جواب خرده‌گيران، لب به سخن مي‌گشود كه خداوند مرا به اين كار امر نموده و يا مي‌فرمود: "من بوي بهشت را از او استشمام مي‌كنم. "
اى سلمان! كسى كه دخترم فاطمة را دوست داشته باشد در بهشت با من است و كسى كه دشمن او باشد در آتش است. سلمان! محبت فاطمه در صد مورد نافع است[ و مايه نجات] كه آسان ترينش مرگ، قبر، هنگام سنجش اعمال، و... مى باشد. امام صادق عليه السلام مي فرمايد: هر آن كس كه فاطمة را آن گونه كه بايد بشناسد، ليله القدر را درك كرده، و فاطمه را از آن رو فاطمه گفته اند كه مردم از شناخت او عاجزند.
رسول خدا (ص) مي فرمايد: فاطمة فرشته اى در سيماى انسان است، هرگاه مشتاق بوى بهشت مى شوم دخترم فاطمه را مى بويم. ريحانه نبي، گوهري تابناك در منظومه نسل پيامبرو فرشته‏اي است از ملكوت اعلي. او داراي درجه‏اي اعلي است كه در عالم زنان همتائي و در عالم مردان كفوي جز علي (ع) برايش نيست.

صبر فاطمه
كودكى ريحانه رسول (سلام الله عليها) با دوره نخست تبليغ دين در مكه توأم بود. مشاهده پدر كه به ضرب سنگباران زخمى شده بخشى از سهم كودكى فاطمه (س) در رسالت دشوار رسول خدا محمد (ص) بود.
اوج اين سختى، در سه سال محاصره در شعب ابى طالب به وقوع پيوست قضاي الهي، در همان سالهاي تبعيد ومحاصره اقتصادي در شعب، مادر وابوطالب را در يك سال از او جدا كرد، رحلت مادر وابوطالب مسوليت فاطمه رادر قبال پدر، افزود وپيامبراو را (امّ ابيها) مام پدر ناميد. فاطمه زهرا (س) در آن روزها قد برافراشت و با دستهاي كوچك خود غبار محنت را از چهره پيغمبر زدود. دشمن شكمبه شتر يا گوسفند بر سر پدر مي‏ريزد و او با دستهاي كوچك خود آنها را از سر و روي پدر پاك مي‏كند. پدرش را كتك مي‏زنند و او از شدت تاثر مي‏گريد و پدر را نوازش مي‏كند. بر بدن پدرش جراحات وارد مي‏كنند. او همچون پرستاري مهربان بر آن جراحات مرهم مي‏گذاردآغاز نوجوانى در مدينه با جنگ هاى پى درپى عليه مسلمانان همراه شد. ياس نبى در غياب همسر خود كه سردار بى بديل سپاه اسلام بود، بارسنگين كارهاى خانه و رسيدگى به فرزندان خردسال را به دوش مى كشيد. فاطمه همدم‌ رنجها و غصه‌هاي‌ شوهر بود و او را پناه‌ محسوب‌ مي‌شد. علي‌ (ع‌) مي‌فرمود: «وقتي‌ به‌ خانه‌ مي‌آمدم‌ و به‌ زهرا نگاه‌ مي‌كردم‌، تمام‌ غم‌ و اندوهم‌ برطرف‌ مي‌شد. هرگز كاري‌ نكردم‌ كه‌ فاطمه‌ از من‌ خشمناك‌ و ناراحت‌ شود. فاطمه‌ نيز، هرگز مرا خشمناك‌ نساخت‌. داستان دستان زهراى مرضيه (س) كه از چرخاندن آسياب سنگى زخم شده بود و چادر وصله دار حضرتش كه سلمان را به گريه انداخت، همچنين ماجراى شبهاى خانه على عليه السلام كه فرزندان كوچكش گرسنه سر بر بالين مى گذاشتند، گوشه هايى از درد و رنج نوعروس آسمانى اسلام است كه همگى به پاى نونهال اسلام و براى جان گرفتن درخت رسالت بود عزاى غمبار سيدالشهدا عليه السلام كه بزرگترين مصيبت تاريخ بشر است، پيشاپيش، خاندان نبوت را به استقبال خود برد
زهرا عصاره عصمت، آيينه پاكي و زلال كوثر است. فاطمه، ياس نبي است كه شميم همه گلهاي عصمت را از او مي‌بوييم.
كلام آخر و پرسش نگارنده از خوانندگان اين نوشتار آن است كه پاسخ شما به اين سوال چيست؟
تمامي ستارگان برخاك افتاده نام‌ونشاني برمزار خويش دارند، "مدينه‌النبي" "بقيع"، "نجف"، "مشهد الرضا"، "كربلا"، اما نام مزار مادر دلهاي بيقرار ما چيست كه همچنان ناپيداست و با هزاران فانوس اشك هم نمي‌توانيم سراغ آن را بگيريم. آيا پنهان بودن قبر مبارك آن حضرت نشان ازآگاهي‌، درايت‌ و آينده‌ نگري‌ آن حضرت